گروه بینالملل ایسکانیوز؛ این شکاف از امروز آغاز نشده است. سالهاست که بسیاری از مهاجران احساس میکنند حقوق و صدایشان نادیده گرفته میشود.
1. پرچم آبی اروپا؛ منطقه A، جهان بانکها و پلتفرمها
در مرکز شهرهایی مانند پاریس، برلین و مونیخ، صاحبان بانکها، شرکتهای بزرگ فناوری و پلتفرمهای اینترنتی نشستهاند؛ کسانی که از گردش سرمایه و دادههای مردم سودهای کلان میبرند.
در سخن از مهاجران، گاهی از همدلی گفته میشود؛ اما در عمل، بسیاری از آنان را فقط در نقش نیروی کار ارزان میخواهند: پیشخدمت، راننده پلتفرمها یا نیروی مراقبت و خدمات.
پرچم آبی در این تصویر، نماد جهانی است که سود را بیمرز میخواهد، اما فرصت و امنیت را برای همه به یک اندازه فراهم نمیکند.
2. پرچم فلسطین؛ منطقه B، حاشیهنشینان خشمگین
در حومه پاریس، نئوکُلن برلین و مارکسلوه دویسبورگ، بسیاری از خانوادههای مهاجر زندگی میکنند. نسلهای پیشین در کارخانهها کار کردند و نسلهای بعدی در انبارها، فروشگاهها و خدمات شهری مشغولاند.
به آنان گفته شد ادغام شوید. زبان آموختند، کار کردند و مالیات پرداختند؛ اما هنوز بسیاری برای خانه، اقامت پایدار و برخورداری از احترام برابر با مانع روبهرو هستند. مشکلات مربوط به اقامت، خانواده، طلاق و خشونت خانگی نیز گاه بهاندازهای که باید جدی گرفته نمیشود.
برای بخشی از این معترضان، پرچم فلسطین فقط نشانه یک جغرافیا نیست؛ نماد اعتراض و همبستگی با مردمی است که احساس میکنند صدایشان شنیده نمیشود و سرنوشتشان به دست دیگران رقم میخورد. آنان با این پرچم میگویند: «ما هم دیده شویم و صدایمان شنیده شود».
3. پرچم ملی؛ منطقه C، فراموششدگان وطن
در روستاهای کمجمعیت و شهرهای کوچک، مغازهها بسته میشوند و دسترسی به خدمات عمومی دشوارتر میشود. بخشی از مردم میبینند که سرمایههای بزرگ نجات مییابند، اما نانوایی محله یا کسبوکار کوچک ورشکست میشود.
برای این گروه، پرچم ملی گاه نشانه تعلق و آخرین تکیهگاه هویتی است؛ بهویژه وقتی احساس میکنند دولت و سیاستمداران صدای آنان را نمیشنوند.
جنگ واقعی چیست؟
این شکاف را نمیتوان فقط به درگیری اسرائیل و فلسطین در خاورمیانه فروکاست. بخشی از آن در همین جوامع اروپایی ریشه دارد: در فاصله میان سرمایهای که روزبهروز متمرکزتر میشود و مردمی که با ناامنی شغلی، بحران مسکن و نگرانی درباره آینده دستوپنجه نرم میکنند.
وقتی قوانین اقامت سختگیرانهتر میشوند، دسترسی به کار و زندگی خانوادگی دشوار میشود و مردم احساس میکنند حقوقشان نادیده گرفته شده است، خشم اجتماعی افزایش مییابد.
در این تصویر، منطقه A نظم موجود را میخواهد تا گردش سرمایه ادامه پیدا کند؛ منطقه C خواهان بازگشت مرزها و هویت ملی است؛ و منطقه B در میان این دو میگوید: «دیگر نمیخواهیم فقط نیروی کار ارزان باشیم».
تا زمانی که ثروت و نفوذ اقتصادی در دست گروه کوچکی متمرکز بماند و میلیونها نفر برای اقامت پایدار، نان و مسکنی ساده ناچار باشند تمام توان و سلامت خود را صرف کنند، این سه پرچم همچنان در خیابانهای اروپا دیده خواهند شد.
این پرچمها فقط نمادهای سیاسی نیستند؛ هرکدام حامل احساس تعلق، محرومیت، اعتراض یا ترس از فراموششدناند. برای فهم خشم خیابان، باید صدای مردمی را شنید که پشت این نمادها ایستادهاند.
* دکترای حقوق، وکیل و نویسنده مقیم آلمان
انتهای پیام/