محمدخلیل (رضا) محمودی، کارشناس ارشد باستانشناسی و مدیر داخلی مجموعه میراث جهانی بیشاپور، در یادداشتی نوشت: شهر بیشاپور را شاپور یکم ساسانی در سده سوم میلادی، در دشتی نزدیک کازرون، در استان فارس، بنا کرد. این شهر یکی از نمونههای برجسته شهرسازی دوره ساسانی است. نقشبرجستههای تنگ چوگان و بقایای معابد و کاخهای آن نیز گواهی بر جایگاه سیاسی و فرهنگی این شهر در روزگار خود هستند.
پایگاه میراث جهانی منظر باستانشناسی ساسانی فارس در سال ۲۰۱۸، با شماره ۱۵۶۸، در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید. در میان بناهای این مجموعه، در ارگ حکومتی بیشاپور، بخش معروف به «ایوان موزائیک» و «حیاط موزائیک» از شگفتانگیزترین آثار به شمار میروند. در کاوشهای دهه ۱۹۳۰ میلادی، باستانشناسان فرانسوی، رومن گیرشمن و همسرش تانیا، به همراه گروه کاوش، کفپوشهایی متشکل از سنگهای رنگین را از زیر خاک بیرون آوردند.
این کفپوشها با استفاده از فنون ویژه و ابزارهای ساده آن دوران ساخته شده بودند. قطعات کوچک سنگی، به شکل مکعب و با ابعادی در حدود پنج میلیمتر، روی بستری از گچ در کنار یکدیگر قرار گرفته بودند. این قطعات در رنگهای سیاه، سفید، کرمی، اخرایی و رنگهای دیگر، با مهارت و ظرافت تراش خورده و منظم در کنار هم چیده شده بودند تا صحنههایی زنده و چشمنواز را پدید آورند.
این قطعات ارزشمند موزائیکی، در کنار یکدیگر، نقشمایههایی متنوع از چهرههای انسانی، صحنههای بزم، موسیقی و رقص، و نیز نقوش گیاهی و هندسی را شکل میدادند. از نظر فن اجرا و شیوه بهکارگیری قطعات سنگی بر بستر گچ، این آثار نمونههایی قابلتوجه از مهارت هنری و فنون موزائیککاری در دوره ساسانی به شمار میروند.
این سنت هنری ریشههایی در هنر روم باستان داشت و گسترش آن در ایران ساسانی را میتوان در زمینه روابط سیاسی و فرهنگی میان دو امپراتوری بررسی کرد. پیروزی شاپور یکم ساسانی بر امپراتوران قدرتمند روم، بهویژه والرین، و اسارت شمار زیادی از سربازان رومی، زمینه انتقال دانش و مهارتهای گوناگون را فراهم کرد. در میان اسیران، افرادی با تخصصهای مهندسی، فنی و هنری نیز حضور داشتند.
با این حال، کاربرد موزائیک در کاخهای ایرانی را نمیتوان صرفاً وامگیری از هنر روم دانست. این آثار در زمینه فرهنگ و هنر ساسانی شکل گرفتهاند و در آنها میتوان نشانههایی از ذوق، اندیشه و توانایی هنرمندان بومی ایران را نیز مشاهده کرد. به بیان دیگر، بیشاپور، این شهر باشکوه و نامدارِ شاپور یکم، محل تلاقی دو سنت هنری بود؛ سنتهایی که در کنار یکدیگر، جلوهای تازه و متمایز از هنر دوره ساسانی پدید آوردند.
بخش عمدهای از موزائیکهای کشف شده، پس از پایان فعالیت هیئت کاوش به سرپرستی رومن گیرشمن و خروج این هیئت از بیشاپور، به افغانستان منتقل شد. بنا بر روایتهای موجود، آثاری که در مکانی نگهداری میشدند، احتمالاً بر اثر یورش مهاجمانی ناشناس از میان رفتند. پس از بازگشت اعضای هیئت، تنها شمار اندکی از آثار باقی مانده بود و بخش بزرگی از آن هنر و زیبایی دیگر در دسترس نبود.
بخشی از موزائیکها نیز بر اساس توافقهای صورتگرفته به فرانسه انتقال یافت و امروزه در موزه لوور پاریس به نمایش گذاشته شده است. شماری از قطعات در موزه ملی ایران در تهران نگهداری میشوند و مقدار اندکی از حاشیه قابهای موزائیکی نیز در موزه تخصصی شهر تاریخی بیشاپور قرار دارد.
پراکندگی این آثار در موزههای مختلف جهان، از یک سو نشاندهنده اعتبار و اهمیت هنری آنهاست و از سوی دیگر، پرسشها و تأملاتی را درباره سرنوشت میراث فرهنگی ایران و خروج بخشی از آن از کشور برمیانگیزد. این موزائیکها کفپوشهایی ارزشمند از تاریخ پربار هنر دربار ساسانی هستند و شناخت، معرفی و پاسداری از آنها، فارغ از محل نگهداریشان، بخشی از تلاش برای شناخت و صیانت از هویت تاریخی و فرهنگی ایران به شمار میرود.
بر اساس پژوهشها و نمونه برداریهای انجامشده با استفاده از روشهای پتروگرافی، ملات بهکاررفته در موزائیکهای بیشاپور از نوع آهکی تشخیص داده شده است. استفاده از این نوع ملات را میتوان با کاربرد موزائیکها در حیاط و فضاهای باز مرتبط دانست؛ شیوهای که در معماری و هنر یونان و روم باستان نیز برای کفسازی فضاهای بیرونی به کار میرفت.
طرحهای بهکاررفته در موزائیکهای بیشاپور، افزون بر تأثیرپذیری از سنتهای هنری بیرون از ایران، با هنر نقاشی ایرانی نیز پیوند دارند. همچنین، نقش زنان در این آثار با برخی تصاویر نقششده بر ظروف نقرهای دوره ساسانی شباهتهایی دارد. این همسنجیها نشان میدهند که موزائیکهای بیشاپور را باید در چارچوب گستردهتر هنر و فرهنگ ساسانی بررسی کرد.
در اصطلاح تخصصی، به هر یک از قطعات کوچک تشکیلدهنده یک اثر موزائیکی «تسرا» گفته میشود. این قطعات، بسته به نوع اثر، میتوانند از سنگ، شیشه یا سفال ساخته شده باشند.
موزائیکهای بیشاپور، فراتر از عناصر تزئینی یک بنای تاریخی، بخشی از روایت هنری و فرهنگی ایران در دوره ساسانیاند؛ آثاری که از پیوند سنتهای هنری، تواناییهای فنی و ذوق زیباییشناختی هنرمندان آن روزگار حکایت میکنند. سرگذشت این آثار، از کشف در خاک بیشاپور تا نگهداری در موزههای ایران و جهان، ضرورت پژوهش، مستندسازی و پاسداری از میراث فرهنگی را بیش از پیش یادآور میشود.
انتهای پیام/