به گزارش گروه رسانهای شرق،
محمد آقاسی: در این تهران شلوغ، گاهی چارهای نیست که حتی برای فرزند زیر سن قانونی هم تاکسی اینترنتی گرفت. آنوقت هستند کسانی که در جلسه یا داخل بیآرتی، چشم از نشانگر متحرک ماشین برنمیدارند. در همین شهر شلوغ و شهرهای شلوغ دیگر، باز هم چارهای نیست جز اینکه لوکیشن آنلاین خود را با یک فرد امن، به اشتراک بگذاریم. اینها مواردی است که برای کسانی که پیشااینترنت را تجربه کردند، شاید گمان نمیکردند هیچگاه اتفاق بیفتد.
جهان پلتفرمی، حتی موقعیت مکانی را نیز به داده و پیامی تبدیل کرده که دیگران میتوانند بخوانند و درباره آن قضاوت کنند. در گذشته، دانستن اینکه کسی کجاست، مستلزم حضور در کنار او، پرسوجو از دیگران یا تماس تلفنی بود. اگر دوست داشتید این حس و حال را بهتر به یاد بیاورید و یا درک کنید، بخشی از فیلم شب بیستونهم حمید رخشانی را ببینید که محترم، در خانه بر روی زمین افتاده و اسماعیل برای خبری از او به کجاها که نمیرود. مکان در پیشاپلتفرمیشدن زندگی، جزئی از حریم خصوصی مطرح بود، اما امروزه و با اشتراکگذاریهای خودخواسته، ثبت خودکار موقعیت و حضور مکانمند در شبکههای اجتماعی اینترنتی، فاصله میان «بودن در یک مکان» و «خبردادن از آن» بسیار کمتر شده است.
اما این موقعیتمندی همیشه هم جغرافیایی نیست. وقتی کسی از رستورانی لوکس یا مغازهای خاص، عکسی یا نشانی را به اشتراک میگذارد، برای مخاطب، نشانهای از سبک زندگی، توان اقتصادی یا نوعی منزلت اجتماعی معنا مییابد. حضور در یک بیمارستان، دانشگاه، فرودگاه یا حتی یک خیابان خاص نیز ممکن است پرسشبرانگیز باشد. نقطه منتشرشده توسط ما، آغاز روایتی است که دیگران میسازند. پس میان مکان و معنای اجتماعی، تمایز باید قائل بود. مکان سخنگو نیست، این مناسبات اجتماعی و انتظارات فرهنگی است که به آن معنا میبخشد. یک کافه برای یک نفر محل کار روزانه، برای دیگری نشانه فراغت و برای فردی دیگر فرصتی برای دیدهشدن است. بنابراین، لوکیشن دیگر صرفا دادهای جغرافیایی نیست، بلکه دادهای است که در زمینه روابط اجتماعی تفسیر میشود. با این نگاه، لوکیشن، بخش تازهای از معرفی و نمایش خود است.
اما ماجرا به دیدهشدن ختم نمیشود. موقعیت مکانی گاهی به ابزاری برای تنظیم روابط عاطفی تبدیل میشود. ارسال لوکیشن زنده برای اطمیناندادن به یک دوست یا عضو خانواده، میتواند نشانه اعتماد و مراقبت باشد. همان امکان در رابطهای دیگر، ممکن است به مطالبه دائمی پاسخگویی و کنترل رفتوآمد تبدیل شود. پرسش «کجایی؟» دیگر لزوما با یک پاسخ کلامی پایان نمییابد. میتوان انتظار داشت فرد نقطهای روی نقشه بفرستد و حتی حرکت خود را در طول زمان قابل مشاهده کند. این تحول با دگرگونی تجربه غیاب نیز ارتباط دارد. در روابط پیش از گسترش فناوریهای مکانمند، ندانستن اینکه دیگری دقیقا کجاست، بخشی معمول از زندگی بود. اکنون امکان دانستن، انتظار دانستن را هم افزایش داده است. وقتی دسترسی فنی فراهم است، پنهانماندن میتواند نیازمند توضیح شود. به این ترتیب، مسئله فقط کاهش حریم خصوصی نیست؛ تغییر در تعریف رابطه و انتظارات متقابل است. آیا اعتماد یعنی بتوانیم مکان دیگری را بدانیم یا یعنی بتوانیم بدون دانستن دائمی آن، به رابطه اعتماد کنیم؟ از منظر جامعهشناسی، اهمیت این پدیده در آن نیست که تلفن همراه میتواند جای ما را نشان دهد؛ اهمیت در این است که مکان، بیش از گذشته وارد گردش روزمره اطلاعات اجتماعی شده است. موقعیت جغرافیایی به بخشی از خودارائهگری، تنظیم روابط، تولید منزلت و اعمال نظارت تبدیل میشود. مکان دیگر صرفا ظرف کنش اجتماعی نیست؛ در برخی موقعیتها، خودش به ماده خام کنش ارتباطی بدل میشود. ممنوعکردن اشتراکگذاری مکان یا بدگمانشدن به هر نشانه دیجیتال نتیجه خوبی برای این نوشته نیست. بازشناختن فاصله میان امکان فنی و حق اجتماعی، مطلبی است که برجسته شده است. اینکه دانستن موقعیت یکدیگر تا کجا بخشی از مراقبت و هماهنگی است و از کجا به مطالبهای دائمی تبدیل میشود را باید بازآرایی کرد. یعنی در جهانی که میتوانیم مکان یکدیگر را ببینیم، مهمترین پرسش این خواهد بود: «چه زمانی حق دارم ندانم کجایی؟».
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.