زمينلرزه 9 اكتبر 2026 پاناما و الگوي كلي فعاليتهاي «حلقه آتش» بازتابدهنده سامانهاي پيچيده و پوياست؛ سامانهاي كه در آن انتقال تنش به صورت محلي و درون شبكههاي گسلي رخ ميدهد. زمينلرزهاي قدرتمند در 17 مهر 1405، جنوب غربي پاناما با بزرگاي ۷.۶ خسارات قابل توجهي به استانهاي مركزي مانند «وراگواس»، «هررا» و «لوس سانتوس» وارد كرد و به ساختمانها، يك كليساي جامع و جادهها آسيب رساند. اين رويداد با آزادسازي انرژي انباشته شده در سامانه گسلي «آزوئرو - سونا» (Azuero-Soná) مرتبط است. زمينلرزه پاناما در شرايطي رخ داد كه فعاليتهاي لرزهاي شديدي در امتداد «حلقه آتش» اقيانوس آرام در جريان بود. تا اواسط ماه آگوست، ۱۱ زمينلرزه با بزرگي 7 يا بيشتر در 9 كشور پيرامون اقيانوس آرام ثبت شده بود. زلزله 8 ژوئن 2026 فيليپين با بزرگاي 7.8 و 15 آگوست 2026 اندونزي با بزرگاي 7.7 و 10 آگوست 2026 كلمبيا با بزرگاي 7.4، زلزلههاي دوگانه 24 ژوئن 2026 ونزوئلا با بزرگاهاي 7.2 و 7.5 از اين سري زمينلرزهها بودهاند. ژاپن، مكزيك، تونگا، وانواتو و شيلي مكان رخداد زمينلرزههايي است كه طي سال گذشته محل رخداد زمينلرزههاي با بزرگاي بيش از 7 بودهاند. انتقال تنش كولمب در زلزله بزرگ با گسيختگي گسل با تغيير ميدان تنش در پوسته اطراف گسل رخ ميدهد. اين تغيير ميتواند گسلهاي مجاور را به آستانه گسيختگي نزديكتر كند. پديده «سايه تنش» يا بارگذاري مثبت ميتواند گسلي كه آماده گسيخته شدن است را دچار شكست و زمينلرزه كند. انتقال تنش عمدتا در محدودهاي به وسعت چند برابر طول گسل اصلي اهميت دارد. نمونه «زلزلههاي دوقلو» (Doublet) زلزلههاي ژوئن ۲۰۲۶ در ونزوئلا نمونهاي كامل از اين پديده هستند. رويدادي با بزرگاي ۷.۲ باعث گسيختگي بخشي از يك گسل شد و بلافاصله تنش را به بخش مجاور منتقل كرد؛ اين امر تنها ۳۹ ثانيه بعد، زلزلهاي با بزرگاي ۷.۵ را رقم زد. تنش هميشه به صورت ناگهاني و شديد آزاد نميشود. «رويدادهاي لغزش آرام» كه طي هفتهها يا ماهها تنش را آزاد ميكنند نيز ميتوانند با تغيير شرايط گسلهاي قفل شده مجاور، باعث انتقال تنش و گاهي وقوع زلزلههاي بزرگتر شوند. زنجيره زلزلههاي سال ۲۰۲۶، نشان دهنده يك واكنش زنجيرهاي واحد و دومينووار در امتداد «حلقه آتش» نيست. فعاليتهاي سال ۲۰۲۶ حلقه آتش سامانه بسيار فعال را نشان ميدهد. اگرچه وقوع زلزلهاي بزرگ در مناطقي مانند پرو قطعي است، اما برقراري رابطهاي پيشبينانه ميان اين رويدادها امكانپذير نيست. احتمال وقوع حداقل يك زمينلرزه با بزرگاي بيش از 7 در سطح جهان طي سال پيشرو (۱۰ اكتبر ۲۰۲۶ تا ۱۰ اكتبر ۲۰۲۷) به نحوي است كه انتظار ميرود در مجموع حدود ۱۵ تا ۱۸ رويداد با بزرگاي بيش از 7 و يك زلزله با بزرگاي بيش از 8 رخ بدهد. طي يكسال گذشته زمينلرزههاي با بزرگاي ۷ يا بيشتر رخ داده كه عمدتا در مناطق فرورانش و مرزهاي ورقههاي زمينساختي متمركز شدهاند. مناطق فرورانش «حلقه آتش» اطراف اقيانوس آرام بالاترين ميزان رخداد را نشان ميدهد: ژاپن- هونشو - هوكايدو، فيليپين - ميندانائو، اندونزي- فلورس، درياي ملوكا، وانواتو، تونگا، حاشيههاي شيلي - پرو، مكزيك - درياي