شناسهٔ خبر: 80174369 - سرویس بین‌الملل
نسخه قابل چاپ منبع: قدس آنلاین | لینک خبر

امارات متحده اسرائیلی

بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی در تازه‌ترین خیمه‌شب‌بازی رسانه‌ای خود در آستانه انتخابات کنست، با رونمایی از نقشه‌ای تحت عنوان «اتحادهای ژئوپلیتیک در خاورمیانه»، تلاش کرد شکست‌های راهبردی و ساختاری صهیونیست‌ها را پنهان کند.

صاحب‌خبر -

بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی در تازه‌ترین خیمه‌شب‌بازی رسانه‌ای خود در آستانه انتخابات کنست، با رونمایی از نقشه‌ای تحت عنوان «اتحادهای ژئوپلیتیک در خاورمیانه»، تلاش کرد شکست‌های راهبردی و ساختاری صهیونیست‌ها را در پشت پرده‌ای از خط‌ کشی‌های رنگین، توهم‌آلود و تجاوزکارانه پنهان کند. این نقشه که پیش‌تر توسط اندیشکده آلمانی «فریدریش ابرت» طراحی شده بود، درصدد است با تراشیدن بلوک‌های خیالی و چسباندن اجباری مهره‌های متضاد منطقه‌ای به یکدیگر، سرپوشی بر انزوای بی‌سابقه و مرگبار تل‌آویو در صحنه جهانی و منطقه‌ای بگذارد.نتانیاهو در این شو تبلیغاتی، با اعتمادبه‌نفس مضحک و ادعاهای واهی از تشکیل یک «محور ۶‌ضلعی» سخن به میان آورد؛ طرحی خیالی که به ادعای او قرار است سرزمینی از هند، یونان و قبرس تا برخی رژیم‌های عربی و آفریقایی را در بر بگیرد تا در برابر «محورهای رادیکال شیعی و سنی» ایستادگی کند؛ اما حقیقت میدانی و بازخوردهای سیاسی فرسنگ‌ها با این آرزوهای دور از دسترس فاصله دارد. نخست‌وزیر رژیم اشغالگر در حالی از اتحادهای نوظهور در خاورمیانه دم می‌زند که حتی کشورهای نام‌ برده در این طرح توهم‌آمیز، از ترس خشم ملت‌های مسلمان و افکار عمومی جهان، جرئت تأیید رسمی یا همراهی علنی با آن را ندارند. افزون بر این، حضور کشورهایی نظیر یونان و قبرس به‌عنوان اعضای دیوان کیفری بین‌المللی که حکم جلب بین‌المللی نتانیاهو به جرم جنایات جنگی در غزه را صادر کرده، عمق تناقض و بی‌اساس بودن این سراب سیاسی را به آشکارترین شکل ممکن به تصویر می‌کشد.

