شناسهٔ خبر: 80244987 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: جام‌جم آنلاین | لینک خبر

ناگویا منهای بازی‌های آسیایی

ناگویا در یک‌ماه گذشته میزبان دو رویداد بزرگ ورزشی بود؛ ابتدا بیستمین دوره بازی‌های آسیایی و سپس پنجمین دوره بازی‌های پاراآسیایی. شهری که در این مدت از هزاران ورزشکار، مربی، خبرنگار، گردشگر و مسافر پذیرایی کرد و نگاه بخش بزرگی از آسیا را به خود دوخت، اما بیرون از ورزشگاه‌ها، دور از سکو‌های قهرمانی و هیاهوی مدال‌ها، ناگویای دیگری جریان داشت؛ شهری که شناخت آن برای مسافران می‌تواند به‌اندازه تماشای رقابت‌های ورزشی جذاب باشد. جایی که نظم تنها به مدیریت رویداد‌های بزرگ محدود نمی‌شود، بلکه در جزئی‌ترین رفتار‌های روزمره شهروندان ریشه دوانده است. ناگویا در یک‌ماه گذشته میزبان دو رویداد بزرگ ورزشی بود؛ ابتدا بیستمین دوره بازی‌های آسیایی و سپس پنجمین دوره بازی‌های پاراآسیایی. شهری که در این مدت از هزارا...

صاحب‌خبر -
به گزارش جام جم آنلاین؛ در ناگویا، نظم شهری پیش از آن‌که در تابلو‌های هشدار یا حضور مأموران دیده شود، در رفتار مردم خودنمایی می‌کند. از شیوه رانندگی و عبور از خیابان گرفته تا استفاده از وسایل حمل‌ونقل عمومی، دورریختن زباله و حتی حمل یک کوله‌پشتی، مجموعه‌ای از قواعد آشکار و پنهان وجود دارد که زندگی میلیون‌ها نفر را در کنار یکدیگر سامان می‌دهد.
 
در این شهر، آنچه بیش از ساختمان‌های بلند یا فناوری پیشرفته جلب توجه می‌کند، رفتار آدم‌هاست. گویی میان شهروندان توافقی نانوشته وجود دارد: هیچ‌کس نباید بی‌دلیل آرامش دیگری را برهم بزند.
 
 
سکوت در اتوبوس و مترو؛ احترام به فضای مشترک
این توافق را می‌توان در فضای یک اتوبوس شهری احساس کرد. مکالمه تلفنی در اتوبوس‌های ناگویا برخلاف آداب پذیرفته‌شده حمل‌ونقل عمومی است و ممکن است با تذکر راننده همراه شود. حتی گفت‌وگوی بلند با مسافر کناری نیز رفتاری نامناسب تلقی می‌شود.
 
برای مسافران خارجی، چنین حساسیتی ممکن است پرسش‌برانگیز باشد. آیا حرف‌زدن با تلفن در اتوبوس جرم است؟ لزوماً نه. این رفتار بیش از آن‌که موضوع یک ممنوعیت کیفری سراسری باشد، به آداب استفاده از حمل‌ونقل عمومی و مقررات شرکت‌های خدمات‌رسان مربوط می‌شود. در ژاپن، سکوت نسبی مسافران بخشی از احترام به فضای مشترک است؛ فضایی که قرار نیست به محل گفت‌و‌گو‌های شخصی و پرسروصدا تبدیل شود.
 
همین منطق را در قطار و مترو هم می‌توان دید. مسافران اغلب آرام‌اند و صدای موسیقی از تلفن‌های همراه کمتر شنیده می‌شود. این ملاحظه حتی در شیوه حمل وسایل شخصی نیز دیده می‌شود. در واگن‌های شلوغ، بسیاری از مسافران کوله‌پشتی خود را از پشت برمی‌دارند و مقابل بدن نگه می‌دارند تا هنگام حرکت یا چرخیدن، به دیگران برخورد نکند. رفتاری کوچک که نه هزینه‌ای دارد و نه به امکانات پیچیده نیازمند است، اما در فضای محدود قطار، آسایش بیشتری برای دیگران فراهم می‌کند.
 
در فرهنگ ژاپنی عبارتی شناخته‌شده وجود دارد که می‌گوید: «برای دیگران مزاحمت ایجاد نکن.» این عبارت را می‌توان یکی از کلید‌های فهم بسیاری از رفتار‌های اجتماعی مردم ژاپن دانست.
 
