شناسهٔ خبر: 80235495 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه اطلاعات | لینک خبر

[علی دارابی] حفظ بقای ایران

در شرایط کنونی کشور که «دوران صلح مسلح» است و شاهدیم که هم جنگ و هم مذاکره در جریان است، نقش «سیاست خارجی» که مهم‌ترین وجه زندگی سیاسی ـ اجتماعی ملت‌ها و کشورها به شمار می‌رود، بیش از هر زمان خودنمایی می‌کند.

صاحب‌خبر -

زیرا که امنیت ملی و بقای کشور و حیات سیاسی آن به سیاست خارجی فعال، ارادی و برخوردار از اتاق فکر هوشمند و عقلانی و صد البته دیپلمات‌های برجسته و وفادار، عاشق استقلال، تمامیت ارضی و امنیت ملی بستگی دارد. 

در وضعیت کنونی کشور، «شعارها و هیجانات زودگذر» نباید گفتمان سیاست خارجی کشور را تحت‌الشعاع قرار دهد. باید «واقع‌گرایی بر پایه امنیت ملی» مبنای اقدام و عمل باشد. و در حال حاضر، واقعیت این است که جمهوری اسلامی سه ارزش حیاتی وجودی را پیش رو دارد: بقای ایران و ملت آن، تداوم نظام جمهوری اسلامی و استقلال و تمامیت ارضی کشور.  

امام خمینی(ره) معمار کبیر انقلاب اسلامی، حفظ نظام را «اوجب واجبات» می‌دانست و بر این باور بود که: «یکی از احکام اولیه اسلام، حفظ حکومت اسلامی است که مقدم بر تمامی احکام فرعیه، حتی نماز، روزه، حج» است. 

ایشان همچنین تأکید داشت: «مهمترین معیار روابط ایران با سایر کشورها، تأمین امنیت انقلاب اسلامی است» و در یک کلام، امام خمینی اعتقاد داشت که حفظ جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی به مثابه صیانت از اسلام است.

مطلب دیگر آنکه «حفظ تمامیت ارضی و وحدت سرزمینی» نیز که در جنگ های ۱۲ روزه و رمضان توسط آمریکای جنایتکار و رژیم غاصب صهیونیستی و متحدان غربی و عربی آنها که به‌ دنبال تجزیه ایران و بر هم زدن وحدت سرزمینی کشور بودند، مورد تعرض و تهاجم واقع شده بود، از اهمیت مضاعفی برخوردار است. 

«حفظ حاکمیت ملی و استقلال» از دیگر اهداف مهم سیاست خارجی کشور محسوب می‌شود. لذا استقلال طلبی و مبارزه با دخالت بیگانگان در امور داخلی کشور، از شعارها و ارزش‌های مهم در سیاست خارجی جمهوری اسلامی است. 

در این مقدمات نباید تردیدی وجود داشته باشد، اما روی دیگر سیاست خارجی جنگ تجاوزکارانه دو قدرت اتمی دنیا، آمریکا و رژیم صهیونیستی با همراهی و حمایت متحدان عربی و غربی و سکوت و نظاره گری مجامع و سازمان‌های بین‌المللی است. 

اسرائیل بارها رسماً اعلام کرده است که خواهان نابودی جمهوری اسلامی است و به اعتراف اوباما، رئیس جمهور اسبق آمریکا، این نخست وزیر کودک کش رژیم صهیونیستی، بارها از او و سپس از بایدن، درخواست حمله و تجاوز به ایران را کرده بود، که آن زمان به دلایلی مورد قبول واقع نشد، اما در زمان ترامپ عملی گردید. 

اما مسأله اصلی که سروکار ما با آن است، آمریکاست که روابط خصمانه‌اش با ایران و انقلاب اسلامی به سال ۱۳۵۷ بر می‌گردد. زمانی که رژیم پادشاهی تحت حمایت آمریکا توسط مردم به زیر کشیده شد، شاه فرار را بر قرار ترجیح داد، ۶۰ هزار مستشار نظامی آمریکا مجبور به ترک ایران شدند و ایرانی که به تعبیر سران آمریکا در دوران پهلوی «جزیره ثبات منطقه» بود و به مثابه «ژاندارم منطقه برای آمریکا» عمل می‌کرد، به کانون مبارزه علیه استکبار جهانی به سرکردگی آمریکا تبدیل شد. 

تحریم‌ها، تهدیدها، اعمال فشارها، جنگ‌ها و همه اهرم‌هایی که آمریکا می‌توانست علیه ملت ایران به‌کار گیرد، از سال ۵۷ تاکنون به‌کار گرفته شده است و این وضع چه در حاکمیت جمهوری‌خواهان و چه دموکرات‌ها تفاوتی نداشته است. به طور کلی، «مهار انقلاب اسلامی و مبارزه علیه آن» دستور کار ثابت آمریکایی‌ها در طول چهار دهه گذشته علیه جمهوری اسلامی بوده است. 

