به گزارش خبرگزاری ایمنا، پیامدهای جنگ با ایران به اقتصاد آمریکا، بازار جهانی نفت و رقابتهای انتخاباتی واشنگتن و تلآویو کشیده شده است. در آمریکا، کاهش محبوبیت دونالد ترامپ و افزایش نارضایتی از هزینههای زندگی، موقعیت جمهوریخواهان را در آستانه انتخابات میاندورهای دشوار کرده است. در اسرائیل نیز بنیامین نتانیاهو برای حفظ قدرت با رقبایی روبهروست که بر ضرورت تغییر رهبری تأکید دارند. در این میان، تنگه هرمز و افزایش هزینههای انرژی به حلقه اتصال جنگ با ایران و نگرانیهای انتخاباتی تبدیل شدهاند؛ هرچند میزان تأثیر مستقیم این تحولات بر نتیجه نهایی انتخابات هنوز مشخص نیست.
انتخابات آمریکا؛ ترامپ با بحران محبوبیت روبهروست
انتخابات میاندورهای آمریکا ۳ نوامبر ۲۰۲۶، برابر با ۱۲ آبان ۱۴۰۵، برگزار میشود. در این انتخابات، تمامی ۴۳۵ کرسی مجلس نمایندگان و ۳۵ کرسی سنا به رقابت گذاشته میشوند. جمهوریخواهان برای حفظ اکثریت خود با چند چالش همزمان روبهرو هستند؛ از نارضایتی اقتصادی و افزایش قیمت سوخت گرفته تا اختلاف بر سر سیاست مهاجرت و پیامدهای جنگ با ایران.
بر اساس نظرسنجی رویترز و ایپسوس که ۱۹ اکتبر منتشر شد، میزان تأیید عملکرد ترامپ به ۳۱ درصد رسیده است؛ پایینترین سطح ثبتشده برای او در این مجموعه نظرسنجیها. در رأیگیری فرضی برای کنگره نیز دموکراتها با ۴۷ درصد در برابر ۳۵ درصد جمهوریخواهان پیشتاز بودند. این فاصله ۱۲ واحد درصدی، از دشوارترشدن موقعیت حزب حاکم حکایت دارد.
نظرسنجی نیویورکتایمز و کالج سیهنا که ۲۱ اکتبر منتشر شد، میزان تأیید ترامپ را ۳۶ درصد برآورد کرد و نشان داد ۵۹ درصد عملکرد او را تأیید نمیکنند. تفاوت این ارقام با نظرسنجی رویترز و ایپسوس به روش بررسی، جامعه آماری و زمان اجرای آن بازمیگردد؛ بااینحال، هر دو نظرسنجی از افزایش فشار سیاسی بر رئیسجمهور آمریکا حکایت دارند.
اقتصاد و قیمت سوخت؛ نقطه ضعف جمهوریخواهان
افزایش هزینه زندگی به یکی از محورهای اصلی کارزار انتخاباتی آمریکا تبدیل شده است. در نظرسنجی نیویورکتایمز و سیهنا، ۷۳ درصد پاسخدهندگان از نحوه مدیریت قیمت بنزین توسط ترامپ ناراضی بودند و ۶۴ درصد نیز عملکرد او در حوزه اقتصاد را تأیید نمیکردند.
جنگ با ایران، در کنار نگرانیهای مربوط به تورم و قیمت انرژی، فشار مضاعفی بر دولت آمریکا وارد کرده است. رویترز نیز هزینه زندگی، مهاجرت و محبوبیت پایین ترامپ را از عوامل تعیینکننده انتخابات میاندورهای معرفی کرده است.
دموکراتها میکوشند نارضایتی اقتصادی را به رأی علیه جمهوریخواهان تبدیل کنند. در مقابل، ترامپ با حضور در گردهماییهای انتخاباتی و وعده بهبود شرایط اقتصادی، در تلاش است پایگاه رأی خود را حفظ کند.
در شرایط کنونی، دموکراتها برای افزایش کرسیهای خود موقعیت مناسبی دارند و خطر ازدسترفتن اکثریت مجلس نمایندگان برای جمهوریخواهان جدی است. بااینحال، پیشتازی در نظرسنجی ملی بهتنهایی پیروزی در سنا یا کنترل قطعی هر دو مجلس را تضمین نمیکند.
جنگ با ایران؛ از میدان نظامی تا صندوق رأی آمریکا
جنگ با ایران به یکی از موضوعات داخلی سیاست آمریکا تبدیل شده است. هزینههای نظامی، افزایش قیمت سوخت و نگرانی از طولانیشدن درگیری، دیگر تنها در محافل امنیتی مطرح نیستند؛ این مسائل میتوانند بر ارزیابی رأیدهندگان از عملکرد رئیسجمهور اثر بگذارند.
