به گزارش گروه رسانهای شرق،
سپهر خرمی: فوتبال ایران در روزهایی که باید درگیر رقابتهای آسیایی، آمادهسازی بازیکنان و برنامهریزی برای موفقیت نمایندگانش باشد، بار دیگر هزینه سیاست و تنشهای منطقهای را میپردازد؛ هزینهای که این بار نهفقط در محرومیت از میزبانی و خالیماندن سکوها، بلکه در مسیرهای طولانی، خستگی بازیکنان و تفاوت آشکار امکانات سفر تیمها خودش را نشان داده است. تراکتور برای رسیدن به عمان، جایی که باید در آن از الشمال قطر میزبانی کند، حدود ۱۸ ساعت در مسیر بود. گلگهر سیرجان نیز برای سفر به محل مسابقه آسیاییاش با المحرق بحرین، مسیری پیچیده و نزدیک به دو روز را پشت سر گذاشت. در همین شرایط، استقلال با هواپیمای تشریفات دولتی بهصورت مستقیم راهی قطر شد؛ اتفاقی که پرسشهایی درباره عدالت در برخورد با نمایندگان ایران ایجاد کرد و واکنش تراکتوریها را به دنبال داشت. ماجرا فقط مقایسه سه سفر نیست. جنگ و پیامدهای امنیتی آن، محدودیتهای پروازی و فشار تحریمها، فوتبال را از زمین مسابقه بیرون کشیده و به عرصهای تبدیل کرده است که در آن، تصمیمهای سیاسی و اداری میتوانند بر آمادگی یک تیم اثر بگذارند. در چنین وضعیتی، سؤال اصلی این است: وقتی قرار است نمایندگان یک کشور در مسابقات قارهای شرکت کنند، چرا باید شرایط سفر آنها تا این اندازه متفاوت باشد؟
۱۸ ساعت از تبریز تا مسقط؛ مسیر پرمشقت تراکتور
تراکتور برای دیدار برابر الشمال قطر در هفته دوم لیگ نخبگان آسیا، عمان را بهعنوان محل میزبانی انتخاب کرده بود؛ تصمیمی که خود نتیجه محدودیتهای ناشی از شرایط امنیتی منطقه و خارجشدن مسابقات خانگی ایران از کشور بود. اما رسیدن به همین کشور میزبان نیز به معضلی بزرگ تبدیل شد. با وجود آنکه مسیر هوایی مستقیم تبریز به مسقط بهمراتب کوتاهتر است، امکان استفاده از آن برای کاروان تراکتور فراهم نشد. بر اساس گزارشهای منتشرشده و توضیحات خداداد عزیزی، سرپرست تراکتور، مسیر سفر این تیم چنین بود: پرواز از تبریز به نجف در عراق، انتقال زمینی از نجف به بغداد و سپس پرواز از فرودگاه بغداد به مسقط، پایتخت عمان. اعضای تیم از صبح زود راه افتادند و قرار بود حدود نیمهشب به مقصد برسند؛ سفری که در مجموع نزدیک به ۱۸ ساعت طول کشید. در مسیر زمینی نجف به بغداد نیز کاروان با بازرسیهای طولانی مواجه شد و در فرودگاه بغداد هم بررسی چمدانها و کنترلهای امنیتی، دشواری سفر را بیشتر کرد. خداداد عزیزی از شرایطی انتقاد کرد که به گفته او، فرصت استراحت و تمرین تیم را تحت تأثیر قرار داده بود. او همچنین از مسئولان فوتبال ایران خواست برای حل مشکل ورود و خروج تیمها از مسیرهای هوایی چارهای پیدا کنند. مسئله از نگاه تراکتور روشن بود: تیمی که باید در مسابقهای بینالمللی حاضر شود، بهجای تمرکز بر ریکاوری و تمرین، بخش مهمی از انرژی خود را در فرودگاه، اتوبوس و صفهای بازرسی از دست داده است. این دشواریها در شرایطی رخ داد که تراکتور نه برای یک سفر تفریحی، بلکه برای مسابقهای رسمی در تقویم کنفدراسیون فوتبال آسیا حرکت میکرد. در فوتبال حرفهای، زمان رسیدن به مقصد، کیفیت استراحت، تغذیه و تعداد جلسات تمرینی پیش از مسابقه بخشی از برنامه فنی محسوب میشوند. وقتی تیمی ناچار است چنین مسیری را پشت سر بگذارد، حتی اگر نتیجه مسابقه مستقیما به سفر نسبت داده نشود، نمیتوان اثر احتمالی این شرایط بر آمادگی بازیکنان را نادیده گرفت.
