شناسهٔ خبر: 80234229 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: مردم‌سالاری‌آنلاین | لینک خبر

ایران و اسرائیل؛ جنگ پس از انتخابات؟

در خاورمیانه، گاهی فاصله میان یک بحران سیاسی و یک رویارویی نظامی بسیار کوتاه است. اکنون که اسرائیل در ...

صاحب‌خبر - در خاورمیانه، گاهی فاصله میان یک بحران سیاسی و یک رویارویی نظامی بسیار کوتاه است. اکنون که اسرائیل در آستانه انتخابات پارلمانی ۲۷ اکتبر و آمریکا در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای ۳ نوامبر قرار دارد، یک پرسش مهم بار دیگر مطرح شده است: آیا رقابت‌های انتخاباتی می‌توانند زمینه‌ساز دور تازه‌ای از جنگ ایران و اسرائیل شوند؟

گزارش‌های روزهای اخیر نشان می‌دهند که احتمال ازسرگیری درگیری نظامی همچنان یکی از نگرانی‌های جدی منطقه است. بااین‌حال، برای پاسخ به این پرسش باید میان واقعیت‌های سیاسی، انگیزه‌های احتمالی رهبران و شواهد مربوط به آمادگی نظامی تمایز قائل شد.

نتانیاهو و معادله انتخابات

بنیامین نتانیاهو در شرایطی برای حفظ قدرت سیاسی خود تلاش می‌کند که با انتقادهای داخلی درباره عملکرد امنیتی دولت، پیامدهای حمله هفتم اکتبر ۲۰۲۳ و پرونده‌های قضایی مواجه است. رویترز در گزارشی در ۲۹ سپتامبر نوشت که نتانیاهو در کارزار انتخاباتی خود تلاش می‌کند تصویری از خود به‌عنوان رهبر تأمین‌کننده امنیت اسرائیل ارائه دهد؛ رویکردی که نشان‌دهنده جایگاه محوری مسائل امنیتی در رقابت‌های سیاسی این کشور است.

در چنین فضایی، افزایش تنش با ایران می‌تواند بر فضای انتخاباتی اسرائیل تأثیر بگذارد و توجه افکار عمومی را به تهدیدهای خارجی معطوف کند. بااین‌حال، این احتمال که یک بحران نظامی برای دولت مستقر دستاورد سیاسی داشته باشد، به معنای اثبات این موضوع نیست که جنگ با هدف تغییر نتیجه انتخابات آغاز خواهد شد.

نکته مهم آن است که نتانیاهو در ۱۴ اکتبر اعلام کرد حمله پیش‌دستانه به ایران پیش از انتخابات اسرائیل را مناسب نمی‌داند. این موضع نشان می‌دهد که دست‌کم در آن مقطع، هزینه‌ها و پیامدهای یک درگیری تازه نیز در محاسبات سیاسی و امنیتی دولت اسرائیل اهمیت داشته است.

آمریکا؛ ترمز جنگ یا عامل تعیین‌کننده؟

متغیر دوم، محاسبات دولت دونالد ترامپ در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکاست. گسترش یک جنگ منطقه‌ای می‌تواند بر بازار انرژی، قیمت سوخت، اقتصاد آمریکا و فضای سیاسی داخلی این کشور تأثیر بگذارد. ازاین‌رو، واشنگتن باید میان اهداف امنیتی خود در برابر ایران و هزینه‌های احتمالی تشدید درگیری توازن برقرار کند.
در ۲۲ اکتبر، گزارش‌هایی از برنامه‌ریزی آمریکا و اسرائیل برای حملات احتمالی جدید پس از انتخابات میان‌دوره‌ای منتشر شد. این گزارش‌ها به معنای تصمیم قطعی برای آغاز عملیات نیستند؛ اما نشان می‌دهند که احتمال اقدام نظامی همچنان در محاسبات دو کشور مطرح است. همچنین، کاخ سفید اعلام کرده است که آمریکا پیش از انتخابات ۳ نوامبر حمله‌ای به ایران از سر نخواهد گرفت.

