از شهر ارزروم و از صحن دانشگاه آتاتورک، جایی که سالهاست آوای خوش زبان و ادبیات فارسی در فضای آکادمیک آن میپیچد، سخن گفتن درباره استاد برجسته و دانشمند یگانه روزگار ما، محمدرضا شفیعی کدکنی، برای بنده افتخاری بس بزرگ و نزهتی معنوی است. جغرافیای آناتولی و سرزمین ترکیه از دیرباز با معارف معنوی و ادبیات پارسی پیوندی دیرینه، ناگسستنی و عمیق داشته است؛ پیوندی که با وجود مبارک مولانا جلالالدین در قونیه آبیاری شده و تا به امروز در میان استادان، پژوهشگران و عاشقان ادب پارسی در دانشگاههای ترکیه زنده و پویا باقی مانده است. در طول سالیان دراز تدریس و تحقیق در دانشگاههای ترکیه، هنگامی که به بررسی آثار، تالیفات و تصحیحهای گرانسنگ استاد شفیعی کدکنی پرداختهام، همواره خود را در برابر اندیشمندی دیدهام که کلام و قلمش سرشار از حکمت، ژرفای علمی و برکت معرفتی است.
بنده آثار پرشمار و گرانقدر استاد شفیعی کدکنی را با دقتی فراوان خوانده و از گنجینه دانش ایشان بیش از اندازه بهرهمند شدهام. هرگاه که در این آثار قور و غور میکنم، هرگز با چشمی خردهگیر یا به قصد نقد و عیبجویی صوری به نوشتههای ایشان ننگریستهام؛ بلکه با چشمی آکنده از احترام و به عنوان دانشپژوهی که در پی کسب معرفت است، از این چشمه جوشان دانش نوشیدهام. آثار استاد شفیعی از آن دست کارهایی است که هر پژوهشگری در دنیای اسلام و در کرسیهای فارسیپژوهی جهان میتواند با اطمینان خاطر به آنها متکی باشد و راهنمای مسیر علمی خود قرار دهد.
جایگاه استاد در آکادمی ترکیه
امروزه نام مبارک و مقام بلند علمی استاد دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی در تمامی دانشگاههای ترکیه، بهویژه در دانشکدهها و دپارتمانهایی که به تدریس زبان و ادبیات فارسی اشتغال دارند، نامی بس آشنا، محترم و والامقام است. برای استادان و محققان زبان و ادبیات فارسی در ترکیه، دکتر شفیعی کدکنی یک مرجع علمی فوقالعاده ارزشمند و دانشمندی بیبدیل به شمار میرود. نظرات، تحلیلهای نوآورانه و روششناسی دقیق ایشان در نقد ادبی، تصحیح متون و شناخت عرفان اسلامی، همواره در محافل دانشگاهی ما با عالیترین درجات احترام مورد بحث و استفاده قرار میگیرد.
شناخت استادان ترکیه از دکتر شفیعی، تنها به یک کتاب یا یک مقاله محدود نمیشود؛ بلکه کارنامه علمی ایشان به عنوان الگویی جامع از یک محقق تراز اول در میان دانشگاهیان ترکیه مطرح است. هرگاه در کنفرانسها، همایشهای بینالمللی و نشستهای تخصصی ادب پارسی در ترکیه سخنی از نقد ادبی معاصر یا تصحیح متون عرفانی به میان میآید، آرا استاد شفیعی کدکنی به عنوان فصلالخطاب و پایه تحلیلهای علمی مورد استناد قرار میگیرد. این جایگاه بلند، نشاندهنده نفوذ معنوی و علمی ایشان در فرامرزهای ایران و در قلمرو پهناور فرهنگ اسلامی است.
پیراستگی از قومیتگرایی منفی
یکی از برجستهترین، والاترین و نادرترین ویژگیهایی که بنده در مطالعه آثار استاد شفیعی کدکنی دریافتم و مایلم با تاکید فراوان بر آن پای بفشارم، «پیراستگی روح و متن او از قومیتگرایی منفی» است. این ویژگی ممتاز، منش علمی او را از بسیاری از محققان جدا میسازد. در آثار شفیعی کدکنی، با وجود آنکه ایشان عمیقا به ایران، زبان فارسی و تاریخ این سرزمین عشق میورزند و ارادت دارند، اما هیچگاه روح قومیّت و ملیّتگرایی به معنای منفی، تعصبآمیز و تفرقهافکنانه در آثارشان دیده نمیشود. خود بنده به عنوان یک محقق به این اصل معتقدم و در تمام تحقیقات و خوانشهایم از کارهای ایشان، حتی کوچکترین نشانهای از برتریجویی قومی یا نگاه منفی به دیگر ملل مسلمان ندیدهام.