تئوریزه‌ کردن تجاوزگری تحت عنوان دکترین جدید

تقسیم‌بندی‌های این نقشه، بیش از آنکه گویای یک واقعیت ژئوپلیتیک یا موازنه قدرت در میدان باشد، بازتاب‌دهنده ذهنیت تجاوزکارانه، خودبزرگ‌بینانه و کابوس‌های پایان‌ناپذیر صهیونیست‌ها در مواجهه با جبهه یکپارچه مقاومت است. نتانیاهو در دکترین به‌اصطلاح جدید امنیت ملی خود که در اسلایدی با عنوان «تهدیدهای اصلی» ارائه شد، با تأکید بر «اقدام پیشگیرانه» و «حمله به جای مهار» و تخصیص بودجه کلان ۴۵۰ میلیارد شکِلی (۱۴۵ میلیارد دلاری)، رسماً استراتژی خوی تجاوزگری و قانون‌شکنی رژیم صهیونیستی را تئوریزه کرده است؛ تنفس مصنوعی به رژیمی که ارکان اقتصادی، نظامی و اجتماعی‌اش پس از عملیات تاریخی ۷ اکتبر دچار گسل‌های ترمیم‌ناپذیر شده است.
تحلیلگران بین‌المللی بلافاصله پس از انتشار این نقشه، طرح پرطمطراق نتانیاهو را صرفاً یک «برندسازی پوشالی» و پروژه‌ای برخاسته از « خیال‌پردازی» توصیف کردند که توسط سیاستمداری درمانده برای فریب افکار عمومی، جلب آرای افراطی‌ها و فرار از محاکمه در پرونده‌های سنگین فساد و شکست‌های افتضاح‌آمیز امنیتی به نمایش گذاشته شده است. منتقدان داخلی و رهبران مخالفان در سرزمین‌های اشغالی؛ از جمله یائیر لاپید و گادی آیزنکوت نیز این اقدام‌ها را «مجموعه‌ای از شعارهای پوچ و سطحی» و سندی خوانده‌اند که گویی توسط نسخه رایگان یک چت‌بات هوش مصنوعی نوشته شده؛ چرا که در میدان غزه و جنوب لبنان، نیروهای مقاومت همچنان ساختار دفاعی و تهاجمی خود را حفظ کرده‌اند.
تلاش تل‌آویو برای دستکاری جغرافیای سیاسی منطقه و ایجاد مرزبندی‌های ساختگی در کشورهایی مانند سودان، یمن، سومالی و سوریه، گواه دیگری بر نیات شوم صهیونیست‌ها برای تجزیه و بذرپاشی فتنه در جهان اسلام است. در این نقشه مجعول، نیروهای شبه‌نظامی پشتیبانی سریع در سودان، مناطق تجزیه ‌شده سومالی‌لند و پونتلند و همچنین مناطق دروزی‌نشین سویدا در جنوب سوریه در دایره «دوستان و متحدان» اشغالگران صهیونیست رنگ‌آمیزی شده‌اند. همچنین در یمن با ایجاد خط ‌کشی میان مناطق تحت کنترل انصارالله (با رنگ اختصاصی محور مقاومت) و شورای انتقالی جنوب، خواب‌های آشفته‌ای افشا می‌شود که تل‌آویو برای فرسایش ثبات منطقه‌ای و تجزیه کشورهای اسلامی دیده است.

بزرگ‌نمایی ائتلاف‌های خیالی و معامله‌گری‌های پوشالی

از سوی دیگر، ادعای نتانیاهو درباره مواجهه با محوری تحت عنوان «اتحاد الماس سنی» شامل عربستان، مصر، ترکیه و پاکستان، بیش از آنکه نشان‌دهنده اقتدار یا انسجام واقعی این دولت‌ها باشد، ترفندی تکراری برای دامن زدن به قطبی‌سازی‌های مذهبی و منفعل نشان دادن جبهه جهان اسلام است. دولت‌های عربی و ترکیه که سال‌هاست سیاست انفعال، معامله‌گری سیاسی و تعاملات پنهان را پیش گرفته‌اند، این بار نیز در برابر جنایات غزه صرفاً به مواضع اعتراضی و نمایش‌های دیپلماتیک بسنده کرده‌اند و ادعای نتانیاهو درباره تشکیل یک «محور تهاجمی» توسط آن‌ها، تنها با هدف هراس‌افکنی داخلی صورت می‌گیرد. همچنین تلاش صهیونیست‌ها برای کشاندن پای بازیگری چون هند به این معادلات، نشان‌دهنده استفاده ابزاری از روابط اقتصادی دهلی‌نو و فرصت‌طلبی صهیونیست‌ها برای وزن‌دهی کاذب به بلوک خیالی خود است؛ بازیگری که صرفاً به دنبال منافع تجاری و تسلیحاتی خود بوده و هیچ هزینه‌ای برای بلندپروازی‌های امنیتی تل‌آویو نخواهد داد.
در بُعد داخلی نیز توسل به این نمایش‌های بصری، اعترافی صریح به فروپاشی چشم‌اندازهای جنگی رژیم صهیونیستی است.
نتانیاهو در حالی از دکترین خودکفایی تسلیحاتی و ساخت کارخانه‌های زیرزمینی سلاح سخن می‌گوید که بحران اقتصادی، افت رتبه اعتباری و تنش بر سر لایحه معافیت سربازی ارتدوکس‌های افراطی (حریدی‌ها)، کابینه او را در آستانه فروپاشی قرار داده است. او با امتناع از تشکیل کمیسیون تحقیق دولتی درباره فجایع ۷ اکتبر، تلاش می‌کند با طرح ائتلاف‌های فرضی منطقه‌ای، صورت‌مسئله ناکارآمدی خود را پاک کند.

∎​