جام جم آنلاین، اکنون، با گذشت ۲۴۰ شب از آغاز جنگ تحمیلی اسرائیلی ـ آمریکایی، میدانهای پایتخت همچنان میزبان مردمی است که با تکیه بر احساس تعلق به سرزمین خود، قرار شبانهشان را ادامه میدهند؛ حضوری که همزمان با تأکید مقام معظم رهبری بر استمرار حضور آگاهانه و بازدارنده ملت مبعوث در تجمعات میدانی، به یکی از جلوههای پررنگ مشارکت اجتماعی در روزهای جنگ تبدیل شده است.
۲۴۰ شب حضور، تنها روایت تکرار چند تجمع نیست؛ حکایت پایداری مردمی است که در روزهای دشوار، میدان را فرصتی برای ابراز تعلق به ایران، اعلام همبستگی با یکدیگر و تأکید بر حفظ انسجام ملی میدانند. در این شبها، خیابانها و میدانهای شهر فراتر از مسیرهای معمول رفتوآمد، به محل تلاقی احساسات، دغدغهها و اراده جمعی شهروندان تبدیل شدهاند؛ جایی که خانوادهها، جوانان و گروههای مختلف مردم، در کنار یکدیگر، با در دست داشتن پرچم ایران، همخوانی شعارها یا صرفاً با حضور خود، پیام همراهی و همدلیشان را بیان میکنند.
در میان همه شعارها و صحنههای شکلگرفته در این اجتماعات، نام ایران بیش از هر چیز به گوش میرسد؛ نامی که برای حاضران، یادآور سرزمینی با پیشینهای مشترک، خاطراتی جمعی و آیندهای است که سرنوشت آن به تلاش و مسئولیتپذیری همگان گره خورده است. از این منظر، حضور شبانه مردم را میتوان جلوهای از تلاش برای حفظ روحیه جمعی در شرایطی دانست که جنگ، نگرانیها و دشواریهای متعددی را به زندگی روزمره تحمیل کرده است.
استمرار این حضور، بهویژه در شرایطی که گذر روزها با خستگی، فشارهای اقتصادی و نگرانیهای ناشی از جنگ همراه است، معنایی فراتر از حضور فیزیکی در میدان پیدا میکند. برای بسیاری از حاضران، این قرار شبانه فرصتی است تا در کنار دیگران، احساس تعلق خود به جامعه را تقویت کنند و نشان دهند که در روزهای دشوار، پیوندهای اجتماعی همچنان میتوانند پشتوانهای برای امید و تابآوری باشند.
میدانهای تهران در این شبها، تصویری از همراهی و همصدایی بخشهایی از جامعه را به نمایش میگذارند؛ تصویری که اهمیت آن تنها در تعداد شبهای سپریشده خلاصه نمیشود، بلکه در استمرار مشارکت، تقویت ارتباط میان شهروندان و بازتاب احساس مسئولیت نسبت به سرنوشت کشور نیز قابل مشاهده است.
سنگر مردم؛ جایی فراتر از خیابان
در روایت ۲۴۰ شب حضور مردم، واژه «سنگر» معنایی فراتر از یک موقعیت جغرافیایی پیدا میکند. اگر سنگر در میدان نبرد نمادی از دفاع و مقاومت است، در عرصه اجتماعی نیز همبستگی، اعتماد متقابل و احساس مسئولیت میتوانند نقش پشتوانهای مستحکم برای عبور از بحرانها ایفا کنند.
دکتر زهرا میرهاشمی، رئیس دانشکده الهیات دانشگاه الزهرا، در گفتوگو با جامجم، با تأکید بر اهمیت مسئولیت اجتماعی در شرایط تهدید و جنگ، تداوم حضور مردم در میدانها و اجتماعات عمومی را نشانهای از احساس تعلق به جامعه و تعهد نسبت به سرنوشت جمعی دانست.
به گفته وی، استمرار این حضور در بیش از 240 شب، در کنار دشواریهای اقتصادی و تهدیدات دشمن، نشان میدهد که مشارکت اجتماعی و پیگیری اهداف مشترک برای بخشی از شهروندان از اهمیت ویژهای برخوردار است. چنین حضوری میتواند زمینهای برای تقویت همدلی، احساس تعلق و امید اجتماعی فراهم کند و به افراد یادآوری کند که در مواجهه با مسائل بزرگ، تنها نیستند و میتوانند از همراهی و حمایت یکدیگر بهرهمند شوند.
میرهاشمی با تأکید بر ضرورت گسترش این روحیه به سایر عرصههای زندگی اجتماعی، یادآور میشود که مسئولیتپذیری تنها در اجتماعات عمومی خلاصه نمیشود؛ بلکه در توجه به نیازهای دیگران، کمک به افراد آسیبپذیر، رعایت حقوق شهروندی و تلاش برای حفظ آرامش و اعتماد عمومی نیز نمود پیدا میکند. به همین دلیل، اهمیت حضورهای جمعی زمانی دوچندان میشود که احساس همدلی و همراهی شکلگرفته در میدانها، در روابط روزمره مردم نیز تداوم یابد.
