به گزارش خبرگزاری مهر، روزنامه فرهیختگان نوشت: در مناسبات سیاسی و امنیتی رژیم صهیونیستی، اختلاف بر سر یک تصمیم نظامی در شرایطی اهمیت مضاعف پیدا میکند که زمان اجرای آن با سرنوشت سیاسی تصمیمگیرندگان گره خورده باشد. گزارش شبکه ۱۲ تلویزیون رژیم درباره رویارویی بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر و ایال زمیر، رئیس ستاد ارتش، درست در آستانه انتخابات پنجم آبان ۱۴۰۵ (۲۷ اکتبر) از همین منظر قابلبررسی است. این شبکه به نقل از منابعی که نامشان را فاش نکرد، گزارش داده میان نتانیاهو و ایال زمیر، بر سر دستور جدیدی که میتوانست پیش از انتخابات به تشدید درگیری با جمهوری اسلامی منجر شود، اختلافنظر و مشاجره روی داده است. این شبکه در گزارش خود گفته بود که ایال زمیر خواستار برگزاری جلسهای مفصل و دریافت تضمینهای حقوقی و امضای مقامهای سیاسی پیش از اجرای دستور دریافتی خود شده بود.
درخواست مجوزهای حقوقی مکتوب و نگرانی گزارششده از پیامدهای یک اقدام نظامی علیه ایران، از حساسیتی حکایت دارد که ظاهراً به درون ساختار فرماندهی صهیونیستها نیز راه یافته است. مهمتر اینکه بر اساس گزارش منابع نظامی، بیم بهرهبرداری سیاسی نتانیاهو از جنگ با ایران، در محافل امنیتی اسرائیل نیز مطرح شده است. ارتش رژیم صهیونیستی با این اقدامات به دنبال جلوگیری از سوءاستفاده سیاسی نتانیاهو و دولتش از جنگ برای بقای سیاسی خود است. اما در کنار محتوا، آنچه بر اهمیت این گزارش میافزاید، تکذیب فوری آن از سوی نتانیاهو و یسرائیل کاتس وزیر جنگ رژیم است.
به نظر میرسد این تکذیبیههای فوری، تا حد زیادی صحت خبر را تأیید میکند. اما اگر چنین باشد، آیا این گسل آشکارشده در رأس ساختار قدرت اسرائیل که به محافل رسانهای هم رسیده صرفاً نشانه مهار یک جاهطلبی نظامی است یا پردهای از شکافی عمیقتر و بزرگتر است که ابعاد واقعی آن هنوز آشکار نشده است؟ در ادامه به بررسی تنش و اختلافات کمسابقه ارتش رژیم صهیونیستی با نتانیاهو میپردازیم.
قمار جنگ برای بقای نتانیاهو
اختلاف کمسابقه نخستوزیر و رئیس ستاد ارتش اسرائیل، بر سر احتمال اقدام نظامی علیه ایران، از شکافی در ساختار تصمیمگیری امنیتی تلآویو پرده برداشته که در آستانه انتخابات کنست، اهمیتی فراتر از یک اختلافنظر ساده پیدا کرده است. بر اساس گزارش شبکه ۱۲ تلویزیون اسرائیل میتوان دریافت که رئیس ستاد ارتش بهعنوان یک نیروی نظامی پی برده است که نبرد با ایران تا چه اندازه میتواند هزینهزا باشد. آنچه این گزارش را واجد اهمیت میکند، صرف مخالفت یا اختلافنظر یک فرمانده ساده با اجرای دستور نخستوزیر نیست، بلکه نگرانی مطرحشده در میان فرماندهان ارتش رژیم از انگیزههای سیاسی پشت چنین تصمیمی است.