چياپاس، گوئرو، آلاسكا-آلوسين، كامچاتكا مهمترين مكانهاي رخداد زمينلرزهها هستند. ساير مرزهاي همگرا كلمبيا، ونزوئلا در محل تلاقي ورقه كاراييب - امريكاي جنوبي، پاناما، نيوزيلند، پاپوآ گينهنو، جزاير سليمان، جبهه هيماليا بوده و زلزلههایي با بزرگاي كمتر از 7 در بخشهايي از مديترانه و خاورميانه طي يك سال اخير شامل 4 زمينلرزه با بزرگاي 6 تا 6.5 در افغانستان، تركيه و ايتاليا بوده. براي منطقه مديترانه شرقي و ايران، احتمال سالانه وقوع حداقل يك زمينلرزه با بزرگاي 7 يا بيشتر، در حدود ۵ تا ۱۵ درصد است - به طور ميانگين تقريبا يك رويداد در هر ۷ تا ۲۰ سال - كه يك ميانگين بلندمدت بر اساس فهرستهاي تاريخي و دستگاهي و مطالعات لرزهزمينساختي به دست آمده است؛ اين عدد پيشبيني كوتاهمدت نيست و به دليل خوشهبندي طبيعي رويدادها، نوسانات سالانه در آن زياد است. احتمالات محلي بالاتري براي قطعات گسلي خاص و «بالغ» آماده براي گسيختگي وجود دارد - بخشهايي از گسل آناتولي شمالي در نزديكي درياي مرمره - منطقه استانبول، بقاياي فعاليت گسل آناتولي شرقي پس از سال ۲۰۲۳، كمان هلني-كمان قبرس و گسل امتداد لغز درياي مرده، گسل شمال تبريز و گسل شمال تهران و گسل اصلي جوان زاگرس. مدلهاي وابسته به زمان براي منطقه مرمره در برخي مطالعات، احتمال ۳۰ ساله براي وقوع زمينلرزهاي با بزرگاي بيش از ۷ را حدود ۳۵ تا ۵۰ درصد برآورد كردهاند.
رويدادهاي تاريخي بزرگ با بزرگاي ۷ تا ۸ و بالاتر به خوبي ثبت و مستند شدهاند، مانند رويدادهاي سالهاي ۳۶۵ و ۱۳۰۳ ميلادي و زلزله 1043 و 1780 تبريز و و بسياري از زمينلرزههاي قرنهاي ۱۹ و ۲۰ در ايران يونان و تركيه، اما دوره بازگشت آنها در هر قطعه گسلي خاص، معمولا بين چند دهه تا چند قرن متغير است.
منطقه ايران در مقايسه با شرق مديترانه، از نظر وقوع زمينلرزههاي متوسط تا بزرگ، فعاليت لرزهاي بيشتري دارد. دوره بازگشت زمينلرزههاي با بزرگاي بيش از ۶ در جنوب زاگرس و مناطق شمال غربي نسبتا كوتاه است در برخي زيرمناطق حدود ۱۰ تا ۱۵ سال، وقوع زمينلرزههاي با بزرگاي ۷ يا بيشتر در مجموع كمتر است. احتمال سالانه حدود ۵ تا ۱۵ درصد براي وقوع حداقل يك زمينلرزه با بزرگاي ۷ يا بيشتر در شمال شرق و مكران بيشتر از مركز زاگرس يا نواحي داخلي فلات ايران است. نگارنده در يك ارزيابي اخير خود براي منطقه شمال -مركز ايران، احتمال ۱۰ ساله وقوع زمينلرزهاي با بزرگاي بيش از ۷ را حدود 4.5 درصد برآورد كرد.
فلات ايران در حدود ۷۰ سال گذشته شاهد وقوع بيش از 95 زمينلرزه با بزرگاي بيش از 6 و 17 زمينلرزه با بزرگاي بيش از 7 بوده است. اين ارقام، نرخهاي آماري بلندمدت هستند و نه پيشبينيهايي كه بر اساس فهرست رويدادهاي جهاني سال گذشته تنظيم شده باشند. خوشهبنديهاي كوتاهمدت، توالي پسلرزهها يا انتقال تنش مثلا پس از زمينلرزه 21 آبان 1396 ازگله سرپل ذهاب ميتوانند احتمال وقوع محلي را بهطور موقت افزايش يا كاهش بدهند. احتمال وقوع زلزله در نزديكي گسلهاي فعالِ اصلي كه مدت زيادي از آخرين فعاليت آنها گذشته است مانند گسل شمال تبريز و گسل شمال تهران و قطعه مرمره در گسل شمال آناتولي، بيشتر و در مناطق داخلي كمتر است.