به گفته وی، در شرایط جنگ و تهدید، جامعه بیش از هر زمان دیگری به پیوندهای اجتماعی مستحکم، اعتماد متقابل و احساس مسئولیت در برابر یکدیگر نیاز دارد. از این منظر، استمرار حضور شبانه مردم را میتوان یکی از جلوههای مشارکت جمعی دانست؛ ظرفیتی که اگر با توجه به مطالبات و نیازهای شهروندان، تقویت اعتماد عمومی و حمایت از گروههای آسیبپذیر همراه شود، میتواند به سرمایهای ماندگار برای حفظ انسجام اجتماعی تبدیل شود.
جلوه ای از یک مسئولیت همدلانه
البته ارزش حضور مردم در شبهای جنگ، تنها به کنار هم قرار گرفتن در میدانها محدود نمیشود. آنچه به این حضور عمق میبخشد و اثر آن را ماندگار میکند، تبدیل احساس همبستگی به مسئولیتی مشترک در قبال جامعه است. همدلی زمانی به نیرویی پایدار تبدیل میشود که از اجتماعات عمومی فراتر برود و در رفتارهای روزمره شهروندان، در شیوه مواجهه با مشکلات و در توجه به حقوق و نیازهای دیگران نیز خود را نشان دهد.
در همین راستا، رئیس دانشکده الهیات دانشگاه الزهرا با تأکید بر ضرورت استمرار روحیه همدلی در زندگی اجتماعی بیان میکند که اجتماعات عمومی فرصتی برای تجربه حضور مشترک و تقویت احساس تعلق فراهم میآورند، اما اهمیت آنها زمانی بیشتر میشود که این تجربه به سایر عرصههای زندگی نیز راه پیدا کند. هنگامی که افراد خود را بخشی از مجموعهای بزرگتر بدانند، زمینه بیشتری برای توجه به مسائل مشترک، درک شرایط دیگران و مشارکت در حل مشکلات اجتماعی فراهم میشود.
به گفته وی، در شرایط جنگ و تهدید، رفتارهای مسئولانه در حوزههای مختلف اهمیت ویژهای پیدا میکنند؛ از حفظ احترام متقابل و کمک به افراد نیازمند گرفته تا همکاری برای حل مسائل مشترک، رعایت حقوق شهروندی و پرهیز از رفتارهایی که به تشدید اختلافات و کاهش اعتماد اجتماعی منجر میشوند. این اقدامات شاید در نگاه نخست کوچک به نظر برسند، اما در کنار یکدیگر میتوانند به حفظ آرامش، تقویت اعتماد و افزایش توان جامعه برای مواجهه با بحرانها کمک کنند. چراکه جامعهای که اعضای آن نسبت به شرایط یکدیگر بیتفاوت نیستند، در برابر مشکلات از ظرفیت بیشتری برای همیاری و تابآوری برخوردار است. در چنین جامعهای، همبستگی نه صرفاً یک شعار، بلکه تجربهای ملموس در زندگی روزمره است؛ تجربهای که در کمک به همسایه نیازمند، حمایت از خانوادههای آسیبدیده، انجام مسئولانه وظایف حرفهای و مشارکت در فعالیتهای اجتماعی شکل میگیرد و گسترش مییابد.
فرصتی برای مسولیت پذیری جمعی
میرهاشمی همچنین بر این نکته تأکید دارد که همبستگی اجتماعی پدیدهای چندبعدی است و در بستر روابط روزمره، تجربههای مشترک و احساس مسئولیت افراد نسبت به یکدیگر شکل میگیرد. بنابراین، حضور شبانه مردم میتواند یکی از جلوههای مهم این همبستگی باشد، اما استمرار و تعمیق آن به تقویت زمینههای مشارکت اجتماعی، توجه به مسائل و مطالبات مردم و حفظ اعتماد عمومی نیز وابسته است.
از این منظر، ۲۴۰ شب حضور را میتوان فرصتی برای تأمل درباره معنای مسئولیت جمعی دانست؛ مسئولیتی که در روزهای دشوار، از همراهی در میدانها آغاز میشود و در زندگی روزمره ادامه مییابد. هر شهروند میتواند به سهم خود، با انجام درست وظایف، حمایت از افراد آسیبپذیر، رعایت حقوق دیگران و مشارکت در حل مسائل مشترک، به تقویت این پیوندها کمک کند.
آنچه این شبها را به روایتی متمایز از زندگی اجتماعی تهران تبدیل میکند، تنها تکرار یک قرار شبانه نیست؛ بلکه ظرفیت پیوند دادن احساسات جمعی با مسئولیتهای فردی و اجتماعی است. در روزهایی که جنگ، زندگی مردم را با دشواریهای متعدد روبهرو کرده، حفظ همدلی، تقویت اعتماد و توجه به نیازهای یکدیگر میتواند به پشتوانهای برای عبور از شرایط سخت تبدیل شود.
۲۴۰ شب گذشته است و طنین «ایران، ایران» همچنان در میدانهای پایتخت شنیده میشود. این صدا، در کنار بازتاب احساس تعلق به میهن، یادآور اهمیت همراهی و مسئولیت مشترک در برابر آینده است؛ آیندهای که ساختن آن، افزون بر حضور در میدانها، به همدلی در خانهها، همکاری در محیط کار و توجه به نیازهای جامعه نیز وابسته است. سنگر همبستگی، زمانی استوارتر خواهد شد که پیوند میان مردم در میدان و زندگی روزمره استمرار یابد و احساس تعلق به ایران، در رفتارهای مسئولانه و حمایت از یکدیگر نیز جلوهگر شود.
∎