شناسهٔ خبر: 80114849 - سرویس اجتماعی
نسخه قابل چاپ منبع: ایمنا | لینک خبر

روایتی به وسعت یک عمر خدمت؛

روپوش سفیدی که بوی مهربانی می‌دهد

پشت روپوش سفید پرستاری، قصه‌ای از سال‌ها تلاش، مسئولیت و مهربانی نهفته است؛ قصه آدم‌هایی که در لحظه‌های حساس زندگی، پناه بیماران می‌شوند و گاه تا سال‌ها پس از پایان خدمت، رد حضورشان در خاطر آدم‌ها باقی می‌ماند و عفت زارعی، یکی از همین روایت‌های ماندگار است.

صاحب‌خبر -

به گزارش خبرگزاری ایمنا، پرستاری روایت بی‌پایان دست‌هایی است که در لحظه‌های نیاز، پیش از هر کلامی به یاری می‌شتابند؛ روایت دل‌هایی که میان دانش و مهارت، جایی برای مهربانی باز می‌کنند و مسئولیتی که با پایان ساعت کاری به فراموشی سپرده نمی‌شود.

عفت زارعی، پرستار باسابقه‌ای که پس از حدود سه دهه خدمت، به افتخار بازنشستگی رسیده است، از نسلی می‌گوید که سال‌هایی از عمر حرفه‌ای خود را در روزگار پرالتهاب دفاع مقدس و در مسیر مراقبت از بیماران و مجروحان سپری کرد؛ زنی که برایش پرستاری تنها یک انتخاب شغلی نیست، بلکه راهی برای خدمت به مردم و پیوندی عمیق با زندگی است، پیوندی که حتی با عبور از سال‌های اشتغال نیز گسسته نمی‌شود.

روایتی از ۳ دهه همراهی با بیماران، شب‌های دفاع مقدس و عشقی که به بازنشستگی نمی‌رسد

پرستاری برای عفت زارعی نه به دیوارهای بیمارستان محدود می‌شود و نه با پایان سال‌های اشتغال به خاطره‌ای دور بدل می‌شود و او پس از حدود سه دهه خدمت، همچنان خود را در برابر سلامت مردم مسئول می‌داند؛ زنی که از روزهای کودکی، با تب‌سنجی و مراقبت از بیماران خانواده، قدم در مسیری گذاشت که بعدها او را به شب‌های پرالتهاب دفاع مقدس، لحظه‌های حساس نجات مصدومان و خاطرات ماندگار قدردانی خانواده بیماران پیوند زد.

در دنیای پررفت‌وآمد بیمارستان، جایی میان صدای قدم‌ها، رفت‌وآمد برانکاردها و نگاه‌های نگران بیماران و همراهانشان، پرستار معنای دیگری از مراقبت را زندگی می‌کند؛ معنایی که در پرونده‌ها و شرح وظایف خلاصه نمی‌شود. گاهی در اندازه یک توجه به‌موقع است، گاهی در آرامشی که به بیماری نگران می‌بخشد و گاهی در ماندن کنار انسانی که در لحظه‌ای دشوار، بیش از هر چیز به حضور یک نفر نیاز دارد. پرستاری در چنین لحظه‌هایی، از یک حرفه تخصصی فراتر می‌رود و به روایتی انسانی از مسئولیت، دانش و مهربانی تبدیل می‌شود.

برای او پرستاری پیش از آنکه انتخابی شغل باشد، علاقه‌ای ریشه‌دار بود؛ علاقه‌ای که از سال‌های کودکی جوانه زد و با گذشت زمان، شکل جدی‌تری به خود گرفت. زارعی به یاد می‌آورد که هرگاه یکی از اعضای خانواده بیمار می‌شد، تلاش می‌کرد به سهم خود کاری انجام دهد؛ تب بیمار را اندازه بگیرد، برای کاهش تب کمک کند یا مراقبت‌های اولیه را به‌جا آورد. همین تجربه‌های ساده، نخستین تصویر او از دنیای مراقبت را ساخت؛ تصویری که سال‌ها بعد، مسیر تحصیل و زندگی حرفه‌ای‌اش را شکل داد.

