افسانه کامران، پژوهشگر فرهنگ دیداری در یادداشتی نوشت: نخستینبار است که از مرگ رکب خوردهام. یعنی با آن شمّ نشانهشناسانهام، تا امروز خیال میکردم میتوانم نشانههای مرگ را که بالای سر آدمهای بیمار در هوا بالبال میزنند، ببینم؛ گاهی در خواب و گاهی در بیداری. برای همین، همین چند هفته پیش که آقای راستانی را نشسته بر ویلچر در موزه هنرهای معاصر تهران دیدم، بعد از اینکه او را تا دم خیابان بدرقه کردیم، با اطمینان به زانیار بلوری گفتم: «آقای راستانی خوب میشه!» چون شامهام بوی مرگ را حس نکرده بود؛ در عوض، حواسجمعی، مهربانی و دقتش را حس کرده بودم.

اینکه مصرانه از من درباره کارهایم میپرسید و دوست داشت بداند دقیقاً روی چه موضوعی کار میکنم، نشان میداد که زیر پوست ناتوانی و بیماریاش، شوقی کودکانه هنوز نفس میکشد. بیشتر فکر میکردم محسن راستانی گریم بیماری را بر صورتش زده و همین روزهاست که دستورو بشوید و سر و کلهاش، عین زبلخان، وسط یک سخنرانی یا نمایشگاه پیدا شود؛ میان جمعیت دستش را بلند کند و در جمع بچههایی که یکی دو نسل از او کوچکترند، خیلی جدی سؤال بپرسد. چند بار این کار را با ما کرده بود؟

یادم میآید یک بار در سالانه عکس دانشگاه هنر، درباره «غیاب و عکسهای خانوادگی» حرف میزدم که او از میان جمعیت بلند شد و اعتراض کرد که چرا دانشجویان موضوعی به این مهمی را جدی نمیگیرند. راستش، آقای راستانی عزیز، حالا بچهها عکسهای خانوادگی و یادگاری را زیادی جدی میگیرند! خانواده ایرانی را.
اولین بار این دو کلمه کوچک را روی جلد چرمی سیاهی در کتابخانه هنرهای زیبا دیدم؛ روی پایاننامهای که با ماشین تحریر تایپ شده بود. با اینکه عکسهایش از خانواده ایرانی و تیپنگاری مردم تهران را آن سالها در مجله عکس دیده بودم، فکر نمیکردم آن پژوهش دانشجویی زمینهساز چنین تصاویری بوده باشد. سالها بعد، یک بار ما دو نفر در «انسانشناسی و فرهنگ» درباره خانواده ایرانی حرف زدیم! همانجا بود که فهمیدم انگار این آدم نذر کرده است تا آخر عمرش، برخلاف بسیاری از استادان نسل ما، مشوق و مشتاق جوانهای خجالتی و شهرستانی چون من باشد.

به گمانم، میراث او فراتر از مجموعه عکسها و پروژههایی است که از روزگار دانشجوییاش با سماجت تا امروز ادامه داده است. او برای کسانی که سودای عکاسشدن در سر دارند، الگویی الهامبخش بهجا گذاشته است. عکسهایش را دوست دارم؛ منش خونگرم و جنوبیاش را بیشتر. خاک بر او خوش باد.
انتهای پیام/