شناسهٔ خبر: 80047791 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: تبیان | لینک خبر

سه ضلع «اخلاق کار» در قرآن

دینداری فقط در خلوت عبادت سنجیده نمی‌شود؛ پشت میز اداره، هنگام سپردن یک مسئولیت و در لحظۀ عمل به یک وعده نیز خود را نشان می‌دهد. کار، جایی است که باورهای ما از زبان به زندگی می‌آیند و معلوم می‌شود آنچه از عدالت، صداقت و مسئولیت‌پذیری می‌گوییم، چقدر در رفتارمان حضور دارد.

صاحب‌خبر -

از کنار هم گذاشتن سه فراز قرآن، می‌توان چارچوبی برای اخلاق کاری ترسیم کرد: تلاش مسئولانه، امانت‌داری و هماهنگی گفتار با کردار. این سه، پاسخ سه پرسش اساسی‌اند: برای انجام وظیفه چه کرده‌ایم؟ با حقوق و امکاناتی که به ما سپرده‌اند چگونه رفتار کرده‌ایم؟ و میان وعده‌هایمان و عملکردمان چقدر فاصله است؟

مسئله فقط بیشتر کار کردن نیست؛ درست کار کردن و پاسخ‌گو بودن نیز هست.

۱. تلاش؛ روزی در مسیر حرکت

«هُوَ الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ ذَلُولًا فَامْشُوا فِی مَنَاکِبِهَا وَکُلُوا مِنْ رِزْقِهِ وَإِلَیْهِ النُّشُورُ» (ملک:۱۵)

در این آیه، یادآوری نعمت با دعوت به حرکت همراه شده است. زمین در اختیار انسان قرار گرفته، اما بهره‌مندی از امکانات آن، با فرمان «فَامْشُوا» پیوند خورده است. می‌توان از این ترتیب، تصویری روشن از مسئولیت انسان به دست آورد: امکانات را بشناس، به حرکت درآی و برای بهره‌برداری از آن‌ها تلاش کن.

بااین‌حال، پایان آیه افق دیگری می‌گشاید: «وَإِلَیْهِ النُّشُورُ». حرکت برای کسب روزی، در جهانی بی‌حساب اتفاق نمی‌افتد. انسان فقط دربارۀ آنچه به دست آورده پاسخ‌گو نیست؛ چگونگی به دست آوردنش نیز اهمیت دارد. از این منظر، موفقیت اقتصادی را نمی‌توان صرفاً با میزان درآمد سنجید و از حقوق دیگران، سلامت جامعه و پیامدهای کار چشم پوشید.

پس تلاش مسئولانه، با دو خطا فاصله دارد: از یک سو، انفعالی که انتظار را جایگزین کوشش می‌کند؛ از سوی دیگر، سودجویی‌ای که برای رسیدن به نتیجه، هر وسیله‌ای را مجاز می‌شمارد. البته دعوت به تلاش را نباید به سرزنش کسانی تبدیل کرد که با بیماری، محرومیت یا نبود فرصت روبه‌رو هستند. مسئولیت‌پذیری، ناظر به کوشش در حد توان است، نه داوری دربارۀ انسان‌ها فقط بر اساس درآمدشان.

در روایت امام صادق علیه‌السلام نیز تلاش برای تأمین زندگی خانواده چنین ارزش‌گذاری شده است: «الْکَادُّ عَلَی عِیَالِهِ کَالْمُجَاهِدِ فِی سَبِیلِ اللَّهِ»؛ کسی که برای تأمین زندگی خانواده‌اش زحمت می‌کشد، مانند مجاهد در راه خداست. (الکافی، ج ۵، ص ۸۸)

این نگاه، شأن کار را از یک معاملۀ صرف اقتصادی فراتر می‌برد. کسی که مسئولانه برای زندگی خانواده‌اش تلاش می‌کند، تنها درآمد تولید نمی‌کند؛ بار تعهدی انسانی را نیز به دوش می‌کشد.