او سرانجام وارد رشته پرستاری شد و راهی را آغاز کرد که امروز، پس از حدود ۳۰ سال خدمت، همچنان از انتخاب آن رضایت دارد. زارعی وقتی از حرفه‌اش سخن می‌گوید، آن را تنها وسیله‌ای برای اشتغال و گذران زندگی نمی‌داند؛ پرستاری برایش بخشی از هویت شخصی و باور انسانی اوست. با اطمینان می‌گوید اگر هزار بار دیگر فرصت انتخاب داشته باشد، باز هم همین مسیر را برمی‌گزیند؛ جمله‌ای که در پس سادگی‌اش، حاصل سال‌ها تجربه، رویارویی با دشواری‌ها و شناختی عمیق از معنای مراقبت قرار دارد.

پرستاری نوعی هنر بالینی است

در نگاه نخست، ممکن است پرستاری برای برخی افراد به چند اقدام درمانی، تزریق دارو یا رسیدگی‌های معمول بیمارستانی خلاصه شود، اما کسی که وارد این حرفه می‌شود، به‌تدریج با دنیایی گسترده از دانش، مهارت و تصمیم‌گیری روبه‌رو خواهد شد. عفت زارعی نیز بر همین نکته تأکید دارد و پرستاری را نوعی هنر بالینی می‌داند؛ هنری که در آن، علم و تجربه کنار دقت، تدبیر و عواطف انسانی قرار می‌گیرند.

پرستار باید وضعیت بیمار را به‌درستی ارزیابی کند، تغییرات جسمی او را زیر نظر بگیرد، مراقبت‌های لازم را با دقت انجام دهد و در موقعیت‌های حساس، آگاهانه و مسئولانه عمل کند. در این میان، ارتباط مؤثر با بیمار و خانواده او نیز جایگاهی مهم دارد، چراکه مراقبت تنها به انجام اقدامات فنی محدود نیست و توجه به نیازهای انسانی، نگرانی‌ها و شرایط روحی بیمار نیز بخشی از این مسئولیت به شمار می‌رود.

از نگاه زارعی، پرستار موفق کسی است که سخت‌کوشی را با هوشیاری، دانش را با تجربه و مهارت را با مهربانی همراه کند. او باید اهل تفکر و تدبیر باشد، در شرایط دشوار تمرکز خود را حفظ کند و در برخورد با بیماران، از رأفت و اخلاق حرفه‌ای فاصله نگیرد. چنین مجموعه‌ای است که به پرستاری معنا می‌بخشد و آن را از انجام مجموعه‌ای از وظایف روزمره فراتر می‌برد.

او برای نسل جوانی که تازه قدم به این حرفه می‌گذارند نیز پیامی روشن دارد که پرستاری به علاقه، شهامت، بردباری و آمادگی برای پذیرش مسئولیت نیاز دارد. این مسیر، هرچند دشواری‌های خاص خود را دارد، می‌تواند فرصتی ارزشمند برای اثرگذاری بر زندگی دیگران باشد؛ فرصتی که اگر با دانش و تعهد همراه شود، نتیجه‌اش تنها در بهبود وضعیت یک بیمار خلاصه نمی‌شود، بلکه در آرامش خانواده‌ای نگران و اطمینان جامعه به نظام سلامت نیز بازتاب پیدا می‌کند.

دانشی که نباید متوقف شود

با وجود سال‌ها تجربه، زارعی معتقد است یادگیری در پرستاری هیچ‌گاه به پایان نمی‌رسد. علم پزشکی پیوسته در حال پیشرفت است و روش‌های تشخیص، درمان و مراقبت نیز همگام با این تحولات تغییر می‌کنند. به همین دلیل، پرستاران باید فرصت داشته باشند دانش خود را به‌روز نگه دارند و مهارت‌های تخصصی‌شان را متناسب با نیازهای جدید ارتقا دهند.

او بر ضرورت برگزاری دوره‌های آموزشی، کلاس‌های تخصصی و برنامه‌های مستمر بازآموزی تأکید می‌کند؛ برنامه‌هایی که تنها به سال‌های نخست اشتغال محدود نباشند و امکان بهره‌مندی از آموزش را برای پرستاران در مراحل مختلف زندگی حرفه‌ای فراهم کنند و از نظر او، حتی بازنشستگی نیز نباید به معنای پایان آموختن باشد، چراکه دانش و تجربه، سرمایه‌هایی هستند که با یادگیری مستمر ارزش بیشتری پیدا می‌کنند.