گزارش رویترز در ۲۰ اکتبر، به نقل از مقامهای ایرانی، میگوید تهران معتقد است ادامه بنبست مذاکرات میتواند فشار سیاسی بر ترامپ را در آستانه انتخابات میاندورهای افزایش دهد. این گزارش همچنین از بیاعتمادی عمیق ایران به واشنگتن و نگرانی از احتمال ازسرگیری حملات آمریکا و اسرائیل خبر میدهد.
از منظر راهبردی، مسئله اصلی برای واشنگتن این است که آیا اقدام نظامی توانسته اهداف سیاسی اعلامشده را محقق کند یا در کنار هزینههای جنگ، مشکلات تازهای برای دولت ایجاد کرده است. اگر دولت آمریکا نتواند نتیجهای روشن و قابلدفاع از جنگ ارائه کند، افزایش هزینهها و تداوم ناامنی میتواند به نقطهضعف انتخاباتی جمهوریخواهان تبدیل شود؛ هرچند اثبات تأثیر نهایی جنگ بر نتیجه انتخابات به بررسی رفتار رأیدهندگان و نتایج رسمی نیاز دارد.
ترامپ برای جلوگیری از شکست انتخاباتی تلاش میکند
ترامپ روز ۲۰ اکتبر در گردهمایی انتخاباتی گرینویل در ایالت کارولینای شمالی، از رأیدهندگان خواست از نامزدهای جمهوریخواه حمایت کنند. او پیشبینی کرد حزبش برخلاف انتظار منتقدان نتیجه خوبی خواهد گرفت و بار دیگر از مایکل واتلی، نامزد جمهوریخواه سنا، حمایت کرد.
این رقابت برای جمهوریخواهان اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا روی کوپر، فرماندار سابق دموکرات، در نظرسنجیها از واتلی پیش افتاده است. ترامپ همچنین وعده داد در صورت حفظ کنترل کنگره توسط جمهوریخواهان، به هر بزرگسال آمریکایی پنج هزار دلار پرداخت خواهد کرد؛ وعدهای که تحقق آن به تصمیمهای سیاسی و مالی آینده وابسته است.
حضور فشرده ترامپ در کارزار انتخاباتی نشان میدهد که او میکوشد انتخابات کنگره را به آزمونی برای حفظ نفوذ سیاسی خود تبدیل کند. شکست نامزدهای مورد حمایت او در ایالتهای رقابتی میتواند نشانهای از محدودشدن قدرت بسیج انتخاباتیاش باشد.
تنگه هرمز و نفت؛ حلقه اتصال جنگ و انتخابات
تنگه هرمز یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی جهان است و تحولات آن میتواند پیامدهایی فراتر از منطقه داشته باشد. جنگ و تهدیدهای امنیتی علیه کشتیرانی در این مسیر، هزینه حملونقل و بیمه را افزایش داده و نگرانی درباره پایداری عرضه نفت را تشدید کرده است.
بر اساس گزارش رویترز در ۲۱ اکتبر، نفت خام برنت در پایان معاملات به حدود ۱۰۸٫۸۲ دلار برای هر بشکه رسید؛ درحالیکه نفت خام وست تگزاس اینترمدیت آمریکا در حدود ۹۷٫۱۵ دلار معامله شد. رویترز از تداوم تنشهای منطقهای و افزایش خطر برای کشتیرانی در تنگه هرمز و دریای عمان بهعنوان عوامل مؤثر بر بازار یاد کرد.
گزارش فایننشال تایمز در ۲۱ اکتبر نیز نشان میدهد که صادرات نفت خاورمیانه در هفته منتهی به ۱۸ اکتبر بهطور متوسط به ۲۴٫۶ میلیون بشکه در روز بازگشته است؛ رقمی بالاتر از میانگین ۲۳٫۳ میلیون بشکهای پیش از جنگ. بااینحال، عبور محمولهها از تنگه هرمز همچنان بیش از ۳۰ درصد پایینتر از سطح پیش از جنگ گزارش شده است. استفاده از مسیرهای جایگزین، از جمله انتقال نفت به بنادر دریای سرخ، به جبران بخشی از اختلال کمک کرده است.
این دادهها نشان میدهند که اختلال در تنگه هرمز میتواند هزینه قابلتوجهی به بازار انرژی تحمیل کند، اما کشورهای منطقه و شرکتهای نفتی نیز برای کاهش پیامدهای آن از مسیرهای جایگزین بهره میگیرند. ازاینرو، افزایش قیمت نفت را نمیتوان تنها به یک عامل یا تصمیم سیاسی نسبت داد.
