به گزارش ایسنا، قادر باستانی در یادداشتی در شرق نوشت: هر روز از تریبونهای رسمی و نیمهرسمی تا رسانهها و شبکههای اجتماعی، با انبوهی از اظهارنظرهایی روبهرو هستیم که بیش از آنکه حاصل سنجش منافع ملی باشند، محصول عطش دیدهشدن و جلب توجه هستند. لابد این عادت، در حوزه امنیت ملی و بهویژه در روزهای نفسگیر و پُرمخاطره کنونی، خطایی پُرهزینه است.
نمونه شایان تأمل، توییت دو روز پیش مسئول کمیسیون امنیت ملی است که به زبان عبری نوشت: اسرائیل را در کمتر از یک ساعت غیرمسکونی میکنیم. واقعا چنین تهدیدی، جز جلب توجه و بازتاب رسانهای، چه دستاورد مشخصی برای امنیت کشورمان دارد؟ آیا نتانیاهو برای امنیتیسازی بیشتر و توجیه سیاستهای تهاجمی خود، از برجستهکردن همین جنس اظهارنظرها بهره نمیبرد؟ آیا این جملات توان دفاعی کشور را افزایش میدهد، دست دستگاه دیپلماسی را پُر میکند یا محاسبات طرف مقابل را به سود ایران تغییر میدهد؟ امنیت ملی صحنهای برای تولید تیترهای جنجالی نیست؛ عرصهای است که هر کلمه میتواند در محاسبات دیگران وارد شود و هزینه آن را ما مردم بپردازیم که نقشی در گفتن آن نداشتهایم.
در سیاست خارجی، هر تهدیدی نشانه قدرت نیست. گاهی تهدید دقیق، معتبر و متناسب با توان واقعی، میتواند بخشی از سازوکار بازدارندگی باشد، اما تهدیدهای حداکثری و کماعتنا به واقعیتهای میدانی، ممکن است نتیجهای معکوس داشته باشد. در شرایطی که دشمنان برای تثبیت تصویر تهدید دائمی جمهوری اسلامی تلاش میکنند، آیا باید بیمحابا گزک تازهای در اختیار آنان گذاشت؟
همچنین واقعیت میدانی باید در این محاسبه حضور داشته باشد. ایران و اسرائیل دو جنگ سنگین را پشت سر گذاشتهاند و شهادت فرماندهان عالیرتبه و فرمانده کل قوا، هزینههای انسانی و خسارتهای امنیتی، واقعیتهایی نیست که بتوان از کنارشان گذشت. پس از چنین تجربههایی، تکرار تهدیدهای بزرگ لزوما قدرت نمیآفریند و چهبسا به فرسایش اعتبار بینجامد. بازدارندگی زمانی مؤثر است که طرف مقابل، امکان تحقق آن را جدی بگیرد.
این پدیده البته محدود به یک فرد یا جریان سیاسی نیست. سالهاست در فضای عمومی با ولعی سیریناپذیر برای اظهارنظر روبهرو هستیم. گویی هرکس درباره هر موضوعی سخنی نگوید، از قافله عقب مانده است. انگار در فضای پرهیاهوی امروز، سکوت و تأمل نشانه عقبماندن از صحنه تلقی میشود و ارزش سخن را نه دقت و فایده آن، بلکه میزان بازتاب، بازنشر و توجهی تعیین میکند که برمیانگیزد؛ همان وضعیت سندرم دیدهشدن که در آن، جمله سنجیده و کمهیجان در سایه میماند، اما عبارت تند و جنجالی بهسرعت دستبهدست میشود و مسئله زمانی جدی و خطرناک میشود که این مسابقه برای جلب توجه، به حوزه امنیت ملی کشیده میشود که بهای یک جمله نسنجیده ممکن است بسیار فراتر از اعتبار چندروزه گوینده باشد.