البته فراهم کردن چنین فرصتی، بدون توجه به شرایط کاری پرستاران ممکن نیست. شیفت‌های طولانی، کار شبانه، مسئولیت‌های متعدد و ضرورت حضور در روزهای تعطیل، گاهی مجال کافی برای مطالعه و شرکت در دوره‌های آموزشی باقی نمی‌گذارد. زارعی معتقد است برنامه‌ریزی مناسب ساعات کاری، پیش‌بینی تسهیلات آموزشی و فراهم کردن امکان حضور پرستاران در دوره‌های تخصصی می‌تواند هم به رشد حرفه‌ای آنان کمک کند و هم کیفیت و ایمنی خدمات درمانی را افزایش دهد.

وقتی مسئولیت‌ها خارج از بیمارستان هم ادامه دارد

بعضی خاطرات با گذشت زمان نه‌تنها کم‌رنگ نمی‌شوند، بلکه معنای عمیق‌تری پیدا می‌کنند. برای عفت زارعی یکی از این خاطرات به روبه‌رو شدن با یک سانحه رانندگی بازمی‌گردد؛ موقعیتی که در آن، آموخته‌های حرفه‌ای‌اش فرصتی برای کمک به انسانی آسیب‌دیده فراهم کرد.

او با مصدومی روبه‌رو شد که شرایطش به‌گونه‌ای بود که جابه‌جایی نادرست می‌توانست آسیب بیشتری به او وارد کند. زارعی به اطرافیان هشدار داد که تا رسیدن نیروهای امدادی، از حرکت دادن مصدوم خودداری کنند و درباره تماس با اورژانس پرسید. پس از آنکه از در راه بودن کمک مطمئن شد، خود را معرفی کرد و کنار مصدوم ماند.

مرد آسیب‌دیده همراهی نداشت و وسایل شخصی‌اش نیز نیازمند مراقبت بود. زارعی تا رسیدن نیروهای امدادی تلاش کرد وضعیت او را زیر نظر داشته باشد و از وسایلش نیز مراقبت کند و در ادامه، با کمک یکی از همکاران دیگرش، مصدوم به بیمارستان منتقل و به کادر درمان تحویل داده شد.

ماجرا به همان روز ختم نشد و چند ماه بعد، خانواده آن مرد برای دیدن زارعی به محل کارش آمدند. مادر بیمار با قدردانی از اقدام او گفت فرزندش همچنان از آن اتفاق یاد می‌کند و برایش دعا می‌فرستد. این خانواده برای تشکر، شیرینی آورده بودند.

شاید در نگاه نخست، ماندن کنار یک مصدوم تا رسیدن اورژانس، بخشی از مسئولیت طبیعی کسی باشد که آموزش‌های لازم را دیده است، اما برای خانواده‌ای که عزیزشان در موقعیتی آسیب‌پذیر قرار گرفته، همین حضور می‌تواند به خاطره‌ای ماندگار تبدیل شود. در روایت زارعی، ارزش این اتفاق بیش از هر چیز در همین نکته نهفته است که گاهی کاری که برای انجام‌دهنده‌اش ادای وظیفه است، برای دیگری معنای بزرگی از انسانیت و همراهی پیدا می‌کند.

روپوش سفیدی که عطر مهربانی می‌دهد

دعای خیری که در خاطر می‌ماند

زارعی از اتفاقی سخن می‌گفت که می‌توانست آینده او را تحت تاثیر قرار دهد و آسیب جبران‌ناپذیری برایش به همراه نداشت. پس از آن، بارها به سال‌های خدمت و بیمارانی فکر کرد که در مسیر حرفه‌ای خود با آنان روبه‌رو شده بود.

زارعی اعتقاد. دارد دعای خیر کسانی که به آن‌ها خدمت کرده است، در زندگی‌اش بی‌تأثیر نبوده باشد و از خداوند بابت گذشتن آن حادثه به خیر سپاسگزاری می‌کند.

