به گزارش گروه رسانهای شرق،
40 سالم بود که داور لاکپشت پرنده شدم. ۱۰ سالی بود که در هفتهنامه دوچرخه کار میکردم و دو سه سالی بود که دیگر کتابهای بزرگسال را ویرایش نمیکردم. به گروه داوری که دعوت شدم، ذوق کردم؛ همین را میخواستم؛ روزنامهنگار حوزه نوجوان، ویراستار کتابهای کودک و نوجوان و داور کتابهای کودک و نوجوان. حالا ۱۵ سال گذشته. دوچرخه دیگر نیست، من دیگر روزنامهنگار نیستم، ولی هنوز و همچنان ویراستارم و داور لاکپشت پرنده، بهرغم همه گرفتاریهای شخصی و کاری، و همه سختیها و ناامیدیها و تلخیها... . اینجا شنیدن را یاد گرفتم و تحمل صدای مخالف را و بحثکردن و دعواکردن و پشت سر گذاشتن و دوستماندن و ادامهدادن را.
حالا ۱۵ سال گذشته، دوستان زیادی از گروه رفتهاند و دوستان تازهای به گروه آمدهاند. ما هیچوقت چندان شبیه هم نبودهایم در روشهای زندگی و اعتقادات شخصی، اما اشتراکمان خیلی بزرگتر از همه تفاوتهایمان است: بچهها. حالا
۱۵ سال گذشته و این چند سال اخیر خیلی سخت گذشته. خسته و ناامید و ترسیده و غمگین بارها تا لبه ولکردن و تمامکردن رفتهایم، اما ادامه دادهایم. چون بچهها از همه خستگیها و ناامیدیها و ترسها و غصهها مهمترند. حالا ۱۵ سال گذشته و این چند سال اخیر خیلی سخت گذشته. اما ما یاد گرفتهایم به هم تکیه کنیم تا نشکنیم؛ مثل یک درختزار در توفان.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.