به گزارش خبرگزاری آنا؛ هنر در بیمارستانها هم جای خودش را پیدا کرده است؛ از اجرای موسیقی برای بیمارانی که روزهای سخت درمان را میگذرانند تا فعالیتهایی که به افراد مبتلا به برخی بیماریها در حرکت کردن کمک میکنند. نقاشی، موسیقی و دیگر شکلهای هنر فقط در گالریها و سالنهای اجرا حضور ندارند و میتوانند بخشی از زندگی افرادی باشند که با بیماری یا مشکلات جسمی دستوپنجه نرم میکنند.
البته نمیتوان انتظار داشت هنر برای همه افراد نتیجه یکسانی داشته باشد یا بهتنهایی بیماری را درمان کند. فایده این فعالیتها به شرایط افراد و نوع استفاده از آنها بستگی دارد. با وجود این محدودیتها، هنر میتواند در کنار درمانهای پزشکی به بخشی از مراقبت از افراد تبدیل شود؛ موضوعی که اهمیت آن با توجه بیشتر به کیفیت زندگی بیماران روشنتر میشود.
از کاهش اضطراب تا بهبود کیفیت زندگی
موسیقی گوش دادن، نقاشی کردن یا شرکت در یک فعالیت هنری ممکن است فراتر از سرگرمی برای سلامت انسان مفید باشد. پژوهشها نشان میدهند این فعالیتها میتوانند به کاهش اضطراب و افسردگی، بهبود کیفیت زندگی و کنار آمدن با برخی مشکلات جسمی کمک کنند.
برای مثال، در برخی بیمارستانها از موسیقی و فعالیتهای هنری برای کاهش اضطراب بیماران پیش از جراحی یا هنگام انجام اقداماتی مانند دیالیز استفاده شده است. همچنین، در برخی مطالعات، برنامههای هنری با بهبود وضعیت روانی و کیفیت زندگی افراد مبتلا به سرطان، بیماریهای قلبی و اختلالات عصبی همراه بودهاند.
موسیقی حتی ممکن است در بهبود برخی مشکلات حرکتی نیز نقش داشته باشد. برای نمونه، پژوهشهایی روی افراد مبتلا به پارکینسون نشان دادهاند که مداخلات مبتنی بر موسیقی میتوانند به بهبود سرعت راه رفتن و طول گام کمک کنند.
البته با توجه به مطالب «سازمان جهانی بهداشت» (WHO)، هنر درمان همه بیماریها نیست و میزان تأثیر آن به نوع فعالیت و شرایط فرد بستگی دارد. بااینحال، یافتههای موجود نشان میدهند که فعالیتهای هنری میتوانند در کنار مراقبتهای پزشکی، به بهبود حال عمومی و کیفیت زندگی برخی افراد کمک کنند.
موسیقی و نقاشی چگونه بر تجربه بیماری اثر میگذارند؟
موسیقی و دیگر فعالیتهای هنری میتوانند اضطراب بیماران را در برخی موقعیتهای درمانی کاهش دهند. در مطالعات مختلف، این فعالیتها با کاهش اضطراب هنگام نمونهبرداری پزشکی، دیالیز، استفاده از دستگاه تنفس مصنوعی و جراحی همراه بودهاند.
مقالهای در «کتابخانه ملی پزشکی آمریکا» (NCBI) نشان میدهد که هنر ممکن است به بهبود برخی مشکلات جسمی کمک کند. برای مثال، در پژوهشهایی روی افراد مبتلا به پارکینسون، مداخلات مبتنی بر موسیقی با بهبود سرعت راه رفتن و طول گام همراه بودهاند. این یافتهها نشان میدهند که موسیقی ممکن است علاوه بر تأثیر بر وضعیت روانی، در برخی شرایط به بهبود عملکرد حرکتی نیز کمک کند.
باید توجه داشت که تأثیر فعالیتهای هنری در همه بیماران یکسان نیست و هنوز شواهد کافی برای تعمیم این نتایج به تمام بیماریها و اقدامات درمانی وجود ندارد. ازاینرو، هنر را میتوان در شرایط مناسب بخشی مکمل از مراقبت دانست، نه جایگزینی برای درمانهای پزشکی.
هنر در زندگی روزمره چه اهمیتی دارد؟
تأثیر فعالیتهای هنری به محیطهای درمانی محدود نمیشود. برخی پژوهشها نشان دادهاند افرادی که برای لذت شخصی به فعالیتهایی مانند نقاشی و هنرهای دستی میپردازند یا در برنامههای فرهنگی شرکت میکنند، رضایت بیشتری از زندگی دارند و احساس لذت و معنا را بیشتر تجربه میکنند. تماشای آثار هنری نیز در این زمینه مورد توجه قرار گرفته است.
البته این یافتهها بهتنهایی ثابت نمیکنند که هنر مستقیماً باعث افزایش رضایت از زندگی میشود. افرادی که در فعالیتهای هنری شرکت میکنند، ممکن است از نظر وضعیت اقتصادی، سلامت جسمی و روانی یا روابط اجتماعی با دیگران تفاوت داشته باشند. برای مشخص شدن نقش مستقل هنر، باید این عوامل نیز در پژوهشها بررسی شوند.
بااینحال، ارتباط میان مشارکت هنری و رضایت از زندگی یکی از دلایلی است که توجه متخصصان را به جایگاه هنر در برنامههای سلامت جلب کرده است. در این نگاه، سلامت فقط به تشخیص و درمان بیماری محدود نمیشود؛ کیفیت زندگی و عواملی که به احساس رضایت و معنا در زندگی کمک میکنند نیز اهمیت دارند.
