شناسهٔ خبر: 80067361 - سرویس علمی-فناوری
نسخه قابل چاپ منبع: بهار | لینک خبر

آیا دنیای دیجیتال، دنیایی بدون مرز است؟

صاحب‌خبر -
گروه علم و فناوری: یک عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی تهران با تأکید بر بازتعریف مفاهیم بنیادینِ «مکان» و «فضا» در عصر دیجیتال، گفت: فضای دیجیتال برخلاف تصور رایج، یک فضای بی‌مرز و جهانیِ مطلق نیست؛ بلکه دارای ساختار جغرافیایی است و در قالب الگوهای مکانی و زیرساخت‌های فیزیکی، بر نحوه زیست و ارتباطات انسان‌ها تأثیر می‌گذارد.
علی‌اکبر عنابستانی  با تأکید بر اینکه جغرافیای دیجیتال بر مطالعه «درهم‌تنیدگی فضای فیزیکی و سایبری» متمرکز است، اظهار کرد: جغرافیای دیجیتال حوزه‌ای میان‌رشته‌ای است که به مطالعه، تولید، مدیریت، تحلیل، نمایش و تفسیر پدیده‌های فضایی با تکیه بر فناوری‌های نوین و کلان‌داده‌ها می‌پردازد. همچنین تأثیرگذاری دیجیتالی‌شدن بر روابط اجتماعی، ساختارهای اقتصادی و نحوه سازمان‌دهی سرزمین را واکاوی می‌کند تا درک عمیق‌تری از پیوند میان فضای واقعی و دیجیتال ارائه دهد.
وی افزود: دیدگاه سنتی مرکز- پیرامون در عصر دیجیتال نیز تداوم یافته است؛ زیرا تمرکز منابع کلان‌داده در اروپای غربی، آمریکای شمالی و آسیای شرقی، موجب تحکیم سلطه‌ این کشورها بر سایر پهنه‌های جغرافیایی جهان شده است.
این استاد جغرافیای دانشگاه شهید بهشتی با اشاره به وجود پنج کانون اصلی مراکز داده در جهان، بیان کرد: ایالات متحده مهم‌ترین قلمرو استقرار دیتاسنترها در سطح جهانی است؛ به‌گونه‌ای که بالغ بر ۵۰۰۰ مرکز داده در این کشور متمرکز شده است. در این میان، «اَشبرن» در ویرجینیا به عنوان پایتخت دیتاسنترهای جهان شناخته می‌شود و پس از آن، مناطق «دالاس» و «سیلیکون‌ولی» در رتبه‌های دوم و سوم قرار دارند.
عنابستانی ادامه داد: کشورهای عربی نیز طی یک دهه اخیر سرمایه‌گذاری‌های قابل‌توجهی در توسعه زیرساخت‌های مراکز داده انجام داده‌اند، که امارات متحده عربی، عربستان سعودی و مصر از پیشگامان این عرصه به شمار می‌روند.
وی با اشاره به نابرابری در توزیع فناوری‌های نوین، تصریح کرد: در مناطقی نظیر آفریقا، خاورمیانه و آسیای جنوبی، بهره‌مندی از فناوری‌های عصر انقلاب صنعتی چهارم با محدودیت‌های جدی مواجه است. این جوامع، نه‌تنها با چالش «عدم دسترسی» روبه‌رو هستند بلکه از منظر شاخص‌هایی نظیر کیفیت اتصال، سرعت اینترنت و توانایی تبدیل فضای مجازی به فرصت‌های اقتصادی، تفاوت معناداری دارند. همچنین، بر اساس گزارش اتحادیه بین‌المللی مخابرات (ITU) در سال ۲۰۲۵، تنها ۱۴ درصد از جمعیت روستایی جهان به اینترنت دسترسی داشته‌اند که این آمار، گویای تداوم شکاف عمیق دیجیتال میان جامعه شهری و روستایی است.

آیا مرزهای جغرافیایی در فضای دیجیتال از بین رفته‌اند؟
این استاد جغرافیای دانشگاه شهید بهشتی تهران با تاکید بر وجود دو متغیر عینی و ذهنی در جغرافیا، گفت: در فضای دیجیتال برخلاف مرزهای فیزیکی، مرزهای ذهنی اصالت و موجودیت می‌یابند. این مرزها تعیین‌کننده سطح دسترسی، میزان توانمندیِ کاربری و محدودیت‌های پلتفرمی هستند. برای نمونه، مقوله «فیلترینگ» نوعی آستانه‌ محدودکننده برای مخاطب تعریف می‌کند؛ مانعی که اگرچه مابه‌ازای فیزیکی و ملموس ندارد، اما با ایجاد انسداد در جریان اطلاعات، پیامدهای گسترده‌ای به همراه داشته و فعالیت‌های اقتصادی را به شدت تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.
عنابستانی با اشاره به نقش تصمیمات سیاسی در ترسیم «مرزهای دیجیتال»، تاکید کرد: امروزه مراکز داده در انحصار قطب‌های جغرافیایی محدودی است که قواعد دسترسی به داده‌ها را برای سایر نقاط جهان دیکته می‌کنند. در این ساختار، دولت‌ها با وجود اتخاذ تصمیمات سیاسی، عملا نقش ثانوی یافته‌اند؛ چرا که فضای حکمرانی آن‌ها اکنون تحت‌تأثیر مرزهای دیجیتالی قرار گرفته است که پیش‌تر توسط آن قدرت‌ها ترسیم شده است.
وی تشریح کرد: در بدو شکل‌گیری فضای دیجیتال، زبان انگلیسی به عنوان زبان مسلط، فرآیند «یکسان‌سازیِ جهانی» را پیش می‌برد؛ اما اکنون با ظهور چندمرکزی‌شدن فرهنگ و زبان و همچنین قدرت گرفتن اقتصادهای منطقه‌ای، شاهد تغییر ماهیت و جابه‌جایی مرزهای دیجیتال هستیم. این تحول باعث شده است که تولید محتوا از «سلطه مطلق زبان انگلیسی» فاصله گرفته و در کانون‌های قدرتمندی نظیر آسیای شرقی به‌ویژه چین، هند، آمریکای لاتین و کشورهای عربی، بازتعریف شود.

