به گزارش خبرگزاری ایمنا، هنر برای فاطمه فیضی از کلاس درس آغاز میشود، اما به دیوارهای کلاس محدود نمیماند، او که سالها در حوزه گرافیک و عکاسی تدریس کرده و خود نیز در زمینه نقاشی و عکاسی فعالیت دارد، باور دارد آموزش هنر زمانی به نتیجه میرسد که هنرجو بتواند آموختههایش را به اثری مستقل تبدیل کند و فرصت رویارویی با مخاطب را به دست آورد؛ فرصتی که برای بسیاری از هنرجویان جوان، نخستین قدم جدی در مسیر حرفهایشدن است.
فیضی که شیرازیالاصل و ساکن اصفهان بوده، مسیر زندگی خود را در پیوند با هنر، آموزش و خانواده دنبال کرده است. قصه زندگی او همچون بسیاری از خانوادههایی که از شهری به شهر دیگر مهاجرت کردهاند، با خاطرهها و دلبستگیهایی گره خورده است؛ با این تفاوت که بخشی از هویت خانوادگی او با ایثار پدری پیوند دارد که سالها پیش به اصفهان مهاجرت کرد و در کارخانه ذوبآهن مشغول به کار شد.
پدر فاطمه داوطلبانه و در قامت نیروی بسیجی راهی جبهه شد و در سومین اعزام خود در عملیات کربلای ۵ به شهادت رسید. پنج فرزند از او به یادگار ماندند و فاطمه یکی از آنهاست؛ دختری که سالها بعد، مسیر زندگیاش را در جهان رنگها، تصویرها و تربیت هنرجویان ادامه داد.
او بعدها با هنرمندی دیگر ازدواج کرد و حاصل این زندگی، دختری است که خود نیز در دنیای هنر فعالیت دارد و در حوزه انیمیشن مشغول است، هنر در این خانواده تنها به یک نسل محدود نمانده و در مسیر زندگی مادر و دختر، شکلها و بیانهای متفاوتی پیدا کرده است.

هنر؛ فراتر از یادگیری تکنیک
فیضی که در دانشگاه فرهنگیان، دانشگاه هنر و هنرستانها در حوزه گرافیک و عکاسی تدریس میکند، آموزش هنر را فرایندی فراتر از انتقال تکنیکها و مهارتها میداند. از نگاه او، هنرجو باید فرصت داشته باشد آنچه را آموخته با تجربه و نگاه شخصی خود ترکیب کند و به زبانی مستقل برای بیان احساس و اندیشهاش برسد.
وی درباره سومین نمایشگاه گروهی هنرهای تجسمی که کیوریتوری آن را بر عهده داشته است، به خبرنگار ایمنا میگوید: «برای من، آموزش هنر هیچگاه تنها انتقال مجموعهای از تکنیکها و مهارتها نبوده است. باور دارم هنر زمانی معنا پیدا میکند که هنرجو بتواند آنچه آموخته است، با نگاه و زبان شخصی خود به اثری قابل ارائه تبدیل کند و در فضایی حرفهای با مخاطب به اشتراک بگذارد.»
این نگاه، دلیل اصلی تلاش او برای برگزاری نمایشگاههای گروهی و فراهمکردن فرصت حضور هنرجویان در فضای حرفهای هنر است.
فیضی معتقد است اثر هنری تنها محصول نهایی نیست؛ پشت هر اثر، ساعتها تمرین، تجربه، آزمونوخطا، جستوجوی ایده و تلاش برای یافتن شیوهای شخصی از بیان قرار دارد.
به باور وی، مدرس هنر تنها مسئول آموزشدادن نیست؛ باید شرایطی فراهم کند که هنرجو خودش را کشف کند، اعتمادبهنفس بیشتری به دست آورد و بهجای تکرار آموختههای دیگران، مسیر خلاقانه خود را بسازد.
وقتی کلاس درس به گالری میرسد
سومین نمایشگاه گروهی هنرهای تجسمی با کیوریتوری فاطمه فیضی، دهم مهر سالجاری در گالری آرین هنر معاصر اصفهان افتتاح شد؛ رویدادی که حاصل تلاش دانشآموزان و دانشجویانی بود که آثارشان را در قالب یک نمایشگاه حرفهای پیش روی مخاطبان قرار دادند.
این نمایشگاه تنها به هنرمندان اصفهانی محدود نبود و هنرمندانی از شهرهای دیگری همچون تهران، ایلام و بابل نیز در آن حضور داشتند؛ حضوری که به این رویداد، رنگوبویی فراتر از یک تجربه آموزشی محلی بخشید.
برای فیضی، کنار هم قرارگرفتن آثار هنرجویان، فرصتی برای نمایش تفاوت نگاهها و تجربههاست. هر اثر، جهان ذهنی هنرمندی را بازتاب میدهد که تلاش کرده است پیرامون خود را به شیوهای متفاوت ببیند و آن را در قالب تصویر، رنگ و فرم بازآفرینی کند.
وی درباره این رویداد تأکید میکند: یکی از مهمترین اهدافش از برگزاری چنین نمایشگاههایی، فراهمکردن امکان دیدهشدن استعدادهای جوان است؛ زیرا هنرجو زمانی با انگیزه و اطمینان بیشتری مسیر هنری خود را ادامه میدهد که نتیجه تلاشش را در فضایی واقعی ببیند، درباره اثرش با مخاطبان گفتوگو کند و بازخورد بگیرد.
فیضی در این مسیر، تنها به برگزاری یک رویداد بسنده نمیکند. او میکوشد میان آموزش و تجربه عملی پیوند برقرار کند؛ پیوندی که به هنرجو نشان میدهد مسیر هنر، تنها با آموختن در کلاس و انجام تمرینها به پایان نمیرسد و برای رشد به تجربه، ارتباط با مخاطب و حضور در عرصه حرفهای نیز نیاز دارد.

