عبدالله رئیسی، شاعر و منتقد ادبی با ابراز اندوه از درگذشت این چهره فرهنگی و ادبی جنوبی به خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در بوشهر گفت: امید غضنفر، شاعر، روزنامهنگار و یکی از ستونهای استوار جریان ادبیات و فرهنگی جنوب از میان ما رفت. نوشتن از «امید» به معنای واکاوی دههها تلاش بیوقفه، شرافت قلم و عشقی است که او به فرهنگ بوشهر ورزید. برای شناخت میراث امید، باید از لایههای سطحی عبور کرد و به عمق زیست هنریاش نگریست؛ زیستنی که میان «کلمه»، «تصویر» و «مسئولیت اجتماعی» تقسیم شده بود.
وی با بیان اینکه امید غضنفر در سیر تکاملی آثارش، همواره در جستوجوی زبانی بود که در عین استعاری بودن و شاعرانگی، دارای صراحت نیز باشد، افزود: او با انتشار مجموعه چند مجموعهشعر، پلهپله به بلوغ زبانیاش رسید.
رئیسی سپس به تشریح جهانشعری آثار غضنفر پرداخت و یادآور شد: «بیباتوییها» نخستین مجموعه شعر غضنفر بود که در حال و هوا و زبانی شاملویی منتشر شد؛ انعکاسی از فضای رازآلود زندگی و مرگ. «فریمهای شهر نگاتیو» دومین مجموعه شعر او بود که نشان از تسلط او بر روایتهای شهری داشت؛ جایی که اقلیم در شعر او، نه یک جغرافیای ثابت، که صحنهای متغیر و زنده بود.
این استاد دانشگاه یادآور شد: «سینما شعر» سومین مجموعه غضنفر را میتوان چکیده تئوریک و عملی لحن و زبان او دانست. او در این کتاب، تکنیک «مونتاژ» را وارد زبان شعرش کرد و شعر را نه فقط کلمات ردیفشده، که «نماهایی پیوسته» میدید که باید با ضربآهنگ درونی، مخاطب را مجذوب کند و در نهایت، «مرثیه برای بود شدهها» را باید بلوغ هستیشناسانه غضنفر در شعر دانست. نام این کتاب، خود یک مانیفست است؛ مرثیهای برای فرآیند استحاله و زوالی که انسان مدرن در آن غرق شده است. در اینجا او فراتر از تصویرسازی به «فلسفه رنج» رسیده بود.
رئیسی با تاکید بر اینکه در یک برداشت کلی، شعر غضنفر را میتوان «شعر رنج و تصویر» نامید، گفت: او از «نماهای دور» استفاده میکرد تا اتمسفر بوشهر را ترسیم کند و بلافاصله با یک «کات» ناگهانی، به «نمای درشت» از زاویه درون یک انسان تنها یا دردمند برود. این تکنیک «تدوین کلمات»، او را از جریانهای سنتی شعر جنوب متمایز میکرد. زبان او زبانی بود که هم تلخی شرجی را در خود داشت و هم شفافیت موجها را. کلمات او، نه برای تزئین که برای «نشان دادن» انتخاب میشدند. او به معنای واقعی کلمه، «معمار تصویر» بود.
این روزنامهنگار و نویسنده با بیان اینکه اگر از کسی بپرسید «امید غضنفر» چه کرد، پاسخ تنها در کتابهای شعرش نیست؛ در صفحات نشریاتی چون «بوشهرنامه» نیز هست که او سردبیریاش را سالها بر عهده داشت، افزود: او برای فرهنگ بوشهر، بهنوعی نقش «دیدهبان» داشت. او در دورانی که ابتذال فرهنگی در حال تسخیر فضاهای هنری بودند، با قلمی بیپروا و نقدهایی فنی، مقابل این جریان ایستاد.

وی تاکید کرد: برای امید غضنفر، «نقد» نه بهانه تخریب، که ابزار «حفظ حرمت هنر» بود. او میدانست که سکوت در برابر تولیدات بیکیفیت، خیانت به حافظه فرهنگی آیندگان است؛ و این، بیانگر همان «اصالت» او بود؛ چراکه حاضر بود هزینه دشمنیها را بپردازد اما با ارزشهای هنریاش معامله نکند.
