اختلاف با آمریکا و رژیمصهیونیستی نیز ریشه در همین استقلال و تعارض مبانی دارد. جمهوری اسلامی از آغاز انقلاب، حمایت از فلسطین و آزادی قدس را وظیفهای اسلامی و انسانی دانسته است. این حمایت، نه صرفا سیاسی، بلکه برخاسته از مسئولیت دینی در برابر مظلومان است.
آمریکا؛ سلطهجوی ناسازگار
خصومت آمریکا با ایران، از نخستین ماههای پس از پیروزی انقلاب و پیش از تسخیر سفارت این کشور آغاز شد. بنابراین، تعارض دو طرف را نمیتوان صرفا به رویدادهای بعدی فروکاست؛ مساله، پذیرش یا نفی استقلال ایران و منافع سلطهجویانه آمریکاست.
ستم با نقاب مظلومیت
رژیم صهیونیستی برپایه تصرف سرزمین فلسطین و آوارگی و کشتار مردم آن شکل گرفت. فریب، مظلومنمایی، تهدید و خشونت، از مؤلفههای تاریخی این فرآیند بودهاند. ازاینرو، نمیتوان در برابر غصب سرزمین فلسطین و ستم بر مردم آن سکوت کرد.
امام خمینی(ره) با نامگذاری روز جهانی قدس، مانع فراموشی و عادیسازی اشغال فلسطین شد. این ابتکار، به تقویت هویت ایمانی و قرآنی مبارزه فلسطینی انجامید؛ هویتی که در مقاومت گروههایی چون حماس و جهاد اسلامی نمایان است.
سیاست جمهوری اسلامی، حمایت و توانمندسازی مبارزان فلسطینی برای تصمیمگیری و اقدام مستقل بوده است. عملیات طوفانالاقصی نیز نمونهای از طراحی و اجرای عملیات به دست خود نیروهای فلسطینی بود؛ حمایتی که با هدف تقویت توان مقاومت و دفاع از حقوق ملت فلسطین صورت گرفته جمهوری اسلامی از مقاومت فلسطین برای بازپسگیری حقوق مردم این سرزمین حمایت میکند. اشغالگری رژیمصهیونیستی و محدودشدن سرزمین فلسطینیان به بخش کوچکی از خاک خود، ظلمی آشکار است. افزون بر این، قدرتطلبی این رژیم، امنیت و منافع ملی کشورهای منطقه را نیز تهدید میکند.
رژیم صهیونیستی برپایه اشغال و غصب سرزمین فلسطین شکل گرفته است؛ ازاینرو، پذیرش آن صرفا بهدلیل شناسایی بینالمللی با مبانی جمهوری اسلامی سازگار نیست.
با آمریکا نیز، ب وجود سابقه طولانی خصومت و مداخلات، مذاکراتی در دورههای مختلف انجام شده اما مذاکرهای که مستلزم واگذاری اصول و مبانی جمهوری اسلامی باشد، پذیرفتنی نیست. استقلال و پایبندی به مبانی، شرط بقای جمهوری اسلامی است.
پایبندی به اصول
مسلمان نمیتواند نسبت به سرنوشت دیگر مسلمانان بیتفاوت باشد. این آموزه اسلام است و نمیتوان برای حفظ منافع دنیوی، اخلاق، تعالیم دینی و آیات قرآن را نادیده گرفت. باید بر باورهای خود ایستادگی کنیم، حتی اگر هزینهای در دنیا داشته باشد. خداوند نیز وعده داده است پایداری در مسیر حق، بیثمر نخواهد ماند.
حمایت ایران از فلسطین و ایستادگی در برابر آمریکا، افزون بر پاداش اخروی، برای ملت ایران در میان ملتهای آزادیخواه احترام و اعتبار بههمراه داشته است. حمله ایران به پایگاه عینالاسد نیز، بهعنوان حمله یک کشور به پایگاههای آمریکا پس از جنگ جهانی دوم، از مصادیق این ایستادگی بود.
هدف دشمن، تضعیف ایران قدرتمند
مساله آمریکا و رژیمصهیونیستی صرفا انرژی هستهای نیست. آنها میدانند ایران بهدنبال ساخت سلاح هستهای نیست؛ بااینحال، این موضوع بهانهای برای فشار شده است. هدف نهایی، تسلیم ایران است اما جمهوری اسلامی زیر بار ذلت نخواهد رفت.
رژیم صهیونیستی، که برپایه اشغال و کشتار شکل گرفته، ایران و دیگر کشورهای قدرتمند منطقه را برنمیتابد. هدف آن، تضعیف کشورهای اسلامی و تامین منافع قدرتهای سلطهگر است؛ قدرتهایی که میخواهند کشورها به بازار مصرف و تامینکننده منافع آنها تبدیل شوند.