از اصفهان تا گالریهای ایران و جهان
فعالیتهای هنری فیضی به کلاسهای درس و نمایشگاههای گروهی محدود نیست. او در سالهای فعالیت خود، نمایشگاههایی در شهرهای مختلف ایران و همچنین در کشورهای ایتالیا و ترکیه برگزار کرده است؛ تجربههایی که در کنار تدریس، زمینهای برای ادامه فعالیت حرفهای او در حوزه هنرهای تجسمی فراهم کردهاند.
زادگاه او شیراز است؛ شهری که شعر و هنر در حافظه فرهنگی آن جایگاهی ویژه دارد. بااینحال، اصفهان امروز بستر اصلی زندگی و فعالیت اوست؛ شهری که معماری، نقاشی، صنایعدستی و پیشینه هنری آن همواره ظرفیت الهامبخشی برای هنرمندان داشته است.
فیضی میگوید: زندگی و فعالیت در این دو بستر فرهنگی، بیش از پیش به او آموخته است که هنر میتواند میان گذشته و امروز، استاد و شاگرد و نسلهای مختلف پیوند برقرار کند.
در همین نگاه، نمایشگاه گروهی نیز تنها مجموعهای از آثار نیست؛ فرصتی است برای کنار هم نشستن تجربهها، دیدگاهها و نسلهایی که هرکدام با زبان خود، بخشی از جهان پیرامون را روایت میکنند.
معلمی که میخواهد امید را به تصویر بکشد
در میان فعالیتهای هنری و آموزشی فاطمه فیضی، یک دغدغه پررنگ دیده میشود؛ اینکه او میخواهد هنرجویانش نتیجه تلاش خود را ببینند، به تواناییهایشان اعتماد کنند و با انگیزه بیشتری مسیر هنر را ادامه دهند.
برای او، برگزاری نمایشگاه فرصتی است تا هنرجو از فضای امن کلاس فاصله بگیرد و با تجربهای تازه روبهرو شود؛ تجربه ایستادن در کنار اثر خود، شنیدن نظر مخاطبان و درک این موضوع که آنچه خلق کرده، میتواند با دیگران ارتباط برقرار کند.
این نگاه، ریشه در تصویری دارد که فیضی از زندگی و هنر در ذهن دارد. او زندگی را رنگی میبیند، به زیستن علاقهمند است و میخواهد امید، نشاط و سرزندگی را نیز به هنرجویانش منتقل کند تا آنها هم جهان را تنها از دریچه دشواریها نبینند و بتوانند زیباییهای آن را کشف کنند.
در چنین رویکردی، آموزش هنر فقط به یادگیری ترکیببندی، شناخت رنگ، تکنیک عکاسی یا مهارتهای گرافیکی خلاصه نمیشود. هنرجو میآموزد دقیقتر نگاه کند، تجربههای شخصی خود را جدی بگیرد و از دل مشاهدههای روزمره، به ایدهای برای خلق اثر برسد.

آغاز راهی که به فردا میرسد
تجربه برگزاری سومین نمایشگاه گروهی هنرهای تجسمی برای فیضی، پایان یک دوره آموزشی نیست؛ بخشی از مسیری است که میخواهد آن را برای هنرجویانش ادامه دهد.
وی میگوید: امیدوارم این رویداد، آغاز راهی تازه برای جوانانی باشد که آثارشان را به دیوار گالری سپردهاند و میتوانند در آینده بخشی از جریان هنر معاصر ایران باشند.
این رویکرد در برنامههای پیش روی او نیز ادامه دارد و قرار است نمایشگاه گروهی دیگری هفته جاری در گالری تماشا برگزار شود؛ فرصتی دیگر برای دیدهشدن آثار و تجربه حضور هنرمندان جوان در فضای نمایشگاهی.
به گزارش ایمنا، فاطمه فیضی در مقام هنرمند و مدرس تلاش میکند همین فرصت را برای هنرجویانش فراهم کند؛ فرصتی برای یافتن زبان شخصی، عبور از تردیدهای آغاز راه و دیدن جهان از پنجرهای تازه. در نگاه او، هنر زمانی زنده میماند که از نسلی به نسل دیگر منتقل شود، اما در هر نسل، شکل و صدای تازهای پیدا کند.