به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)؛ کتاب «بارقههایی از پیشرفت اسلامی ـ ایرانی در مواجهه با توسعه غربی» با عنوان فرعی «انقلاب اسلامی چگونه میتواند پیشرفتهایش را روایت کند؟» نوشته محمدرضا قائمینیک به همت نشر راهیار منتشر شد.
محمدرضا قائمینیک
نویسنده این کتاب در گفتوگو با ایبنا گفت: این کتاب در حقیقت پاسخی قطعی به پرسش مطرحشده در عنوان خود نیست، بلکه تلاشی برای تعمیق این پرسش و حداکثر، اشاره به بارقههایی از پاسخ به آن است.
وی افزود: دشواری پاسخ به این پرسش از توجه به یک مسئله یا معما ناشی میشود که در این کتاب تلاش کردهام آن را توضیح دهم. اگر انقلاب اسلامی را در استمرار تکامل تاریخی جامعه اسلامی ـ ایرانی بدانیم، ناگزیر باید پیشرفتهای آن نیز در عرصههای گوناگون علم، صنعت، سیاست، جامعه، فرهنگ، فناوری، پزشکی و حوزههای مشابه، در امتداد پیشرفت و تکامل اسلامی ـ ایرانی گذشته قرار داشته باشد.
قائمینیک ادامه داد: با این حال، دستاوردهایی که بهعنوان پیشرفتهای انقلاب اسلامی، بهویژه در بیانات رهبر شهید انقلاب، مطرح شدهاند، از جمله پیشرفت در حوزه هستهای، صنایع موشکی، خودروسازی، مدارج دانشگاهی، پزشکی، داروسازی، مردمسالاری و حضور مردم در انتخابات، عمدتاً از خاستگاه سنتی و تاریخی ما برنمیآیند و شباهت زیادی به دستاوردهای توسعه غربی دارند.
وی با اشاره به نمونههای مطرحشده در کتاب اظهار کرد: این نمونهها در کتاب ذکر شدهاند و در ادامه نیز به تشریح آنها پرداختهام. با این حال، چون این دستاوردها پس از سال ۱۳۵۷ رقم خوردهاند، از آنها بهعنوان پیشرفتهای انقلاب اسلامی یاد میشود. به نظر میرسد توجه به همین محل نزاع بتواند راه را برای پاسخ به پرسش اصلی کتاب هموار کند.

عضو هیئت علمی دانشگاه علوم اسلامی رضوی با تأکید بر پیوند دستاوردهای مادی جهان مدرن با علوم انسانی غربی گفت: برای توضیح بیشتر این مسئله باید به این نکته توجه کرد که دستاوردهای مادی جهان مدرن، بهویژه در حوزههای فناوری، اقتصاد و روابط اجتماعی، ارتباط تنگاتنگی با علوم انسانی غرب دارند. دستاوردهای مادی یا آنچه میتوان قلمرو مادیت غرب نامید، بهشدت تحت تأثیر توسعه قرار دارند.
وی افزود: فناوری باید بهروز باشد و در غیر این صورت کارایی خود را از دست میدهد. بهروز بودن فناوری نیز به این معناست که فناوری تابع توسعه است. علوم انسانیای که برای توضیح تحولات در قلمرو مادیت شکل میگیرند، از همین منطق توسعه پیروی میکنند. بنابراین، اگر پیشرفت اسلامی ـ ایرانی پس از انقلاب، خود را بر پیشرفت فناوریها و دستاوردهای مادی غربی استوار کند، علوم انسانی آن نیز ناگزیر از همین منطق تأثیر میپذیرد؛ مسئلهای که با اتکای انقلاب اسلامی به سنت اسلامی ـ ایرانی در تعارض قرار میگیرد.
قائمینیک در ادامه، با اشاره به نمونههای عینی بررسیشده در کتاب، بیان کرد: برای روشنتر شدن این مسئله، در فایلهای صوتی همراه کتاب و فصلهای آن تلاش کردهام نمونههای انضمامی همچون صنایع نظامی، صنایع هستهای، سلولهای بنیادین پزشکی، تراکتورسازی و فناوریهای پیشرفته را بر اساس تاریخ شفاهی این حوزهها بررسی کنم. در این زمینه، از جمله به کتابهای منتشرشده از سوی انتشارات رهیار مراجعه کردهام.
وی افزود: در مواجهه با این نمونهها، پرسشهای مشخصی مطرح میشود؛ از جمله اینکه اگر فناوریها و صنایع مختلف کشور ما حتی به سطح ژاپن یا چین ارتقا یابند، آیا با توجه به تاریخ و ویژگیهای جامعه ایرانی میتوان آنها را بهعنوان پیشرفت اسلامی ـ ایرانی معرفی کرد؟
نویسنده کتاب «بارقههایی از پیشرفت اسلامی ـ ایرانی در مواجهه با توسعه غربی» تصریح کرد: با مراجعه به آثار متفکرانی همچون میشل فوکو، برونو لاتور و دیگر پژوهشگران حوزه مطالعات علم و فناوری، تلاش کردهام نشان دهم که امور مادی و صنعتی جهان غرب از پیشفرضهای تاریخی، اجتماعی، روانشناختی و اخلاقی تأثیر میپذیرند.
وی ادامه داد: از سوی دیگر، تاریخهای شفاهی صنایع شکلگرفته در دوره انقلاب اسلامی نشان میدهند که پیشفرضها و زمینههای تاریخی و اجتماعی انقلاب اسلامی میتوانند زمینهساز شکلگیری نوع متفاوتی از صنعت و فناوری باشند؛ نوعی که نشانههایی از ارزشهای انقلاب اسلامی و سنت تاریخی و هویتی ما را در خود جای داده است.
قائمینیک با اشاره به نتیجهگیری کتاب درباره نسبت امر مادی و معنوی گفت: همانطور که در پایان کتاب توضیح دادهام، آرمان پیشرفت اسلامی ـ ایرانی ناگزیر از برقراری تناسبی دقیق و عمیق میان امر مادی و امر معنوی شکل میگیرد.
وی خاطرنشان کرد: تجربه انقلاب اسلامی از آغاز تاکنون را میتوان از منظر تلاش برای ایجاد این تناسب یا بهمثابه بارقههایی از تحقق آن مطالعه کرد. از این رو، آنچه با آن مواجه هستیم، نه لزوماً تحقق کامل الگوی پیشرفت اسلامی ـ ایرانی، بلکه بارقههایی از این پیشرفت در مواجهه با توسعه غربی است.