تجربه لبنان و سوریه نشان میدهد که حتی کشورهایی که اعلام کردهاند قصد درگیری با اسرائیل ندارند، از تعرض آن در امان نماندهاند. مقاومت حزبالله مانع تصرف کامل لبنان شد و رژیمصهیونیستی پس از تحولات سوریه نیز زیرساختهای نظامی و تحقیقاتی آن کشور را هدف قرار داد.
مساله اصلی، ایران قدرتمند است؛ کشوری که میخواهد از منابع، معادن، نفت، گاز، بازار بزرگ و موقعیت راهبردی خود در مسیر منافع ملت بهره ببرد و اجازه ندهد دیگران بر ثروت آن مسلط شوند.
ایران با وجود حملات پیشین رژیم صهیونیستی، از جمله ترور شهید اسماعیل هنیه در خاک کشور و حمله به کنسولگری ایران در دمشق، در برخی مقاطع برای پیشبرد مذاکرات و کاهش رنج مردم غزه خویشتنداری کرد. بااینحال، دشمن با تصور تضعیف ایران از طریق ترور فرماندهان و دانشمندان هستهای و موشکی، دست به حمله زد اما در محاسبات خود، قدرت و ایستادگی ملت ایران را نادیده گرفت.
اتحاد ملی از دغدغههای همیشگی امام خمینی(ره) و رهبرمعظمانقلاب بوده است. رهبر انقلاب بارها بر همگرایی سران قوا، نیروهای نظامی، مذاهب و قومیتهای مختلف تاکید کردهاند؛ زیرا وحدت، عامل اقتدار ملت و تفرقه، زمینهساز زوال حاکمیت آن است.
مسئولان، دلسوزان نظام و علاقهمندان به ایران نیز، با وجود اختلافنظرها، در پی حفظ وفاق و جلوگیری از شکافهای اجتماعیاند. در مقابل، دشمن با تحریک اختلافات مذهبی، قومی و صنفی، درصدد تضعیف انسجام کشور است.
حمله رژیمصهیونیستی به ایران نشان داد که دفاع از وطن میتواند اختلافات را کنار بزند و مردم را در یک جبهه قرار دهد. حتی کسانی که پیشتر در جریان حوادث مختلف بازداشت شده بودند، تأکید کردند که وطنفروش نیستند و در برابر هر نیرویی که به کشور آسیب برساند، میایستند.
همدلی ایرانیان در یاریرساندن به هموطنان آسیبدیده و استقبال از کسانی که ناچار به ترک خانههای خود شده بودند نیز جلوهای از این اتحاد بود. حفظ انسجام ملی، ضرورتی اساسی برای اقتدار کشور و ناامیدی دشمن است.
پایان جنگ در گرو اقتدار ملی
پایان این نزاع به میزان اقتدار ایران و سرانجام طرف مقابل بستگی دارد. پیروزی مطلق زمانی محقق میشود که ساختار سیاسی دشمن از هم بپاشد؛ آرزویی که ملتهای آزادیخواه، بهویژه پس از عملیات طوفانالاقصی و جنایتهای رژیمصهیونیستی در غزه، در سر دارند. گرسنگی و رنج کودکان فلسطینی، وجدان انسان را بهدرد میآورد.
در صورت تحققنیافتن این پیروزی، میتوان به پیروزی نسبی نیز دست یافت. ایران با تکیه بر راهبردهای نظامی سالهای گذشته، توان موشکی، دریایی، پدافندی و هوافضایی، نیروهای متخصص و ظرفیتهای امنیتی، از آمادگی سختافزاری بالایی برخوردار است. در کنار این توان، ایمان، معنویت، اتحاد و دلبستگی مردم به ایران و انقلاب اسلامی نیز سرمایهای تعیینکننده است.
حمله دشمن به خاک ایران، با وجود خسارتها و شهادت فرماندهان، دانشمندان و مردم بیگناه، بر عزم و همبستگی ملی افزود. حفظ این سرمایهها و تداوم آمادگی نظامی، در کنار ایمان مردم، همدلی اجتماعی و انسجام مسئولان، اهمیت اساسی دارد.
امروز مردم با یاریرساندن به یکدیگر، پرهیز از احتکار و تلاش برای تداوم زندگی عادی، همبستگی خود را نشان میدهند. هماهنگی میان مسئولان، نیروهای سیاسی، دستگاه دیپلماسی و نیروهای نظامی، با هدایت رهبری، نیز از عوامل این انسجام است.
تجربه جنگ ۳۳روزه لبنان نشان داد که حتی یک تشکیلات مقاومت، مانند حزبالله، میتواند رژیمصهیونیستی را به پذیرش آتشبس وادار کند. بر همین اساس، تداوم اقتدار نظامی و انسجام ملی میتواند دشمن را از تجاوز خود پشیمان سازد و ازدیگرسو، زمینه افول و فروپاشی این رژیم را فراهم کند.