در فضای نخبگانی و رسانهای، این پرسش بنیادین همواره مطرح میشود که آیا مسیر ایمنسازی کشور از تنش و تهدید کنونی، از دالان مذاکره و مصالحه با قدرت تجاوزگر و سلطهگر آمریکا میگذرد یا تدبیر اسلامی منظومه دیگری از قدرت و موازنه را ترسیم میکند؟
بخش عمدهای از بدنه مومن و بصیر جامعه نگران آنند که دیپلماسی بیپشتوانه، به ورطه نقض اصول مکتبی و تحقیر عزت ملی بیفتد. تحلیل جامع این مسأله نیازمند بررسی همزمان در دو سطح است: نخست هستیشناسی و فقه سیاسی شریعت و سپس منطق انضمامی و واقعگرایانه حکمرانی در صحنه بینالملل.
۱. افق معرفتی و مبانی نهی مذاکره با استکبار:
رویکرد اسلام به جبهه کفر و استکبار، یک تاکتیک مقطعی یا انفعالی نیست بلکه بر پایههای جهانبینی توحیدی استوار است.
*قاعده تکوینی نفی سبیل: براساس آیه ۱۴۱ سوره نساء (وَلَنْ یجْعَلَ الله لِلْکَافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلًا) هر فرآیند یا معاهدهای که شائبه یا بستر تسلط سیاسی، حقوقی، اطلاعاتی و امنیتی بیگانگان را بر مقدرات امت اسلامی رقم بزند، تکویناً و تشریعاً باطل و نامشروع است.
*حرمت رکون و تکیه بر ظالمان: فرمان قطعی آیه ۱۱۳ سوره هود (وَلَا تَرْکَنُوا إِلَى الَّذِینَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّکُمُ النَّارُ) هرگونه دلخوش ساختن، اعتماد قلبی و امید بستن به وعدههای اهل ستم را سلب مشروعیت کرده و آن را عامل انقطاع نصرت الهی معرفی میکند.
*ماهیت عهدشکن مستکبر: قرآن کریم ماهیت رفتاری جبهه استکبار را فاقد پایبندی اخلاقی و میثاقمداری میداند («لَا یرْقُبُونَ فِی مُؤْمِنٍ إِلًّا وَلَا ذِمَّهً» / «إِنَّهُمْ لَا أَیمَانَ لَهُمْ»). تاریخ معاصر نیز_ از کودتای ۲۸مرداد تا خروج از برجام و ترور وقیحانه فرماندهان و رهبران مقاومت_ اثبات کرده نقض عهد، مؤلفه ساختاری رفتار واشنگتن در قبال ملت ایران است.
*عزت حسینی و نفی تمکین ذلتبار: سیره معصومین بهویژه منطق عاشورایی «هَیْهَاتَ مِنَّا الذِّلَّهُ» و کلام امیرالمومنین (ع) و امام صادق (ع) گواه آن است که سلب اراده و تسلیم در برابر تهدید نظامی طاغوت، خروج مستقیم از مرزهای ایمان است.
در اندیشه امام راحل و آموزههای رهبر شهید و فرماندهان شهید، نامگذاری آمریکا به «شیطان بزرگ» یک تبیین دقیق معرفتی بود؛ شیطانی که با وعده دروغ و ارعاب فریب میدهد و پاسخ دادن به جنایات او با دست تمنا، نه صلح میآفریند و نه شرافت بههمراه دارد.
۲. واقعیت میدان و معمای حکمرانی: چگونه سایه جنگ برطرف میشود؟
در صحنه عملی کشورداری، نظام اسلامی در برابر خصومتی تمامعیار قرار دارد و وظیفه حاکمیت، حفظ جان، خاک و تمامیت ارضی کشور است (وَالصُّلْحُ خَیرٌ). اما پرسش حیاتی این است: یا عقبنشینی و خلع سلاح صلح میآورد یا بازدارندگی همهجانبه؟
تجربه معاصر بینالملل (نظیر سرنوشت لیبی پس از واگذاری ابزارهای راهبردی) اثبات میکند طمع مستکبر با مشاهده ضعف دوچندان میشود. از منظر حکمرانی اسلامی، صلح پایدار تنها از مسیر قدرت عبور میکند:
الف) دکترین قرآنی «ترهیب» (بازدارندگی پرشتاب و خللناپذیر):
منشور پدافندی و امنیتی اسلام در آیه شریفه ۶۰ سوره انفال تجلی یافته است: «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّهٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَیلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ الله وَعَدُوَّکُمْ».