 
خیابان؛ فضایی با قواعد مشترک
بیرون از فضای وسایل حمل‌ونقل عمومی نیز جلوه‌های روشنی از این فرهنگ به چشم می‌خورد؛ به‌ویژه در خیابان‌ها، جایی که موتورسیکلت، برخلاف آنچه ممکن است از وسیله‌ای کوچک و چابک انتظار برود، امتیاز ویژه‌ای برای عبور از میان خودرو‌ها ندارد.
 
موتورسواران ناگویا عموماً مانند دیگر وسایل نقلیه در مسیر خود حرکت می‌کنند، پشت چراغ قرمز در امتداد خودرو‌ها می‌ایستند و فاصله ایمن با وسیله نقلیه جلویی را حفظ می‌کنند. عبور از فضا‌های باریک میان خودرو‌ها برای جلو افتادن، حرکت از کنار جدول یا تبدیل پیاده‌رو به مسیر عبور، در خیابان‌های مورد مشاهده رفتاری رایج نبود. این نظم، به‌ویژه در تقاطع‌ها، تصویری قابل‌توجه از رابطه موتورسیکلت با خیابان ایجاد می‌کند: وسیله‌ای که کوچک‌تر است، اما خود را بیرون از قواعد مشترک ترافیک نمی‌بیند.
 
استفاده از کلاه کاسکت نیز تقریباً همگانی به نظر می‌رسد. کلاه ایمنی برای موتورسواران در ژاپن الزام قانونی دارد و رعایت گسترده آن نشان می‌دهد چگونه یک الزام می‌تواند به رفتاری عادی و تثبیت‌شده تبدیل شود؛ رفتاری که دیگر نیازی به یادآوری دائمی ندارد.
 
البته نباید همه این رفتار‌ها را صرفاً به فرهنگ نسبت داد. قوانین راهنمایی و رانندگی، نظارت، آموزش و ساختار معابر نیز در شکل‌گیری چنین الگویی نقش دارند. اهمیت موضوع در پیوند همین عوامل است؛ جایی که قانون و رفتار اجتماعی یکدیگر را تقویت می‌کنند.
 
در تقاطع‌های ناگویا، احترام به چراغ راهنمایی فقط به رانندگان محدود نمی‌شود. عابران پیاده و دوچرخه‌سواران نیز معمولاً پشت چراغ قرمز توقف می‌کنند؛ حتی وقتی خیابان خلوت است و خودرویی عبور نمی‌کند.
 
در چنین موقعیتی، رعایت قانون تنها نتیجه ترس از برخورد با وسیله نقلیه نیست، بلکه به پذیرش قاعده‌ای مشترک مربوط می‌شود؛ قاعده‌ای که اعتبارش به شلوغ یا خلوت‌بودن خیابان وابسته نیست.
 
این نظم رفتاری، در کنار زمان‌بندی دقیق شبکه حمل‌ونقل قرار می‌گیرد. قطار‌ها و اتوبوس‌های شهری ژاپن به وقت‌شناسی شهرت دارند و برنامه حرکت آنها، زندگی روزمره را پیش‌بینی‌پذیرتر می‌کند. هرچند تأخیر و اختلال در این شبکه نیز رخ می‌دهد، اصل برنامه‌ریزی بر این استوار است که مسافر بتواند روی زمان اعلام‌شده حساب کند. در چنین ساختاری، وقت‌شناسی فقط ویژگی یک سازمان خدماتی نیست؛ بخشی از رابطه متقابل شهروند و شهر است.
 
 
پاکیزگی خیابان‌ها بدون سطل‌های فراوان
وجه دیگری از این رابطه در نظافت معابر آشکار می‌شود. خیابان‌های ناگویا در بسیاری از نقاط تمیزند، در حالی که سطل‌های زباله عمومی در سطح شهر چندان فراوان نیستند. این وضعیت در نگاه نخست تناقض‌آمیز است: چگونه شهری با سطل‌های زباله نسبتاً کم، چنین ظاهر پاکیزه‌ای دارد؟
 
بخشی از پاسخ را باید در یک انتظار اجتماعی رایج جست‌و‌جو کرد: «زباله خودت را با خودت ببر.»
 
در این نگاه، مسئولیت فرد در قبال پسماند با پایان مصرف یک کالا تمام نمی‌شود. اگر سطل مناسبی در دسترس نباشد، انتظار می‌رود زباله تا رسیدن به محل مناسب همراه فرد باقی بماند. چنین رفتاری در کنار نظام تفکیک پسماند، جمع‌آوری منظم زباله و خدمات شهری، به حفظ پاکیزگی محیط کمک می‌کند.
 
نظافت شهر البته تنها حاصل اخلاق فردی نیست. هیچ کلان‌شهری را نمی‌توان بدون مدیریت مؤثر پسماند تمیز نگه داشت. آنچه در ناگویا جلب توجه می‌کند، همراهی زیرساخت و رفتار شهروندی است؛ دو عاملی که نبود هرکدام می‌تواند تلاش دیگری را کم‌اثر کند.
 
