شناسهٔ خبر: 80236923 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: | لینک خبر

رابطهٔ «ذکر خدا» و «طمأنینهٔ قلب»

بسم الله الرحمن الرحيم]الَّذِينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِكْرِ اللَّهِ أَلاَ بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ (28) الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ طُوبَيٰ لَهُمْ وَ حُسْنُ مَآبٍ (29) آیات ۲۸ و ۲۹ سورهٔ رعد، با محوریت آیهٔ «أَلا بِذِکرِ اللهِ تَطمَئِنُّ القُلُوبُ» (آگاه باشید که تنها با یاد خدا دلها آرام می‌گیرد). با استفاده از قواعد ادبی (حصر) و آیات دیگر قرآن، رابطهٔ «ذکر خدا» و «طمأنینهٔ قلب» قابل تحلیل است و آن این که یاد خدا عامل آرامش و فراموشی خدا عامل اضطراب است. نکات کلیدی۱. حصر در آیه: جملهٔ «أَلا بِذِکرِ اللهِ تَطمَئِنُّ القُلُوبُ» مفید حصر است؛ یعنی قلب فقط با یاد خدا آرام می‌گیرد. هر جا ذکر خدا نباشد، طمأنینه نیست.۲. ذکر قلبی، نه زبانی: با توجه به تناسب حکم و موضوع، بخش مهم ذکر، ذکر قلبی است. ذکر زبانی تنها زمانی مؤثر است که انسان بفهمد چه می‌گوید و قلبش همراه باشد. شاهد قرآنی: «أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِکری» (طه: ۱۴) و «لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَأَنتُمْ سُکاری» (نساء: ۴۳) با قید «حَتّی تَعْلَمُوا ما تَقُولُونَ».۳. طمأنینه در برابر اضطراب: طمأنینه نقطهٔ مقابل اضطراب است (نه خوف). انسان ذاکر قلبش آرام است؛ انسان غافل مضطرب است و «نمی‌داند چه کند».۴. نسیان خدا = نسیان نفس: آیهٔ «نَسُوا اللهَ فَأَنساهُم أَنفُسَهُم» (حشر: ۱۹) نشان می‌دهد فراموشی خدا به فراموشی خود می‌انجامد و این زمینهٔ اضطراب است. کسی که خود را گم کند نمی‌تواند آرام باشد.۵. دو حالت انسان غافل: در رفاه و نشاط: گرفتار «بَطَراً وَ رِئاءَ النّاس» می‌شود (خود را گم می‌کند).در جنگ و سختی: گرفتار «رُعب» می‌شود (ترس فراگیر که جای تصمیم‌گیری نمی‌گذارد).

صاحب‌خبر -
۶. تفاوت خوف و رعب: خوف با طمأنینه سازگار است (انسان مطمئن هم از مار و دشمن می‌ترسد و تدبیر می‌کند)؛ اما رعب دل را لبریز می‌کند و قدرت تصمیم را می‌گیرد. رعب عذاب درونی خدا در قلب کافران است: «سَنُلْقی فی قُلُوبِ الَّذینَ کَفَرُوا الرُّعبَ» (آل‌عمران: ۱۵۱؛ انفال: ۱۲). ۷. شواهد از جنگ بدر: خدا به ملائکه فرمود مؤمنان را تثبیت کنید و در دل کافران رعب افکند («فَثَبِّتُوا الَّذینَ آمَنُوا... سَأُلْقی فی قُلُوبِ الَّذینَ کَفَرُوا الرُّعبَ»). مؤمنان در جنگ نابرابر بدر چنان آرام بودند که خوابشان می‌برد («إِذ یَغْشیکُمُ النُّعاسُ أَمَنَةً مِنهُ»)، در حالی که دشمن مضطرب بود. ۸. درجات ذکر و ایمان: هر درجه از ذکر، درجه‌ای از طمأنینه می‌آورد و زمینهٔ درجهٔ بعدی است. آیهٔ «وَاذکُر رَبَّکَ إِذا نَسیتَ... عَسی أَن یَهدِیَنِ رَبّی لِأَقرَبَ مِن هذا رَشَداً» (کهف: ۲۴) نشان می‌دهد ذکر سبب رشد بیشتر است. تفاوت «لَهُم دَرَجات» (انفال: ۴) و «هُم دَرَجات» (آل‌عمران: ۱۶۳) نیز به مراتب ایمان اشاره دارد. ۹. اصل کلی قرآنی: «وَإِن عُدتُم عُدنا» (اسراء: ۸) و «وَإِن تَعُودُوا نَعُد» (انفال: ۱۹): تا انسان در راه باشد فیض خدا ادامه دارد؛ اگر برگردد فیض قطع می‌شود. ۱۰. روایات: «أبخلُ الناسِ رجلٌ یَمُرُّ بمسلمٍ لا یُسلِّمُ علیه»؛ «أکسلُ الناسِ عبدٌ صحیحٌ فارغٌ لا یَذکُرُ اللهَ بشفةٍ و لا بلسان»؛ «أسوأُ الناسِ...» و «أسرقُ الناسِ الذی یَسرِقُ من صلاته» — نمازی که با ذکر قلبی همراه نباشد، مانند لباس کهنه پیچیده و به صورت صاحبش زده می‌شود.
حدیث قیعان بهشت: وقتی ذاکر شروع به ذکر می‌کند، فرشتگان در زمین‌های آمادهٔ بهشت درخت می‌کارند؛ اگر ذاکر فتور کند، فرشتهٔ همراه می‌گوید «صاحبی قد فَتَر» و دست از کار می‌کشد. امام باقر(سلام الله علیه) خانواده را تا طلوع آفتاب به ذکر امر می‌کرد. امام صادق(سلام الله علیه): «ذکر الله» فضیلت دارد، نه صرفاً گفتن «سبحان الله و الحمدلله...»؛ بلکه «إذا عَرَضَت لکَ مَعصیةٌ فاذکُرُه» — یعنی هنگام وسوسهٔ گناه به یاد خدا باش و چشم و گوش ببند. نتیجه: ذکر حقیقی، ذکر قلبی است که در لحظهٔ گناه و تصمیم جلوه می‌کند؛ چنین ذکری طمأنینه می‌آورد و غفلت از آن اضطراب و رعب. منبع: تفسیر تسنیم استاد جوادی آملی esra.ir
09:43 - 3 آبان 1405
∎​