هدف از جهش تسلیحاتی، پهپادی، موشکی و ارتقای تواناییهای نامتقارن، جنگافروزی نیست بلکه ایجاد رعب محاسباتی در ذهن دشمن است. زمانی سایه تهاجم از سر یک ملت برداشته میشود که محاسبات هزینه/فایده در اتاقهای جنگ دشمن نشان دهد ضربه متقابل ایران، ویرانکننده، جبرانناپذیر و نامتقارن خواهد بود.
ب) قاعده موازنه قوا و ائتلافهای استراتژیک:
حکمت سیاسی قرآن در آیه ۲۵۱ سوره بقره به صراحت دفع یک قدرت ظالم با ابزارهای موازنهساز را یادآور میشود: «وَلَوْلَا دَفْعُ الله النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ».
استفاده هوشمندانه از شکافهای ژئوپلیتیک نظام بینالملل، همگرایی امنیتی و اقتصادی با قطبهای رقیب آمریکا (مانند قدرتهای شرق و جنوب جهانی)، انزوای جبهه غربی_صهیونیستی را تسریع کرده و هزینه ماجراجویی نظامی علیه ایران را برای آنان غیرممکن میسازد.
ج) دیپلماسی از موضع اقتدار، نه التماس:
مردم متدین و انقلابی با دیپلماسی عزتمدار مخالف نیستند. اعتراض بر سر دیپلماسی انفعالی است. دیپلماسی زمانی کارآمد است که مجری آن بهعنوان نماینده یک قدرت صاحب میدان و غیرقابل تسلیم پشت میز بنشیند. ابزارهای قدرت و بازدارندگی دفاعی، سرمایههای حیاتی امنیت ملی هستند و هیچگاه نمیتوانند موضوع چانهزنی قرار گیرند.
د) استحکام جبهه داخلی و عدالت اجتماعی:
امیرالمومنین علی (ع) رخنه دشمن را در تفرقه و ضعف ساختار درونی حکومت میدانست. بزرگترین مؤلفه قدرت ملی در برابر تهدیدات نظامی، رضایت عامه مردم، کارآمدی اقتصادی، انسجام ملی و ایستادگی مسئولان در صف مقدم خدمت است. پیوند مستحکم دولت و ملت، هرگونه محاسبه دشمن برای ایجاد فروپاشی از درون را با شکست قطعی مواجه میسازد.
جمعبندی راهبردی
بررسی توأمان آیات نورانی وحی، سیره اهل بیت، آرای امامین انقلاب و واقعیات بیرحم نظام بینالملل نشان میدهد: سایه جنگ هرگز با لبخند و دادن امتیاز به رژیمی که ماهیت استکباری و سابقه ترور دارد عقب رانده نمیشود. عقبنشینی، دعوتنامه رسمی برای تهاجم بعدی است.
راهبرد اصیل امت اسلام عبارت است از:
۱. تکمیل زنجیره بازدارندگی راهبردی با حداکثر سرعت بهمنظور ناممکنسازی هرگونه محاسبه تهاجم
۲. فعالسازی ائتلافهای بینالمللی چندجانبه برای مهار هژمونی آمریکا و شرکای منطقهای آن
۳. دیپلماسی هوشمند و طلبکارانه که با تکیه بر میدان، منافع کشور را بدون دست زدن به خطوط قرمز استقلال و امنیت صیانت کند.
۴. تقویت همبستگی اجتماعی و تابآوری اقتصادی بهعنوان لنگرگاه اصلی اقتدار توحیدی
تنها با این منظومه جامع است که هم عزت ایمانی جامعه محفوظ میماند و هم سایه تهدید، فقر و جنگ برای همیشه از آسمان کشور رخت برمیبندد چراکه سنت لایتغیر الهی چنین حکم میکند:
«إِنْ تَنْصُرُوا الله ینْصُرْکُمْ وَیثَبِّتْ أَقْدَامَکُمْ».
∎