به گزارش خبرگزاری ایمنا، نشست چهارجانبه ایران، پاکستان، عربستان و ترکیه روز دوشنبه ۴ آبان ۱۴۰۵ در تهران برگزار شد؛ نشستی که در شرایط افزایش نگرانیها از گسترش بحرانهای منطقهای و احتمال ازسرگیری درگیریها، توجهها را به تلاش کشورهای منطقه برای گفتوگو درباره امنیت و ثبات جلب کرد. حضور مقامهای ارشد سیاسی، نظامی و امنیتی سه کشور در تهران، این نشست را از یک دیدار تشریفاتی فراتر برد و آن را به رویدادی قابلتوجه در معادلات دیپلماتیک منطقه تبدیل کرد.
خالد بن سلمان، وزیر دفاع عربستان، ژنرال عاصم منیر، فرمانده نیروهای مسلح پاکستان و ابراهیم کالین، رئیس دستگاه اطلاعاتی ترکیه، مهمانان این نشست بودند که به میزبانی محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، برگزار شد. مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، نیز با مقامهای سه کشور دیدار کرد و عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، در نشست حضور داشت. به گفته علی باقری، معاون دبیر شورای عالی امنیت ملی، ایده برگزاری این نشست در جریان سفر پیشین عاصم منیر به تهران و در گفتوگو درباره امنیت منطقه مطرح شده بود.
امنیت منطقهای بدون مداخله قدرتهای فرامنطقهای
برگزاری این نشست در شرایطی اهمیت دارد که کشورهای منطقه با مجموعهای از نگرانیهای مشترک، از تنشهای نظامی و پیامدهای تجاوزهای آمریکا و اسرائیل علیه ایران تا وضعیت فلسطین و لبنان، روبهرو هستند. در چنین فضایی، شکلگیری گفتوگو میان کشورهایی که هر یک جایگاهی اثرگذار در معادلات منطقه دارند، میتواند زمینهای برای بررسی اختلافها و یافتن راههای مشترک مقابله با بحرانها فراهم کند؛ هرچند حضور مقامهای ارشد و برگزاری نشست بهتنهایی به معنای دستیابی به توافقهای اجرایی نیست.
اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه، تلاش کشورهای منطقه برای ایجاد ترتیبات امنیتی متناسب با منافع و نیازهای خود را مثبت ارزیابی کرد و بر این نکته تأکید داشت که امنیت پایدار از مسیر همکاری، اعتماد متقابل و مشارکت کشورهای منطقه شکل میگیرد، نه با مداخله قدرتهای خارجی. این دیدگاه، امنیت درونزا را بهعنوان یکی از محورهای اصلی همکاری منطقهای مطرح میکند؛ رویکردی که تحقق آن به تداوم رایزنیها و پذیرش مسئولیت مشترک از سوی کشورهای حاضر نیاز دارد.

از بیانیه مشترک تا آزمون اقدامات عملی
در بیانیه مشترک نشست، شرکتکنندگان بر ادامه گفتوگوها برای تقویت همکاری میان چهار کشور در زمینههای مختلف، از جمله صلح و امنیت منطقهای، توافق کردند. با این حال، در مفاد اعلامشده از نشست، سازوکار عملیاتی مشخص یا تعهد دفاعی مشترکی مطرح نشد. ازاینرو، اهمیت اصلی این رایزنیها را باید در تداوم مسیر گفتوگو و امکان تبدیل تفاهمهای سیاسی به اقدامهای مؤثر جستوجو کرد.
مسعود پزشکیان نیز در دیدار با مقامهای سه کشور، بر ضرورت وحدت کشورهای اسلامی، واکنش مشترک به تجاوزهای اسرائیل، مدیریت اختلافها و اجرای عملی توافقها تأکید کرد. او همچنین گسترش روابط تجاری، علمی و فرهنگی و تقویت همکاریهای منطقهای را ضروری دانست و با انتقاد از مداخله آمریکا و اسرائیل در امور منطقه، بر دفاع ایران از حقوق قانونی خود تأکید کرد. رئیسجمهور با اشاره به برنامه هستهای ایران، بر صلحآمیز بودن فعالیتهای هستهای در چارچوب پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای تأکید کرد و حمله به تأسیسات هستهای به بهانه مذاکره را مردود دانست.
