به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ لیگ برتر فوتبال ایران هنوز به یکسوم ابتدایی مسیر خود نرسیده اما نیمکت چند تیم از همین حالا به محلی برای تصمیمها و تغییرات پرهزینه تبدیل شده است. در شرایطی که تنها ۸ هفته از مسابقات سپری شده، مجتبی حسینی از نساجی جدا شده، محمد نوری در صنعت نفت آبادان به پایان راه رسیده و رسول خطیبی نیز از فجر سپاسی کنار رفته است تا شمار مربیانی که در همین مقطع ابتدایی از تیمهای خود جدا شدهاند به سه نفر برسد.
این سه جدایی، البته تمام ماجرا نیست. در کنار مربیانی که دیگر روی نیمکت تیمهای خود حضور ندارند، نام چند سرمربی دیگر نیز در فهرست گزینههای در معرض تغییر قرار گرفته است؛ مربیانی که اگر نتوانند در هفتههای پیش رو شرایط تیمهایشان را بهبود ببخشند، ممکن است خیلی زود با تصمیم مدیران باشگاه، غزل خداحافظی را سر دهند.
۴ نفر در صف هستند
فراز کمالوند در خیبر خرمآباد، عبدالله ویسی در ذوبآهن، خلیفه اصل در استقلال خوزستان و شهبا در مس شهر بابک از جمله مربیانی هستند که وضعیت آنها میتواند در ادامه مسابقات زیر ذرهبین قرار بگیرد. نتایج هفتههای آینده برای این گروه اهمیت زیادی دارد و هر لغزش تازهای ممکن است فشارها را برای تغییر در کادر فنی افزایش دهد.
البته قرار گرفتن نام این مربیان در فهرست نیمکتهای متزلزل به معنای قطعی بودن برکناری آنها نیست، اما فضای حاکم بر فوتبال ایران نشان داده است که فاصله میان نارضایتی از نتایج و تصمیم به قطع همکاری، گاهی بسیار کوتاه است. مدیرانی که در ابتدای فصل با وعده ساختن تیمی رقابتی از سرمربی خود حمایت میکنند، در صورت ناکامیهای متوالی ممکن است خیلی زود همان مربی را عامل اصلی مشکلات معرفی کنند.
در چنین فضایی، ۸ هفته برای برخی باشگاهها کافی بوده تا به تغییر سرمربی فکر کنند. اتفاقی که بار دیگر پرسش مهمی را درباره معیار انتخاب مربیان و میزان صبر مدیران فوتبال ایران مطرح میکند. اگر قرار است یک مربی در فاصله چند هفته مسئولیت خود را از دست بدهد، باید پرسید انتخاب اولیه او بر چه مبنایی صورت گرفته و آیا مدیران باشگاه پیش از امضای قرارداد، ارزیابی واقعبینانهای از ظرفیت تیم و اهداف فصل داشتهاند؟
مربی میرود اما چه کسی پاسخگو است؟
تغییر سرمربی سادهترین تصمیمی است که یک مدیر باشگاه میتواند در واکنش به نتایج ضعیف اتخاذ کند؛ تصمیمی که در ظاهر، نشانه برخورد با ناکامی است، اما لزوماً مشکلات تیم را برطرف نمیکند. فوتبال تنها به انتخاب سرمربی خلاصه نمیشود و کیفیت نقلوانتقالات، شرایط آمادهسازی، مدیریت رختکن، پرداختهای مالی و حتی ثبات تصمیمگیری در هیئتمدیره نیز در عملکرد یک تیم نقش دارند.
با این حال در بسیاری از باشگاهها هنگامی که نتایج مطابق انتظار نیست، نخستین گزینه برای تغییر، سرمربی است. مدیران با این تصمیم میتوانند برای مدتی فشار افکار عمومی را کاهش دهند، اما اگر ریشه مشکلات در جای دیگری باشد، مربی جدید نیز پس از چند هفته با همان چالشها مواجه خواهد شد.
جدایی سه سرمربی در هشت هفته ابتدایی، اگرچه ممکن است در نگاه نخست واکنشی طبیعی به نتایج نامطلوب به نظر برسد، اما وقتی با قرار گرفتن چند مربی دیگر در موقعیت خطر همراه میشود، تصویری نگرانکننده از بیثباتی نیمکتها ارائه میدهد. این وضعیت برای بازیکنان نیز پیامد دارد؛ زیرا تغییر مداوم کادر فنی میتواند برنامههای تمرینی، ترکیب اصلی و حتی نقش بازیکنان در زمین را دستخوش تحول کند.
از سوی دیگر، باشگاهها برای تغییر سرمربی باید هزینههای قرارداد قبلی، توافق برای قطع همکاری و دستمزد کادر فنی جدید را نیز در نظر بگیرند. بنابراین، برکناری مربی صرفاً یک تصمیم فنی نیست و میتواند هزینهای مستقیم بر منابع مالی باشگاه تحمیل کند؛ هزینهای که در نهایت باید درباره ضرورت و نتیجه آن پاسخ روشنی وجود داشته باشد.
پروژه مربی خارجی با وعده قیمت پایینتر!
در کنار نگرانیها درباره آینده نیمکتها، بحث ورود مربیان خارجی نیز بار دیگر در محافل فوتبال مطرح شده است. زمزمههایی درباره فعالیت برخی واسطهها و ایجنتها به گوش میرسد که با ارتباطگیری با مدیران باشگاهها، تلاش میکنند گزینههای خارجی را با پیشنهاد دستمزد پایینتر از برخی مربیان داخلی وارد چرخه انتخاب کنند.
این موضوع در شرایطی مطرح میشود که افزایش بیرویه نرخ ارز، هزینه واقعی همکاری با مربیان خارجی را برای باشگاههای ایرانی بهشدت تحت تأثیر قرار میدهد. در چنین وضعیتی، صرف اعلام رقم پایینتر در مذاکره اولیه نمیتواند معیار مناسبی برای ارزیابی اقتصادی یک قرارداد باشد چونکه هزینههای جانبی، دستمزد اعضای کادر فنی، اقامت، رفتوآمد، تعهدات ارزی و شرایط فسخ نیز باید در محاسبات لحاظ شود.
البته استفاده از مربی خارجی بهخودیخود ایرادی ندارد و در صورت انتخاب درست، میتواند به ارتقای کیفیت فنی تیم کمک کند؛ مسئله زمانی نگرانکننده میشود که معرفی مربی، بدون ارزیابی دقیق و صرفاً با وعده هزینه کمتر انجام شود. در این شرایط، احتمال دارد باشگاه بهجای حل مشکل فنی، وارد پروژهای تازه شود که پایان آن نیز با قطع همکاری، پرداخت هزینههای پیشبینینشده برای سرمربی همراه باشد.