فصل پنجم
بحران اقتصادی و انرژی؛ پیامدهای جهانی جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران
جنگهای بزرگ در جهان معاصر، تنها در میدان نبرد تعیینکننده نیستند، بلکه آثار واقعی آنها در اقتصاد، امنیت انرژی، تجارت بینالملل و زندگی روزمره مردم آشکار میشود. مجموعه دادههای ارائهشده، یک تصویر کلی را ترسیم میکند که بر اساس آن، جنگ میان آمریکا، اسرائیل و ایران، به دلیل جایگاه راهبردی خلیج فارس و تنگه هرمز، توانسته است پیامدهایی فراتر از مرزهای منطقه ایجاد کند.
ویژگی ممتاز این بحران آن است که برخلاف بسیاری از جنگهای گذشته، آثار آن مستقیماً به بازار جهانی انرژی، زنجیره تأمین صنایع، حملونقل دریایی، امنیت غذایی و حتی توسعه فناوریهای پیشرفته سرایت کرده است.
در این چارچوب، تنگه هرمز به مهمترین نقطه فشار ژئوپلیتیکی جهان تبدیل شده است. بخش قابل توجهی از صادرات نفت و گاز جهان از این آبراه عبور میکند و هرگونه اختلال در آن، بلافاصله قیمت حاملهای انرژی را افزایش میدهد. افزایش قیمت نفت، تنها به معنای گران شدن سوخت خودروها نیست، بلکه هزینه تولید در تمامی بخشهای اقتصادی، از کشاورزی و صنعت گرفته تا حملونقل، ساختمان و خدمات را افزایش میدهد. از همین رو، بحران انرژی به سرعت به بحران تورم و کاهش قدرت خرید خانوارها تبدیل میشود؛ مسئلهای که گزارشهای متعدد درباره افزایش هزینه سوخت، برق و گاز در آمریکا و اروپا و حتی بازارهای منطقه ای مثل پاکستان، نیز بر آن تأکید دارند.
از سوی دیگر، دادههای ارائهشده نشان میدهد که اقتصاد جهانی بیش از هر زمان دیگری به زنجیرههای تأمین وابسته است. اختلال در حملونقل دریایی، افزایش هزینه بیمه کشتیها، محدود شدن عبور کالاها از خلیج فارس و افزایش هزینه حملونقل، موجب شده است صنایع حساس همچون پتروشیمی، خودروسازی، صنایع الکترونیک، تولید تراشه و حتی کشاورزی با مشکلات جدی مواجه شوند. در چنین شرایطی، افزایش قیمت مواد اولیه و تأخیر در تأمین قطعات، نهتنها سود شرکتها را کاهش میدهد، بلکه موجب کاهش تولید، تعویق سرمایهگذاری، تعطیلی برخی کارخانهها و افزایش نرخ بیکاری نیز میشود.
نکته قابل توجه دیگر، هزینههای مستقیم جنگ برای آمریکا است. بر اساس مجموعه این گزارشها، بخش مهمی از فشار اقتصادی جنگ نه بر میدان نبرد، بلکه بر مصرفکنندگان آمریکایی تحمیل شده است.
افزایش قیمت بنزین، کاهش ذخایر راهبردی نفت، هزینههای سنگین حملونقل، فشار بر بودجه دولت و حتی تأثیر بر بخش کشاورزی، همگی نشان میدهد که جنگ میتواند به جای تقویت قدرت اقتصادی، موجب افزایش هزینههای داخلی و تشدید فشار بر معیشت شهروندان شود. در چنین وضعیتی، استمرار جنگ، علاوه بر هزینههای نظامی، هزینههای اجتماعی و سیاسی گستردهای نیز برای دولتها ایجاد خواهد کرد.
در سطح بینالمللی نیز پیامدهای این بحران تنها به بازار نفت محدود نمانده است. کاهش ذخایر جهانی انرژی، نگرانی درباره امنیت عرضه گاز در اروپا، بحران در بازار هلیوم، اختلال در تولید تراشههای الکترونیکی و افزایش هزینه صنایع پیشرفته، نشان میدهد که جنگ در منطقه خلیج فارس میتواند روند توسعه فناوری و اقتصاد دیجیتال را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
این موضوع بیانگر آن است که امنیت انرژی در جهان امروز، صرفاً مسئلهای اقتصادی نیست، بلکه به امنیت صنعتی، امنیت غذایی و حتی امنیت فناوری کشورها نیز گره خورده است.
