به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابط عمومی مجتمع فرهنگی طالقانی و زمانه ما؛ نشست معرفی و نقد کتاب «آموزش در پاورقی»، بعدازظهر روز دوشنبه ۱۳ مهر در مجتمع فرهنگی آیتالله طالقانی با حضور فاطمه مقدسی، نویسنده کتاب برگزار شد. این نشست به بهانه معرفی کتاب آموزش در پاورقی و با هدف نگاه تحلیلی بر خصوصیسازی پیشرونده آموزش عمومی در ایران انجام شد و مدیریت آن برعهده مهدی سلیمانیه، جامعهشناس و استاد دانشگاه بود.

این کتاب با نگاهی تحلیلی و انتقادی به بررسی روند خصوصیسازی آموزش عمومی در ایران پرداخته و نشان میدهد که سیاست چطور نئولیبرالی، ساختار و کیفیت آموزش را تحت تاثیر قرار داده است.
تحلیل سیاستهای خصوصیسازی و پیامدهای آن در نظام آموزشی، بررسی نقش نهادهای دولتی، بازار و بخش خصوصی، مقایسه تجربیات جهانی و وضعیت ایران، تاثیر خصوصیسازی بر کیفیت، عدالت آموزشی و دسترسی برابر و همچنین ارائه راهکارهایی برای بهبود وضعیت موجود محورهای اصلی این کتاب است.
مهدی سلیمانیه در آغاز نشست توضیح داد که یکی از نمودهای تاثیر پولی کردن آموزش یا به تعبیری خصوصیسازی آن، نتایج کنکور در سالهای اخیر است؛ به طوری که امسال از میان همه رتبههای برتر کنکور تنها یک نفر در مدرسه دولتی تحصیل کرده است. وضعیتی که هر سال بدتر شده و امروز میتوان مدعی شد دولتهای مختلف علی رغم تمام تفاوتهای سیاسی و اقتصادی یک اشتراک داشتهاند و آن پولی کردن آموزش بوده تا هر سال مسئولیت دولت در این حوزه کاهش پیدا کند، تصمیمی که نتیجه آن شده به هر میزان پول در اختیار دارید، کیفیت آموزشی دریافت میکنید.سلیمانیه همچنین تاکید کرد کتاب آموزش در پاورقی که رساله دکتری فاطمه مقدسی بوده ، یکی از با کیفیتترین پژوهشهایی است که فاجعه خصوصیسازی آموزش در ۵۰ سال گذشته ایران را به خوبی ترسیم کرده است.
پس از آن فاطمه مقدسی در مقدمه سخنانش مطرح کرد که زمان انجام این پژوهش دغدغه ما به حاشیه رفتن نهاد آموزش و روند تاریخی آن بوده است اما اخیرا از به حاشیه رانده شدن و غیاب نهاد مدرسه صحبت کرد چرا که از همهگیری کرونا به این سو وضعیت نهاد مدرسه به گونهای شده که امروز با چالشی فراتر از پاورقی شدن آموزش مواجه هستیم و این نهاد دیگر اختیاری برای پایداری خود ندارد. مقدسی کرونا، ناترازی انرژی و پس از آن وقوع دو جنگ اخیر را به عنوان چالشهایی مطرح کرد که باعث بسته شدن در مدارس شد و اساسا ظهور و بروز مدرسه با با مشکل مواجه کرده است.آموزش؛ دولت یا مردم؟
نویسنده کتاب در بخش بعدی ارائه کتاب «آموزش در پاورقی» به دو رویکرد در قبال آموزش اشاره کرد و توضیح داد که یک رویکرد معتقد است که آموزش حوزه سرمایهگذاری دولت است. منطق اقتصادی این رویکرد این است که آموزش، منافع اجتماعی برای دولت محقق میکند که از جمله آنها، ساخت شهروند دموکراتیک، تحقق برابری و شکلگیری مردم به مثابه ملت خواهد بود. با این نگاه دولت باید در حوزه آموزش سرمایهگذاری کند. اما رویکرد دوم که مقدسی در مورد آن توضیح داد بر روی اهداف فردی آموزش تمرکز دارد. به این معنا که آموزش بیش از آنکه اهداف اجتماعی را محقق کند باید اهداف فردی را تحقق بخشد. در واقع خانوادهها به طور طبیعی فرزندانشان را برای آینده آماده میکنند که این آمادگی خصوصا برای حضور در عرصه اقتصادی از مسیر آموزش اتفاق میافتد. این رویکرد که اهداف فردی را در آموزش پررنگتر میداند، سرمایهگذاری رقابتی در این حوزه را شکل میدهد و از دل این سرمایهگذاری رقابتی است که کنکور و آزمونهای استاندارد و به بیانی کلیتر خصوصیسازی آموزش بیرون میآید.
