اقتصاد ایران در مواجهه با محدودیتهای خارجی به مرحلهای رسیده است که مسئله صادرات را نمیتوان صرفاً با افزایش تسهیلات بانکی یا تأمین سرمایه در گردش بنگاهها حل کرد. اهمیت امروز در حفظ جریان مبادلات خارجی و بازآرایی روابط تجاری است بهگونهای که فشار بر مسیرهای سنتی به توقف تولید و از دست رفتن بازارهای صادراتی منجر نشود. صادرات غیرنفتی علاوه بر درآمدزایی، ظرفیتی برای حفظ اشتغال و تولید، تأمین ارز و تقویت پیوندهای منطقهای است.
از این منظر باید میان تأمین مالی یک بنگاه و تأمین مالی یک رابطه تجاری تفاوت گذاشت. در الگوی نخست بانک بر وضعیت مالی متقاضی تمرکز میکند اما در الگوی دوم اعتبار بر پایه ظرفیت واقعی معامله و ارتباط میان تولیدکننده و خریدار شکل میگیرد. صادرکننده ممکن است توان تولید داشته باشد اما اختلال در حملونقل یا محدودیت مالی خریدار مانع نهایی شدن معامله شود. بنابراین تسهیلات زمانی به توسعه صادرات کمک میکند که با نیاز واقعی معامله تناسب داشته باشد و فاصله میان تولید و دریافت وجه را پوشش دهد.
اعتبار فروشنده؛ تبدیل ظرفیت تولید به قدرت رقابت
در اعتبار فروشنده صادرکننده به خریدار امکان پرداخت مدتدار میدهد و بانک با تأمین مالی صادرکننده فاصله میان فروش و وصول مطالبات را پوشش میدهد. اهمیت این ابزار تنها تأمین نقدینگی نیست بلکه شرایط پرداخت نیز در انتخاب تأمینکننده خارجی مؤثر است. صادرکنندهای که بتواند اعتبار متناسب با توان خریدار ارائه کند فرصت بیشتری برای حفظ مشتری و توسعه بازار خواهد داشت.
در شرایط محدودیت مسیرهای حملونقل فاصله ارسال کالا تا دریافت وجه ممکن است افزایش یابد و نیاز به سرمایه در گردش تشدید شود. ازاینرو اعتبار فروشنده باید تأخیرهای ناشی از تغییر مسیر و افزایش هزینههای لجستیکی را نیز در چارچوب ضوابط مشخص لحاظ کند. این امر به معنای پذیرش نامحدود ریسک نیست بلکه طراحی اعتبار بر اساس زمانبندی و واقعیت معامله است.
اعتبار خریدار توسعه بازار از مسیر قدرت خرید
اعتبار خریدار مکمل اعتبار فروشنده است و به بیان دیگر در این روش منابع مالی به خریدار خارجی اختصاص مییابد تا بتواند کالا یا خدمات ایرانی را خریداری کند. این ابزار در بازارهایی که خریداران ظرفیت تجاری دارند اما با محدودیت نقدینگی یا دسترسی به اعتبار روبهرو هستند میتواند مبادلات را گسترش دهد.
بازارهای همسایه از جمله عراق و پاکستان و افغانستان و کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز امکان متنوعسازی بازارهای صادراتی و کاهش وابستگی به مسیرهای محدود را فراهم میکنند. بااینحال نزدیکی جغرافیایی بهتنهایی تجارت پایدار ایجاد نمیکند. خریدار باید به اعتبار دسترسی داشته باشد و صادرکننده نیز از اطمینان لازم برای تولید و تحویل برخوردار باشد. اعتبار خریدار میتواند قدرت خرید طرف خارجی را تقویت کند و معاملات موردی را به قراردادهای مستمر تبدیل سازد. در نتیجه بازارهای منطقهای به شبکهای اقتصادی برای محصولات ایرانی بدل میشوند و حضور بنگاههای داخلی در زنجیرههای تأمین منطقهای افزایش مییابد.