۲. امانت؛ مسئولیت، ملک شخصی نیست

«إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَیٰ أَهْلِهَا وَإِذَا حَکَمْتُمْ بَیْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ» (نساء:۵۸)

امانت‌داری را نباید به بازگرداندن پول یا نگهداری از یک شیء محدود کرد. در زندگی کاری، می‌توان مسئولیت، اختیار، بودجه، اطلاعات و فرصت تصمیم‌گیری را نیز از منظر امانت دید. آنچه برای انجام وظیفه در اختیار ماست، لزوماً متعلق به ما نیست تا هرگونه که خواستیم مصرفش کنیم.

در این نگاه، مدیر مالک صندلی مدیریت نیست؛ امانت‌دار اختیاری است که باید در خدمت هدفی مشخص و حقوق کسانی قرار گیرد که از تصمیم‌های او تأثیر می‌پذیرند. بنابراین، سپردن مسئولیت به فردی فاقد صلاحیت، صرفاً یک انتخاب ناموفق نیست؛ اگر حق دیگران را قربانی رفاقت یا منفعت شخصی کند، مسئله‌ای اخلاقی نیز هست.

کنار هم آمدن امانت و عدالت در آیه، برای فهم اخلاق سازمانی راهگشاست. کافی نیست کسی شخصاً از امکانات سوءاستفاده نکند؛ نحوۀ تقسیم امکانات، ارزیابی کارکنان و رسیدگی به درخواست‌های مردم نیز باید عادلانه باشد. مدیری ممکن است دستی پاک داشته باشد، اما با تصمیم‌های تبعیض‌آمیز، حق دیگران را ضایع کند.

در محیط کار امروز، این مسئولیت شکل‌های متنوعی پیدا می‌کند: کارمندی که به اطلاعات خصوصی دسترسی دارد، مدیری که فرصت استخدام را تقسیم می‌کند و مسئولی که پروندۀ مردم را در اختیار گرفته است، هرکدام با نوعی امانت روبه‌رو هستند. این‌ها کاربردهای امروزی مفهوم امانت‌اند، نه موضوعاتی که لازم باشد آن‌ها را پیش‌گویی آیه بنامیم.

امام صادق علیه‌السلام معیار سنجش را از ظاهر دینداری به رفتار قابل ارزیابی منتقل می‌کند: «به طول رکوع و سجود شخص نگاه نکنید؛ زیرا ممکن است به آن عادت کرده باشد و از ترک آن احساس بی‌قراری کند؛ بلکه به راستگویی و امانت‌داری او نگاه کنید.» (الکافی، ج ۲، ص ۱۰۵)

این سخن، عبادت را کم‌ارزش نمی‌کند؛ هشدار می‌دهد که ظاهر عبادت، به‌تنهایی برای شناخت قابل‌اعتماد بودن یک انسان کافی نیست. امانت‌داری آنجا آشکار می‌شود که فرد قدرت تخلف دارد، اما از آن استفاده نمی‌کند.

۳. صداقت؛ فاصله‌ای میان شعار و رفتار

«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ ۝ کَبُرَ مَقْتًا عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ» (صف:۲ ـ ۳)

مخاطب این آیات، کسانی‌اند که ایمان آورده‌اند. همین نکته، پرسش را جدی‌تر می‌کند: داشتن هویت دینی، انسان را از پاسخ‌گویی دربارۀ رفتار خود معاف نمی‌کند. ادعای پایبندی به یک ارزش، جای عمل به آن را نمی‌گیرد.

در اخلاق کاری، صداقت فقط دروغ نگفتن نیست؛ نسبت میان آنچه اعلام می‌کنیم و آنچه انجام می‌دهیم نیز اهمیت دارد. سازمانی که از احترام به مردم سخن می‌گوید، اما پاسخ روشنی به شکایت‌ها نمی‌دهد؛ مدیری که شایسته‌سالاری را تبلیغ می‌کند، اما نزدیکانش را بر دیگران ترجیح می‌دهد؛ و فردی که وعده‌ای می‌دهد، بی‌آنکه توان یا ارادۀ اجرای آن را داشته باشد، همگی با این پرسش روبه‌رو هستند.

در فضای رسانه‌ای، ساختن تصویری اخلاقی از خود می‌تواند آسان‌تر از اخلاقی زیستن باشد. می‌توان از انصاف نوشت، اما در حق همکار بی‌انصافی کرد؛ از مسئولیت‌پذیری گفت، اما هنگام خطا، مسئولیت را به گردن دیگران انداخت. در چنین وضعی، ارزش‌ها به جای آنکه راهنمای رفتار باشند، به ابزار اعتبارسازی تبدیل می‌شوند.

