گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد- کسری غفوری: یک دهه پس از برگزیت و انتخاب، اقتصاد جهانی بسیار درهمتنیدهتر از روزهای آغازین این واکنش پوپولیسی است.
حدود یک دهه از اولین پیروزی در انتخابات آمریکا میگذرد و انقلاب پوپلیستی در جهان انگلیسیزبان در آستانه دهسالگی است. جهان دگرگون شده است. خیزش پوپولیستها که از ژوئن ۲۰۱۶ با عصیان بریتانیا علیه نخبگان حامی اتحادیه اروپا و رای به برگزیت آغاز شد، قرار بود ناقوس جهانی مرگشدن را به صدا در آورد.
پیامهای جهانی از جمله افزایش و کاهش کارخانهها، هدف اصلی این جنبش بود و هم بهعنوان عامل بنیادین نارضایتی و موتور اقتصادی محرک این تحولات میشد.
امروز و با گذشت یک دهه، با تضادی تامل برانگیز روبهرو هستیم. انتخابات میاندورهای نوامبر آمریکا نزدیک است و یکی از چهرههای شاخص آن میشود. اما این رقابت سیاسی در شرایطی برگزار می شود که اقتصاد جهانی نسبت به سال ۲۰۱۶ بسیار یکپارچه تر است.
امروز از یک سو با انقلاب هوش مصنوعی کشف میکند که خود را بهشدت وامدار جهانیشدن است. از سوی دیگر، بازارهای اوراق قرضه درگیر انبوه بدهیهای به جامانده از پاندمی هستند. رای آمریکاییها در کوران چنین تحولاتی به صندوق ریخته میشود.
بنابراین با وجود تمام تجارت تجاری، محتملترین چشمانداز اقتصادی بیش از پیش میشود. وابستگی متقابل کشورهای جهان امروز نهتنها پابرجا میماند، بلکه چهبسا ذهنتر نیز میشود.
این نتیجه گیری با تیتر اخبار روزمره همخوانی زیاد ندارد. از جنگهای تجاری آمریکا با کانادا و چین گرفته شده تا جنگ آمریکا علیه ایران، درگیریها در مردم آمریکا و قدرتگرفتن مستمر احزاب ضدمهاج در اروپا، استدلالها برای اثبات فروپاشی یکباره جهانی پررنگاند.
نظم جهانی، قانونمحور و تحت رهبری تکنوکراتهاست که در سال ۲۰۱۶ آماج قرار گرفتن، در بهترین حالت تبدیل به نظر میرسد. با این، تکهتکهشدن فضای سیاسی با آنچه که در حال حاضر در جریان اقتصاد واقعی از زمین تا آسمان متفاوت است.
شان دانان، نویسنده ارشد بلومبرگ و دبیر پیشین بخش تجارت جهانی فایننشال تایمز، در جستار آخر هفته خود استدلال قابل تاملی دارد. او معتقد است اگر از هیاهوی کنونی عبور کنیم، باید تاریخچه جهانیشدن را با نگاهی بلندمدت بسنجیم. در این صورت درمییابیم نیروهایی که جوامع را به سوی یکپارچگی اقتصادی و تبادل کالا و ایده سوق میدهد، همچنان سرزنده و پویاست. این نیرویی است که بیش از دو هزار سال فرازونشیب را تاب آورده است.
تجارت جهانی نیز مسیر طبیعی خود را پیموده و از نظر حجم مطلق رشد کرده است. اما به تعبیر دانان، نکته مهمتری هم در میان است. امروز این زندگی روزافزون دیجیتال و ایجاد بر هوش مصنوعی ماست که مسیر فردا را ترسیم میکند و نویدبخش یکپارچگی بهمراتب عمیقتری در آینده جهان است.
تجارت علمی تسلیم هیاهو نشد
حتی شاخصهای اقتصاد سنتی نیز گواه آناند که جهانیشدن تاب آورده است. تجارت جهانی کالا در ده سال گذشته مقاومت چشمگیری از خود نشان داده است. متقنترین شواهد در این زمینه از گزارش ماهانه ناظر تجارت جهانی به دفتر تحلیل سیاستهای اقتصادی هلند به دست میآید.
بر اساس این گزارش، در ماه ژوئیه، حجم محموله های تجاری در سراسر جهان ۲۵ درصد بیشتر از نوامبر ۲۰۱۶ بوده است. در طول یک دهه گذشته، سرعت رشد این شاخص در دهه پیش از آن نیز فراتر رفته است.
روشن است که تجارت کالاهای تولید شده در دهه گذشته کل اقتصاد جهانی منبسط نشده است و این معناست که تجارت دیگر موتور محرک سابق نیست، اما از فروپاشی نیز خبری نبوده است. سازمان تجارت جهانی بهتازگی پیشبینی کرده است که تجارت در سال ۲۰۲۶ با ثبت رقم ۳.۹ درصد، بار دیگر از رشد ناخالص داخلی جهانی پیشی خواهد گرفت.