در این نگاه، خدمت به مردم فقط مجموعه‌ای از وظایف انجام‌شده نیست؛ رابطه‌ای انسانی است که گاه آثارش تا مدت‌ها در ذهن و زندگی افراد باقی می‌ماند. زارعی نیز از دل تجربه‌های خود، به ارزش همین پیوند رسیده است؛ پیوندی که در آن، یک مراقبت به‌موقع، یک همراهی صادقانه یا حتی توجه به نگرانی‌های فردی آسیب‌دیده، می‌تواند معنایی فراتر از لحظه داشته باشد.

خاطره دیگری که از سال‌های کار در بیمارستان به یاد دارد، به زمانی بازمی‌گردد که خود باردار بود و متوجه شد کودکی به کمک نیاز دارد. او با وجود شرایط جسمی‌اش، برای رسیدگی به کودک اقدام کرد و او را به بخش مربوط رساند. در آن لحظه، نیاز کودک به مراقبت در کانون توجهش قرار داشت؛ خاطره‌ای که برای او یادآور احساس مسئولیتی است که از سال‌های نخست ورود به حرفه پرستاری با خود همراه داشته است.

آنچه این خاطرات را ارزشمند می‌کند، فقط حضور یک پرستار در موقعیت‌های دشوار نیست، بلکه آگاهی از این نکته است که کمک مؤثر باید با شناخت شرایط، رعایت اصول ایمنی و استفاده از امکانات تخصصی همراه باشد. زارعی نیز در روایت تجربه‌های خود، بارها از تماس با اورژانس و تحویل بیماران به کادر درمان سخن می‌گوید؛ نشانه‌ای از اینکه مسئولیت‌پذیری در کنار مهربانی، به آگاهی و تشخیص درست نیز نیاز دارد.

شب‌های دفاع مقدس؛ راهی که به بیمارستان می‌رسید

در میان خاطرات چند دهه فعالیت حرفه‌ای عفت زارعی، سال‌های دفاع مقدس جایگاهی ویژه دارند؛ سال‌هایی که حضور در بیمارستان، برای کارکنان درمان معنایی فراتر از یک وظیفه روزمره پیدا کرده بود. در آن روزگار، مجروحان و بیماران به مراقبت نیاز داشتند و حضور نیروهای درمانی در مراکز پزشکی، بخشی ضروری از تداوم خدمت‌رسانی به مردم بود.

زارعی می‌گوید علاقه داشت برای خدمت به جبهه اعزام شود، اما شرایط بارداری امکان این کار را برایش فراهم نکرد، با این حال، این محدودیت به معنای دور ماندن او از مسئولیتش نبود. بیمارستان همچنان به حضور پرستاران نیاز داشت و او می‌توانست در همان محیط به مجروحان و بیمارانی خدمت کند که برای دریافت مراقبت به کادر درمان متکی بودند.

یکی از خاطرات آن دوران، به شبی بازمی‌گردد که به‌دلیل شرایط جنگی و تغییر محل خدمت، باید خود را به بیمارستان دیگری می‌رساند. از تلفن همراه و امکانات ارتباطی امروز خبری نبود؛ خاموشی‌ها و آژیرهای خطر نیز رفت‌وآمد را دشوارتر می‌کردند و با وجود این شرایط، زارعی راه افتاد تا به محل خدمت برسد.

در مسیر، راننده تاکسی که او را دید، از حضورش در خیابان در آن وضعیت تعجب کرد. وقتی زارعی توضیح داد که برای انجام وظیفه باید خود را به بیمارستان برساند، تاکسی او را سوار کرد و بخشی از مسیر را همراهی‌اش کرد. راه از مناطقی می‌گذشت که آثار بمباران در آن‌ها دیده می‌شد و شرایط جنگی را به چشم رهگذران می‌آورد. با این‌همه، مقصد زارعی روشن بود؛ بیمارستانی که برای ادامه کار به حضور او نیاز داشت.