این فضیلت بزرگ نشان میدهد که استاد شفیعی کدکنی به ادبیات و عرفان، نه از روزنه تنگ قومیت، بلکه از منظر فراگیر معرفت انسانی و فرهنگ مشترک اسلامی مینگرد. در روزگار ما که گاه تعصبات منطقهای و قومی میتواند مرزهای همبستگی را مخدوش سازد، نگاه وسیع و انسانی استاد شفیعی، پل پیوندی پیوسته میان ملتهای برادر، بهویژه دو ملت ایران و ترکیه، ایجاد کرده است. ایشان میراث ادبی را نه ابزاری برای تقابل، بلکه زمینهای برای تعامل، وحدت و فهم متقابل فرهنگها میدانند و این مزیت بزرگ، ارزش کلام او را در چشم همگان دوچندان ساخته است.
میراث خرقانی و نسخههای آناتولی
در عرصه تخصصی پژوهش، یکی از حوزههای علاقه مشترک ما، بررسی احوال و گفتار عارف بزرگ خراسان، حضرت شیخ ابوالحسن خرقانی است. استاد شفیعی کدکنی با نگارش کتاب ارزشمند «نوشته بر دریا»، گامی بس بلند و شکوهمند در احیا و تحلیل میراث عرفانی خرقانی برداشتند. در همین راستا، باید به این نکته اشاره کنم که در کتابخانههای گوناگون ترکیه، بهویژه در مراکز متمرکز نسخ خطی مانند قونیه و دیگر شهرها، دستنویسها و رسالههایی وجود دارند که به شیخ ابوالحسن خرقانی نسبت داده شدهاند. اگرچه شاید برخی از این انتسابها قطعی نباشد و نیازمند بررسیهای دقیقتر باشد، اما این نسخهها گنجینههایی هستند که شایسته مطالعه و تحقیق بیشترند.
متاسفانه برخی از پژوهشگران ایرانی شاید به طور کامل و مفصل از فهرستها و نسخههای خطی موجود در کتابخانههای ترکیه مطلع نباشند؛ البته نه از روی بیاهتمامی، بلکه به دلیل گسترده بودن این گنجینهها و انتشار مداوم فهرستهای جدید. در این میان، استاد شفیعی کدکنی از جمله معدود دانشمندانی هستند که به پژوهشهای دیگران توجه دارند؛ چنانکه ایشان در کتاب خود از مقاله بنده درباره یکی از رسالههای خرقانی یاد کرده و نام بردهاند که این امر نشانه حقشناسی و احاطه علمی ایشان است. بنده خود نسخهای خطی درباره کلمات بایزید بسطامی و خرقانی در اختیار دارم که همواره مشتاق بودم آن را برای استاد شفیعی بفرستم تا با سرانگشت گرهگشای علمی خویش بر روی آن تحقیق کنند و امیدوارم در آینده این توفیق حاصل شود.
پیوند گذشته و آینده فرهنگ
در جهان امروز و در طول قرن بیستم، کشورهای اسلامی و ملل منطقه متاسفانه از سوی فرهنگ غربی دچار صدمات و گسستهای فراوانی شدند. این تهاجم فرهنگی سبب شد که نسل جدید در برخی جوامع از گذشته درخشان، ریشههای تاریخی و میراث معنوی خود فاصله بگیرد. امروزه در ترکیه و دیگر کشورهای اسلامی، ادیبان، شاعران و محققان برجسته به این درک قطعی رسیدهاند که گرچه نباید از دانش و فناوری غرب غافل بود، اما فرهنگ غربی به هیچ وجه برای سعادت و هویت ما کافی نیست. ما حتما باید زندگی معاصر خود را با ارزشهای اسلامی، میراث ادبی و ریشههای فرهنگی گذشته پیوند دهیم.
در این مسیرِ نجاتبخش و برای ایجاد پیوند میان گذشته و آینده، وجود دانشمندان بزرگی چون استاد دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی و استادان بزرگ گذشته نظیر دکتر عبدالحسین زرینکوب و دکتر ذبیحالله صفا حیاتی و راهگشاست. آثار و افکار استاد شفیعی برای نسل آینده، چراغی فروزان و روشی استوار فراهم میسازد تا جوانان ما بتوانند هویت خویش را در بازگشت به معارف اصیل بازیابند. استاد شفیعی معلم پیوند زدن ارزشهای کهن با اقتضائات عصر مدرن است. از ارزروم و از جوار دانشگاه آتاتورک، برای این دانشمند برجسته و سفیران فرهنگ اسلامی، تندرستی، طول عمر و توفیق روزافزون آرزو میکنم و امیدوارم سایه علمی ایشان بر سر عاشقان فرهنگ و ادب مستدام باشد.
استاد برجسته زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آتاتورک ارزروم، ترکیه