ارتباطات اجتماعی و سلامت روان
فعالیتهای هنری میتوانند فرصتهایی برای تعامل با دیگران فراهم کنند. شرکت در برنامههای فرهنگی، ساخت آثار هنری یا حضور در فعالیتهای گروهی ممکن است به تقویت احساس تعلق و ارتباط اجتماعی کمک کند. برخی پژوهشها نیز مشارکت هنری را با خطر کمتر تنهایی مرتبط دانستهاند.
این ارتباط از آن جهت اهمیت دارد که تنهایی و انزوای اجتماعی با سلامت روان و جسم ارتباط دارند. بااینحال، هر برنامه هنری الزاماً به ایجاد ارتباط اجتماعی مؤثر منجر نمیشود. نوع فعالیت، شرایط برگزاری و امکان مشارکت افراد با پیشینههای مختلف میتواند نتیجه را تغییر دهد.
نویسندگان مقاله بر این نکته تأکید دارند که برنامههای هنری باید با توجه به نیازهای افرادی طراحی شوند که قرار است از آنها استفاده کنند. اگر محدودیتهای اقتصادی یا اجتماعی مانع حضور بخشی از جامعه در این برنامهها شود، ممکن است دسترسی به مزایای احتمالی هنر نیز نابرابر باقی بماند.
از کودکی تا سالمندی
پژوهشگران ارتباط فعالیتهای هنری با رشد شناختی را نیز بررسی کردهاند. در کودکان، برخی مطالعات از ارتباط میان فعالیتهای هنری و جنبههای مشخصی از پردازش زبان حمایت میکنند؛ اما ادعاهای گسترده درباره اینکه هنر بهطور کلی عملکرد تحصیلی را افزایش میدهد، پشتوانه کافی ندارند.
این تفاوت اهمیت دارد، زیرا تأثیر احتمالی هنر بر یک مهارت مشخص را نمیتوان به همه جنبههای یادگیری تعمیم داد. برای ارزیابی چنین اثرهایی باید نوع فعالیت هنری و توانایی مورد بررسی بهروشنی مشخص باشد.
در بزرگسالی و سالمندی نیز برخی پژوهشها مشارکت هنری را با حفظ بهتر تواناییهای شناختی مرتبط دانستهاند. حافظه، توجه و یادگیری از جمله تواناییهایی هستند که در مطالعات مربوط به سلامت مغز بررسی میشوند. بااینحال، این ارتباط بهتنهایی ثابت نمیکند که فعالیتهای هنری از زوال شناختی یا بیماریهایی مانند زوال عقل پیشگیری میکنند.
برای پاسخ به این پرسش، لازم است مطالعات طولانیمدتتری انجام شود تا مشخص شود آیا مشارکت هنری واقعاً بر روند تغییرات شناختی اثر میگذارد یا عوامل دیگری این ارتباط را توضیح میدهند.
هنر همیشه اثر مثبت ندارد
فعالیتهای هنری همیشه هم بیضرر نیستند و تأثیر آنها به شرایط استفاده از هنر بستگی دارد. برای مثال، از موسیقی در برخی موارد برای شکنجه و آزار افراد استفاده شده است. هنرمندان حرفهای نیز ممکن است در اثر فعالیت طولانیمدت یا فشارهای شغلی با آسیبهای جسمی و روانی روبهرو شوند.
از سوی دیگر، دسترسی نابرابر به برنامههای هنری میتواند شکافهای اجتماعی را بیشتر کند. افرادی که توانایی مالی یا فرصت کافی برای شرکت در این برنامهها ندارند، ممکن است از مزایای احتمالی آنها محروم بمانند.
بنابراین، هنگام استفاده از هنر در برنامههای مرتبط با سلامت، باید به شرایط و نیازهای شرکتکنندگان توجه کرد. عوامل فرهنگی و اجتماعی و نحوه اجرای برنامه نیز در نتیجه آن نقش دارند. یک فعالیت هنری ممکن است برای گروهی مفید باشد، اما لزوماً برای همه افراد تجربه یا نتیجه یکسانی ایجاد نمیکند.
هنر در نظام سلامت
شواهد موجود از این احتمال حمایت میکنند که فعالیتهای هنری بتوانند در برخی شرایط به بهبود سلامت روان، کیفیت زندگی و مدیریت نشانههای بیماری کمک کنند. بااینحال، هنوز مشخص نیست کدام فعالیتها برای چه افرادی بیشترین فایده را دارند و این اثرها در بلندمدت تا چه اندازه پایدار میمانند.
پژوهشهای آینده باید برنامههای هنری را با روشهای استاندارد مراقبت مقایسه کنند، شرکتکنندگان را برای مدت طولانیتری دنبال کنند و هزینه اجرای این برنامهها را نیز بسنجند. چنین مطالعاتی میتوانند نشان دهند که هنر در کدام بخشهای نظام سلامت کاربرد بیشتری دارد و چگونه میتوان دسترسی به آن را برای گروههای مختلف فراهم کرد.
در حال حاضر، شواهد برای نادیده گرفتن نقش احتمالی هنر در سلامت کافی نیستند، اما برای ارائه توصیههای قطعی و یکسان به همه افراد نیز کفایت نمیکنند. گام بعدی، مشخص کردن اثر واقعی هر نوع فعالیت هنری و تعیین شرایطی است که در آن میتوان از این ظرفیت به شکلی مؤثر و ایمن استفاده کرد.
انتهای پیام/