همچنین، واکنش دولتها و شرکتهای بزرگ، بیانگر آن است که بسیاری از بازیگران جهانی، وقوع چنین بحرانی را صرفاً یک حادثه موقت تلقی نکردهاند، بلکه در حال تغییر راهبردهای بلندمدت خود هستند. سرمایهگذاری در خطوط لوله جایگزین، توسعه تأسیسات ذخیرهسازی، افزایش ذخایر راهبردی و تغییر مسیرهای حملونقل دریایی، همگی نشان میدهد که جنگ، محاسبات ژئوپلیتیکی و اقتصادی کشورها را دستخوش تغییر کرده است. این تحولات بیانگر آن است که هر بحران امنیتی در منطقه خلیج فارس، میتواند پیامدهایی پایدار بر ساختار اقتصاد جهانی برجای بگذارد.
در مجموع، مجموعه دادههای فوق این برداشت را تقویت میکند که در دنیای بههمپیوسته امروز، هیچ جنگی محدود به مرزهای جغرافیایی خود باقی نمیماند. هنگامی که یکی از مهمترین مسیرهای انتقال انرژی جهان در معرض تهدید قرار میگیرد، آثار آن از قیمت سوخت در جایگاههای بنزین گرفته تا هزینه تولید صنایع، بازارهای مالی، امنیت غذایی و معیشت مردم در کشورهای مختلف احساس میشود.
به همین دلیل، بحران انرژی ناشی از چنین جنگی را نباید صرفاً یک مسئله منطقهای، بلکه بحرانی با ابعاد جهانی دانست که میتواند بر رشد اقتصادی، ثبات بازارها و امنیت اقتصادی جهان تأثیر عمیق بگذارد.
نمایه هایی از گزارش های رسیده شامل: افزایش قیمت انرژی، اختلال سنگین در گذر از تنگه هرمز، هزینههای سنگین برای آمریکا و جهان، و تبعات منفی بر صنایع و معیشت در جهان، از نظر می گذرد .
کارشناسان انرژی در غرب: بعد از این جنگ دیگر کسی نمی تواند به این آسانی ، حتی شوخی تحریمی، اقتصادی و نفتی با ایران بکند .
جولیوس کیم (تحلیلگر آمریکایی): ترامپ فکر می کند می تواند با استفاده از زور ملتی را وادار به تسلیم کند که ترس شان از مرگ ، بسیار کمتر ازترس آمریکایی ها از بنزین گالنی 6 دلار است.
مدیر اجرایی آژانس بین المللی انرژی: اختلال در عرصه نفت براثر جنگ آمریکا با ایران " بزرگترین چالش امنیت انرژی در تاریخ " است .
محمد العریان (اقتصاددان مصری-آمریکایی): اروپا فقط شش هفته سوخت هوایی دارد .
مرتس (صدر اعظم آلمان): جنگ میان آمریکا واسرائیل با ایران کاملا غیر ضروری است ،" موج ضربه ژئو پلیتیکی" آن از هم اکنون در بازارهای جهانی انرژی احساس می شود .
مدیر اجرایی بندر لس آنجلس: جنگ با ایران قیمت سوخت کشتی ها را2برابرکرده ،خطر قفل شدن زنجیره تامین جهانی آمریکا وجود دارد.
تیم والز (فرماندار دموکرات مینه سوتا): ترامپ مارا درجنگی غرق کرد که هیچ تهدیدی درآن وجود نداشت.
تیلر گرین (نماینده سابق کنگره): ترامپ با حمله به ایران کشاورزی آمریکارا نابود کرد .روزی در آینده ، والدین به فرزندان خود خواهند گفت که به دلیل جنگ ترامپ با ایران، مزارع از بین رفت، چون کشاورزان توان خرید کود را نداشتند و هزینه های کشاورزی بیش از حد بالا رفت .