مقدسی توضیح داد که اگر ۳ ضلع دولت، بازار و خانواده را در نظر بگیریم، خصوصیسازی یا بازاری سازی آموزش را باید در منطق دولت نسبت به آموزش جست و جو کرد. اما باید در این کنکاش توجه داشت که الزاما وقتی بازار خودش را توسعه میدهد، الزاما خصوصیسازی رخ نداده بلکه هر جا دولت از مسئولیتش در قبال حوزه آموزش عمومی عقبنشینی میکند تا بازار توسعه پیدا کند به تعبیری کلان، خصوصیسازی آموزش اتفاق خواهد افتاد.
به گفته نویسنده کتاب، حاکمیت یا امر آموزش را تامین مالی میکند یا مالکیت داراییها و اموال در این حوزه را برعهده دارد یا ارائه کننده و اداره کننده آموزش است. به هر روی دولت از کدام از این اضلاع عقب نشینی کند، خصوصیسازی رخ میدهد. او در ادامه به مفهوم خصوصیسازی پنهان آموزش نیز اشاره و رتبهبندی معلمان در سالهای اخیر را نشات گرفته از همین مفهوم توصیف کرد. این در حالی است که بسیاری از پژوهشگران حوزه آموزش بر این باورند که ما در این حوزه با انسان مواجه هستیم و نمیتوانیم تنها از منطق بازار پیروی کنیم. بنابراین دولت امروز باید در موضوع آموزش مرزهای مشخصی با منطق بازار داشته باشد و اهداف عمومی آموزش را بازخوانی کند.

خصوصیسازی از درون و بیرون
فاطمه مقدسی در ادامه ارائه کتاب به گونهشناسی آموزش در ایران نیز به عنوان یکی از فصلهای این پژوهش پرداخت. او تشریح کرد که خصوصی سازی از درون منطق بازار را بر نهاد آموزش حاکم میکند و خصوصی سازی از بیرون ارکان آموزش را به بازار واگذار میکند.
او سپس به سیر شکل گرفته در مدارس ایران اشاره کرد و توضیح داد که در دهه ۵۰ به دلیل فوران درآمد نفتی، آموزش عمومی به شکل مطلوبی در حال شکل گرفتن بود و حتی ظهور پیش دبستانیهای دولتی از این دهه آغاز شد اما به مرور و به دلیل مشکلات درآمدی اساسا آموزش عمومی و دولتی به کودکان پیش از ورود به مدرسه به محاق رفت.
بر اساس دادههای این پژوهش سهم بودجه آموزش هیچ وقت کمتر از ۱۰ درصد نبوده و حتی در دوران جنگ نیز دولت تلاش کرد بودجه آموزش را حفظ کند. در دوره سازندگی برخلاف تصور عمومی گرچه آموزش به سمت خصوصیسازی در حرکت بود اما ریلگذاریهای کاملا حدی در حوزه آموزش عمومی نیز اتفاق افتاد. توسعه امر «تربیت معلم» و اساسا سرمایهگذاری بر روی نیروی انسانی در این حوزه ، در این دوران شکل گرفت و سهم بودجه آموزش نزدیک به ۲۰ درصد شد. در این حال خصوصیسازی و شبه بازاری شدن مدارس نیز در همین زمان آرام آرام آغاز شد. او در خلال این روند به تجمعی در سال ۱۳۷۲ اشاره کرد که از سوی خانوادهها شکل گرفت نیز اشاره کرد و توضیح داد که در آن زمان گروهی از خانوادهها خواستار استقرار مدارس نمونه دولتی شدند. در واقع بعد از جنگ شرایطی ایجاد شده بود که این نیاز در خانوادههای طبقه متوسط شکل گرفت که به سطح بهتری از آموزش نیاز دارند و این موضوع و شرایط پس از جنگ باعث تن دادن به قرار گرفتن در مسیر خصوصی سازی آموزش منجر شد. از این پس بود که منطق جدیدی بر مدارس حاکم و دریافت مبالغی برای برگزاری کلاسهای آموزش فوق العاده به مرور عادی سازی و از سال ۷۶ مصوب شد. همچنین در ادامه این روند اشکال مختلفی از مدارس شکل گرفت مثل مدارس هیات امنایی که در دولت دوم خاتمی و با این منطق که خانوادهها بتوانند مشارکت داشته باشند، روی کار آمد. پس از آن هم به مرور روشهایی برای غربالگری دانش آموزان ایجاد شد تا مدارس در رقابت با یکدیگر بتوانند، عنوان «موفقتر» را به خود اختصاص دهند. توسعه مدارس سمپاد نیز با همین رویکرد اتفاق افتاد.