افزایش قیمت نفت چه اثری بر انتخابات آمریکا دارد؟
افزایش قیمت نفت میتواند از مسیر قیمت بنزین، حملونقل و هزینه تولید به خانوارهای آمریکایی فشار وارد کند. اگر رأیدهندگان افزایش هزینه زندگی را با تصمیمهای دولت درباره جنگ مرتبط بدانند، این موضوع ممکن است به زیان نامزدهای جمهوریخواه تمام شود.
بااینحال، رابطه میان قیمت نفت و رأی انتخاباتی مستقیم و قطعی نیست. مدت اختلال، وضعیت ذخایر انرژی، سیاستهای دولت، شرایط اقتصادی و برداشت رأیدهندگان از عملکرد رئیسجمهور، همگی در شکلگیری نتیجه نقش دارند.
از منظر منافع ایران، اهمیت تنگه هرمز تنها به قیمت نفت محدود نمیشود. این آبراه در معادلات امنیتی منطقه، محاسبات نظامی قدرتهای خارجی و دیپلماسی انرژی نقش دارد. جنگ بار دیگر نشان داده است که امنیت مسیرهای انتقال انرژی با ثبات اقتصاد جهانی پیوند خورده است.
انتخابات اسرائیل؛ رقابت بر سر آینده نتانیاهو
انتخابات پارلمانی رژیم صهیونیستی قرار است ۲۷ اکتبر، برابر با ۵ آبان ۱۴۰۵، برگزار شود. در این انتخابات، سرنوشت سیاسی بنیامین نتانیاهو و حزب لیکود در مرکز توجه قرار دارد؛ اما رقابت تنها بر سر ماندن یا رفتن نخستوزیر نیست و عملکرد دولت در جنگها، مدیریت بحرانهای امنیتی، وضعیت اقتصادی و آینده ائتلاف راستگرا را نیز در بر میگیرد.
گزارش آسوشیتدپرس در ۲۱ اکتبر، انتخابات را آزمونی برای ادامه رهبری نتانیاهو توصیف میکند؛ رهبری که پس از حملات ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و جنگ غزه با انتقادهای جدی درباره عملکرد دولت روبهرو بوده است.
گادی آیزنکوت، رئیس پیشین ستاد کل ارتش و رهبر حزب میانهگرای «یاشار»، یکی از رقبای اصلی نتانیاهو است. نفتالی بنت و یائیر لاپید نیز در قالب ائتلاف «بییخد» در رقابت حضور دارند.
آخرین نظرسنجیها درباره انتخابات اسرائیل چه میگویند؟
بر اساس میانگین نظرسنجیهای منتشرشده از سوی هفت مؤسسه در فاصله ۵ تا ۱۹ اکتبر، وضعیت کرسیهای کنست به این صورت برآورد شده است:
پارلمان اسرائیل ۱۲۰ کرسی دارد و تشکیل اکثریت به ۶۱ کرسی نیازمند است.
-
بلوک نتانیاهو: ۵۴ کرسی
-
احزاب مخالف: ۵۲ کرسی
-
احزاب عرب: ۱۴ کرسی
بر اساس همین میانگین، لیکود حدود ۲۳ کرسی، حزب یاشار ۲۲ کرسی و ائتلاف «بییخد» ۱۲ کرسی به دست میآورند. بلوک نتانیاهو با ۵۴ کرسی، همچنان هفت کرسی با اکثریت فاصله دارد و مخالفان نیز بدون همراهی احزاب دیگر به ۶۱ کرسی نمیرسند.
این وضعیت نشان میدهد که حتی اگر لیکود جایگاه نخست را در میان احزاب منفرد حفظ کند، تشکیل دولت برای نتانیاهو تضمینشده نیست. در مقابل، پیشتازی حزب یاشار در برخی نظرسنجیها نیز بهتنهایی به معنای پیروزی قطعی مخالفان نخواهد بود.
آیا تغییر دولت اسرائیل به تغییر سیاست در برابر ایران میانجامد؟
نارضایتی از عملکرد نتانیاهو یکی از محورهای اصلی رقابت انتخاباتی است؛ بااینحال، جامعه اسرائیل درباره مسائل امنیتی و آینده منطقه دیدگاه یکسانی ندارد.