در آسیا، اروپا و آمریکای لاتین، مهمترین رویداد اقتصادی این است که حجم آن از چین بسیار فراتر میرود از سال ۲۰۱۶ بازدید و پدیدههایی که شوک دوم چین نامیده میشوند از راه رسیده است. ارزش علمی ماهانه این کشور در ماه ژوئیه، دو برابر رقم ثبتشده در نوامبر ۲۰۱۶بود. خودروها و دوچرخههای الکتریکی چینی در مسیر تسخیر بازارهای جهانی و این اتفاق با توجه به روند بررسی زدایی و پارگی چند اقتصاد جهانی در تضاد است.
در این میان، ایالات متحده نیز بیش از گذشته درگیر تجارت است. با وجود تعرفههای وضعشده در دوران بارداری، آمریکا در هشت ماه نخست سال ۲۰۲۶ با احتساب تورم واقعی، ۵۰۰ میلیارد دلار بیشتر از مدت مشابه در سال ۲۰۱۶ بوده است.
سهم تولید از تولید ناخالص داخلی آمریکا نیز با ثبت رقم بین ۱۱ تا ۱۲ درصد، تقریباً دستنخورده باقی مانده است. این احتمال در بازار سرمایه نیز صدق میکند. دارایی های خارجی در قالب اوراق بهادار آمریکا و همچنین سرمایه گذاری های آمریکایی در دارایی های خارجی، از سال ۲۰۱۶ تاکنون چه به ارزش و چه بهعنوان سهمی از اقتصاد افزایش یافته است. به گفته دانان، امروز ما بیش از یک دهه پیش، با بازارها و سفتهبازیهای ارتباط در ارتباطیم.
ارزش قطعات تولیدی در کالاهای تولیدی سراسر جهان نیز در سطحی چشمگیر باقی مانده است. بر اساس آمارهای سازمان و توسعه اقتصادی، سهم تجارت مرتبط با زنجیره تامین فرامرزی و بهتبع آن قطعات یا خدماتی از تولید ناخالص داخلی جهانی در سال ۲۰۲۴ نسبت به سال ۲۰۱۶ افزایش یافته است.
بسیاری از تعرفههای جدید از آن زمان اجرا میشوند، اما شرکتها میتوانند هزینهها را برای پرداخت هزینهها در نظر بگیرند که بخواهند خطوط تولید خود را به جابهجلو بگذارند. اما تنها یک بازیگر در این عرصه پهناور است.
حتی سرمایه گذاری نیز به سرمایه گذاری متکی است. او به این موضوع پیوست که دولتهای خارجی و شرکتهای خصوصی داخلی و خارجی، بیش از ۲۰ میلیون دلار در آمریکا در دوره دوم ریاستجمهوری سرمایهگذاری کردند. رقمی که ردیاب کاخ سفید خود آن را ۱۱.۲ تریلیون دلار میکند. او حتی با احداث کارخانههای خودروسازان چینی در خاک آمریکا نیز همراهی نشان داده است و این مکان در پذیرش جهانی است که در سال ۲۰۱۶ بسیار دور از ذهن به نظر میرسد.
جاده ابریشم نوین در تخت دیجیتال
با این همه، همه این موارد به اقتصاد سنتی بازمیگرداند. به باور دانان، داستان اصلی این است که همگرایی ما بهشکلی فزاینده رنگوبوی دیجیتال به خود گرفته شده است. گستره توجه ما جهانی شده و بهزودی هوش و حافظه ما نیز از این روند تبعیت خواهد کرد. فقط این گوشی هوشمند نیست که در دست تولید جهانی است، بلکه دیتاسنترهای عظیمی است که برای پاسخگویی به سیریناپذیر پردازش هوش مصنوعی ساخته میشود، همچنین به تراشهها و قطعاتی از چهارگوشه جهان و انتقال اطلاعات ترافیکی از مرزهای وابستهاند.
بر اساس گزارش ارتباطات بینالمللی، از سال ۲۰۱۶، تعداد کاربران اینترنت در سراسر جهان دو برابر و از مرز ۶ میلیون نفر گذشته است. این نهاد آمار ترافیک پهنبند را تنها از سال ۲۰۱۹ منتشر کرد، اما از آن زمان تردد در پهنهبند ثابت و سیار تقریباً چهار برابر شده و در پایان سال ۲۰۲۵ به حدود ۸۸۰۰ آگزازابایت رسیده است.
زیرساختهای این تجارت دیجیتال با گستردگی بیشتر در حال توزیعاند و دیتاسنترها نقش بندرهای جدید، سرورها نقش کانتینرهای باربری و کابلهای زیردریایی نقش جادههای ابریشم نوین را ایفا میکنند.
روزگاری گفته میشد ۷۰ درصد از ترافیک اینترنت جهانی ویرجینیای شمالی از میکند. گزارش رقمی دقیقتر چیزی در حدود ۲۰صد است. این عدد هنوز هم بالاست، اما اگر در لندن، سیدنی یا کوالالامپور باشید، جستوجوهای آنلاین شما بهاحتمال قوی در همان حوالی پردازش میشود.
از یک زاویه، این پدیده را میتوان بهمعنای تکهتکهشدن و از دسترفتن آمریکا بر گلوگاههای ارزشمند اینترنتی تعبیر کرد، اما از نگاه دانان، همین موضوع نشاندهنده گسترش و توسعه ستونهای فقرات همگرایی دیجیتال ما نیز هست.
البته این روند سویه تاریکی هم دارد. دارک وب یا همان وب تاریک بهعنوان یک بازار ویرانشهری بر رمزارزها برای فروش همهچیز از رمزهای عبور مخفی گرفتهشده تا کالاهای ممنوعه، در دهه گذشته، بزرگترین کشف شده است. شبکههای سازمانیافته کلاهبرداری اینترنتی در آسیایشرقی نیز وضعیتی مشابه دارند و عملا به یک ساختار صنعتی تمامعیار تبدیل شده و جهانی میشود.
پیروزی قدرت نرم بر حصارهای ملی
با این حال، نمونههای روشنتر و مثبتتری نیز به چشم میخورد. دهه پیش، این ایده است که یک شبکه اجتماعی تحت مالکیت چین مانند تیکتاک فرهنگ آمریکایی را شکل میدهد، یک ملی ملی و دلهآور تلقی میشد. اما این پلتفرم با وجود تلاشهای پیگیرانه کنگره آمریکا برای ممنوعیت آن پابرجا مانده و اکنون با ایجاد طبقه متوسط مختص به خود، بخشی از اقتصاد تولید محتوا را میدهد.
مفاهیمی مانند همهجانبه چین اکنون به واقعی روزمره بدل شدهاند. پسری در روستایی در ایرلند که یک کسبوکار کوچک فروش تخممرغ در کنار جاده میاندازد و درباره آن در اینترنت تولید محتوای میکند، مخاطبان واقعی آنسوی مرزها را بهسوی خود جلب میکند.
دانان روایت می کند که چندی پیش در ضیافتی در واشنگتن، پای صحبت های سخنرانی نشسته بود که از نالیسم احیا شده بود که آمریکایی تمجید و از بریتانیایی ضعیف شده بود انتقاد می کرد. تنها چیزی که در میان صحبتهای او در ذهن دانان تداعی میشد، سیل ویدیوهایی بود که در آن هفته از رقص و پایکوبی هواداران تیم فوتبال آرسنال پس از قهرمانی در لیگ برتر در خیابانهای مکانهایی مانند دیدن بود.
گاهی اوقات در ارزیابی قدرت نرمافزار غراق میشود و این موضوع در مورد تأثیر ورزش دوچندان است، اما چه کسی است که قدرت جهانی آرسنال یا هر باشگاه بریتانیایی را نداشته باشد؟
لیگ برتر انگلیس امروز حتی بیش از یک بار که بریتانیاییها به برگزیده رای میدهند، به مالکان، سرمایههای خارجی و مملو از تیمهای جذب کننده وابسته است. در واقع بزرگترین معضل این لیگ گذشته از آسیبهای مالی برخی از تیمها این است که آنقدر در سطح جهانی محبوب شدهاند که هواداران بومی نگراناند از این فضای فرهنگی بیرون رانده میشوند.
پارادوکس خیابان در میدان هوش مصنوعی
در هیچ حوزهای از سازگاری روشهای جهانی، بارزتر از حوزه هوش مصنوعی نیست. رونق عظیم سرمایهگذاری فعلی است که به محاسبه اقتصاددانان گسترهای فراتر از توسعه شبکه راهآهن آمریکا در قرن نوزدهم خواهد داشت، بهشدت به قطعات وارداتی متکی است و نقطه آغاز آن تراشهها و سرورهای گرانقیمتی است که شاهرگ حیاتی دیتاسنترها میشوند.
حتی در شرایطی که تعرفه واردات در سایر بخشها را افزایش میدهد، این تراشهها و سرورها را از تیغ مالیاتهای وارداتی مصون نگه میدارد.
این رونق زیرساختی و کشف تنها ماجرای هوش مصنوعی است. پژوهشگران مؤسسه هور در دانشگاه استنفورد بهتازگی در گزارشی اعلام کردند که تنها نیمی از دانشگاهیان در نگارش مقالات پایهای مدلهای دیپسیک چین مشارکت داشتهاند، به موسسات چینی وابسته بودهاند.
از میان ۳۵۶ نویسنده در این پژوهش شناسایی شده است، ۸ نفر مدتی را در دانشگاههای آمریکا گذراندند که تنها ۱۱ نفر از آنها به ۱۱۹ سال میرسیدند.
این وابستگی اما فراتر از مرزهای پژوهشی میرود. بنیاد کارنگی ماه گذشته میلادی یعنی سپتامبر در گزارشی فاش که دانشگاههای چین اکنون پیشگام تربیت برترین پژوهشگران هوش مصنوعی در جهان هستند. با این حال، آمریکا پس از ورود این نخبگان به بازار کار، هدف اصلی آنهاست. حقیقت آن است که شرکتهای فعال در حوزه هوش مصنوعی در آمریکا به مهندسان خارجی وابسته و مهاجران در دوسوم بنیانگذاران استارتآپهای پیشرو در این حوزه در ایالات متحده آمریکا میدهند.
وقتی پای دادهها در میان باشد، مرزهای ملی بسیار نفوذ میکنند از آن چیزی که میکنند سیاستگذاران میپندارند. در دوران ریاستجمهوری جو بایدن، آمریکای کنترلهای موجود در سختگیرانههای روی تراشههای پیشرفته هوش مصنوعی، مانع از دسترسی شرکتهای چینی به این قطعات برای توسعه مدلهایشان شود.
با این وجود، گزارشها حاکی از آنها است که شرکتهای چینی با اجاره ابری به تراشهها در موارد مشابه مالزی، این محدودیتها را دور زدهاند.
این به فراسوی مرزهای الگوهای مصنوعی نیز بسط مییابد و به نوشته دانان، ما در حال تبادل روزافزون ایدهها هستیم. دادههای سازمان همکاری و توسعه اقتصادی نشان میدهد که تعداد مقالات دانشگاهی منتشر شده با مشارکت پژوهشگران موسسات مختلف، در یک دهه گذشته نهتنها کاهش یافته است، بلکه رشد قابلتوجهی را نیز تجربه کرده است.
حتی نهادهای مذهبی نیز بهطور فزایندهای به استعدادها و پیروان جهانی اتکا دارند. دانان در تابستان ۲۰۲۴ دیداری با یک کاتولیک در حومه پیتسبورگ داشت که تلاشهایش را نهتنها برای اسکان پناهجویان مردمی، بلکه برای آوردن کششهایی از نیجریه و فیلیپین برای اداره کلیساهای روستایی اشریح میکرد. اسقفنشین او در قلب پایگاه حامیان قرار داشت، اما او بدون هیچ تردیدی به کششهای مهاجران تکیه کرده بود.
افسانه مرگ جهانیشدن
سخن از مرگ جهانی شدن حرف تازهای نیست. پس از بحران مالی جهانی نیز این ایده قوت گرفت. دلیلش هم مشخص بود. سرعت تجارت نسبت به دوران رونق پیش از سال ۲۰۰۸ بود و همین موضوع به باور افول جهانیشدن دامن میزد. اما درست در دل همان بحران، شکلهای تازهای از ارتباطات جوان میزد. اعلام مرگ جهانی شدن در آن زمان، یک خطر داشت. این کار میتوانست چشمها را بر الگوهای نوظهوریببندد که تازه درحال جان گرفتن بودند.
نیروهای اقتصادی از نظر اقتصادی و ماندگاری بالا میتوانند و اعمال سیاستگذاران برای شکلدهی به قدرت بیکرانی مانند اقتصاد جهانی بسیار محدود است. از شرکتهای سودمحور گرفته تا مصرفکنندگان، بازیگران بیشماری در این صحنه حضور دارند که به بند کشیدن تمامی آنها ناممکن است.
جهان در یک دهه گذشته دستخوش دگرگونیهای بسیار زیاد شده و تغییرات شگرفتری نیز در راه است. یک پاندمی بیسابقه معادلات اقتصادی را زیر و رو کرد، قدرتها در حال ظهور و افولاند، عصر دلهرهآور مشکلات و گستهای فناوری آغاز شده، بافت جمعیتی در تغییر شکل اقتصادهاست و تغییر اقلیمی در حال تلفات و خلق مخاطرات جدید است. جنگها نیز نهتنها بر زندگی درگیران نبرد، که برای دسترسی به جهان به منابع سایه افکندهاند.
با تمام این اوصاف، به باور شأن دانان، نویسنده ارشد بلومبرگ، یک دهه پس از قدرتگرفتن پوپولیستهایی که ادعای ارجحیت از هر چیز دیگری را دارند، ما بیش از هر زمان دیگری در تاریخ به پیوند و وابستهایم. جهانیشدن نهتنها زنده است، بلکه چه بخواهیم و چه نخواهیم، همچنان به پیشروی خود ادامه میدهد./