به نوشته جروزالمپست، منابع آگاه از این اختلاف اعلام کردهاند زمیر و شماری دیگر از فرماندهان نظامی نسبت به بهرهبرداری دولت نتانیاهو از پرونده ایران برای کسب منافع انتخاباتی نگران هستند. سوءظن به اینکه نتانیاهو برای ماندن در قدرت حاضر است خطر جنگ دیگری با ایران را به منطقه و جامعه رژیم صهیونیستی تحمیل کند، به سطح ارتش اسرائیل نفوذ پیدا کرده است. بر اساس روایت منابع نظامی، همین نگرانی به درون عالیترین سطوح فرماندهی ارتش اسرائیل نیز راه یافته است.
فرماندهانی که خود در ساختار نظامی این رژیم مسئولیت دارند و رسالت و ماهیتشان جنگ است حالا به جایی رسیدهاند که از دستاویز شدن نتانیاهو به جنگ برای بقا خستهاند و اکنون از آن بیم دارند که ضرورتهای عملیاتی و بهاصطلاح صلاح رژیم منحوس، قربانی ملاحظات انتخاباتی نخستوزیری شود که آینده سیاسیاش در هالهای از ابهام قرار گرفته است. درخواست زمیر برای دریافت مجوزهای مکتوب نیز در همین چهارچوب معنای ویژهای پیدا میکند.
زیرا ثبت رسمی دستور میتواند مسئولیت تصمیمی پرمخاطره را متوجه مقاماتی کند که فرمان آن را صادر کردهاند. در این میان واکنش فوری نتانیاهو و یسرائیل کاتس، وزیر جنگ اسرائیل به انتشار گزارشها نیز قابلتأمل است. هر دو بهسرعت اختلاف را تکذیب کردند و کاتس تأکید داشت اسرائیل قصد آغاز حمله به ایران پیش از انتخابات را نداشته است. همین دستپاچه شدن در تکذیب خبر این را میرساند که اختلافات به طرز وسیعی آشکار است و تشدید هم پیدا کرده است.
گزارش اولیه اساساً درباره اقدامی نامشخص بود که میتوانست به تشدید درگیری منجر شود، نه لزوماً صدور دستور حمله مستقیم تمایزی که در تکذیبیههای منتشرشده پاسخ روشنی نیافت. این تکذیب شتابزده، بهنوعی اثباتکننده وقوع اختلاف است. گادی آیزنکوت، رئیس پیشین ستاد ارتش و رقیب انتخاباتی نتانیاهو نیز هشدار داده که نباید ارتش به ابزاری برای بقای سیاسی نخستوزیر تبدیل شود. در واقع اهمیت این ماجرا در آن است که تردید نسبت به انگیزههای نتانیاهو، بنا بر گزارشهای منتشرشده، از مرز رقابتهای حزبی عبور کرده و به قلب نهاد نظامی رسیده است. نخستوزیری که سالها پرونده ایران را به یکی از ستونهای قوای سیاسی خود تبدیل کرده، اکنون با این نگرانی در میان فرماندهان عالیرتبه در رژیم صهیونیستی مواجه شده که مبادا سرنوشت یک جنگ تازه به سرنوشت انتخاباتی او گره بخورد. چنین وضعیتی به طور روشن از بحران در امنیتیترین و کلیدیترین نهادهای اسرائیل حکایت دارد.
سایه آمریکا بر ماشه جنگ
باید بدانیم اختلاف نتانیاهو و زمیر را نباید به معنای منتفی شدن احتمال جنگ با ایران تلقی کرد. این اختلاف، هرچند از تنش در ساختار تصمیمگیری امنیتی اسرائیل حکایت دارد، اما تمام معادله را توضیح نمیدهد. واقعیت آن است که تصمیمگیری درباره رویارویی با ایران، مدتهاست از مرزهای تلآویو و قدرت نتانیاهو فراتر رفته و به مناسبات پیچیده قدرت در آمریکا گره خورده است. در این ساختار کاخ سفید، پنتاگون، نهادهای اطلاعاتی آمریکا، کنگره و شبکههای بانفوذ حامی اسرائیل، هرکدام در شکلگیری سیاستهای منطقهای رژیم صهیونیستی نقش مهمی ایفا میکنند. مجموعهای از مناسبات آشکار سیاسی و امنیتی که البته نباید آن را به وجود یک دولت پنهان یهودی با فرماندهی واحد تقلیل داد. عمق این پیوند را میتوان در توافق کمک نظامی ۳۸ میلیارد دلاری آمریکا به اسرائیل برای سالهای ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۸ و همکاری گسترده عملیاتی دو طرف مشاهده کرد.
