شناسهٔ خبر: 80062475 - سرویس بین‌الملل
نسخه قابل چاپ منبع: دفاع پرس | لینک خبر

شبح راست‌ افراطی بر فراز آمریکای لاتین

در پی پیشتازی فلاویو بولسونارو در دور نخست انتخابات ریاست‌جمهوری برزیل، جایگاه برازیلیا در ائتلاف بریکس و معادلات نظم نوظهور جهانی در آستانه تحولی سرنوشت‌ساز قرار گرفته است.

صاحب‌خبر -

گروه بین الملل دفاع‌پرس: در پی برگزاری دور نخست انتخابات ریاست‌جمهوری برزیل و پیشتازی «فلاویو بولسونارو» سناتور راست‌گرا و فرزند «ژائیر بولسونارو» رئیس‌جمهور سابق و زندانی این کشور، تعادل موازنه سیاسی در بزرگ‌ترین قدرت اقتصادی آمریکای لاتین در آستانه تحولی بنیادین قرار گرفته است.

انتخابات برزیل

تحلیل‌گران سیاسی بر این باورند که «لوئیز ایناسیو لولا دا سیلوا»، رئیس‌جمهور چپ‌گرای فعلی، برای جبران این عقب‌ماندگی و پیروزی در دور دوم، کارزار بسیار دشواری در پیش دارد. اگر این پیش‌بینی‌ها به حقیقت بپیوندد، برزیل جدیدترین حلقه‌ای خواهد بود که به موج نوین چرخش به راست در آمریکای لاتین می‌پیوندد که به طبع، پیامد‌های آن از مرز‌های منطقه فراتر رفته و سازمان‌های بین‌المللی به‌ویژه گروه بریکس را با چالشی جدی روبه‌رو خواهد کرد.

تحولات اخیر برزیل، با وجود ویژگی‌های بومی، شباهتی انکارناپذیر با الگوی سیاسی آمریکا و مسیر بازگشت دونالد ترامپ به قدرت دارد. پس از دوره پرآشوب ریاست‌جمهوری بولسوناروی پدر، نماینده‌ای از چپ میانه به قدرت بازگشت و تلاش‌های حقوقی و قانونی گسترده‌ای برای حذف همیشگی رهبر راست‌گرایان از عرصه سیاسی صورت گرفت. 

در آمریکا نیز ترامپ به عنوان عامل اصلی یک محاکمه سیاسی و حقوقی متهم شد، اما پرونده‌های قضایی نتوانستند مانع بازگشت او به کاخ سفید شوند. در برزیل نیز، اگرچه ژائیر بولسونارو محکوم و از فعالیت‌های سیاسی محروم شد، اما فرزند او، فلاویو، پرچم جریان راست را به دست گرفته و اکنون در آستانه بازگرداندن خانواده بولسونارو به قدرت قرار دارد؛ اگرچه که این بازگشت، با وعده‌های آشکار برای تسویه‌حساب سیاسی با رقبا و مخالفان همراه است.

امروز برزیل، همانند آمریکا در جریان انتخابات ۲۰۲۴، جامعه‌ای به‌شدت قطبی‌شده دارد و هر دو نامزد نهایی از نرخ نارضایتی و ناخرسندی بسیار بالایی در میان افکار عمومی رنج می‌برند. در این میان، لولا دا سیلوا با یک چالش مضاعف نیز دست‌پنجه نرم می‌کند و آن مسئله سن است. 

رئیس‌جمهور ۸۰ ساله برزیل، با وجود تمام تلاش‌هایش برای پرانرژی نشان دادن خود، با واقعیت‌های بیولوژیک روبه‌روست و علاوه بر این، فاقد آن نوع از قاطعیت و جسارت سیاسی است که در رفتار‌های ترامپ و هم‌پیمانانش دیده می‌شود؛ موضوعی که کارزار او را در برابر پتانسیل هجومی جریان راست آسیب‌پذیرتر کرده است. 

با این حال، تجربه دوم ترامپ درس دیگری نیز به همراه دارد؛ او دوره دوم خود را با انرژی فراوانی آغاز کرد، اما در نیمه راه، در میان آشفتگی‌های ساخته دست خود گرفتار شد و بخش قابل توجهی از حمایت عمومی را از دست داد، امر که نشان می‌دهد پیروزی در انتخابات لزوماً به معنای ثبات در حکمرانی نخواهد بود.

سیاست در آمریکای لاتین سالیان سال است که روندی سینوسی دارد و این فرایند واگذاری قدرت میان چپ و راست، بار‌ها و بار‌ها تکرار می‌شود. در حال حاضر، جریان راست در حال پیشروی است، اما عناوین سنتی ایدئولوژیک روزبه‌روز معنای کارکردی خود را بیشتر از دست می‌دهند. 

تغییر مداوم رای‌دهندگان و نوسان میان اردوگاه‌های سیاسی نشان‌دهنده یک واقعیت بنیادی‌تر است که نه چپ و نه راست هیچ‌یک نتوانسته‌اند پاسخ‌های پایدار و ملموسی برای چالش‌های عمیق اقتصادی و اجتماعی مردم ارائه دهند، و از این رو زوال واژه‌های سنتی تنها محدود به آمریکای لاتین نیست و ابهامی جهانی در مفاهیم چپ و راست به وجود آمده است.

