بهگزارش قدس آنلاین، شواهد موجود از گرفتاری ترامپ در مخمصه جنگ و آن گونه که خودش گفته تدارک برای ماجراجویی و آغاز عملیات «خشم حماسی کوچک»! دیگر با نیت خلاصی از بنبست حکایت دارد. همزمان وزیر خارجه آلمان از تمایل اروپا برای پادرمیانی در پرونده ایران گفته؛ سخنانی متفاوت و دیرهنگام که دارای اهداف پیدا و پنهانی است.
«یوهان وادفول» اظهاراتش را پس از دیدار با وزیران خارجه انگلیس، فرانسه، ایتالیا، ترکیه، مصر، پاکستان و عربستان در استانبول بیان کرد؛ اجتماعی که طبق گزارش خبرگزاری د.پ.آ آلمان قصد دارند راه حلی برای مناقشه در خاورمیانه بیابند. او در نشست مذکور با هشدار درباره تأثیرات جنگ احتمالی آمریکا و ایران بر امنیت منطقه و قیمت نفت گفت: «جلوگیری از تشدید مناقشه، یک ضرورت فوری است. ما قصد داریم در روزهای آینده با تمامی طرفهای گفتوگو همکاری کرده تا آنها را به بازگشت به میز مذاکره، به جای توسل به سلاح ترغیب کنیم».
بازار سوخت؛ نگرانی واقعی اروپا
انتخاب گزینه دیپلماسی توسط اروپا در شرایطی است که این روزها قیمت جهانی نفت از بشکهای ۱۱۶دلار فراتر رفته، ازاینرو راهبرد چشمآبیها را میتوان بازی سیاسی برای تعدیل قیمتها در بازار سوخت به حساب آورد. واقعیت این است که دو هفته مانده به انتخابات آمریکا، شو تبلیغاتی ترامپ و ادعای کنترل تنگه هرمز، دیگر بر کاهش قیمتها اثرگذار نیست. در مقابل جمهوری اسلامی در رویکردی منطقی با افزایش حملات به کشتیهای متخلف، عملاً فضای قیمتگذاری بازار انرژی را به دست گرفته. بر این اساس، تمایلات دیپلماتیک اروپا و حتی سخنان مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی که از ضرورت توافق با ایران گفته را میتوان سوپاپ اطمینان کاهش فشار قیمتها در بازار سوخت که اروپا هم بهشدت از آن رنج میبرد تلقی کرد.
اظهارات مقام آلمانی، بازتابی از نگرانی واقعی اتحادیه از تبعات سیاست بیپروا و تهاجمی آمریکا و رژیم صهیونیستی نیز هست. قاره سبز متأثر از تبعات جنگ روسیه و اوکراین، حال و روز خوبی ندارد. ذخایر گاز اروپا به پایینترین سطح خود از سال ۲۰۲۲ رسیده و در همین حال، از ۲۵سپتامبر ۲۰۲۵ تا سال ۲۰۲۶، قیمت نفت ۶۵درصد، قیمت گازوئیل ۴۵درصد و قیمت سوخت هواپیما ۱۱۲درصد افزایش یافته است. بدتر آنکه تداوم اختلالات انرژی ناشی از جنگ ایران و محدودیتهای تنگه هرمز، این قاره را در آستانه زمستانی دشوار با خطر افزایش قیمتها، فشار بر صنایع و تشدید بحران معیشتی قرار داده و این وضعیت، قرار گرفتن بروکسل در ریل دیپلماسی را توجیه میکند.
اعلام وجود دیرهنگام بازیگر خنثی
در پس چنین سیاستی، نارضایتی از رویکرد دولت ترامپ هم نهفته است. رئیس جمهور ایالات متحده که پیشتر با جنگ تعرفهها، حمله یکطرفه به ایران و پا پس کشیدن از حمایت اوکراین، متحدان فراآتلانتیکی خود را آزرده، این روزها به طور یکطرفه و بیتوجه به خواستههای بروکسل، نزدیکی روابط با روسیه را دنبال میکند. اروپای وابسته و دست و پا بسته گزینههای زیادی برای پاسخ ندارد. گردهمایی تروئیکا با چند کشور منطقه در استانبول بدون حضور مقامات واشنگتن، میتواند پیام روشن مخالفت بروکسل با این رویکرد واشنگتن را به کاخ سفید مخابره کند.
البته طرح دیرهنگام ایده مذاکره توسط اروپا در فضایی است که اتحادیه تا اینجای کار در همراهی با سیاستهای ضدایرانی و خصمانه واشنگتن چیزی کم نگذاشته است. در آخرین مورد شهریور سال جاری، سه کشور همراه با آمریکا، با صدور قطعنامه در شورای حکام، پرونده هستهای ایران را پس از ۲۰سال به شورای امنیت بازگرداندند. از محکوم نکردن تهاجم غیرقانونی آمریکا و اسرائیل تا کار کثیف خطاب کردن حمله به تأسیسات هستهای (کاری که اسرائیل به نیابت از غرب انجام میدهد) همه اقداماتی است که مشارکت بروکسل در نقشههای ضدایرانی واشنگتن را اثبات میکند. با این اوصاف، اروپاییها اگرچه اکنون از مذاکره میگویند ولی تجربه گذشته ثابت کرده نمیتوان به این مواضع اعتماد و اعتنا کرد. چشم آبیها جایگاه خود را تا حد پادویی برای واشنگتن تنزل دادهاند و در فضایی که گفته میشود با نادیده گرفتن نقش اروپا، مقدمات برگزاری نشستی سهجانبه میان مقامات آمریکا، روسیه و چین با هدف ترسیم آینده اوکراین در حال چیدمان است، اعلام وجود دیرهنگام مقامات اتحادیه برای نقشآفرینی در پرونده هستهای هیچ ارزشی ندارد؛ چرا که مرد بیمار سیاست جهانی، این روزها کمترین اعتباری در محاسبات ندارد.
خبرنگار: هدایت جاوید