رویترز: جنگ علیه ایران ،زنجیره تامین یکی ازحیاتی ترین قطعه دنیای فناوری الکترونیک را مختل نمود (بردهای مدار چاپی)را مختل نمود و هزینه تولید برای شرکت های تکنولوژی را به طور قابل توجهی افزایش داد .
آبردیدین (به نقل از اقتصاددان شرکت سرمایه گذاری): ما درحال بررسی سناریویی هستیم که در آن قیمت نفت خام برنت به 180 دلار در هربشکه می رسد .(از آغاز جنگ علیه ایران ذخایر راهبردی نفت در جهان نزدیک به 380 میلیون بشکه کاهش داشته .)
وال استریت ژورنال: امریکا یی ها در طول جنگ با ایران در مجموع 45 میلیارد دلار بیشتر از مدت مشابه سال گذشته برای بنزین و گازوئیل هزینه کرده اند .
فایننشال تایمز: در گیر ی در خلیج فارس پترو شیمی اروپا را به نقطه فروپاشی کشانده (برخی کارخانه ها تعطیل شده اند )
فایننشال تایمز: طرح ترامپ برای بیمه کشتی ها در تنگه هرمز بعد از دو ماه حتی یک دلار هم کارکرد نداشته است.
فایننشال تایمز: آمریکا به ژاپن هشدار داد که تحویل 400 فروند موشک تاما هاوک ممکن است تا دو سال به تعویق بیفتد ، این تاخیر به دلیل کاهش ذخایر آمریکا در جریان جنگ با ایران است.
رویترز: قبضهای انرژی در انگلیس بهدلیل جنگ ایران ۱۳ درصد افزایش خواهد یافت و خانوارهای انگلیسی از ماه ژوئیه با میانگین قبض سالانه ۱۸۶۲ پوند روبهرو میشوند.
میدل ایست آی: جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران تاکنون هزینهای معادل ۶۰ میلیارد دلار بهطور مستقیم به مصرفکنندگان آمریکایی تحمیل کرده است. بر اساس تحلیل موسسه مودیز از نهم اسفند تا کنون، هر خانوار آمریکایی بهطور متوسط ۴۴۷ دلار اضافی فقط بابت سوخت پرداخت کرده است.
سیانبیسی آمریکا: مسدود شدن تنگه هرمز، تصویر ذهنی جهان از امنیت انرژی را کاملاً وارونه کرده است.
فرانس ۲۴ (به نقل از یک مقام سازمان ملل): پیشبینیهای بدبینانه مبنی بر طولانی شدن جنگ در خاورمیانه در حال تحقق است و اگر قیمت نفت تا پایان ژوئن حدود ۱۰۰ دلار در هر بشکه باقی بماند، حدود ۴۵ میلیون نفر دیگر در سراسر جهان با گرسنگی حاد مواجه خواهند شد.
رویترز: ذخایر جهانی نفت به دلیل جنگ علیه ایران به سطح خطرناکی کاهش یافته است.
هشدار بانک جی پی مورگان: ذخایر نفت کشور های توسعه یافته تا اوایل ژوئن (نیمه خرداد )به سطح تنش عملیاتی می رسد .
بلومبرگ: ذخایر نفت آمریکا به دلیل بحران انرژی ناشی از این جنگ، به سطوح بحرانی نزدیک شده است.
مرکز عملیات تجارت دریایی انگلیس: تنگه هرمز در حال حاضر خطرناک ترین نقطه جهان است.
فایننشال تایمز: پایانه گازی امارات که مورد حمله قرار گرفت تا سال 2027 تعمیر نخواهد شد.
سیانبیسی (به نقل از نیل چپمن، معاون اکسون موبیل): ذخایر نفتی آمریکا در هفتههای آینده به پایینترین سطح تاریخی میرسد و در صورت رسیدن به آن نقطه، قیمت نفت فیزیکی برنت میتواند به ۱۵۰ تا ۱۶۰ دلار جهش کند.
موسسه تحقیقات اقتصادی آلمان: حمله آمریکا به ایران به بروز بحران در تامین قطعات و مواد اولیه ضروری برای صنایع آلمان انجامیده است. محدودیت تردد از تنگه هرمز جریان تولید قطعات صنعتی را مختل کرده است.