 
اول پارکینگ، بعد ماشین
در موضوع پارک خودرو نیز همین پیوند میان قانون و مدیریت فضا دیده می‌شود. یکی از مقررات قابل‌توجه ژاپن، الزام به اثبات وجود محل پارک برای ثبت بسیاری از خودرو‌های شخصی است؛ قاعده‌ای که به زبان ساده می‌توان آن را چنین بیان کرد: «اول پارکینگ، بعد ماشین.»
 
در خیابان‌ها و کوچه‌های ناگویا، خودرو‌های رهاشده در محل‌های نامناسب کمتر به چشم می‌آیند و استفاده از معابر عمومی به‌عنوان محل دائمی نگهداری خودرو با محدودیت‌های قانونی روبه‌روست.
 
براساس نظام گواهی محل نگهداری خودرو، موسوم به شاکوشو میشو، متقاضی ثبت خودرو در بسیاری از مناطق باید نشان دهد که جای پارک قانونی و مناسبی در اختیار دارد. این مقررات بسته به منطقه و نوع خودرو استثنا‌هایی دارد، اما فلسفه اصلی آن جلوگیری از تبدیل معابر عمومی به پارکینگ دائمی خودرو‌های شخصی است.
 
در نتیجه، خیابان خلوت مقابل خانه لزوماً جای پارک شبانه خودرو نیست. محدودیت‌هایی برای توقف طولانی‌مدت و استفاده از معابر به‌عنوان محل نگهداری خودرو وجود دارد و پارکینگ‌های اختصاصی، عمومی، طبقاتی و مکانیزه بخشی از نیاز شهر را پاسخ می‌دهند.
 
این سیاست، مالکیت خودرو را به مسئولیت استفاده از فضای شهری پیوند می‌زند. خیابان قرار است محل حرکت و دسترسی باشد، نه انبار خودروها؛ همان‌طور که پیاده‌رو باید امکان عبور عابران را فراهم کند و مسیر دوچرخه نباید با توقف‌های نامناسب مسدود شود.
 
البته ناگویا شهری خالی از خودرو یا ترافیک نیست. این کلان‌شهر در قلب استان آیچی، یکی از مهم‌ترین قطب‌های خودروسازی ژاپن، قرار دارد؛ منطقه‌ای که کارخانه‌های بزرگی از جمله تویوتا و میتسوبیشی در شهر‌های اطراف آن فعالیت می‌کنند و شبکه گسترده‌ای از صنایع قطعه‌سازی را در خود جای داده است. بااین‌حال، آنچه در بسیاری از معابر جلب توجه می‌کند، نه نبود خودرو، بلکه شیوه سامان‌یافتن حضور آنهاست.
 
 
نظم شهری؛ حاصل همراهی قانون و فرهنگ
بااین‌همه، نباید تصویری بی‌نقص و آرمانی از ناگویا ساخت. این شهر نیز مانند هر کلان‌شهر دیگری با مسائل ترافیکی، فشار‌های اقتصادی، نیاز‌های متفاوت شهروندان و چالش‌های زندگی مدرن روبه‌روست. با وجود این، ویژگی برجسته زندگی شهری در ناگویا را می‌توان در یک اصل خلاصه کرد: استفاده از فضای عمومی، با مسئولیت در برابر دیگران همراه است.
 
موتورسوار با رعایت مسیر و فاصله، عابر با احترام به چراغ راهنمایی، مسافر با پایین نگه‌داشتن صدا، شهروند با نگهداری زباله و مالک خودرو با تأمین محل پارک، هرکدام سهمی در نظم شهر برعهده می‌گیرند. این رفتار‌ها به‌تنهایی شاید چندان چشمگیر نباشند؛ اهمیت‌شان زمانی آشکار می‌شود که میلیون‌ها بار در طول روز تکرار شوند.
 
بازی‌های آسیایی و پاراآسیایی با تمام هیاهو و مدال‌هایشان به پایان رسیده‌اند، اما زندگی در ناگویا با قواعدی ادامه پیدا می‌کند که نه در جدول مسابقات ثبت می‌شوند و نه به سکو و جایزه نیاز دارند؛ قواعدی که از پشت چراغ قرمز تا سکوت واگن‌های مترو، از پاکیزگی پیاده‌رو‌ها تا نظم پارک خودروها، هر روز تکرار می‌شوند. شاید راز نظم این شهر همین باشد؛ قانونی که تنها روی کاغذ نمانده و به بخشی از عادت‌های مردم تبدیل شده است.
∎​