شناسهٔ خبر: 80050961 - سرویس ورزشی
نسخه قابل چاپ منبع: جام‌جم آنلاین | لینک خبر

آسانی، آزمون شفافیت فدراسیون فوتبال

پرونده یاسر آسانی حالا فراتر از یک اختلاف قراردادی ساده است و به موضوعی تبدیل شده که می‌تواند تبعات حقوقی و انضباطی مهمی برای استقلال داشته باشد. ابهام درباره فسخ قرارداد این بازیکن، وضعیت ثبت او در سازمان لیگ، مکاتبات احتمالی با فیفا و حساسیت کنفدراسیون فوتبال آسیا، پرسش‌هایی ایجاد کرده که پاسخ آنها نه در مصاحبه‌های مدیران، بلکه در اسناد رسمی و مقررات فوتبال نهفته است. پرونده یاسر آسانی حالا فراتر از یک اختلاف قراردادی ساده است و به موضوعی تبدیل شده که می‌تواند تبعات حقوقی و انضباطی مهمی برای استقلال داشته باشد. ابهام دربار...

صاحب‌خبر -
نخستین موضوع، ادعای فسخ قرارداد آسانی است. بر اساس اطلاعات مطرح‌شده، نامه‌ای با عنوان  «Notice of Termination due to Outstanding Payables» به خاتمه قرارداد به دلیل مطالبات پرداخت‌نشده اشاره دارد. در این نامه ظاهراً به ماده ۱۴ مکرر مقررات وضعیت و انتقال بازیکنان فیفا استناد شده است؛ ماده‌ای که تحت شرایط مشخص، امکان فسخ قرارداد به دلیل تأخیر در پرداخت مطالبات را پیش‌بینی می‌کند.

مطابق این ماده، در حالت معمول، تأخیر در پرداخت دست‌کم دو ماه حقوق و رعایت تشریفات اخطار کتبی و اعطای مهلت حداقل ۱۵روزه برای تسویه، از شرایط مهم ایجاد حق فسخ محسوب می‌شود. البته مفاد قرارداد، ماهیت مطالبات و مقررات قابل اعمال نیز باید بررسی شوند. بنابراین صرف ارسال نامه فسخ، به معنای اثبات اعتبار حقوقی آن نیست. باید مشخص شود آسانی چه زمانی اخطار داده، چه مطالباتی داشته، آیا فرصت قانونی برای پرداخت فراهم شده و باشگاه چه پاسخی ارائه کرده است.

موضوع دوم، ثبت بازیکن در سامانه سازمان لیگ است. حتی اگر نام آسانی به‌صورت رسمی ثبت شده باشد، این اقدام اداری لزوماً اختلاف مربوط به اعتبار فسخ را حل نمی‌کند. از سوی دیگر، ادعای فسخ نیز به‌تنهایی به معنای بی‌اعتباری خودکار ثبت بازیکن نیست. اعتبار قرارداد، وضعیت ثبت و مجوز حضور در مسابقه، سه موضوع مرتبط اما از نظر حقوقی متفاوت‌اند.

همین مسئله درباره احتمال تغییر نتیجه مسابقه اهمیت پیدا می‌کند. اگر در نهایت تخلفی درباره استفاده از بازیکن احراز شود، نوع مجازات به مقررات مسابقات، شرایط احراز صلاحیت بازیکن و تصمیم مرجع صالح بستگی دارد. بنابراین اعلام قطعی نتیجه سه بر صفر، بدون رسیدگی حقوقی، شتاب‌زده است؛ هرچند در صورت احراز تخلف مشمول مقررات مربوط، نمی‌توان احتمال چنین پیامدی را کاملاً منتفی دانست.

اما بخش حساس‌تر ماجرا به مکاتبات استقلال، فدراسیون فوتبال، فیفا و کنفدراسیون فوتبال آسیا مربوط می‌شود. اگر فدراسیون از فیفا استعلام کرده، باید روشن شود موضوع استعلام دقیقاً چه بوده است؛ اعتبار فسخ، وضعیت ثبت یا مجاز بودن حضور بازیکن؟
از نظر حقوقی، میان یک استعلام اداری، پاسخ مشورتی و رأی الزام‌آور مرجع قضایی تفاوت اساسی وجود دارد. حتی دریافت پاسخ از فیفا نیز لزوماً به معنای صدور حکم قطعی درباره تمام ابعاد پرونده نیست.

اگر باشگاه استقلال مدعی دریافت پاسخ روشن از فیفاست، چرا متن کامل مکاتبات، با رعایت محرمانگی‌های قانونی، منتشر نمی‌شود؟ انتشار گزینشی یک جمله از پاسخ احتمالی نمی‌تواند جایگزین بررسی کامل اسناد باشد؛ همان‌طور که منتشر نشدن نامه نیز به‌تنهایی دلیل نبودن آن نیست.

اظهارات علی تاجرنیا نیز ابهام دیگری ایجاد کرده است. وقتی مدیر استقلال از فسخ قرارداد بازیکن سخن می‌گوید، باید پرسید آیا صرفاً وقوع اعلام فسخ را تأیید می‌کند یا اعتبار حقوقی آن را نیز پذیرفته است؟ این دو مفهوم کاملاً متفاوت‌اند و آثار حقوقی یکسانی ندارند.

در چنین شرایطی، مسئولیت فدراسیون فوتبال سنگین‌تر است. از رئیس فدراسیون انتظار می‌رود برای جلوگیری از هرگونه شائبه درباره نحوه رسیدگی به این پرونده، مکاتبات غیرمحرمانه، تاریخ استعلام‌ها، ماهیت پاسخ‌های دریافتی و حدود اختیارات مراجع تصمیم‌گیرنده را به‌صورت شفاف منتشر کند.

استقلال نیز باید به‌جای اتکا به موضع‌گیری‌های رسانه‌ای، مستندات حقوقی خود را ارائه دهد. افکار عمومی حق دارد بداند آیا پرونده صرفاً در مرحله استعلام قرار دارد یا تصمیمی رسمی از سوی مرجع صالح اتخاذ شده است.

در نهایت، نه ادعای فسخ به‌تنهایی اثبات‌کننده غیرمجاز بودن حضور آسانی است و نه ثبت داخلی، تضمینی برای صحت تمام مراحل حقوقی محسوب می‌شود. تعیین تکلیف پرونده به اسناد معتبر، مقررات قابل اعمال و رأی مرجع صالح وابسته است.

پرسش اصلی همچنان پابرجاست: چه نامه‌ای، در چه تاریخی، از سوی کدام مرجع صادر شده و دقیقاً چه چیزی را اثبات می‌کند؟ تا زمانی که پاسخ مستند این پرسش روشن نشود، پرونده آسانی همچنان زیر سایه ابهام باقی خواهد ماند.
∎​