فارغ از آن اهمیت این مسئله زمانی روشنتر میشود که به گزارش سیام مهر ۱۴۰۵ (۲۲ اکتبر) فایننشالتایمز توجه کنیم. در این گزارش ادعا شده ترامپ با طرح حمله تازه اسرائیل به ایران مخالفت کرده است. چنین گزارشی نشان میدهد حتی نخستوزیر اسرائیل نیز در تصمیمات پرهزینه منطقهای با ملاحظات و محدودیتهای ناشی از مناسبات با واشنگتن مواجه است. مقاومت احتمالی زمیر در برابر تصمیم نتانیاهو را نمیتوان تضمینی برای خاموش ماندن آتش جنگ دانست. شاید فرمانده ارتش بتواند در برابر یک دستور نظامی ترمز موقت بکشد، اما مهار شروع حمله جنگی با تأیید آمریکا صورت میگیرد. تصمیم حمله برای رژیم صهیونیستی به تصمیم یک نخستوزیر و فرمانده محدود نیست. چیدمان و ساختار جنگ در کیلومترها دورتر در میان رهبران کاخ سفید و پنتاگون طراحی میشود.
دست تلآویو رو شد
نکته مهمتر آن است که این اختلافات و تکذیبهای شتابزده، دیگر نمیتوانند دستگاه تصمیمگیری ایران را به خطای محاسباتی بکشانند. تجربه جنگهای تحمیلی گذشته، برای ایران تصویری روشنتر از شیوه بازی سیاسی و امنیتی اسرائیل و آمریکا ترسیم کرده است و این شیوه برای سیاستمداران ایرانی مشخص است. به بیان روشنتر دست اسرائیل برای ایران تا اندازه زیادی رو شده و نمایش اختلاف میان فرماندهان نظامی و مقامات سیاسی، بهتنهایی نمیتواند نشانه فروکشکردن خطر جنگ تلقی شود. رویترز در بیستوهشتم مهر ۱۴۰۵ (۲۰ اکتبر)، به نقل از مقامات ایرانی گزارش داد که تهران همچنان احتمال حملات تازه آمریکا و اسرائیل را جدی میداند. از همین گزارش ساده هم میتوان دریافت که اعتبار سخنان آمریکاییها و صهیونیستها مدتهاست که رنگ باخته و بیاعتمادی عمیقی نسبت به نیت آمریکاییها در میان ایرانیان شکل گرفته است.
این ارزیابی نشان میدهد محاسبات ایران صرفاً بر اظهارات علنی یا تکذیبیههای مقامات اسرائیلی استوار نیست که البته شیوه صحیح و معقول هم همین است. از این نگاه انتشار اخبار اختلاف نتانیاهو و زمیر نیز نباید به معنای پایان تهدید و جنایات رژیم صهیونیستی تعبیر شود، همانطور که لحن تهاجمی نخستوزیر اسرائیل الزاماً به معنای تصمیم قطعی برای آغاز جنگ نیست. افزایش شناخت ایران از الگوهای رفتاری طرف مقابل به معنای مصونیت کامل از غافلگیری نیست. آنچه اهمیت دارد، پرهیز از گرفتار شدن در دو دام متقابل است، نه اطمینان کاذب به آرامش ناشی از اختلافات داخلی اسرائیل و نه واکنش شتابزده به هر تهدید رسانهای. در چنین معادلهای شناخت بازی حریف زمانی ارزشمند است که به محاسبهای دقیق بینجامد، نه آنکه خود به منشأ اطمینانی دقیق تبدیل شود.