بر اساس تحلیل واشنگتنپست در ۲۱ اکتبر، نتانیاهو، آیزنکوت و بنت با وجود اختلافات داخلی، در بسیاری از موضوعات امنیتی مواضع سختگیرانهای دارند و هر سه با تشکیل کشور مستقل فلسطینی مخالفت میکنند. تفاوت آنها بیشتر در شیوه مدیریت دولت، پاسخگویی سیاسی و برخی مسائل داخلی آشکار میشود.
این موضوع برای تحلیل پیامدهای انتخابات اسرائیل اهمیت دارد؛ زیرا تغییر نخستوزیر به طور حتم به معنای تغییر بنیادی سیاست این رژیم در قبال ایران نیست. حتی ممکن است دولت جدید، با وجود انتقاد از عملکرد نتانیاهو، همچنان بر بازدارندگی نظامی و مقابله امنیتی با ایران تأکید کند.
همچنین باید میان نارضایتی از شخص نتانیاهو، اعتراض به مدیریت جنگ و مخالفت با سیاستهای داخلی تفاوت گذاشت. اطلاعات بررسیشده برای این گزارش، وجود اختلافات و نارضایتی سیاسی را تأیید میکند، اما برای اعلام تعداد دقیق شرکتکنندگان در آخرین تجمعات یا سنجش میزان حمایت مردمی از لیکود کافی نیست.

ایران در معادله انتخابات؛ پیامدهای سیاسی و راهبردی جنگ
یکی از پیامدهای مهم جنگ این است که تصمیمهای نظامی آمریکا و اسرائیل میتوانند هزینههای سیاسی و اقتصادی قابلتوجهی برای این دو طرف ایجاد کنند. در این زمینه، سه موضوع اهمیت دارد.
نخست، بازدارندگی. اگر ایران بتواند مانع تحقق اهداف راهبردی اعلامشده دشمنانش شود و استقلال تصمیمگیری خود را در برابر فشار نظامی حفظ کند، این وضعیت میتواند نشانهای از ناکامی راهبرد فشار ارزیابی شود.
دوم، هزینه اقتصادی جنگ. افزایش قیمت انرژی، نگرانی بازارها و فشار بر خانوارهای آمریکایی میتواند برای دولت ترامپ هزینه انتخاباتی داشته باشد. در اسرائیل نیز عملکرد امنیتی دولت یکی از محورهای مهم ارزیابی رأیدهندگان است.
سوم، پیوند میان میدان نظامی و سیاست. موفقیت نظامی بهتنهایی موفقیت سیاسی را تضمین نمیکند. اگر هزینه جنگ از دستاوردهای آن بیشتر شود یا اهداف اعلامشده تحقق پیدا نکنند، دولت آغازکننده جنگ ممکن است با کاهش حمایت عمومی و افزایش فشار سیاسی روبهرو شود.
آیا ترامپ و نتانیاهو در انتخابات شکست میخورند؟
تا ۲۲ اکتبر، شواهد انتخاباتی در آمریکا از موقعیت دشوار جمهوریخواهان حکایت دارد. محبوبیت پایین ترامپ، نارضایتی اقتصادی و نگرانی از قیمت سوخت، شانس دموکراتها برای افزایش کرسیهای کنگره را تقویت کرده است. جنگ با ایران یکی از عوامل مهم این وضعیت است، اما نمیتوان همه نارضایتی اقتصادی را به جنگ نسبت داد یا شکست جمهوریخواهان را قطعی دانست.
در اسرائیل نیز نتانیاهو با رقابتی جدی روبهروست. میانگین نظرسنجیها برای بلوک او ۵۴ کرسی و برای مخالفان ۵۲ کرسی برآورد میکند؛ وضعیتی که از نبود اکثریت روشن و اهمیت احزاب کوچکتر در تشکیل دولت آینده حکایت دارد.
اگر آمریکا و اسرائیل نتوانند اهداف اعلامشده جنگ را محقق کنند و هزینههای آن به تضعیف موقعیت انتخاباتی ترامپ و نتانیاهو بینجامد، میتوان این روند را نشانهای از ناکامی راهبرد فشار و جنگ دانست.
معیار نهایی، نتیجه انتخابات و میزان تحقق اهداف جنگی خواهد بود. اگر فشار نظامی نتواند دستاوردی پایدار ایجاد کند و همزمان هزینههای اقتصادی و سیاسی آن افزایش یابد، این وضعیت میتواند بر جایگاه راهبردی ایران در معادلات منطقهای اثر بگذارد؛ بهویژه اگر ایران بتواند از ظرفیتهای خود برای حفظ بازدارندگی، کاهش هزینههای داخلی و تقویت موقعیت دیپلماتیک بهره بگیرد.