گلگهر؛ سفر 2روزه و زنجیرهای از محدودیتها
ماجرای گلگهر سیرجان، نماینده ایران در لیگ قهرمانان آسیا ۲، تصویر دیگری از همین وضعیت است. این تیم برای رویارویی با المحرق بحرین نتوانست مسیر مستقیم و متعارف را در پیش بگیرد و طبق گزارشهای منتشرشده، نزدیک به دو روز درگیر سفر شد. تفاوت شرایط این تیم با استقلال، بحث درباره نحوه صدور مجوزهای پروازی را جدیتر کرد. مسیر گزارششده گلگهر از سیرجان به تهران، سپس پرواز از تهران به نجف، انتقال زمینی از نجف به بغداد و ادامه مسیر هوایی به سمت مقصد تشکیل میشد. در گزارشهایی درباره این سفر، از مسقط نیز بهعنوان بخشی از مسیر یاد شده است؛ با این حال، جزئیات منتشرشده درباره آخرین مرحله سفر و چگونگی رسیدن کاروان به بحرین یکدست نیست و نمیتوان بدون تأیید مستقل، تمام مراحل پرواز نهایی را قطعی دانست. آنچه روشن است، عبور این کاروان از چند مسیر و تحمل زمان طولانی سفر برای حضور در مسابقهای رسمی بود. این شرایط در حالی رقم خورد که گلگهر برای شرکت در رقابتهای قارهای باید برنامه تمرینی و بدنی مشخصی داشته باشد. سفر طولانی فقط به معنای چند ساعت نشستن در هواپیما یا اتوبوس نیست؛ تغییر فرودگاه، انتظار برای پرواز، کنترلهای امنیتی و جابهجایی بین کشورها نیز زمان و انرژی بازیکنان را میگیرد. تیمی که دو روز درگیر رسیدن به مقصد است، عملا بخشی از فرصت آمادهسازی خود را از دست میدهد. در این میان، نقش شرایط سیاسی و محدودیتهای پروازی را نمیتوان نادیده گرفت. گزارشها از تشدید فشار تحریمها بر صنعت هوانوردی ایران و محدودشدن امکان پرواز مستقیم به برخی کشورهای منطقه حکایت دارند. وقتی پرواز مستقیم از ایران ممکن نیست یا مجوز ورود هواپیما صادر نمیشود، باشگاهها ناچارند مسیرهای جایگزین پیدا کنند؛ مسیرهایی که نهتنها پرهزینهتر هستند، بلکه برنامه ورزشی تیم را نیز مختل میکنند. با این حال، مسئله فقط محدودیت خارجی نیست؛ نحوه مدیریت این محدودیتها نیز اهمیت دارد. اگر قرار است نمایندگان ایران در مسابقات آسیایی حاضر شوند، انتظار طبیعی این است که فدراسیون فوتبال، وزارت ورزش و نهادهای مرتبط از پیش برای سفرهای آنها برنامهای هماهنگ و تا حد امکان برابر طراحی کنند. شرایط سیاسی ممکن است خارج از اختیار باشگاهها باشد، اما نحوه توزیع امکانات و پیگیری مجوزها موضوعی است که باید درباره آن پاسخ روشن ارائه شود.