چالش‌های فرهنگی در عصر اکوسیستم‌های دیجیتال
این استاد جغرافیای دانشگاه شهید بهشتی تهران با اشاره به اجتناب‌ناپذیری فناوری‌های نوین، اظهار کرد: همان‌طور که در گذشته نقش تلفن همراه انکارناپذیر بود، امروز نیز ضرورت به‌کارگیریِ هوش مصنوعی برای تداوم حیات جوامع و اقتصادها بر کسی پوشیده نیست. با این حال، این فناوری در کنار فرصت‌هایش، چالش‌های ژئوپلیتیک و فرهنگیِ نوینی به همراه دارد.
عنابستانی افزود: پلتفرم‌ها و کانون‌های تولید داده، الگوریتم‌ها را به‌گونه‌ای طراحی کرده‌اند که پس از جمع‌آوری و پردازش کلان‌داده‌ها، پاسخ‌هایی جهت‌دار و هدفمند ارائه دهند؛ روندی که در شبکه‌های اجتماعی نیز با فعالیت اینفلوئنسرها مشهود است و به‌تدریج تفکر و سبک زندگی جوامع هدف را به سمت‌وسوی خاصی سوق می‌دهد. بنابراین، جوامعی که در پی ایجاد اکوسیستم‌های دیجیتالِ بومی و منطقه‌ای مبتنی بر فرهنگ و سیاست‌های خود هستند، باید ضمن بهره‌گیری از فرصت‌های این فناوری، نسبت به ابعاد مخاطره‌آمیز آن هشیار باشند.
وی با تأکید بر اینکه امروزه فضای زیست بشر چنان با فضای دیجیتال درهم‌تنیده شده که نمی‌توان آن را از کانون توجه دانش جغرافیا دور نگه داشت، تصریح کرد: از دیدگاه جغرافیایی، این فناوری در حال بازتعریف زیست انسان در بستر فضا است. پیامدهای این تحول، فراتر از فضای مجازی در الگوهای سکونت، معیشت و تعاملات اجتماعی تجلی یافته و نتایجی عینی و قابل‌سنجش در جغرافیای زیستیِ ما بر جای گذاشته است که واکاویِ آن، رسالت کلیدیِ یک جغرافی‌دان محسوب می‌شود.

عصر تسلط داده‌ها و بازتعریف مفهوم استعمار
این استاد جغرافیای دانشگاه تاکید کرد: امروزه در استعمار فرانو یا عصر داده محور، کانون‌های قدرت با انحصار تولید دانش و دیتاسنترها، الگوی وابستگی را بازتعریف کرده‌اند و سایر کشورها ناگزیر به وابستگی دانشی و فناورانه به این قدرت‌ها شده‌اند. به گونه‌ای که، تسلط بر فرآیند تولید و مدیریت داده‌ها، جایگزین تسلط فیزیکی بر سرزمین شده است تا روابط نابرابر مرکز-پیرامون همچنان تداوم یابد.
عنابستانی با اشاره به مفهوم بنیادین «عدالت فضایی» در دانش جغرافیا، خاطرنشان کرد: تداوم الگوی سنتی «مرکز-پیرامون» در عصر دیجیتال، تهدیدی برای توسعه متوازن جهانی است. از این رو، ضرورت دارد بستری فراهم شود که کشورهای کم‌برخوردار در مسیری هم‌تراز با کشورهای پیشرفته حرکت کنند تا از انزوای دیجیتال دور بمانند و نابرابری‌های تاریخی در ساختارهای جدید تکرار نشود.
وی یادآور شد: دسترسی عادلانه، ارتقای کیفیت زیرساخت‌ها، تقویت سواد و مهارت‌های دیجیتال و ایجاد امکان بهره‌برداری بومی برای خلق فرصت‌های اقتصادی، چهار رکن اساسی هستند که می‌توانند شکاف دیجیتال را ترمیم کرده و مسیر جوامع را به سمت تحقق عدالت فضایی هموار کنند.
∎​

برچسب‌ها: