شناسهٔ خبر: 80174586 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: ایسنا | لینک خبر

میلر آنچه زیسته بود را می‌نوشت

تصور کردن آرتور میلر افسانه‌ای در هیبتی جز یک نمایشنامه‌نویس روشنفکر با نقدهای اجتماعی تند و تیز، دشوار است. با این حال، هر کسی باید از جایی شروع کند؛ میلر هم از همان ابتدا یکی از نویسندگان بزرگ آمریکایی نبود. همین کارهای متفرقه باعث شد تا آثار بزرگی خلق کند؛ آرتور میلر تنها درباره‌ کشمکش‌های طبقه‌ کارگر نمی‌نوشت؛ بلکه خود آن را زیسته بود.

صاحب‌خبر -

به گزارش ایسنا به نقل از سایت «منتال‌فلاس»، میلر زمانی نوجوانی دست‌وپاچلفتی بود که تلاش می‌کرد برای رفتن به دانشگاه پول درآورد. او در خانواده‌ای ثروتمند بزرگ شد، اما پس از سقوط بازار سهام در سال ۱۹۲۹، ناگهان خود را در میان طبقه کارگر یافت. این نمایش‌نامه‌نویس مشهور قرن بیستم، برای رسیدن به اهداف شغلی‌اش، پیش از دانشگاه و پس از آن، به کارهای گوناگونی پرداخت. اما تمام این تجربیات به او کمک کرد تا روزی بتواند درباره معنای واقعی موفقیت و شکست در زندگی انسان‌های معمولی بنویسد.

نخستین شغل‌ها

پدر میلر، از طریق شرکت تولید پوشاک خود، به او نشان داده بود که چگونه می‌توان یک تاجر موفق بود. اما با وقوع رکود اقتصادی بزرگ در آمریکا، خانواده میلر تقریبا همه چیز خود را از دست دادند و دیگر هرگز نتوانستند ثروتشان را دوباره به‌دست آورند. آرتور میلر تا زمانی که نوبت ورود به دانشگاهش رسید، تحصیل را جدی نگرفته بود؛ در آن مقطع دریافت که برای تأمین تمام مخارجش، باید کار کند.

میلر در دوران دبیرستان، به‌عنوان پیک یک نانوایی کار می‌کرد، در کسب‌وکار پدرش یاری می‌رساند و راننده وانت یک ​​فروشگاه قطعات خودرو بود. پس از پایان دبیرستان، به مشاغل دیگری نیز روی آورد؛ از جمله خوانندگی در رادیو، رانندگی کامیون و کارگری در یک کارخانه جعبه‌سازی. اما شغلی که او آن‌قدر در آن ماند تا بتواند ۵۰۰ دلار مورد نیاز برای شهریه دانشگاه را به دست آورد، کارمندی در انبار قطعات خودرو بود.

مشاغل اولیه نویسندگی

وقتی میلر در دانشگاه میشیگان شروع به تحصیل کرد، می‌خواست روزنامه‌نگاری بخواند و حتی به‌عنوان خبرنگار و ویراستار در روزنامه دانشجویی میشیگان دیلی مشغول به کار شد. او در دوران تحصیل، اولین نمایشنامه خود، «هیچ شروری وجود ندارد» (No Villain) را نوشت که پس از کسب جایزه، باعث شد در حرفه خود تجدید نظر کند و از روزنامه‌نگاری به زبان انگلیسی تغییر رشته داد. پس از فارغ‌التحصیلی در سال ۱۹۳۸، این نویسنده برای پروژه تئاتر فدرال کار کرد و نمایشنامه‌های رادیویی می‌نوشت و می‌خواند. یک سال بعد، این برنامه به دلیل ترس دولت از کمونیسم تعطیل شد و میلر در طول جنگ جهانی دوم در پایگاه نیروی دریایی بروکلین مشغول به کار شد؛ زیرا به دلیل جراحتی که در دبیرستان متحمل شد، معاف از رزم شده بود. میلر در حین کار در پایگاه نیروی دریایی، به نوشتن نمایشنامه‌های رادیویی ادامه داد که برخی از آنها توسط CBS و NBC تولید شدند.

الهام‌بخش نمایشنامه‌های میلر

رکود بزرگ و تأثیرات آن، نه تنها بر اقتصاد، بلکه بر روان طبقه کارگر، الهام‌بخش بسیاری از نمایشنامه‌های میلر بود. تجربیات گوناگون او در مشاغل مختلف نیز نقش مهمی در شیوه نویسندگی‌اش ایفا کرد. نمایشنامه «خاطره‌ای از دو دوشنبه» (A Memory of Two Mondays -- ۱۹۵۵) بر اساس تجربیات میلر از همکارانش در یک انبار قطعات خودرو و تلاش‌های آنان برای گذران زندگی در دوران رکود بزرگ شکل گرفته است.

میلر در دورانی که همراه پدرش برای راه‌اندازی یک کارخانه جدید پوشاک تلاش می‌کرد، شاهد رفتار نامناسب با فروشندگان در آنجا بود. این تجربه الهام‌بخش داستان کوتاهی با عنوان «به یادگار» (In Memoriam) شد که او بعدها آن را به مشهورترین نمایشنامه خود، «مرگ فروشنده» (۱۹۴۹)، تبدیل کرد.

اشتغال به کارهای گوناگون و متنوع، چشمان او را به روی دنیایی متفاوت از آن محیط مرفه و آسوده‌ای گشود که در آن بزرگ شده بود؛ و بدین‌سان او را برای نگارش برخی از بزرگ‌ترین و ملموس‌ترین تراژدی‌های آمریکاییِ تاریخ آماده ساخت.

انتهای پیام

∎​