مارک زندی (اقتصاددان ارشد مودیز): مذاکرات صلح میان آمریکا و ایران باید هرچه سریعتر به نتیجه برسد تا آمریکا از درد عمیقتر اقتصادی جلوگیری کند. دونالد ترامپ حدود یک هفته فرصت دارد تا توافق صلح را نهایی کند.
رویترز: دونالد ترامپ در حال آمادهسازی طرحی برای اختصاص نزدیک به ۷۰۰ میلیون دلار به صنعت زغالسنگ آمریکا از طریق قانون تولید دفاعی است.
والاستریت ژورنال: کشورهای حاشیه خلیج فارس در حال سرمایهگذاری گسترده در خطوط لوله، راهآهن و تأسیسات ذخیرهسازی هستند تا جریان نفت را حتی در صورت بسته بودن تنگه هرمز حفظ کنند.
بلومبرگ: تنشهای ناشی از جنگ و اختلال در تنگه هرمز باعث ادامه روند افزایش قیمت سوخت در آمریکا شده است. میانگین قیمت بنزین به ۳.۸۸ دلار در هر گالن رسیده که یکی از بالاترین سطوح تاریخی است.
گاردین: شرکت های بریتانیایی به دلیل بالا رفتن چشمگیر هزینه ها و در پی شعله ور شدن جنگ ، روند سرمایه گذاری های جدید و استخدام نیروی کار را متوقف کرده اند .
فایننشال تایمز: درحالیکه جهان به دلیل جنگ علیه ایران با مرحله بسیارخطرناکی از بحران انرژی روبرو می شود،نزدیک به 80 کشور برای حفظ اقتصاد خود دست به اقدامات اضطراری زده اند.
روزنامه فایننشال تایمز: ذخایر گازی به پایینترین سطح در ۱۵ سال گذشته رسید، تاسیسات ذخیره گاز اتحادیه اروپا برای استفاده در ماههای سرد سال به طور کامل پُر نشده اند.
روزنامه ال پائیس (اسپانیا): دولت اسپانیا که تاکنون حدود ۰٫۲۵ درصد تولید ناخالص داخلی خود را برای مقابله با پیامدهای جهانی تهاجم آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، اختصاص داده است (رقمی نزدیک به ۴ برابر میانگین اتحادیه اروپا).
بلومبرگ: چندین کشور اروپایی با تغییر رویکرد خود، موافقت کردهاند که کشتیهای تجاری آنها برای تردد از تنگه هرمز، عوارض تعیینشده را به ایران و عمان پرداخت کنند.
بحران در جهان هلیوم: انسداد هرمز، بازار هلیوم و تراشه الکترونیکی جهان را به هم ریخت. توقف صادرات هلیوم قطر، زنجیره تامین جهانی تراشه و توسعه هوش مصنوعی را نیز با چالش جدی روبهرو کرده است.
نتیجهگیری
بحران اقتصادی و انرژی ناشی از این جنگ نشان میدهد که در عصر وابستگی متقابل اقتصادها، امنیت منطقه خلیج فارس مستقیماً با ثبات اقتصاد جهانی پیوند خورده است. اختلال در جریان انرژی، افزایش هزینههای تولید، فشار بر معیشت مردم، تضعیف زنجیرههای تأمین و افزایش نااطمینانی در بازارهای جهانی، همگی بیانگر آن است که هزینههای اقتصادی چنین جنگی بسیار فراتر از میدان نبرد خواهد بود. از این منظر، مهمترین درس این رخداد آن است که ابزار نظامی، حتی در صورت دستیابی به برخی اهداف کوتاهمدت، میتواند هزینههای اقتصادی بلندمدتی بر کشورهای درگیر و اقتصاد جهانی تحمیل کند؛ هزینههایی که جبران آنها به مراتب دشوارتر از آغاز یک جنگ است. بنابراین، ثبات پایدار در بازار انرژی و اقتصاد جهانی بیش از هر چیز در گرو کاهش تنشها، حفظ امنیت مسیرهای راهبردی انتقال انرژی و بهرهگیری از راهکارهای سیاسی و دیپلماتیک برای مدیریت بحرانها خواهد بود.
∎