اگر این گزارش‌ها را در کنار یکدیگر قرار دهیم، می‌توان نتیجه گرفت که زمان‌بندی انتخاباتی بر محاسبات نظامی تأثیر دارد. بااین‌حال، انتخابات آمریکا لزوماً مانع دائمی جنگ نخواهد بود و پس از آن نیز تصمیم نهایی به ارزیابی هزینه‌ها، اهداف نظامی و شرایط دیپلماتیک بستگی خواهد داشت.
توان بازدارندگی ایران؛ واقعیت‌ها و محدودیت‌ها
در ارزیابی احتمال جنگ، موضوع اصلی فقط انگیزه‌های سیاسی رهبران نیست؛ بلکه باید دید هر طرف چه توانایی‌هایی دارد و چه هزینه‌هایی ممکن است متحمل شود.
ایران از توان موشکی و پهپادی، عمق جغرافیایی و ظرفیت‌هایی برای پاسخ متقابل برخوردار است. این عوامل می‌توانند هزینه حمله به ایران را افزایش دهند و محاسبات نظامی طرف مقابل را پیچیده کنند. در مقابل، اسرائیل از نیروی هوایی پیشرفته، سامانه‌های دفاع موشکی و همکاری راهبردی با آمریکا بهره می‌برد.

بااین‌حال، هیچ‌یک از این ظرفیت‌ها به‌تنهایی نتیجه جنگ را تعیین نمی‌کند. توانایی واردکردن ضربه به دشمن با توانایی دستیابی به اهداف سیاسی جنگ تفاوت دارد. حتی عملیات نظامی گسترده نیز ممکن است بدون دستیابی به اهداف نهایی پایان یابد و در عوض، زمینه حملات متقابل و بی‌ثباتی بیشتر را فراهم کند.

برای ایران، بازدارندگی مؤثر مستلزم حفظ آمادگی دفاعی، حفاظت از زیرساخت‌های حیاتی و ارزیابی واقع‌بینانه توانایی‌های خود و طرف مقابل است. دست‌کم گرفتن ظرفیت‌های دشمن یا تصور اینکه توان موشکی به‌تنهایی می‌تواند همه پیامدهای یک جنگ را مهار کند، می‌تواند به محاسبات نادرست منجر شود.
جنگ؛ ابزاری برای سیاست یا خطری فراتر از کنترل؟

مهم‌ترین مسئله این است که آیا تصمیم‌گیران می‌توانند بحران را در محدوده‌ای که برای آن برنامه‌ریزی کرده‌اند نگه دارند؟ آغاز یک حمله محدود لزوماً به معنای پایان محدود درگیری نیست. پاسخ نظامی طرف مقابل، خطای محاسباتی یا حمله‌ای با تلفات گسترده می‌تواند دامنه جنگ را به‌سرعت گسترش دهد.
از سوی دیگر، نباید فرض کرد که همه تصمیمات نظامی صرفاً با انگیزه‌های انتخاباتی اتخاذ می‌شوند. اختلافات راهبردی درباره برنامه هسته‌ای ایران، توان موشکی و ترتیبات امنیتی منطقه، مستقل از تقویم انتخابات نیز وجود دارند. بنابراین، حتی تغییر دولت‌ها ممکن است به‌تنهایی برای حل این اختلافات کافی نباشد.

جمع‌بندی

در آستانه انتخابات اسرائیل و آمریکا، احتمال ازسرگیری جنگ ایران و اسرائیل را نمی‌توان نادیده گرفت. گزارش‌های مربوط به بررسی طرح‌های نظامی جدید، نشان می‌دهند که خطر تشدید تنش همچنان جدی است؛ اما وقوع حمله قطعی نیست و نمی‌توان انگیزه انتخاباتی را علت اثبات‌شده تصمیمات احتمالی نظامی دانست.

برای ایران، راهبرد منطقی بر تقویت بازدارندگی، حفظ آمادگی دفاعی، کاهش آسیب‌پذیری زیرساخت‌ها و استفاده از مسیرهای دیپلماتیک استوار است. هدف باید افزایش هزینه محاسبات اشتباه برای طرف مقابل و هم‌زمان جلوگیری از گرفتارشدن کشور در جنگی فرسایشی باشد.

در نهایت، پرسش اصلی این نیست که چه کسی ممکن است از جنگ سود انتخاباتی ببرد؛ بلکه این است که آیا محاسبات سیاسی کوتاه‌مدت می‌توانند منطقه را به درگیری‌ای سوق دهند که مهار پیامدهای آن از توان همه طرف‌ها خارج شود؟ در شرایط کنونی، پاسخ به این پرسش نه‌فقط برای ایران و اسرائیل، بلکه برای ثبات کل منطقه اهمیت دارد.
 ∎​