اگرچه پیامد‌های داخلی انتخابات برزیل موضوعی برای بررسی کارشناسان مسائل بومی است، اما ابعاد بین‌المللی آن از هم‌اکنون به روشنی قابل تشخیص است. مهم‌ترین پیامد خارجی پیروزی راست‌گرایان، لرزه‌ای است که بر پیکره گروه بریکس وارد خواهد آمد. 

این ائتلاف اقتصادی هم‌اکنون نیز از تنش‌های درونی خالی نیست و روابط پیچیده و دشوار میان ایران و امارات تنها نمونه‌ای از این چالش‌هاست. حال، کشوری که نماینده حرف نخست نام این سازمان است و عضویت در آن را همواره منبعی برای اعتبار و پرستیژ بین‌المللی می‌دانست، ممکن است به سمت نیرو‌هایی حرکت کند که علنا نسبت به اصل این پروژه مشکوک و بی‌اعتماد هستند.

ژائیر بولسونارو در دوران ریاست‌جمهوری خود، برزیل را از بریکس خارج نکرد، اما سطح مشارکت کشورش را به حداقل ممکن کاهش داد و بعدتر ابراز تمایل کرد که‌ای کاش از این ائتلاف خارج می‌شد. متحد منطقه‌ای او در آرژانتین، یعنی «خاویر میلی»، حتی قدمی فراتر گذاشت و پس از رسیدن به قدرت در پایان سال ۲۰۲۳، پیوستن برنامه‌ریزی‌شده آرژانتین به بریکس را با وجود دریافت دعوت‌نامه رسمی رد کرد. برهمین اساس، در صورت شکست لولا، برزیل تحت رهبری جدید به احتمال زیاد رویکردی شدیدا آمریکاگراینه و شبیه به ترامپ اتخاذ خواهد کرد.

خصومت آشکار ترامپ با بریکس ناشی از آن است که وی این ائتلاف را الگوی اولیه همان جهانی می‌داند که در آن، آمریکا دیگر بر مسند اقتدار یک‌جانبه‌گرای پس از جنگ سرد ننشسته است. در این میان، شکست لولا می‌تواند برزیل را به مدار واشنگتن نزدیک‌تر کند. اگرچه خروج کامل و رسمی برزیل از بریکس به دامنه فشار‌های کاخ سفید و محاسبات سیاسی دولت جدید بستگی دارد، اما توقف فعالیت‌ها یا کاهش ملموس سطح مشارکت این کشور، سناریویی بسیار محتمل خواهد بود.

این تحولات داخلی در برزیل، گواهی بر شکل‌گیری تغییراتی بس فراگیرتر در عرصه جهانی است. بدین ترتیب، محیط بین‌المللی در حال گذار بوده و نهاد‌ها و مفروضات دیرین، مشروعیت و کارکرد گذشته خود را از دست داده‌اند و این در حالی است که جایگزین‌های جدید یا هنوز در مرحله تکوین قرار دارند یا هنوز متولد نشده‌اند. 

هم‌زمان، نسل سیاسی اداره‌کننده قدرت‌های بزرگ نیز در حال تغییر است و رهبرانی که خود پرورده و میراث‌دار مناسبات سیاسی پس از قرن بیستم بودند، اکنون جای خود را به جریانی می‌دهند که آن میراث تاریخی در نگاهشان روزبه‌روز کم‌رنگ‌تر می‌شود.

با این همه، بازتوزیع بنیادین قدرت در سطح جهان متوقف نخواهد شد. غرب دیگر توان بازگرداندن موقعیت سلطه‌جویانه گذشته خود را ندارد، زیرا یکپارچگی درونی‌اش مخدوش شده است. در مقابل، «جهان شرق» نفوذ خود را بر مناسبات بین‌المللی گسترش می‌دهد و «جهان جنوب» به عرصه اصلی شکل‌گیری نظم نوظهور بدل می‌شود. 

بریکس خود محصول همین جهان در حال تغییر است؛ قالبی که روند حرکت به سوی سیستمی متکثرتر را نشان می‌دهد، هرچند تاریخ مسیر خود را به صورت خطی طی نمی‌کند و ممکن است نهاد‌های آن در این مسیر دچار رکود، تغییر جهت یا تحولات غیرمنتظره شوند.

در نهایت، انتخابات برزیل صرفا یک رقابت منطقه‌ای یا جا‌به‌جایی ساده قدرت در آمریکای لاتین نیست، بلکه ملاکی برای سنجش عیار نظم در حال ظهور جهانی است. اینکه آیا برازیلیا در نهایت مسیر واشنگتن‌محوری را برمی‌گزیند یا پایبندی خود را به هویت کثرت‌گرای بریکس حفظ می‌کند، نه‌تنها آینده سیاسی برزیل و میزان نفوذ آمریکا در نیمکره غربی را روشن خواهد کرد، بلکه نشان خواهد داد نهاد‌های نوظهور تا چه حد توان مقاومت در برابر امواج متلاطم سیاست داخلی اعضای خود را دارند. با این حال، حتی اگر برزیل به سمت افول مشارکت در بریکس حرکت کند، چرخ‌های بازتوزیع قدرت در جهان به حرکت خود ادامه خواهند داد و گذار به نظامی متکثرتر، فارغ از فراز و فرود‌های مقطعی، روندی اجتناب‌ناپذیر و غیرقابل‌بازگشت خواهد بود.

انتهای پیام/ ۴۶۱

∎​