مرور این لحظه‌ها، تصویری از معنای مسئولیت در روزهای دشوار ارائه می‌دهد؛ روزهایی که انجام یک وظیفه معمولی می‌توانست به تلاشی همراه با نگرانی و دشواری تبدیل شود. زارعی نمی‌توانست شرایط جنگ را تغییر دهد، اما می‌توانست سهم خود را در مراقبت از بیماران ادا کند؛ همان سهمی که برای بسیاری از کارکنان درمان، در تمام آن سال‌ها معنای ماندن و ادامه دادن داشت.

او از همکارانی نیز یاد می‌کند که در جریان حملات و انفجارها در معرض خطر قرار گرفتند. یکی از همکارانش پس از ترخیص از بیمارستان، در نزدیکی محل کار با حادثه‌ای روبه‌رو شد و تحت تأثیر موج انفجار قرار گرفت. چنین تجربه‌هایی، بخشی از حافظه حرفه‌ای پرستارانی است که در روزهای بحران، میان نگرانی برای سلامت خود و خانواده‌شان و مسئولیت مراقبت از دیگران، راه خدمت را ادامه دادند.

برای زارعی، سال‌های دفاع مقدس فقط یادآور شرایط دشوار نیستند؛ این سال‌ها بخشی از تاریخ تعهد حرفه‌ای پرستارانی‌اند که در هر موقعیت ممکن، برای رسیدگی به بیماران و مجروحان تلاش کردند. او اگرچه نتوانست به جبهه اعزام شود، اما بیمارستان را عرصه‌ای برای انجام همان مسئولیت انسانی می‌دانست؛ جایی که مراقبت از بیماران، خود شکلی از همراهی با مردم در روزهای سخت بود.

بازنشستگی فقط پایان ساعت حضور الزامی است

سال‌های اشتغال سرانجام به پایان می‌رسند، اما همه حرفه‌ها به یک شکل در زندگی انسان باقی نمی‌مانند. برای عفت زارعی، پرستاری از آن دسته مسیرهایی است که آموخته‌هایش را نمی‌توان پشت درهای بیمارستان گذاشت. او پس از بازنشستگی نیز بارها در موقعیت‌هایی خارج از محیط درمانی با افرادی روبه‌رو شده است که به کمک نیاز داشته‌اند و تلاش کرده است در حد توان، به آن‌ها یاری برساند.

یکی از این موقعیت‌ها در نزدیکی سی‌وسه‌پل اصفهان رخ داد؛ جایی که با مردی روبه‌رو شد که به نظر می‌رسید دچار افت قند خون شده بود و به‌سختی صحبت می‌کرد. زارعی که همیشه مقداری قند یا شکلات در کیف خود دارد، تلاش کرد متناسب با شرایط آن فرد به او کمک کند و هم‌زمان، پیگیری دریافت کمک تخصصی نیز انجام شد تا نیروهای اورژانس وضعیتش را بررسی کنند.

چنین تجربه‌ای از نگاه او، یادآور آن است که دانش پرستاری می‌تواند در موقعیت‌های روزمره نیز سودمند باشد، البته تشخیص علت بدحالی افراد همیشه آسان نیست و هر اقدام باید با توجه به شرایط بیمار و اصول ایمنی صورت گیرد؛ از این‌رو، درخواست کمک از نیروهای متخصص اهمیت ویژه‌ای دارد و شناخت نشانه‌های هشداردهنده و اقدام به‌موقع برای کمک گرفتن، می‌تواند بخشی ارزشمند از مراقبت از دیگران باشد.

حتی بعد از بازنشستگی هم تجربه، توجه به وضعیت دیگران و آمادگی برای کمک، همچنان در رفتار این پرستار دلسوز به چشم می‌خورد و او همان نگاهی را با خود همراه دارد که سال‌ها پیش، از کودکی و مراقبت از بیماران خانواده آغاز شد؛ نگاهی که در بیمارستان پرورش یافت و پس از پایان سال‌های خدمت نیز ادامه پیدا کرد.

تصویری که باید از پرستار دیده شود

عفت زارعی کنار خاطرات شیرین و تجربه‌های ماندگار، دغدغه‌هایی جدی درباره جایگاه اجتماعی پرستاران دارد. یکی از مهم‌ترین آن‌ها، شیوه بازنمایی این حرفه در فیلم‌ها و سریال‌هاست. او معتقد است پرستاری باید در آثار نمایشی با شناخت دقیق‌تر، احترام بیشتر و واقع‌گرایی همراه باشد و نباید برای ایجاد جذابیت یا تأمین اهداف تجاری، تصویری سطحی، کلیشه‌ای یا نادرست از آن ارائه شود.

به باور او، پرستاری حرفه‌ای تخصصی است که پشت هر اقدام بالینی آن، سال‌ها آموزش، تجربه و مسئولیت قرار دارد. هنگامی که این واقعیت در آثار نمایشی نادیده گرفته شود، ممکن است نگاه مخاطبان نیز به ماهیت کار پرستاران دچار برداشت نادرست شود. زارعی بر این نکته تأکید دارد که مسئله، ضرورت شناخت درست مشاغل درمانی و حفظ حرمت کسانی است که در دنیای واقعی مسئولیت مراقبت از سلامت مردم را بر عهده دارند.

بازنمایی غیرواقعی از محیط درمان می‌تواند انتظارات نادرستی نیز ایجاد کند. گاهی تصور می‌شود پرستار به‌تنهایی قادر است هر وضعیت پزشکی را تغییر دهد یا نتیجه درمان را تضمین کند؛ در حالی که مراقبت و درمان، حاصل همکاری مجموعه‌ای از متخصصان و کارکنان سلامت است. پرستار نقشی اساسی در پایش وضعیت بیمار، اجرای مراقبت‌های بالینی، پیگیری نیازهای او و انجام وظایف تخصصی خود دارد، اما نتیجه درمان به عوامل متعدد و شرایط پزشکی بیمار نیز وابسته است.

از نظر این پرستار باتجربه، آشنایی عمومی با واقعیت‌های پرستاری می‌تواند به شکل‌گیری رابطه‌ای سالم‌تر میان بیمار، خانواده او و کادر درمان کمک کند؛ رابطه‌ای بر پایه اعتماد، احترام متقابل و درک مسئولیت‌های هر یک از اعضای تیم درمان. رسانه‌ها در این میان نقشی مهم دارند و می‌توانند با نمایش دقیق‌تر محیط بیمارستان و وظایف پرستاران، به شناخت بهتر جامعه از این حرفه کمک کنند.

روپوش سفیدی که عطر مهربانی می‌دهد

فراتر از یک مناسبت

وضعیت معیشتی و شرایط کاری پرستاران نیز از دغدغه‌های جدی این پرستار است. او یادآوری می‌کند که فعالیت در بیمارستان، محدود به ساعات معمول اداری نیست. بیمار نیمه‌شب، روز تعطیل و هر زمان دیگری ممکن است به مراقبت نیاز داشته باشد و همین ضرورت، پرستاری را با شیفت‌های شبانه، ساعات کاری بیشتر و مسئولیت‌های پیوسته همراه می‌کند.

به باور او، رسیدگی به حقوق، مزایا، سختی کار و شرایط بازنشستگی پرستاران باید در شمار اولویت‌های جدی مسئولان حوزه سلامت قرار گیرد. تقدیر از پرستاران در مناسبت‌های رسمی ارزشمند است، اما قدردانی زمانی معنای کامل‌تری پیدا می‌کند که در سیاست‌گذاری، حمایت‌های شغلی، فرصت‌های آموزشی و بهبود وضعیت معیشتی آن‌ها نیز نمود پیدا کند.

تجربه بحران‌های سلامت، از دوران دفاع مقدس تا همه‌گیری کرونا، بار دیگر اهمیت حضور پرستاران را آشکار کرده است. در چنین موقعیت‌هایی، مراکز درمانی به نیروی انسانی متعهد و آموزش‌دیده نیاز دارند و پرستاران بخش مهمی از این ظرفیت را تشکیل می‌دهند و این پرستار فداکار با یادآوری فداکاری کارکنان درمان در دوره‌های بحرانی، معتقد است این تلاش‌ها باید نه‌فقط در حافظه عمومی، بلکه در تصمیم‌های عملی و حمایت‌های پایدار نیز مورد توجه قرار گیرند.