یکی از نشانههای این آسیب، غلبه تحلیل پالسمحور بر فهم راهبردی است؛ رویکردی که سیاست خارجی را به فرستادن پالس قدرت و پرهیز از ارسال پالس ضعف تقلیل میدهد. در این نگاه، کافی است هر روز موضعی تندتر اعلام کنیم تا موازنه به سود ما تغییر کند. اما سیاست خارجی با رمزگشایی ساده از چند کلمه اداره نمیشود. طرف مقابل نیز اطلاعات، دستگاههای تحلیل، منافع داخلی، محاسبات نظامی و محدودیتهای خودش را دارد. نمیتوان فرض کرد که یک جمله تهدیدآمیز، بهتنهایی تصمیمهای راهبردی او را تغییر خواهد داد. ما شبانهروز اظهارات ترامپ را تحلیل میکنیم و میکوشیم میان حرفهای تبلیغاتی، پیامهای مذاکرهای و تصمیمهای واقعی او تمایز بگذاریم. پس چرا باید تصور کنیم طرف مقابل، همه اظهارات مقامهای ایرانی را بیواسطه و بهعنوان معیار قطعی رفتار آینده کشور تلقی میکند؟ البته سخنان مقامهای رسمی میتواند در ارزیابی تهدیدها مؤثر باشد، اما وزن آن را جایگاه گوینده، زمینه سخن، شواهد عملی و اعتبار پیام تعیین میکند.
مشکل عمیقتر، این تصور است که گفتن هر حرفی هزینهای ندارد و اگر نتیجهای نداشت، دستکم نام گوینده بر سر زبانها افتاده است. در سیاست خارجی، هیچ کنشی بیهزینه نیست. حتی سخنی که در داخل کشور مصرف تبلیغاتی دارد، ممکن است در خارج از مرزها بهعنوان نشانهای از نیت، تصمیم یا رویکرد نظام تفسیر شود. میتوان این وضعیت را به کسی تشبیه کرد که در یک ساختمان، کبریتی روشن میکند تا لحظهای توجه دیگران را جلب کند، بیآنکه نگران باشد جرقه کجا فرود میآید. اگر آتش گرفت، او شاید از صحنه دور شده باشد، اما ساکنان ساختمان باید هزینه خاموشکردن آتش و جبران خسارت را بپردازند. در اظهارنظرهای بیملاحظه هم گاهی منفعت فوری، یعنی شهرت و بازتاب رسانهای، نصیب گوینده میشود، اما هزینه احتمالی آن بر دوش مردم، نیروهای نظامی، دستگاه دیپلماسی و اقتصاد کشور قرار میگیرد. تا زمانی که میان سود شخصی و هزینه عمومی پیوندی برقرار نشود، انگیزه برای تکرار این رفتار پابرجا خواهد ماند.
این آسیب تازه نیست و تاریخ سیاست ایران نمونههای فراوانی از فاصله میان نیت اعلامشده و نتیجه عملی را در خود دارد. گاهی نیز کسانی که خود را دوستدار کشور معرفی میکنند، با رفتار و سخنانشان عملا در مسیری حرکت میکنند که به سود رقیبان و دشمنان ایران تمام میشود. لازم است میان نقد و اتهام تمایز بگذاریم. هر سخن نسنجیدهای نشانه خیانت نیست و هر موضع تندی هم الزاما به زیان کشور تمام نمیشود. اما نیت خوب نیز تضمینکننده نتیجه خوب نیست. معیار ارزیابی باید پیامد قابل پیشبینی رفتار باشد. در حوزه امنیت ملی، مسئولیتپذیری یعنی پذیرفتن این اصل که سخن رسمی یا شبهرسمی، بهویژه از زبان مسئولان صاحبمنصب، میتواند بخشی از محیط تصمیمگیری دیگران را شکل دهد و باید با همین حساسیت سنجیده شود.
راه اصلاح، خاموشکردن صداها یا محدودکردن نقد نیست؛ اتفاقا در سیاست خارجی، نقد کارشناسی و بحث عمومی مسئولانه ضرورت دارد. آنچه باید مهار شود، تبدیل امنیت ملی به میدان رقابت برای جلب توجه است. لازم است سخنگویی رسمی در موضوعات حساس، هماهنگ و روشن باشد. باید میان موضع رسمی کشور، تحلیل کارشناسی و اظهارنظر شخصی مرز روشنی وجود داشته باشد. امنیت ملی جای آزمودن قدرت بیان برای کسب شهرت نیست و البته که عرصه سنجش پیامدها و پذیرش مسئولیت تصمیمهاست. در سیاست خارجی، هر اظهارنظری باید در ترازوی منافع ملی سنجیده شود.
انتهای پیام