شناسهٔ خبر: 80094103 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: ایلنا | لینک خبر

ایفاگر نقش گوهرالملک در نمایش قائم مقام فراهانی؛

بانویی که پای‌به‌پای قائم‌مقام ایستاد

ایفاگر نقش گوهرالملک در نمایش قائم مقام فراهانی؛ نمایش «قائم‌مقام فراهانی» به نویسندگی و کارگردانی اردشیر صالح‌پور و تهیه‌کنندگی انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، در یازدهمین شب اجرای خود، با حضور پرشمار علاقه مندان به عرصه فرهنگ و هنر، در باغ نگارستان تهران، محل قتل قائم‌مقام فراهانی، به روی صحنه رفت.

صاحب‌خبر -
به گزارش ایلنا به نقل از انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، در حاشیه نمایش «قائم‌مقام فراهانی» با الهام رضایی ایفاگر نقش گوهرالملک؛ همسر قائم قام فراهانی به گفت و گو نشستیم؛ رضایی، بازیگر تئاتر و سینما و فارغ‌التحصیل رشته بازیگری زیر نظر میکائیل شهرستانی، سال‌هاست در عرصه هنر فعالیت می‌کند. او در کارنامه هنری خود حضور در نمایش‌هایی چون «آگهی» اثر ناتالیا گینزبورگ، «چه کسی از ویرجینیا وولف می‌ترسد؟ » اثر ادوارد آلبی و «ابله‌ها» اثر نیل سایمون و همچنین فیلم‌های کوتاهی چون «یک مریم بی‌نقص» و «لکنت» را دارد.

حاصل این گپ و گفت را می‌خوانید.

برای ایفای نقش گوهرالملک، مهم‌ترین ویژگی این شخصیت برای شما چه بود و سعی کردید او را چگونه به مخاطب معرفی کنید؟

احساس کردم گوهرالملک، برخلاف زنان هم‌عصر خود که اغلب در اندرونی بودند، نمونه بارز زنی قدرتمند، تکیه‌گاه، باهوش و در عین حال، بااحساس و عاشق است.

گوهرالملک، همسر مردی است که سرنوشت سیاسی و تاریخی بسیار پرالتهابی دارد؛ برای نشان دادن تأثیر این زندگی پرتنش بر یک زن چه کردید؟

واقعیت این است که از آنجا که قائم‌مقام فراهانی و میرزا تقی‌خان امیرکبیر، که تقریباً سرنوشتی مشابه داشتند، بارها در ذهن مخاطبان با یکدیگر اشتباه گرفته می‌شوند، اطلاعات چندانی درباره گوهرالملک نداشتم. ازاین‌رو، با توجه به نقشی که بر عهده داشتم، بهترین کار را مطالعه درباره زندگی او دانستم.

گوهرالملک با مردی زندگی می‌کرد که ادیب، شاعر و در عین حال، سیاستمدار بود و قطعاً زندگی پرچالشی داشت؛ مردی که در برهه‌ای از زندگی، سه سال بیکار و خانه‌نشین بود. بنابراین، او در زندگی با پستی‌وبلندی‌های بسیاری مواجه شده است. سعی کردم در مرز خیال و واقعیت، حضور گوهرالملک بر صحنه را به‌گونه‌ای نشان دهم که شخصیتی قوی و در عین حال، احساسی از او ارائه شود.

رابطه گوهرالملک و قائم‌مقام را چگونه تحلیل می‌کنید؟ در بازی شما این رابطه بیشتر بر پایه عشق، همراهی، نگرانی یا ناگفته‌ها شکل گرفته است؟

رابطه‌ای که در کنار سختی‌ها و مسائل سیاسی، جنبه‌های عاشقانه و عارفانه نیز داشته است.

مضمون نامه‌هایی که قائم‌مقام خطاب به گوهرالملک نوشته، به‌شدت تأثیرگذار است. احساس می‌کنم این رفاقت و نزدیکی از لابه‌لای جملات قائم‌مقام برایم بسیار ملموس است.

