شناسهٔ خبر: 80203927 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: میزان | لینک خبر

تجربه‌ای متفاوت در فیلم کوتاه؛ از مرگ تا ناشنوایی

شش فیلم حاضر در بخش ملی چهل‌وسومین جشنواره فیلم کوتاه تهران، با پرداختن به موضوعاتی چون مرگ، مهاجرت، جنگ، خرافه، تنهایی و فقدان ارتباط، تجربه‌های متفاوتی از موقعیت‌های دشوار انسانی را به تصویر می‌کشند؛ آثاری که از نظر انسجام فیلمنامه، اجرا و زبان سینمایی، کیفیت یکسانی ندارند. شش فیلم حاضر در بخش ملی چهل‌وسومین جشنواره فیلم کوتاه تهران، با پرداختن به موضوعاتی چون مرگ، مهاجرت، جنگ، خرافه، تنهایی و فقدان ارتباط، تجربه‌های متفاوتی از...

صاحب‌خبر -
خبرگزاری میزان -

چهل‌وسومین جشنواره فیلم کوتاه تهران، شش اثر «روز چهلم»، «نیویورک»، «آناتومی یک شب»، «خاک»، «ما» و «تاریخ دقیق پرواز» هر یک به شکلی متفاوت، مرز میان واقعیت و استعاره را جست‌وجو می‌کنند؛ از باورهای عامیانه و بحران‌های خانوادگی تا تجربه کودکانه جنگ و تنهایی مهاجرت. آنچه این آثار را به هم پیوند می‌دهد، تلاش برای یافتن زبانی سینمایی برای موقعیت‌های انسانی دشوار است؛ تلاشی که در برخی به انسجام می‌رسد و در برخی دیگر، در میانه راه متوقف می‌ماند.

روز چهلم؛ مرگ به مثابه تنها راه زندگی

«روز چهلم» به کارگردانی امین‌رضا علیمحمدی و تهیه‌کنندگی امین رفیعی، محصول قزوین، داستان مریم و یوسف را روایت می‌کند که برای بچه‌دار شدن، بر اساس باوری قدیمی، باید چهل روز جنازه بشویند؛ اما در روز چهلم، روستا خالی از جنازه شده است. ایده مرکزی، یعنی رویارویی اجباری با مرگ برای رسیدن به زندگی، ساختاری پارادوکس‌آلود و تأمل برانگیز می‌سازد که فیلم از آن بهره می‌برد. فیلم از دام ملودرام‌های احساساتی دوری می‌کند و رنج ناباروری را در سکوت، انتظار و تنش‌های زناشویی بازنمایی می‌کند، نه در دیالوگ‌های توضیحی.

فضای بصری، با پاییز و گندم‌زارهای زرد، به خوبی با مضمون مرگ و زندگی همخوانی دارد و جاده روستایی به استعاره‌ای از انتظار و مسیر بی‌پایان تبدیل می‌شود.

ضعف اصلی، غلبه موسیقی بر روایت است؛ آهنگ مرتبط با موضوع، اما حضورش بیش از حد و بلند است و در برخی لحظات، به جای تقویت حس، آن را تحت‌ الشعاع قرار می‌دهد. بازی‌ها معمولی‌اند و فیلمنامه متوسط، می‌توانست چالش‌های بیشتری پیش روی شخصیت‌ها قرار دهد. «روز چهلم» فیلمی است که ایده‌اش قوی‌تر از اجرایش است.

نیویورک؛ مهاجرت در قاب دیالوگ

«نیویورک» به نویسندگی و کارگردانی امیر کرمی و از تولیدات انجمن سینمای جوانان ایران، داستان دو دوست به نام‌های احسان و آوا را روایت می‌کند که پس از هشت ماه، در زمان جنگ رمضان یکدیگر را می‌بینند. احسان می‌خواهد به نیویورک برود و آوا می‌خواهد از او بچه‌دار شود، اما احسان تمایلی ندارد. ایده مرکزی، یعنی تقابل میان مهاجرت و ماندن، بالقوه قوی است و می‌توانست به بستری برای کاوش در بحران هویت و تعهد تبدیل شود. اما فیلمنامه ضعیف و به شدت دیالوگ‌وار است؛ به جای آنکه کشمکش در موقعیت و رفتار شکل بگیرد، همه‌چیز در گفتار توضیح داده می‌شود. بازیگران خوب نیستند و اجرایشان خشک و بدون عمق است، و قاب بندی نیز از تبدیل فضای شهری به عنصری معنایی ناتوان می‌ماند. پس‌زمینه صدای جنگ هیچ ارتباطی با داستان ندارد و بودن یا نبودنش تفاوتی ایجاد نمی‌کند. حتی انتخاب موسیقی «دی‌داس کین لایو» نیز نتوانسته به انسجام اثر کمک کند. «نیویورک» نشان می‌دهد که ایده مهاجرت، بدون فیلمنامه منسجم و هدایت دقیق بازیگران، در سطح یک موقعیت خام باقی می‌ماند.