او پرستاران را فرشتگان سفیدپوش و سربازان گمنام جامعه می‌نامد؛ تعابیری که از نگاهش به نقش این حرفه در زندگی مردم سرچشمه می‌گیرند. بسیاری از تلاش‌های پرستاران شاید در هیاهوی روزمره دیده نشوند، اما اثرشان در مراقبت بهتر، آرامش بیمار و همراهی با خانواده‌هایی باقی می‌ماند که روزهای دشواری را پشت سر می‌گذارند.

انتخابی که هنوز ادامه دارد

روز پرستار، هم‌زمان با سالروز ولادت حضرت زینب کبری (س)، برای جامعه پرستاری فرصتی است تا بار دیگر به معنای صبر، شجاعت، مسئولیت و فداکاری در مسیر مراقبت از انسان‌ها بیندیشد. زارعی نیز این مناسبت را روزی پرافتخار می‌داند؛ روزی که می‌تواند یادآور ارزش معنوی و انسانی حرفه‌ای باشد که در آن، دانش تخصصی با تعهد اخلاقی و خدمت به مردم پیوند می‌خورد.

برای او، نام حضرت زینب (س) یادآور شجاعت و ایستادگی است و هم‌زمانی روز پرستار با ولادت این بانوی بزرگ، معنایی ویژه دارد. این مناسبت از نگاه او تنها فرصتی برای تبریک و تجلیل نیست؛ فرصتی است برای یادآوری مسئولیتی که پرستاران در برابر بیماران و جامعه بر عهده دارند و نیز وظیفه‌ای که مسئولان و مردم در برابر این قشر خدمتگزار دارند.

عفت زارعی پس از حدود سه دهه حضور در حرفه پرستاری، خاطرات بسیاری با خود دارد؛ از روزهایی که برای رسیدن به بیمارستان از خیابان‌های آسیب‌دیده جنگ عبور کرد تا لحظه‌هایی که خانواده یک بیمار، ماه‌ها بعد برای قدردانی به دیدارش آمدند. از مراقبت از کودکی که به کمک نیاز داشت تا روبه‌رو شدن با مصدومی که کنار خیابان تنها مانده بود. هرکدام از این خاطرات، تکه‌ای از تصویری بزرگ‌تر را شکل می‌دهند؛ تصویر زنی که پرستاری را نه فقط مجموعه‌ای از وظایف شغلی، بلکه راهی برای خدمت به مردم و انجام مسئولیت انسانی خود می‌داند.

شاید سال‌های خدمت رسمی به پایان رسیده باشند، اما در نگاه او، مراقبت از انسان‌ها به تقویم اداری وابسته نیست. آنچه از سال‌های پرستاری باقی می‌ماند، تنها خاطرات بیمارستان و شیفت‌های کاری نیست؛ دانشی است که در ذهن می‌ماند، تجربه‌ای است که در موقعیت‌های تازه به کار می‌آید و رابطه‌ای انسانی است که گاهی سال‌ها بعد، با دعای خیر یک بیمار یا قدردانی خانواده‌اش دوباره جان می‌گیرد.

زارعی از انتخاب خود خرسند است و اگر بار دیگر فرصت زندگی و انتخاب داشته باشد، باز هم پرستاری را برمی‌گزیند. آرزویش برای همکاران شاغل و بازنشسته‌اش نیز روشن است که شامل سلامتی، آرامش، عاقبت‌به‌خیری و برخورداری از جایگاهی شایسته در جامعه می‌شود؛ آرزویی که در کنار همه مطالبه‌های حرفه‌ای او، از یک باور ساده و عمیق سرچشمه می‌گیرد که خدمت به مردم، هنگامی ارزشمندتر می‌شود که با دانش، وجدان و عشق همراه باشد.

و شاید معنای بازنشستگی برای پرستاری چون عفت زارعی همین باشد؛ پایان سال‌هایی که در فهرست اشتغال ثبت می‌شوند، نه پایان علاقه‌ای که از کودکی آغاز شده و در تمام این سال‌ها، او را به سوی انسانی دیگر کشانده است؛ انسانی که به مراقبت نیاز داشته و حضور یک پرستار می‌توانسته است بخشی از مسیر بهبود و آرامش او را هموار کند.

∎​