پرواز تشریفات برای استقلال؛ پاسخ باشگاه و اعتراض تراکتور
در سوی دیگر ماجرا، استقلال توانست با پرواز مستقیم راهی قطر شود؛ سفری که با استفاده از هواپیمای تشریفات دولتی انجام شد. همین تفاوت، اعتراض محمدرضا زنوزی، مالک تراکتور را به دنبال داشت. او با اشاره به سفر ۱۸ساعته تیمش گفت یک تیم با پرواز دولتی به مقصد میرود و تیمی دیگر با دشواری فراوان به مسابقه میرسد. زنوزی همچنین تأکید کرد اگر امکان استفاده از چنین پروازی وجود داشته، دستکم میشد موضوع سفر مشترک یا استفاده از مسیر قطر برای رسیدن به عمان را بررسی کرد. اما استقلال نیز در برابر این انتقادها توضیحاتی ارائه کرد. سعید فتاحی، رئیس سازمان فوتبال این باشگاه، گفت استقلال ابتدا برای سفر به قطر با شرکت هواپیمایی وارش مذاکره کرده و برنامه پروازی خود را برای قطریها فرستاده بود، اما این درخواست پذیرفته نشد. به گفته او، باشگاه در مرحله بعد با ایرانایر نیز مذاکره کرد، ولی درخواست دوم هم با مخالفت قطر روبهرو شد. فتاحی توضیح داد که طرف قطری اعلام کرده تنها پرواز مخصوص جمهوری اسلامی امکان دریافت مجوز دارد و استقلال پس از رد درخواستهای قبلی، توانسته از این هواپیما استفاده کند. او همچنین گفت باشگاه استقلال از حدود ۱۰ روز قبل پیگیر فراهمکردن شرایط سفر بوده و معتقد است ضعف برنامهریزی دیگر تیمها ارتباطی به استقلال ندارد. از نگاه مدیر استقلال، این باشگاه برای رسیدن به قطر تلاش کرده و نباید بابت استفاده از مجوزی که توانسته دریافت کند، مورد انتقاد قرار بگیرد. در توضیح رسمی فدراسیون فوتبال نیز به تفاوت پاسخ کشورهای مقصد اشاره شده است. طبق اعلام فدراسیون، در ششم مهر درخواست مجوز پرواز اختصاصی تراکتور و گلگهر به عمان ارسال شد، در سیزدهم مهر نامه دیگری برای کنفدراسیون فوتبال آسیا فرستادند و در پانزدهم مهر نیز پیگیری مجدد انجام شد. با این حال، فدراسیون فوتبال عمان اعلام کرد نتوانسته مجوز لازم را برای ورود پرواز اختصاصی این دو باشگاه دریافت کند؛ در حالی که قطر با ورود پرواز اختصاصی استقلال موافقت کرده بود. فدراسیون تأکید کرد که برای حل مشکل نمایندگان ایران پیگیری کرده است. این توضیحات نشان میدهد که تفاوت سفرها لزوما به معنای تصمیم مستقیم فدراسیون فوتبال ایران برای تبعیض میان باشگاهها نیست؛ تفاوت در پاسخ کشورهای مقصد و نوع مجوزهای صادرشده نیز نقش داشته است. اما همین واقعیت، پرسش مهمتری را مطرح میکند: چرا امکان استفاده از مسیر جایگزین برای دو باشگاه دیگر بهموقع فراهم نشد و آیا میشد با هماهنگی زودتر، بخشی از این دشواریها را کاهش داد؟ در چنین شرایطی، فیرپلی فقط به رفتار بازیکنان در زمین یا تصمیمهای داور محدود نمیشود؛ عدالت ورزشی به شرایطی هم مربوط است که تیمها پیش از ورود به زمین تجربه میکنند. استقلال حق دارد از مجوزی که دریافت کرده استفاده کند و تراکتور و گلگهر نیز حق دارند درباره تفاوت امکانات سفرشان توضیح بخواهند. مسئله اصلی، قراردادن این باشگاهها در برابر یکدیگر نیست؛ مسئولیتی است که بر دوش نهادهای ورزشی و اجرائی قرار دارد تا پیامدهای جنگ و محدودیتهای پروازی، تا جای ممکن، به هزینهای نابرابر برای نمایندگان ایران تبدیل نشود. وقتی یک تیم ۱۸ ساعت در راه است، تیمی دیگر نزدیک به دو روز سفر میکند و تیم سوم با پرواز دولتی مستقیم به مقصد میرسد، دیگر نمیتوان همه چیز را صرفا یک مسئله لجستیکی دانست. این تفاوتها بهطور مستقیم به کیفیت آمادهسازی و احساس عدالت در رقابت مربوط میشوند. شاید هیچکس نتواند محدودیتهای سیاسی و امنیتی را یکشبه برطرف کند، اما میتوان از مسئولان خواست که برای مدیریت آثار آن، شفافتر، هماهنگتر و منصفانهتر عمل کنند. فوتبال ایران در این روزها بیش از هر زمان دیگری به همین مدیریت نیاز دارد.
برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.