به گزارش خبرگزاری ایمنا، محرم که میآید، کوچهها رنگ عزا میگیرند؛ صفر که میرسد، دلها در حسرت رسیدن به کربلا میتپند و فاطمیه که از راه میرسد، انگار بغضی قدیمی دوباره در سینهها جان میگیرد؛ بغضی که از پشت در نیمسوخته خانهای در مدینه آغاز شد و قرنهاست در دل شیعیان مانده است، اما سالجاری فاطمیه حال دیگری دارد؛ اندوهی بر اندوهش نشسته و داغی در دل این سوگواری ریشه دوانده که نمیتوان بهآسانی از کنار آن گذشت.
این روزها دهه فاطمیه در غیاب رهبر شهید انقلاب آغاز شده است؛ مردی که نام حضرت زهرا (س) برایش پناهی برای دل، چراغی برای مسیر و مبدأیی برای تجدید عهد با ایمان بود. مردی که از پیوند قلبی خود با مجالس روضه سخن گفته بود و از اینکه رزق سال کشور را در شبهای فاطمیه میگیرد.
اکنون فاطمیه آمده است و آن جای آشنا خالی است؛ جای مردی که دل به روضه مادر سپرده بود. این روزها وقتی نام حضرت زهرا (س) در مجالس عزاداری طنینانداز میشود، وقتی مداح از غربت مدینه میخواند و صدای گریه از گوشهوکنار مجلس بلند میشود، خاطره او نیز در ذهنها جان میگیرد؛ خاطره مردی که در میان هیاهوی مسئولیتها، برپایی سفره روضه اهلبیت(ع) به ویژه حضرت مادر(س) را فراموش نمیکرد.
چه رازی در این دلدادگی نهفته است؟ شاید پاسخ را باید در همان حقیقتی جستوجو کرد که قرنهاست دل شیعیان را به خانه حضرت زهرا(س) پیوند زده است؛ اینکه در مکتب اهلبیت(ع)، بزرگی به دوری از اشک و توسل نیست، بلکه بزرگترین آدمها نیز برای ادامه راه به پناهی از جنس محبت نیاز دارند. روضه، برای چنین دلی، تنها شنیدن مصیبت نیست؛ بازگشتن به اصل خویش است، مرور عهدی دیرینه و دوباره یافتن توان ایستادن.

فاطمیه، روایت غربت بانویی است که قدرش در زمانه خویش آنگونه که باید شناخته نشد؛ بانویی که پس از رحلت پیامبر(ص)، روزهایی دشوار را پشت سر گذاشت و سرانجام، مظلومیتش را با سکوتی سنگین و مزاری پنهان به تاریخ سپرد. قرنها گذشته است، اما هنوز وقتی سخن از مدینه و خانه علی(ع) به میان میآید، بغض در گلوی محبان میشکند. هنوز هم روضه مادر، روایت داغی است که کهنه نمیشود؛ زخمی که هر نسل، آن را با زبان اشک و ارادت بازمیگوید.
سال جاری در میان این اشکهای آشنا، دلتنگی دیگری هم جاری است. عزاداران در مجالس فاطمی گرد هم میآیند، پرچمهای عزا را بر سردر هیئتها میآویزند، نام حضرت زهرا(س) را زمزمه میکنند و پای روضهای مینشینند که سالهاست مأمن دلهای بیقرار است، اما خاطره رهبر شهید انقلاب نیز در کنار نام مادر در ذهن آنان حضور دارد. گویی فاطمیه سال جاری، افزون بر روایت غربت دختر پیامبر(ص)، روایت دلتنگی مردی را نیز در خود جای داده است که دل به این آستان بسته بود.
دهه فاطمیه سال جاری، بیحضور او آغاز شده است، اما روضه همچنان برپاست، نام مادر همچنان بر زبانها جاری است و اشکها همچنان راه خود را به سوی گونهها پیدا میکنند. چراغ هیئتها روشن است و صدای «یا فاطمه زهرا(س)» در فضای شهر میپیچد و چه تلخ است فاطمیهای که در آن، هم باید برای غربت مادر گریست و هم برای جای خالی مردی که دلش با نام او آرام میگرفت؛ مردی که دیگر در میان عزاداران نیست، اما خاطره ارادتش به حضرت زهرا(س)، سال جاری نیز در سوگ مادر، با اشک و دلتنگی زنده میشود.