عشق، همراهی و نگرانی، همگی در نامه‌های قائم‌مقام احساس می‌شوند. در بازی و نوع نگاه من نیز این ترکیب درهم‌آمیخته است. نمی‌دانم تا چه اندازه توانسته‌ام این حس را منتقل کنم، اما این موضوع به‌شدت بر خودم تأثیر گذاشته است.

در روایت‌های تاریخی معمولاً شخصیت‌هایی مانند گوهرالملک در سایه شخصیت اصلی قرار می‌گیرند. آیا تلاش کردید برای او هویت و جهان مستقل خودی بسازید؟

احساس می‌کنم گوهرالملک این وظیفه را دارد که جهان ذهنی و احساسات و احوالات قائم‌مقام را در هر شرایطی منتقل کند. بنابراین، باید فریاد بزند، آرام باشد و خشمگین شود. شخصاً فکر می‌کنم باید پا‌به‌پای او گام بردارد.

کدام صحنه از نمایش برای شما به‌عنوان بازیگر نقش گوهرالملک دشوارتر یا تأثیرگذارتر بود و چرا؟

نمی‌توانم بگویم دشوار، اما صحنه مواجهه با جسد قائم‌مقام و در عین حال، نامه‌هایی که دستور داده شده است از بین ببرند، به‌شدت مرا دگرگون می‌کند. صدای قائم‌مقام در گوشم طنین‌انداز است که می‌خواند: «درد فراوان دارم، نه همدردی و نه همزبانی». در آن لحظه، کاملاً احساس می‌کنم که به آن دوران تعلق دارم و در همان زمان زندگی می‌کنم.

اگر بخواهید گوهرالملک را نه به‌عنوان «همسر قائم‌مقام»، بلکه به‌عنوان یک شخصیت مستقل معرفی کنید، او را چگونه توصیف می‌کنید؟

عاشق، معشوق، همسر، مادر و در نهایت، مام وطن.

فکر می‌کنید مخاطب امروز چه ارتباطی می‌تواند با نگرانی‌ها، رنج‌ها و انتخاب‌های گوهرالملک پیدا کند؟

در هر دوره‌ای از تاریخ، مردم با چنین مسائلی مواجه می‌شوند. افرادی با دغدغه‌های هنری و ادبی زندگی می‌کنند، اما در کنار آن، در امور سیاسی نیز حضور دارند و طبیعتاً خانواده‌هایشان هم درگیر این مسائل می‌شوند. چه‌بسا این افراد گرفتار ظلم‌هایی شوند. بنابراین، درک مسائلی که به آن‌ها اشاره کردید، برای مخاطب چندان دشوار نیست.

بازی در یک اثر تاریخی که شخصیت‌های آن چهره‌هایی واقعی و شناخته‌شده هستند، چه تفاوتی با ایفای یک شخصیت کاملاً داستانی دارد؟

بازی در اثری درباره یک واقعه تاریخی که متعلق به سرزمینمان است، برای من به‌شدت باشکوه‌تر است و قطعاً بار سنگین‌تری نیز بر دوشم می‌گذارد؛ از این منظر که احساس می‌کنم مسئولم آنچه را برای این شخص رخ داده است، به شکلی درست و باورپذیر ارائه دهم. این کار به‌مراتب حساس‌تر از خلق یک شخصیت داستانی است. گرچه از میان نامه‌های متعدد قائم‌مقام، رسالت من ارائه تعداد محدودی از آن‌هاست، اما این تجربه جذابیتی شگرف دارد.

در نهایت، برایم باعث افتخار است که در کنار استادان هنرمند و پیشکسوت و دیگر دوستان در این نمایش بازی می‌کنم. همچنین، از دکتر اردشیر صالح‌پور به‌خاطر اعتمادشان بسیار سپاسگزارم و از همه عزیزانی که تا این لحظه با این پروژه همراه بوده‌اند و زحمت کشیده‌اند، قدردانی می‌کنم.

روزگار است این که گه عزت دهد، گه خوار دارد

چرخ بازیگر از این بازیچه‌ها بسیار دارد

انتهای پیام/
∎​

برچسب‌ها: