دو صندلی و عطش وایرال شدن
«تاکشو» که زمانی بستری برای تضارب آرا بود، حالا بیش از هر چیز درگیر رقابت برای جذب مخاطب، تکرار چهرهها و جلب رضایت اسپانسرها شده است؛ مسیری که در آن گاه عطش دیده شدن جای میل به شنیدن را میگیرد.
صاحبخبر - خبرگزاری فارس-گروه رادیو و تلویزیون: نور و دوربین آماده است و دو صندلی رو به روی یکدیگر قرار میگیرند؛ شاید نقطه شروع یک برنامه گفتوگومحور از اینجا آغاز شود. لحظهای ساده اما عمیق که دو فرد رو به روی یکدیگر مینشینند، باب صحبت را باز میکنند، میشنوند و در نهایت شنیده میشوند.
چند سالی است که این تصویر آشنا و البته قدیمی دوباره در میان مخاطبان جا باز کرده و تب و تاب تولید آن را به جان تولیدکنندگان رسانهای انداخته است. تاکشو یا برنامه گفتوگومحور از جمله فرمهای برنامهسازی است که توانست با تغییر و تحولات زندگی روزمره و احوالات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی کنار بیاید و در شکلهای نوین با حفظ قالب سنتی، همچنان تماشاگر را به عنوان پای ثابت برنامه نگه دارد.
شاید مهمترین دلیل اقبال به این ژانر از برنامهسازی چیزی جز نیاز و میل تماشاگر به گفتوگو نباشد. اهمیتی که نه تنها در نظر مخاطب، که در نظر تهیهکنندگان آثار رسانهای نیز بیش از گذشته آشکار شده است. چرا که فراتر از ظاهر نشستن و حرف زدن، تاکشوها بستری هستند برای بازنمایی زندگی روزمره، دغدغههای نسلی و حتی بازآفرینی مفهوم گفتوگو در جامعهای که بیش از هر زمان دیگری نیازمند شنیده شدن و برقراری ارتباط است.
پیش از آن که امروزه نیز شاهد انواعی از تاکشوهای سرگرمیمحور در فضای پلتفرم و یوتیوب باشیم، تلویزیون به عنوان پرچمدار تولید برنامههای گفتگومحور، باب این نوع از آثار را باز کرد. درحقیقت گفتوگو در تلویزیون کار خود را با تامل و اندیشه پیش برد. این الگوی اولیه بیش از آن که به دنبال سرگرمسازی مخاطب باشد، میکوشید تا در بستر تضارب آرا، تماشاگر را به فکر وا دارد.
کمکم با تغییر ذائقه و میل مخاطب، برنامههای گفتوگومحور نیز مسیری جدید در پیش گرفتند و با چاشنی سرگرمی، به تدریج از مسیر اولیه خارج و به چگونگی جذب تماشاگر فکر کردند. روایتهای شخصی، شوخی، لحظات پیشبینی نشده و ... به گونهای تاکشوها را از شمایل رسمی خود بیرون آورد و آن را به تجربهای صمیمی تبدیل کرد. تولیداتی چون «برمودا» با اجرای کامران نجف زاده و «من ایرانم» با اجرای محمدرضا شهیدیفر، الگوهایی هستند که یک گفتگوی تلویزیونی دارای انسجام را بازتاب میدهند.
در ادامه همین مسیر، چهرههای تازهای به عرصه گفتوگو وارد شدند تا خود را متمایز از سایر پیشکسوتان کنند. امیرحسین قیاسی که این روزها چهره تاکشوهای اینترنتی است، نمونهای از همین اشخاص است. هرچند که قیاسی در ابتدا سبک خاصی از ایجاد گفتوگو را شکل داد و مخاطب به دست آورد، اما به تدریج نسخهای از یک تاکشو ارائه داد که دور از ماهیت آن بود.
کارنامه چند ماه اخیر قیاسی، از اجرای ویژه برنامه جام جهانی تا هم اکنون که یک تاکشو دیگر در نمایش خانگی دارد، حاکی از آن است که نه ساخت یک برنامه گفتوگومحور، بلکه حضور مداوم در این فضا برای جذب مخاطب اهمیت دارد. الگویی که او و سایر هم صنفانش در پیش گرفتهاند، برای شکار لحظههایی است که وایرال میشوند. حضور چهرههای تکراری نیز به این مسئله دامن میزند و چرخهای شکل میدهد که تازگی جریان گفتوگو قربانی ترکیب مهمان و مجری میشود. درحقیقت گفتوگو آنجایی ذبح میشود که منطق وایرال شدن جای منطق گفتوگو را میگیرد.
در این میان نیز نقش اسپانسر و حامیان مالی عامل دیگری از افول این ژانر از برنامهسازی را آشکار میکند. اسپانسرهایی که دیگر حضورشان به چند ثانیه تبلیغ محدود نمیشود و چنان در تار و پود برنامه نفوذ کردهاند که گاهی تشخیص محتوای اصیل را دشوار میکنند. حال این پرسش مطرح است که آیا اسپانسرها تنها هزینه تولید تاکشوهای امروزی را میپردازند یا برنامههای گفتوگومحور به ویترینی برای تبلیغ آنها بدل شدهاند؟ مسئله نه در چرایی وجود اسپانسرها بلکه در حجم آنها میگنجد؛ جایی که برنامه را وادار میکند تا از فرم حرفهای خود جدا شود و تنها نام تاکشو را یدک کشد. #گفتگو#تاک_شو#تلویزیون#سرگرمی#نمایش_خانگی#امیرحسین_قیاسیبمنظور دسترسی پایدار به اخبار و مطالب ما، آخرین نسخه اپلیکیشن خبرگزاری فارس را میتوانید از اینجا و در فروشگاههای «کافه بازار» و «مایکت» دانلود و نصب کنید.
17:09 - 4 آبان 1405
هنررادیو و تلویزیون∎