این آمریکا بوده که تاکنون نخواسته است به مصالح و استقلال ملت ایران احترام بگذارد، از دخالت در امور داخلی ایران دست بردارد و قائل به حقوق برابر دو کشور باشد. جنگ ۱۲ روزه (خرداد ۱۴۰۴) و جنگ رمضان (اسفند ۱۴۰۴) ثابت کرد که آمریکایی‌ها حتی به پیمان‌هایی که خود امضا می‌کنند وفادار و پای بند نیستند.

 ایران در حال مذاکره با آمریکایی‌ها (ازطریق میانجی‌ها) بود که در جنگ ۱۲ روزه مورد تهاجم قرار گرفت و این رئیس جمهور متوهم و پریشان گوی کاخ سفید، دونالد ترامپ بود که امضای خود را بعد از جنگ رمضان هم محترم ندانست و الان هم می‌گوید ما با ایران مذاکره نمی‌کنیم. 

حال پرسش اصلی آن است که وظیفه مسئولان، دولتمردان و نهادها و اشخاص تصمیم‌گیر در حوزه سیاست خارجی و اتخاذ راهبردی برای خاتمه دادن باعزت به جنگ و شکست دشمنان برای آن که صلح و ثبات پایدار ایجاد کنند و شر جنگ را از سر کشور بردارند، چیست؟ 
پاسخ این است که همه آمد و شدها، از جمله توافق نامه ۱۴ بندی ایران و آمریکا که با وساطت پاکستان و حمایت و همراهی سایر کشورهای منطقه صورت گرفت، برای تحقق امنیت ملی، بقای کشور و انقلاب و حفظ نظام بوده است.

 اما اگر ملت ایران «جنگ آزادیبخش» را با قدرت و صلابت دنبال می‌کند، آن را ستون دیگر مذاکره و سیاست خارجی برای رسیدن به امنیت پایدار و قطع کردن دست متجاوزان جنایتکار از این سرزمین می‌داند. جنگ آزادیبخش ملت ایران برای دفاع از استقلال و تمامیت ارضی و دفاع از امنیت ملی و بقای کشور است و خداوند وعده نصرت و یاری به کسانی که برای به‌دست آوردن حق خویش قیام می‌کنند، داده است. (سوره غافر، آیه ۵۱) 

«بیورلی میلتون ادواردز» در کتاب «سیاست و حکومت در خاورمیانه»، انقلاب اسلامی را طلایه‌دار عصر جدید سیاست اسلامی در جهان اسلام می‌داند و عواملی چون انقلاب، حکومت دینی و الگوی ایرانی در فهم اسلام سیاسی، سیاست خاورمیانه و هویت سیاسی منطقه در قرن بیست و یکم را بسیار مهم می‌داند. و بی‌گمان بزرگترین نگرانی و بیم آمریکایی‌ها و اذناب آنان از ظهور و بروز از قدرت و اقتدار جمهوری اسلامی است. 

پس ما ضمن دفاع، ایستادگی، مقاومت و نبرد با دشمنان با اقتدار در عرصه سیاست خارجی و دیپلماسی در عرصه جهانی به دنبال تامین امنیت پایدار و برقراری صلح دائمی در کشور باشیم. اما آمریکا و اسرائیل هم نیک می‌دانند که اگر چه جنگ خسارت‌های انسانی و مادی خود را دارد، اما پیامدهای ناگوار جنگ دامن متجاوزان را هم می‌گیرد: ازکشته شدن سربازان تا افزایش بدهی‌ها و تورم، و تا خسارت‌های مهیب و سنگین برای متجاوزان و متحدان آنها.

انتخابات اسرائیل و آمریکا هم نباید بهانه‌ای برای تداوم تجاوز تلقی بشود. ملت ایران در پرتو وحدت و همبستگی ملی، حول پرچم جمهوری اسلامی، دولت و مسئولان پای کار خدمت به مردم و اداره جنگ، سلحشوری و شجاعت و اقتدار نیروهای مسلح غیور و رهبری جوان و بصیر، خود را مصمم در برابر دشمنان ایستاده می‌بیند و در هر دو جبهه (جنگ و مذاکره) به مسئولیت خود عمل خواهد کرد.

لازمه این مهم آن است که اجازه ندهیم مسایل حاشیه‌ای به مسائل اصلی کشور تبدیل شود. اتحاد و وحدت جای خود را به اختلاف و دو قطبی سازی کاذب بدهد، عقلانیت و خردورزی به حاشیه رانده شود و شعارگرایی جای آن را بگیرد. 

نظام حکمرانی و مدیریتی کشور در زمان جنگ نابرابر با دشمنان، مسئولیت مستقیم حفظ امنیت ملی و بقای کشور را بر عهده دارند. این رسالت تاریخی، حساس و خطیر را همه باید بشناسیم و به لوازم آن، پایبند باشیم. بی‌گمان در نهایت امر، فتح و پیروزی از آن ملت بزرگ ایران خواهد بود.

∎​