شناسهٔ خبر: 80179045 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: ایسنا | لینک خبر

«زنده‌شور» قیصر نیست!

« در فیلم «قیصر» بهروز وثوقی آدم می‌کشد و تماشاگران برایش کف و سوت می‌زنند، چون قتل از سر غیرت است و محور آثار کیمیایی غیرت است. اما «زنده‌شور» سطح دیگری را ارائه می‌کند که محورش انسانیت است و این‌که انسان‌ها اساساً موجودات بدی نیستند و تحت شرایطی مرتکب جرم می‌شوند.»

صاحب‌خبر -

به گزارش ایسنا، نشست پخش و نقد حقوقی فیلم سینمایی «زنده‌شور» ساخته کاظم دانشی به تازگی با حضور حقوقدانان، جرم‌شناسان و کارگردان فیلم در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران برگزار شد.

غفلت از مجنی‌علیه در فیلم

در این نشست علیرضا مشهدی‌زاده -عضو هیات علمی دانشکده حقوق دانشگاه آزاد (واحد تهران مرکز)- با قدردانی از برگزاری چنین نشست‌هایی گفت: این نشست‌ها در سطح کشور بی‌نظیر است و دانشجویان حقوق را از فضای کتاب و جزوه بیرون می‌آورد و با مسائل تازه‌ای روبه‌رو می‌کند.

او با اشاره به تفاوت نگاه سینما و حقوق ادامه داد: کار سینما تبدیل مضامین اخلاقی، حقوقی و اجتماعی به نوعی سرگرمی است.

به گفته او، فیلمساز باید این مضامین را در قالب درام بگنجاند تا مخاطب بتواند دو ساعت تماشایشان کند، بنابراین نمی‌توان با نگاه صرفاً حقوقی به فیلم نگاه کرد.

او افزود که در پس هر صحنه مضامین مختلفی نهفته است و نمونه‌اش سینمای هالیوود است که حتی یک دادگاه معمولی را به روایتی دراماتیک تبدیل می‌کند، مثلاً قاضی‌ای که میان اجرای قانون و پیروی از احساسات برآمده از پرونده درگیر است.

مشهدی‌زاده درباره نگاه فیلم به قصاص گفت در مواجهه با جرایم دو الگوی «نظام کیفری سخت» (مانند چین و آمریکا) و «نظام کیفری نرم» (مانند کشورهای اروپایی) وجود دارد و باید دید قانونگذار یا عقل جمعی هر جامعه در چه بستری به یکی از این دو رسیده است. او پرسید آیا صرف زیر سؤال بردن یک مجازات و تکیه بر روندهایی که از دیگر کشورها ترجمه شده، با مقتضیات کشور ما سازگار است.

این استاد حقوق در پایان سخنانش گفت: در فیلم‌ها و سریال‌های ما معمولاً خانواده مجنی‌علیه دیده نمی‌شود و همیشه در روند دادرسی تصویرشده، مجرم را می‌بینیم.

به گفته او، کمتر اثری عمق جنایت را نشان داده و ظلمی را که بر خانواده مقتول رفته به تصویر کشیده است، در حالی که در «زنده‌شور» مخاطب به‌شدت با خانواده قاتلان همدردی می‌کند.

مشهدی‌زاده «زنده‌شور» را فیلمی زیبا، گذرا، قابل‌توجه و مخاطب‌پسند دانست که به گمان او بیشترین فروش را هم داشته، اما گفت مانند بسیاری از آثار دیگر، مجازات مجرم و رنج و ظلم واردشده بر مجنی‌علیه در آن مغفول مانده است.

روایت یک شب از هزاران شب

محمد شهریاری -معاون دادستان و سرپرست دادسرای امور جنایی تهران- در ادامه نشست اظهار کرد: فیلم فقط یک شب از زندگی یک قاضی اجرای احکام را نشان می‌دهد، در حالی که او شاید هزاران شب مشابه را تجربه کرده است.

به گفته سرپرست دادسرای امور جنایی تهران، فیلم همان یک شب را از دید قاضی، خانواده محکومان و خود محکومان روایت می‌کند.

او با اشاره به اینکه در تهران اجرای احکام قصاص چهارشنبه‌ها انجام می‌شود، توضیح داد که جلسات آماده‌سازی پرونده و آخرین تلاش‌ها برای مصالحه یک روز پیش از اجرا برگزار می‌شود.

شهریاری تصریح کرد: فضای جلسات مصالحه‌ای که خودش اداره می‌کند شباهت زیادی به فضای جلسه‌ای دارد که در فیلم دیده می‌شود.

به گفته سرپرست دادسرای امور جنایی تهران در این جلسات گاه وکلای کانون و افراد خیراندیش هم برای کمک به مصالحه حاضر می‌شوند و بر اساس آیین‌نامه، آخرین ملاقات‌های محکوم با نزدیکانش در زندان انجام می‌شود.

