شناسهٔ خبر: 80131513 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: خبرنامه دانشجویان ایران | لینک خبر

هنرمندانی که وطن را فراموش نمی‌کنند؛

جایزه برای مجیدی، تریبون برای ایران

اهدای جایزه بهترین فیلم جشنواره بوسان از سوی مجید مجیدی به مردم ایران، فراتر از یک موفقیت سینمایی، بار دیگر نقش هنر در بازتاب رنج‌ها و ایستادگی یک ملت را به نمایش گذاشت. مجیدی با استفاده از تریبون جهانی، از تحریم‌ها و حملات به ایران سخن گفت؛ روایتی که تقابل میان هنرِ وفادار به وطن و هنرِ در خدمت شهرت را برجسته می‌کند.

صاحب‌خبر -

به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ سعید مصباح/// مجید مجیدی برای فیلم «غذای نیمروز» جایزه بهترین فیلم جشنواره بوسان را از آن خود کرد و در مراسم پایانی، جایزه‌اش را به مردم شجاع ایران تقدیم نمود. او در سخنانش گفت مردم ایران حدود ۴۸ سال است با شدیدترین تحریم‌های اقتصادی روبه‌رو بوده‌اند؛ تحریم‌هایی که به گفته او حتی دسترسی به دارو، از جمله داروی کودکان مبتلا به سرطان، را دشوار کرده است.

مجیدی تأکید کرد که این مردم تسلیم نشده‌اند و به حملات اخیر آمریکا و اسرائیل اشاره کرد که شهرهای ایران را در همین سال چندین بار به‌صورت وحشیانه هدف بمباران‌های شدید قرار داده است؛ شهرهایی که ایستادند و همچنان مقاومت می‌کنند.
صرف‌نظر از اهمیت هنری این پیروزی برای مجیدی، باید گفت که او با سخنان خود یک تفکیک تاریخی را دوباره پررنگ کرد. مجیدی نشان داد که تفاوت میان «هنرمند» و «هنرفروش» در کیفیت تکنیک و سوت‌وکف زدن نیست، در جهت‌گیری است. او مصداق یک هنرمند تراز برای کشور است، چون سال‌ها پیش از آنکه تریبون جهانی به دستش برسد، با سینمای خود از کودک، رنج و کرامت انسانی سخن گفته بود. امروز که تریبون را یافته، همان صدا را بی‌تغییر و بی‌کم‌وکاست به گوش جهان می‌رساند: صدای مظلومیت و اقتدار ایران، هر دو در یک جمله.

این دقیقاً همان نقطه‌ای است که صف‌ها از هم جدا می‌شود. در برابر امثال او، جماعتی ایستاده‌اند که هر تریبونی به دستشان رسید، آن را به ابزار موضع‌گیری علیه کشور تبدیل کردند و از لگدپراکنی به میهن دریغ نکردند؛ کسانی که کف زدن جشنواره‌ها را با آبروی ملت معاوضه کردند تا بدنامی و شهرت را برای چند صباحی تصاحب کنند. به این هنرفروشان باید گفت: می‌شود که مانند مجیدی با عشق به میهن نیز جایزه‌ها را تصاحب کرد و هنر قابل خریدوفروش نیست، و هر که آن را به بازار برد، دیر یا زود با کساد شدن بازارش تنها می‌ماند. جایزه‌ها فراموش می‌شوند، تریبون‌ها خاموش می‌شوند، رسانه‌ها سراغ چهره‌های تازه می‌روند؛ آنچه در تاریخ می‌ماند، وطن‌دوستی و میهن‌دوستی است.

هنر بزرگ همیشه کار اقلیتی بوده که از جریان بازار و مد روز نترسیده است. مجیدی عضو همین اقلیت ماندگار است: هنرمندی که می‌تواند در دل رویدادی جهانی بایستد و به‌جای خوشایند میزبانان، حقیقت مردم خود را بگوید. آینده فرهنگ ایران را چنین چهره‌هایی می‌سازند، نه آنان که برای دیده‌شدن، ایران را قربانی کردند. تاریخ، داوری‌اش را کرده است.

∎​