«چرایی حمله اوباما به ترامپ» عنوان یادداشت طهمورث غلامی برای روزنامه اعتماد است که در آن آمده: موضعگیری اخیر باراک اوباما، رییسجمهوری پیشین امریکا در جریان کارزار انتخابات میاندورهای ایالاتمتحده در ایالت اوهایو که در جریانش دونالد ترامپ را به واسطه حمله به ایران و سیاستهای نادرستش علیه کشورمان به چالش کشید، از چند منظر قابل تأمل است؛ از یک منظر رییسجمهوری پیشین ایالاتمتحده در جریان این سخنرانی تلاش کرد از میراث خود دفاع کرده و از همین رو تاکید داشت که ایالاتمتحده نباید جنگلی علیه ایران را آغاز میکرد، چراکه پیشتر خود او (اوباما) در قامت رییسجمهوری موفق شده بود بدون شلیک یک موشک به توافق هستهای با ایران در قالب برجام دست یابد؛ توافقی که به ادعای رییسجمهوری پیشین این کشور سرعت پیشرفت برنامه هستهای ایران را متوقف کرده و زمینه را برای تعلیق غنیسازی به میزان مشخص هموار کرده بود، اما به گفته اوباما، ترامپ با خروج از برجام و حمله به ایران صرفا هزینههایی را به این کشور تحمیل کرده و موجب شده تعدادی از سربازان امریکایی کشته یا مجروح شوند. خب بخشی از مواضع رییسجمهوری ایالاتمتحده مبتنی بر واقعیت است و با لحاظ کردن تحولات میدانی میتوان بر آن مهر تایید زد، اما بخش دیگر مواضع او را باید در قالب تبلیغات سیاسی و کارزار میاندورهای کنگره تبیین کرد؛ بدین معنی که بالاخره در شرایط کنونی انتخابات میاندورهای کنگره در جریان است و دوطرف در ایالتهای مختلف کمپینهای مختلف برگزار کرده و تلاش دارند تا با بهچالش کشیدن رویکرد حزب رقیب، آرای خود را افزایش دهند، از همین رو هر کدام از رقبا در جریان این زورآزمایی و در این مسیر مبالغه کرده و از هر اهرمی برای بهچالش کشیدن دیگری دریغ نخواهد کرد. در این میان تصویرسازی اوباما از رویکرد ترامپ بالاخص در ارتباط با ایران از منظری با واقعیتهای حاکم همخوانی دارد، اما از منظری دیگر خود او نیز درگیر چنین اشتباه محاسباتی شده بود، از همین رو مثلا زمانی که آقای اوباما درگیر جنگ لیبی شد رسانهها و چهرههای وابسته به حزب جمهوریخواه تلاش کردند تا او را به جنگطلبی متهم کرده و راهبردش را به چالش بکشند، از همین رو اعلام کردند که اوباما نیز مانند جورج بوش که جنگهای عراق و افغانستان را رقم زد، وارد جنگ لیبی شده است. حال میدان بازی تغییر کرده و چهرههای دموکرات چون اوباما، ترامپ را به واسطه حمله به ایران به چالش میکشند و رسانههای وابسته به حزب دموکرات و چهرههای سیاسی نزدیک به این حزب این تصویر را برای مردم امریکا یادآور میشوند که ترامپ برخلاف وعدههای انتخاباتیاش وارد جنگ شده و در این جنگ شکست خورده است. در این میان نکته قابل تأمل آن است که به طور معمول شکست در جنگ را حزبی برجسته میکند که در ورود بدان رویارویی نقشی نداشته است، بدین خاطر نکته مهمی که باید مدنظر قرار بگیرد آن است که دعواهای سیاسی داخلی امریکا در روزهایی که شاهد کمپینهای انتخاباتی هستیم، نباید مبنای تصمیمگیری قرار بگیرد و نباید باعث شود که ما دچار سوءبرداشت شویم یا در مورد موقعیت و جایگاهی که داریم دچار سوءمحاسبه شویم. زمانی که جورج بوش درگیر جنگ عراق و افغانستان بود، چهرههای دموکراتها تاکید داشتند امریکا شکست خورده و جورج بوش امریکا را وارد درگیری بزرگی کرده یا زمانی که اوباما در لیبی درگیر بود طیف مقابل با توسل به این اهرم رقیب را به چالش میکشید تا آرای بیشتری را به خود اختصاص دهد.
از همین رو و طبیعی است در ایام انتخابات میاندورهای چنین موضعگیریهایی برجسته شود، چراکه هر دو حزب دموکرات و جمهوریخواه تلاش دارند تا جایگاه خود را تقویب کرده و پیروز میدان باشند.
در آخر باید گفت که سخنان آقای اوباما در نقد جنگ و سخنان دیگر سناتورهای دموکرات، چهرههایی چون برنی سندرز، الیزابت وارن و خیلی از نمایندههای حزب دموکرات در کنگره امریکا، در نقد جنگ منجر به دستاورد و منفعت خاصی برای جمهوری اسلامی ایران نخواهد شد، زیرا این موضعگیریها با انگیزههای انتخاباتی به زبان آورده میشود و بدین معنا نیست که آنها تلاش خواهند کرد یا خواهند توانست جلوی جنگ ایران و عراق (در بازه زمانی ریاست بوش) یا رویارویی ایران و امریکا را بگیرند.