او فیلم را در به‌چالش‌کشیدن و نمایش بخشی از واقعیت‌های اجرای احکام موفق دانست و گفت: نگاه فیلم این نبوده که به مقررات صرف آیین دادرسی بپردازد. به همین دلیل برخی مبانی حقوقی در آن رعایت نشده است؛ برای نمونه حضور قاضی دادگاه در محل اجرا مرسوم نیست و قانون آن را پیش‌بینی نکرده و همچنین اعطای مهلت یا بخشش در این قالب با رویه موجود هم‌خوان نیست.

شهریاری تأکید کرد: اگر فقط با نگاه حقوقی به فیلم نگاه نکنیم، می‌بینیم که اثر بیشتر به تجربه زیسته زندانیان و موضوع بزهکاری نظر دارد.

جرم‌شناسی معرفتی در «زنده‌شور»

عباس شیری -دانشیار دانشگاه تهران- فیلم را از منظر «جرم‌شناسی معرفتی» و «بی‌عدالتی معرفتی» بررسی کرد؛ رویکردی که به جنبه شناختی و معرفت‌شناسانه پدیده بزهکاری می‌پردازد.

او گفت در زندان افراد با نام کاری که انجام داده‌اند، شناخته می‌شوند و با عناوینی مانند «حسن‌زده» خوانده می‌شوند، چون قرار است نشان داده شود این آدم بد است. در مقابل، طرفداران این رویکرد معتقدند هر کسی با هر پیشینه‌ای ممکن است در موقعیت بزهکاری قرار بگیرد.

شیری با اشاره به اینکه کاظم دانشی دانش‌آموخته حقوق یا جرم‌شناسی نیست، گفت: او نظریه‌ای پیشرفته مربوط به قرن بیست‌ویکم را به تصویر کشیده است.

او در این باره به نمونه‌های هنری هم اشاره کرد: حافظ و مولانا دانشکده ادبیات نرفتند و بهروز وثوقی هم سینما نخوانده بود، اما هر کدام به اوج رسیدند.

به گفته شیری، دانشی در فیلم چند شخصیت را کنار هم گذاشته است: مردی که با پیچ‌گوشتی مرتکب قتلی غیرقابل دفاع شده اما خانواده‌اش هم دیده می‌شود و او را شایسته بخشش جلوه می‌دهد، مردی که قتل‌های ناموسی انجام داده، و کسی که چند متجاوز افغان را کشته و عملش قابل دفاع است.

شیری گفت: این شخصیت‌ها کنار هم می‌گویند که ما همه در تماشای این فیلم طرفدار بخشیدن کسانی شدیم که برخی‌شان مرتکب جنایت شده‌اند، بی‌آنکه نسبت به آن‌ها حس بدی پیدا کنیم.

او تفاوت «زنده‌شور» با فیلم «قیصر» مسعود کیمیایی را در محور اثر دانست.

به گفته او، در «قیصر» بهروز وثوقی آدم می‌کشد و تماشاگران برایش کف و سوت می‌زنند، چون قتل از سر غیرت است و محور آثار کیمیایی غیرت است. اما کار دانشی سطح دیگری را ارائه می‌کند که محورش انسانیت است و این‌که انسان‌ها اساساً موجودات بدی نیستند و تحت شرایطی مرتکب جرم می‌شوند.

دانشی: از نگاه شخصیت‌ها بنویسیم

کاظم دانشی -تهیه‌کننده و کارگردان فیلم- گفت: هر شخصیتی را می‌توان بازی کرد یا نوشت، به شرط آنکه مانند او فکر کنیم. مثلا ۲۸ قسمت سریال درباره صدام حسین نوشته‌ام و حتی برای آدمی که از بیرون پلید به نظر می‌رسد، وقتی از چشم خودش به جهان نگاه کنیم، می‌توان او را فهمید.

او همچنین از تجربه ساخت یک مستند در یکی از شهرستان‌ها گفت: جایی که با زندانی و قاضی روبه‌رو شد و ماجرای تلاش برای گرفتن رضایت و بی‌نتیجه ماندن آن، ذهنش را درگیر کرد و «زنده‌شور» از همین دغدغه شکل گرفت.

این نشست را موسسه تحقیقات علوم جزایی و جرم‌شناسی در تالار شیخ مرتضی انصاری برگزار کرد، محمدحسن مجتهدی، پژوهشگر دکتری حقوق کیفری و جرم‌شناسی، دبیر نشست بود و علیرضا مشهدی‌زاده، محمد شهریاری، عباس شیری و کاظم دانشی سخن گفتند.

انتهای پیام

∎​