سایه احتمال جنگ بر معادلات منطقه
این نشست در شرایطی برگزار شد که احتمال بازگشت درگیریها همچنان یکی از متغیرهای اثرگذار بر محاسبات امنیتی کشورهای منطقه است. گسترش دوباره جنگ میتواند پیامدهای خود را از حوزه نظامی فراتر ببرد و زیرساختها، مسیرهای انتقال انرژی و مناسبات اقتصادی منطقه را تحت تأثیر قرار دهد. در چنین شرایطی، هرگونه تلاش برای کاهش تنش و ایجاد کانالهای ارتباطی میان کشورهای منطقه میتواند از اهمیت برخوردار باشد؛ اما میزان اثرگذاری آن به توان طرفها برای مهار اختلافها و جلوگیری از گسترش بحران بستگی دارد.
حضور همزمان مقامهای ارشد عربستان، پاکستان و ترکیه در تهران پس از تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران در اسفند ۱۴۰۴ نیز بر اهمیت سیاسی این دیدار افزوده است. این تحول در شرایطی رخ میدهد که روابط امنیتی کشورهای منطقه، از جمله توافق دفاعی اخیر عربستان و پاکستان، بخشی از زمینه گستردهتر تحولات منطقهای را شکل میدهد. با این حال، از حضور این کشورها در یک نشست مشترک نمیتوان نتیجه گرفت که اختلافهای راهبردی میان آنها برطرف شده یا موضعی یکسان در برابر همه بحرانها شکل گرفته است.

یمن، فلسطین و اسرائیل؛ متغیرهای تعیینکننده آینده
در کنار تلاشهای دیپلماتیک، وضعیت یمن، تحولات فلسطین و لبنان، رویکرد اسرائیل و احتمال اقدام نظامی دوباره آمریکا از جمله متغیرهایی هستند که بر آینده امنیت منطقه تأثیر میگذارند. هرگونه ارزیابی از نتایج نشست تهران باید این واقعیت را در نظر بگیرد که بحرانهای منطقهای به یک موضوع محدود نیستند و تصمیمهای هر بازیگر میتواند بر محاسبات دیگر کشورها اثر بگذارد.
نشست تهران را باید در کنار سایر متغیرهای امنیتی و سیاسی منطقه بررسی کرد؛ نشستی که اهمیت نهایی آن نه فقط به برگزاری، بلکه به تداوم گفتوگوها و نتایج عملی آن وابسته است.
توافق پایان ماجرا نیست؛ احتمال شعلهور شدن دوباره جنگ وجود دارد
علیرضا کمیلی، کارشناس مسائل خاورمیانه، در گفتوگو با خبرنگار ایمنا اظهار کرد: در شرایط کنونی، دو موضوع مهم و داغ در تحولات منطقه وجود دارد؛ نخست، احتمال ازسرگیری جنگ و دوم، تحولات مربوط به یمن. کشورهای منطقه میدانند که اگر درگیریها بار دیگر آغاز شود و به سمت هدف قرار دادن زیرساختها پیش برود، زیرساختهای منطقه نیز در معرض حمله قرار خواهند گرفت و شرایط میتواند بهشدت بحرانی شود. به همین دلیل، یکی از نگرانیهای اصلی کشورهای منطقه، پیامدهای احتمالی بازگشت به درگیری نظامی است.
احتمال اقدام جدید رژیم صهیونیستی در سایه تحولات منطقه
وی افزود: برخلاف برخی تحلیلگران که از ابتدا نسبت به توافق بدبین بودند و ارزیابی کامل منفی از آن داشتند، من معتقدم شرایط کنونی را باید با توجه به تحولات میدانی و تغییراتی که در وضعیت حضور آمریکا در منطقه ایجاد شده است، بررسی کرد.
این کارشناس مسائل خاورمیانه ادامه داد: با آسیبدیدن پایگاههای آمریکایی و کاهش نسبی سنگینی حضور و نفوذ نظامی آمریکا در منطقه، خلأیی ایجاد شده که میتواند نگرانیهایی را درباره اقدامات احتمالی رژیم صهیونیستی به وجود آورد. این رژیم ممکن است در چنین شرایطی به دنبال انجام اقدامات جدیدی باشد.
وی با اشاره به وضعیت سیاسی داخلی رژیم صهیونیستی تصریح کرد: نتایج انتخابات و شرایط سیاسی موجود نشان میدهد که تشکیل دولت با چالش مواجه است؛ چراکه دو رقیب اصلی نتوانستهاند به حدنصاب ۶۱ کرسی دست پیدا کنند. در چنین شرایطی، بنیامین نتانیاهو ممکن است چند ماه دیگر نیز در قدرت باقی بماند و فرصت پیدا کند با انجام اقداماتی، زمینه پیروزی خود در دور بعدی انتخابات را فراهم کند. از این منظر، احتمال بروز تحولات و اقدامات جدید در منطقه را نباید نادیده گرفت.

