شناسهٔ خبر: 80247766 - سرویس اجتماعی
نسخه قابل چاپ منبع: | لینک خبر

صدایی که شنیده نمی‌شود، کجا می‌رود؟

یادداشتی درباره مارپیچ سکوت و متن‌های پنهان در یوتیوب فارسیوقتی سکوت، خودخواسته می‌شودالیزابت نوئل-نوی‌مان، پژوهشگر علوم ارتباطات، در نظریه «مارپیچ سکوت» نشان داد که افراد وقتی احساس کنند عقیده‌شان در اقلیت است، به‌طور غریزی از بیان آن خودداری می‌کنند تا منزوی نشوند. این ترس از انزوا نه فقط در فضای عمومی، بلکه در فضای آنلاین نیز عمل می‌کند. در یوتیوب فارسی، کسی که می‌داند موضوعش «حساس» است، پیش از آنکه ویدیو بسازد، مارپیچ سکوت را در ذهن خود اجرا کرده است.نکته مهم اینجاست که سانسور پیشینی وجود ندارد. یوتیوب محتوای منتشرشده را پیش از انتشار بررسی نمی‌کند و پلتفرم به‌خودی‌خود دروازه‌بان محتوا نیست. اما چیزی قوی‌تر از سانسور رسمی عمل می‌کند: ترس از پیامد. سازنده پیش از روشن کردن دوربین، هزینه‌های احتمالی گفتن را محاسبه می‌کند و اغلب به این نتیجه می‌رسد که سکوت، یا گفتنِ ناقص، گزینه‌ی امن‌تری است.متن پنهان؛ آنچه در پس‌پرده گفته می‌شودجیمز اسکات، انسان‌شناس و دانشمند علوم سیاسی، در کتاب «سلطه و هنر مقاومت» مفهوم «متن پنهان» را پیش می‌گذارد. از نگاه او، فرودستان در برابر فرادستان یک «نمایش عمومی» آیینی اجرا می‌کنند، اما در پس‌پرده و در فضاهای امن، متن دیگری می‌گویند که فقط برای خودی‌هاست. هرچه قدرت تهدیدآمیزتر باشد، نقابی که فرودستان بر چهره می‌گذارند ضخیم‌تر است.یوتیوب فارسی پر از «متن پنهان» است.

صاحب‌خبر -
صداهایی که در ویدیو شنیده نمی‌شوند، در کامنت‌ها زیر پست‌های بی‌ربط ظاهر می‌شوند. در استوری‌های موقتی اینستاگرام. در گروه‌های تلگرامی بسته. در تماس‌های صوتی شبانه. جایی که دوربین نیست و میکروفون روشن نمی‌شود. این جابه‌جایی نه تصادفی، بلکه ساختاری است: صدا به دنبال امن‌ترین مسیر برای بیان خود می‌گردد. خودسانسوری چندوجهی؛ وقتی تصویر جای صدا را می‌گیرد یک لایه دیگر نیز وجود دارد که مختص رسانه‌های چندوجهی است: خودسانسوری چندوجهی. یوتیوب فارسی این امکان را دارد که سانسور در یک وجه (مثلاً صدا) رخ دهد اما همان محتوای سانسورشده در وجه دیگر (مثلاً متن روی تصویر) باقی بماند. یعنی سازنده چیزی می‌گوید، اما چیزی دیگر را نشان می‌دهد. یا برعکس. صدا در زیرنویس زندگی می‌کند، زیرنویس در تصویر. این چندپارگی، راهبردی ناخودآگاه برای بقا در فضایی است که در آن بیان صریح، هزینه‌بر است. حوزه‌های عمومی فرعی؛ نفس کشیدن در حاشیه نانسی فریزر، فیلسوف فمینیست و نظریه‌پرداز حوزه عمومی، مفهوم «حوزه‌های عمومی فرعی» را پیش می‌گذارد: فضاهای گفتمانی موازی که گروه‌های حاشیه‌ای در آن‌ها روایت‌های خودشان را می‌سازند، دور از چشم حوزه عمومی مسلط. در یوتیوب فارسی، این فضاها وجود دارند — کانال‌های کوچک با چند هزار مشترک، پادکست‌های زیرزمینی، حلقه‌های بسته بحث. صداهایی که در میدان اصلی شنیده نمی‌شوند، در این حاشیه‌ها نفس می‌کشند. این حوزه‌های فرعی، جایگزین حوزه عمومی مسلط نیستند، اما امکان بقای گفتمان‌های حاشیه‌ای را فراهم می‌کنند. آن‌ها فضایی هستند برای آزمودن ایده‌ها، ساختن واژگان مشترک و حفظ حافظه جمعی. بدون این حاشیه‌ها، صداها به‌کلی خاموش می‌شدند. پاسخ به پرسش: صداها ناپدید نمی‌شوند، جابه‌جا می‌شوند
پس پاسخ پرسش ما این نیست که صداها «کجا می‌روند». صداها ناپدید نمی‌شوند، جابه‌جا می‌شوند. از ویدیو به کامنت. از کامنت به گروه خصوصی. از گروه خصوصی به گفت‌وگوی چهره‌به‌چهره. از یوتیوب به زندگی روزمره. و در این جابه‌جایی، شکل‌شان عوض می‌شود، لحن‌شان عوض می‌شود، حتی زبان‌شان عوض می‌شود. اما سکوت نمی‌شوند. فقط جای دیگری نفس می‌کشند. این جابه‌جایی، هم نشانه ضعف است و هم نشانه مقاومت. ضعف، از آن جهت که صداها مجبور به پنهان‌کاری می‌شوند. مقاومت، از آن جهت که صداها راه‌های تازه‌ای برای شنیده شدن پیدا می‌کنند. یوتیوب فارسی، با همه محدودیت‌هایش، تنها میدان نبرد نیست؛ یکی از میدان‌های نبرد است. و در این نبرد، سکوت به معنای نبود صدا نیست — به معنای تغییر مکان صدا است. آنچه در یوتیوب فارسی رخ می‌دهد، تنها یک مسئله فنی یا پلتفرمی نیست. بازتابی است از ساختارهای عمیق‌تر قدرت و ترس. برای فهم آن، باید به‌جای پرسیدن «چرا این صدا شنیده نمی‌شود؟»، بپرسیم «این صدا کجا می‌رود و چه شکلی می‌گیرد؟». پاسخ این پرسش، ما را به درک بهتری از پویایی‌های سکوت و بیان در فضای دیجیتال فارسی می‌رساند. ️محمد جواد ازغنده
22:00 - 3 آبان 1405
∎​