البته ناتوانی در اجرای یک وعده، همیشه به معنای فریب‌کاری نیست. گاهی شرایط تغییر می‌کند یا انسان در برآورد توان خود اشتباه می‌کند. تفاوت تعیین‌کننده، در واکنش اوست: آیا محدودیت را توضیح می‌دهد، خطا را می‌پذیرد و برای جبران اقدام می‌کند، یا همچنان تصویری می‌سازد که واقعیت آن را تأیید نمی‌کند؟

صداقت عملی، یعنی اجازه ندهیم دیگران بر اساس ادعایی تصمیم بگیرند که می‌دانیم پشتوانۀ واقعی ندارد.

۴. سه ضلع، یک مسئولیت

تلاش، امانت‌داری و هماهنگی گفتار با کردار، سه معیار جداافتاده نیستند؛ هرکدام دیگری را کامل و مهار می‌کند.

تلاش، توان انجام کار را به میدان می‌آورد. امانت‌داری، این توان را در مسیر رعایت حقوق دیگران نگه می‌دارد. هماهنگی گفتار و کردار نیز اجازه نمی‌دهد تصویر ما از عملکردمان، جای خود عملکرد را بگیرد.

بدون امانت‌داری، سخت‌کوشی می‌تواند در خدمت منفعت‌طلبی قرار گیرد؛ فردی ممکن است بسیار فعال باشد، اما از اختیارش برای حذف رقبا یا تأمین منافع نزدیکان استفاده کند. بدون کوشش و توانایی، خوش‌نامی اخلاقی نیز برای انجام درست یک مسئولیت کافی نیست. بدون صداقت عملی، حتی گزارش کار و ادعای امانت‌داری می‌تواند به پوششی برای پنهان کردن ضعف‌ها تبدیل شود.

برای مثال، در رسیدگی به یک پروندۀ اداری، هر سه ضلع هم‌زمان حضور دارند: کارمند باید وظیفه‌اش را به‌موقع و دقیق انجام دهد، اطلاعات و حقوق مراجعه‌کننده را حفظ کند و دربارۀ زمان و نتیجۀ رسیدگی، وعده‌ای ندهد که از تحقق آن مطمئن نیست. اخلاق کاری در همین رفتارهای روزمره معنا پیدا می‌کند؛ نه فقط در شعارهای روی دیوار.

با این معیارها، ادارۀ اخلاقی صرفاً اداره‌ای نیست که نشانه‌های دینی دارد؛ جایی است که مردم بتوانند به دقت کار، سلامت تصمیم و اعتبار وعده‌ها اعتماد کنند.

۵. از محراب تا میز کار

این سه محور، اجازه نمی‌دهند دینداری را به قلمروی جدا از زندگی حرفه‌ای تبدیل کنیم. نمی‌توان در عبادت از حق و عدالت سخن گفت، اما هنگام تصمیم‌گیری، حقوق مردم را نادیده گرفت؛ نمی‌توان مسئولیت را پذیرفت، اما زحمت و پاسخ‌گویی آن را نپذیرفت.

اخلاق کاری از پرسش‌های ساده و دشوار آغاز می‌شود: آیا کاری را که پذیرفته‌ام، درست انجام داده‌ام؟ آیا از اختیاری که در دست دارم، به سود شخصی استفاده کرده‌ام؟ آیا مردم می‌توانند به حرف من تکیه کنند؟

آزمون دینداری، گاهی نه در طول یک سجده، بلکه در مدت انتظار یک مراجعه‌کننده است؛ نه در حرارت یک سخنرانی، بلکه در وفای به وعده‌ای که پس از آن داده‌ایم؛ و نه در عنوان یک مسئولیت، بلکه در حقی که هنگام انجام آن حفظ یا ضایع می‌کنیم.

در این نگاه، کار فقط چیزی نیست که بابت آن حقوق می‌گیریم؛ موقعیتی است که در آن نشان می‌دهیم چقدر به حقوق دیگران پایبندیم.

∎​