منافع مشترک ایران و یمن؛ توافق برخلاف تحلیلهای بدبینانه
کمیلی با اشاره به تحولات یمن و ارتباط آن با شرایط منطقه اظهار کرد: در شرایط کنونی، ایران و یمن منافع مشترکی دارند و با دشمن مشترکی نیز مواجه هستند. برخلاف برخی تحلیلها در ایران که توافق را اقدامی علیه ایران و جبهه مقاومت ارزیابی میکردند، تحولات میدانی پس از توافق نشان داده است که نمیتوان با چنین نگاه صفر و یکی به موضوع پرداخت.
وی افزود: از روز بعد از توافق، یمنیها حملات خود علیه عربستان را ادامه دادهاند و این روند تا زمان انجام این گفتوگو نیز ادامه داشته است. از سوی دیگر، تاکنون هیچ نیروی خارجی وارد این درگیری نشده و کشورهایی همچون عربستان، پاکستان و ترکیه و مصر نیز اعلام کردهاند که نیرویی اعزام نخواهند کرد و رویکردشان در این زمینه دفاعی است.
این کارشناس مسائل خاورمیانه ادامه داد: مفاد و شرایط توافق را باید در همین چارچوب بررسی کرد. این توافق به معنای آن نیست که در صورت وقوع هر نوع تحول نظامی، همه طرفها از صحنه کنار خواهند رفت؛ بلکه موضوع اصلی، چگونگی واکنش به تحولات احتمالی و شرایطی است که ممکن است در ادامه شکل بگیرد. برای نمونه، اگر تهاجم زمینی به مناطق اشغالی صورت بگیرد، بر اساس آنچه درباره این توافق مطرح شده است، امکان ورود به درگیری وجود خواهد داشت.
چرا نباید توافق را با نگاه صفر و یکی تحلیل کرد؟
کمیلی خاطرنشان کرد: مجموعه این تحولات نشان میدهد که ارزیابی توافق با نگاه کامل بدبینانه یا خوشبینانه، تصویر دقیقی از شرایط منطقه ارائه نمیدهد. برای قضاوت درباره نتایج توافق باید تحولات میدانی، رفتار بازیگران منطقهای، منافع مشترک طرفها و احتمال اقدامات جدید رژیم صهیونیستی را در کنار یکدیگر بررسی کرد.
وی تأکید کرد: شرایط منطقه همچنان متغیر است و احتمال بروز تحولات تازه وجود دارد؛ بنابراین، نمیتوان توافق را بهتنهایی به معنای پایان درگیریها یا حذف تهدیدها دانست. آنچه اهمیت دارد، رصد دقیق تحولات و توجه به پیامدهای احتمالی هرگونه تشدید تنش در منطقه است.

به گزارش ایمنا، آنچه از نشست چهارجانبه تهران و اظهارات مطرحشده درباره آینده منطقه برمیآید، این است که مسیر دستیابی به امنیت پایدار، بیش از هر چیز به تداوم رایزنیها و تبدیل تفاهمهای سیاسی به اقدامهای عملی وابسته است. تأکید چهار کشور بر ادامه گفتوگوها، در شرایطی که نگرانی از بازگشت جنگ همچنان وجود دارد، میتواند نقطه آغاز رایزنیهای گستردهتر باشد؛ اما بهتنهایی تضمینی برای مهار تنشها یا جلوگیری از حملات احتمالی آینده نیست.
از سوی دیگر، تحولات یمن و مواضع بازیگران منطقهای نشان میدهد که امنیت غرب آسیا با تصمیم یک کشور یا توافق میان چند دولت بهطور کامل تعیین نمیشود. رفتار رژیم صهیونیستی و آمریکا، نوع حضور و مداخله قدرتهای خارجی و واکنش کشورهای منطقه، عواملی هستند که میتوانند مسیر تحولات را تغییر دهند. از این منظر، سنجش دستاورد نشست تهران نیازمند بررسی روندهای بعدی و میزان پایبندی طرفها به ادامه همکاریهاست.
در نهایت، تفاوت میان توافق سیاسی و ثبات واقعی در نتایجی آشکار میشود که در میدان عمل به دست میآید. اگر رایزنیهای چهارجانبه به سازوکاری مستمر برای گفتوگو، کاهش تنش و مدیریت بحران تبدیل شود، امکان بررسی راهکارهای مشترک افزایش خواهد یافت؛ اما اگر این روند در سطح دیدارها و بیانیهها باقی بماند، عوامل اصلی بیثباتی همچنان پابرجا خواهند بود. به همین دلیل، آینده امنیت منطقه را باید نه فقط در متن توافقها، بلکه در رفتار و تصمیمهای بعدی بازیگران جستوجو کرد.