تأمین مالی زنجیرهای و پیوند اعتبار با تجارت
اعتبار فروشنده و خریدار زمانی بیشترین اثر را دارند که هماهنگ عمل کنند. صادرات زنجیرهای از تأمین مواد اولیه و تولید و حملونقل و بیمه و فروش و وصول مطالبات است و اختلال در هر حلقه میتواند کل معامله را متوقف کند. اگر تولیدکننده مواد اولیه منابع نداشته باشد صادرکننده قادر به تکمیل سفارش نیست.همچنین اعتبار صادرکننده بهتنهایی مشکل پرداخت خریدار را حل نمیکند.
در این میان، سیاست اعتباری باید بهجای تمرکز صرف بر متقاضی نهایی ساختار معامله و ارتباط میان طرفها را در نظر بگیرد. تخصیص اعتبار بر مبنای جریان اقتصادی واقعی منابع را به فعالیتهای دارای ظرفیت تولید و صادرات هدایت میکند. در کنار آن بیمه صادراتی میتواند بخشی از ریسکهای تجاری و سیاسی را پوشش دهد و پذیرش معاملات مدتدار را افزایش دهد.کارآمدی بیمه به ارزیابی اعتبار خریدار و کشور مقصد و شرایط قرارداد وابسته است. بنابراین اعتبار و بیمه و اطلاعات تجاری باید مکمل یکدیگر باشند.
بازآرایی تجارت خارجی و ظرفیت منطقهای
محدودیتهای خارجی هزینه تجارت را افزایش میدهند اما لزوماً ظرفیت صادراتی کشور را از بین نمیبرند. تقویت مسیرهای زمینی و همکاریهای منطقهای میتواند بخشی از فشار بر تجارت دریایی را کاهش دهد. تحقق این ظرفیت به زیرساخت حملونقل و گمرک و تسویه مالی و توافقات تجاری با کشورهای مقصد وابسته است. تغییر مسیر بدون هماهنگی این عوامل ممکن است تنها هزینهها را افزایش دهد.
ازاینرو توسعه تجارت منطقهای باید با سیاست اعتباری و پوشش بیمهای و تسهیل مبادلات همراه شود.
تجارت با همسایگان جایگزین محدود بازارهای دوردست نیست بلکه بخشی از راهبرد متنوعسازی روابط اقتصادی و ایجاد تقاضای پایدار برای محصولات ایرانی است.
اعتبار صادراتی و اقتدار اقتصادی ایران
اقتصاد مقاوم در برابر فشار خارجی اقتصادی نیست که از محدودیت مصون باشد بلکه اقتصادی است که بتواند روابط تجاری خود را بازآرایی کند و ظرفیت تولید و صادرات را حفظ نماید. اعتبار فروشنده استمرار تولید و عرضه را تقویت میکند و اعتبار خریدار قدرت خرید بازار خارجی را افزایش میدهد. پیوند این دو با تأمین مالی زنجیرهای و بیمه صادراتی میتواند شبکهای ایجاد کند که در آن ریسک میان حلقهها توزیع و منابع بر اساس ظرفیت واقعی معامله تخصیص یابد. در چنین رویکردی موفقیت سیاست اعتباری نباید صرفاً با حجم تسهیلات پرداختشده سنجیده شود.
استمرار قراردادهای صادراتی و توسعه بازارهای منطقهای و کیفیت بازپرداخت و مشارکت بنگاههای داخلی در زنجیره تجارت نیز باید معیار ارزیابی باشند. قدرت اقتصادی ایران در شرایط فشار خارجی بیش از حجم اعتبار به توان تبدیل آن به جریان پایدار تولید و تجارت وابسته است. تأمین مالی زمانی به راهبردی مؤثر برای تجارت خارجی تبدیل میشود که میان تولیدکننده و صادرکننده و خریدار پیوند برقرار کند و منابع را در خدمت استمرار تولید و توسعه بازار و تقویت استقلال اقتصادی کشور قرار دهد.
کارشناس اقتصاد سیاسی بین الملل