 آناتومی یک شب؛ جنگ از نگاه یک کودک

«آناتومی یک شب» به نویسندگی و کارگردانی امیرحسین مرزبان و تهیه‌کنندگی محمد طاها ناطقی، محصول مرکز فیلم جوان سوره، در دو بخش «فیلم‌های کوتاه داستانی ملی» و «وطن به روایت من» حضور دارد. داستان ملیکا را روایت می‌کند که بر اثر انفجار مطب پزشک، همراه مادرش در اتاقی حبس می‌شود و باید جان مادرش را نجات دهد. ایده روایت جنگ از نگاه یک کودک، هوشمندانه‌ترین انتخاب فیلم است؛ کارگردان خود تأکید کرده که می‌خواسته از فضاهای تکراری جنگ فاصله بگیرد و تجربه کودکان را در شرایطی که متناسب با دنیای آنها نیست، بازنمایی کند. بازی ملیکا فلاحیان در نقش اصلی، نقطه قوت عاطفی فیلم است و او با وجود شرایط سخت و فضای پر از خاک و دود، به خوبی از عهده نقش برآمده است. طراحی صحنه و جلوه‌های ویژه، فضای انفجار و خرابی را به شکلی باورپذیر بازسازی کرده‌اند و فیلمنامه نیز از انسجام قابل قبولی برخوردار است. ضعف اصلی، ریتم در نیمه دوم است؛ جایی که تعلیق موقعیت جای خود را به تکرار می‌دهد. با این حال، «آناتومی یک شب» از منسجم‌ترین آثار این گروه است.

خاک؛ خرافه و مرگ در حیاط خانه

«خاک» به نویسندگی و کارگردانی توحید یارمحمدی و تهیه کنندگی مجید حقیقت، نخستین تجربه کارگردانی او، محصول شادگان و با زبان عربی است. داستان نگهبان شکست خورده گورستانی را روایت می‌کند که برای محافظت از قبر مادر خود در برابر دست درازی مرده دزدها، با تردید اهالی و نزدیکان روبه‌رو می‌شود. ایده مرکزی، خرافه‌ای که برای داشتن فرزند پسر، به جنازه‌ای تازه نیاز دارد تا طلسمی بسازند، بستری بومی و تأمل‌برانگیز برای کاوش در باورهای عامیانه فراهم می‌کند.

بازی‌ها معمولی‌اند و ریتم فیلم کمی کند است؛ موقعیت به سرعت ساخته می‌شود، اما فیلم از بسط پیامدهای اخلاقی و روانی آن بازمی‌ماند. فضای شادگان و زبان عربی، اصالت اثر را حفظ کرده‌اند، اما فیلم از تبدیل این بوم‌گرایی به یک تجربه سینمایی منسجم ناتوان می‌ماند. «خاک» فیلمی است که دغدغه‌اش را می‌شناسد، اما زبان تصویری‌اش را هنوز پیدا نکرده است.

 ما؛ تنهایی در فروشگاه تخت‌خواب

«ما» به کارگردانی مشترک محمد‌ حسین اثناعشری و پگاه سعیدی، داستان زن و شوهری را روایت می‌کند که برای خرید تشک تخت خواب به فروشگاهی می‌روند و در میانه انتخاب، که با مشکل خواب شروع می شود در واقع با مشکل حرف نزدن با یکدیگر روبه‌رو می‌شوند. ایده مرکزی، یعنی تبدیل یک خرید ساده به آیینه‌ای از فروپاشی ارتباطی، هوشمندانه است و کارگردانان تأکید کرده‌اند که می‌خواسته‌اند «لحظه‌ای از بیان مشکلات انسانی در عصر مدرن» را روایت کنند.

 انتخاب فروشگاه تخت‌خواب به عنوان لوکیشن اصلی، انتخابی معنادار است، زیرا فضایی که قرار است نماد آسایش و خواب باشد، به محل تنش تبدیل می‌شود. با این حال، بازی‌ها معمولی‌اند و فیلم از تبدیل این ایده تأمل‌برانگیز به یک تجربه دراماتیک پیش‌رونده ناتوان می‌ماند؛ کشمکش در سطح دیالوگ باقی می‌ماند و از رسوخ به لایه‌های روانی شخصیت‌ها بازمی‌ماند.

 تاریخ دقیق پرواز؛ انتظار در سکوت

«تاریخ دقیق پرواز» به کارگردانی پوریا دهقان و تهیه‌کنندگی مجید حقیقت، داستان پیرمردی تنها را روایت می‌کند که چشم انتظار بازگشت دخترش به ایران است؛ اما درست یک روز پیش از تماس دختر، شنوایی‌اش را از دست می‌دهد و در وضعیتی دشوار قرار می‌گیرد، نه از تاریخ دقیق پرواز خبر دارد و نه به‌سادگی می‌تواند با او ارتباط برقرار کند. ایده مرکزی، انتظار و فقدان ارتباط در بستر مهاجرت، یکی از قوی‌ترین مفاهیم این گروه است. بازی داریوش اشرفی در نقش پیرمرد و آنیل رخشانی، خوب و باورپذیر است و فیلم از بازیگر کودک نیز بهره می‌برد که به نقطه طلایی فیلم است. فیلمنامه منسجم و پایان بندی آن، یکی از نقاط قوت اثر است و از نظر فنی نیز در سطح قابل قبولی قرار دارد. ضعف اصلی، کندی ریتم در میانه است؛ جایی که انتظار، به جای آنکه به تعلیق تبدیل شود، به تکرار موقعیت می‌رسد. «تاریخ دقیق پرواز» از منسجم‌ترین و تأثیرگذارترین آثار این گروه است و نشان می‌دهد که سینمای کوتاه ایران، وقتی به سراغ تنهایی و فقدان می‌رود، می‌تواند به عمق برسد.

انتهای پیام/

∎​