بر اساس آنچه فاطمه مقدسی در نشست مذکور توضیح داد به موازات این تغییرات، تغییرات بودجهای نیز در آموزش اعمال شد و هر سال سهم کمتری به آن اختصاص یافت. تا آنجا که امروز شاید تنها ۵-۶ درصد از مدارس کاملا دولتی هستند و اگر کمکهای مالی دریافت نکنند حتی در پرداخت قبوض آب و برق و گاز هم با مشکل مواجه هستند.
همچنین در این پژوهش توضیح داده شده که نیمه دوم دهه ۸۹ و در دوره دوم دولت خاتمی با افت شدید سهم آموزش از کیک بودجه مواجه هستیم که تنها به دلیل کاهش جمعیت دانش آموزی نیست بلکه ریشه در قانون خدمات کشوری دارد. در این دوره شاهد کوچک سازی دولت و در پی آن خصوصیسازی آموزش هستیم که البته شکل گیری تحریمها در آن بی تاثیر نبوده است. در ادامه نیز به خرید خدمات آموزشی که از دهه ۹۰ آغاز شد، اشاره شده که در با هدف برقراری عدالت آموزشی بود اما به چالهای بر سر راه اجرایی شدن آن تبدیل و با شروع کرونا و ناترازی انرژی و پس از آن جنگ نیز هر روز به مصایب حوزه آموزش افزوده شد.

سرمایهگذاری عمومی برای توسعه آموزش
فاطمه مقدسی در بخش دیگر این نشست تاکید کرد که نباید اصل ماجرا را در توسعه بی رویه مدارس غیردولتی دید بلکه فرآیند طی شده محصول تصمیمات خواسته و ناخواسته دولتها بوده؛ در واقع نیازهای آموزشی در خانوادهها شکل گرفته اما دولت نتوانسته به آن پاسخ دهد به همین دلیل خانوادهها به دنبال تامین نیازشان رفتند.
نویسنده کتاب آموزش در پاورقی پایان این نشست نیز تاکید کرد که وقتی آموزش و پرورش جز هزینه برای نیروی انسانی چیزی برای ارائه ندارد اساسا نمیتوان از آن انتظارات کیفی داشت و راهکار حل معضلات امروز بازگشت از مسیری است که تا امروز پیموده شده است؛ مسیری که کنشگران حوزه آموزش با مطالبهگری باید در آن گام بردارند و بر تحقق سرمایه گذاری عمومی دولت در حوزه آموزش اصرار ورزند تا توسعه در این زمینه اتفاق افتد.
در انتهای نشست بررسی کتاب «آموزش در پاورقی»، حاضران نظرات و پرسشهای خود را مطرح کردند. بررسی سیاستهای دولتهای رفاه در حوزه آموزش و بررسی دقیقتر روند تغییرات تصمیمات دولت در حوزه آموزش عمومی بخشی از این گفتوگوهای پایانی بود. برخی از مخاطبان نشست تجربیات خود در حوزه خصوصیسازی یا آموزش عمومی را به عنوان معلم با دیگر مخاطبان در میان گذاشتند. گروهی به نقش خانوادهها در حوزه آموزش و فراگیر شدن خصوصیسازی، ایدئولوژی زدگی مدارس دولتی و در این حال کنار گذاشته شدن مقوله پروش، شکل گیری رقابتهای ناسالم در میان دانش آموزان، مافیای کنکور، رواج مدارس خانگی و سیستمهای آموزشی غیربومی اشاره کردند.
معرفی و بررسی کتاب «آموزش در پاورقی» سومین «هم روی» از سلسله هم رویها با عنوان «تکههای ما» بود که از سال گذشته در مجتمع فرهنگی آیتالله طالقانی و با همراهی مهدی سلیمانیه برگزار میشود و بنا دارد در هر ماه از زوایای مختلف به سراغ یکی از اقشار جامعه رفته و مصائب و مسائلشان را بررسی کند. اولین تکه از مجموعه تکههای ما به معلمان اختصاص داشت. هدف از برگزاری این هم روی ها «با هم دیدن، با هم خواندن با هم گفتن و با هم رفتن» است. در همین راستا در تکه اول (معلمان) فیلم رادیکال و مستند مشق شب که هر دو با نگاهی هنرمندانه به مسائل حوزه آموزش میپردازد به نمایش گذاشته شد و در مورد آن گفت و گو صورت گرفت. در سومین تکه نیز کتاب آموزش در پاورقی نوشته فاطمه مقدسی بررسی شد.