رئیسی با اشاره به اینکه بزرگترین ویژگی امید غضنفر را باید در «خلقوخوی» او یافت، تصریح کرد: کسانی که امید را از نزدیک میشناختند، میدانستند که پشت آن قلم تیز و نقدهای بیتعارف، قلبی به وسعت دریا و روحی بهشدت مهربان پنهان است. او برای جوانترها، نهتنها منتقد، که یک «مرشد» و «معلم» بود. ساعتها وقت میگذاشت تا شعر یک شاعر تازهکار را بخواند، نقد کند و به او راه و رسم «درست نوشتن» را بیاموزد.
این منتقد ادبی یادآور شد: مهربانی کمنظیر غضنفر در «آموزش»، قابل ستایش بود؛ در اینکه هرگز اجازه نمیداد استعدادی در میان هیاهوی ناملایمات زندگی هنری، به حاشیه برود. او انسانی بود که در «انسانیت» هرگز قائل به مصلحت نبود. شرافت او، در سادهزیستی شاعرانه و وفاداری همیشگیاش به آرمانهای فرهنگیاش متجلی بود.
رئیسی با تاکید بر اینکه امید غضنفر دههها برای ارتقای «ذائقه مخاطب بوشهری» جنگید، گفت: او میخواست بوشهر تنها «مصرفکننده هنر» نباشد، بلکه «تولیدکننده اندیشه» باشد. از این رو باید او را «پیونددهندهای» دانست که تلاش میکرد پلی میان ادبیات کلاسیک جنوب و مدرنیته سرگشته باشد.
این استاد دانشگاه با اشاره به اینکه امروز اگر پس از درگذشتش از او میگوییم، از فقدان یک «صدای هشداردهنده» حرف میزنیم، بیان کرد: در فقدان او، بوشهر بخشی از «وجدان فرهنگی» خود را از دست داده است؛ اما میراث او در کتابهایش، در نقدهای صریحش، و مهمتر از همه، در جان آنهمه استعداد جوانی که زیر دست او بالیدند، زنده است. او رفت تا در همان «سینماشعر ابدی» خویش، به تماشای افقی بنشیند که همیشه در رویای ثبت زیباییهایش بود.
رئیسی یادآور شد: امید غضنفر، شاعر «نخل» و «دریا» و «بودن»، هرگز خاموش نمیشود؛ چرا که کلمات او، ردپایی هستند که بر ماسههای ساحل تاریخ ادبیات جنوب، تا ابد باقی خواهند ماند. او «بود» و این «بودن»، چراغی است برای نسلهای بعد تا راه را در تاریکی ابتذال گم نکنند. روحش در آرامش ابدیت شاد باد.
به گزارش ایبنا، امید غضنفر، شاعر، پژوهشگر و روزنامهنگار باسابقه اهل بوشهر، روز جمعه ۱۷ مهرماه ۱۴۰۵، پس از یک دوره طولانی بیماری در سن ۶۱ سالگی درگذشت. او از چهرههای جریانساز مطبوعات محلی استان بوشهر طی دهههای ۷۰ و ۸۰ خورشیدی بهشمار میرفت که بخش عمدهای از عمر حرفهای خود را صرف پرورش جریانهای ادبی و شناسایی نویسندگان جوان کرد.
این نویسنده متولد ۱۳۴۴، سالها با بیماری گوارشی مزمن دستوپنجه نرم میکرد و پس از گذراندن دورهای دشوار در بستر بیماری چشم از جهان فروبست. غضنفر چهرهای چندوجهی در جغرافیای فرهنگی جنوب بود؛ در حوزه رسانه، دبیری صفحات ادبی و فرهنگی نشریات مستقل و اثرگذار محلی نظیر هفتهنامههای «نصیر بوشهر»، «پیغام»، «نسیم جنوب»، «آیینه جنوب» و «پیام عسلویه» را برعهده داشت. صفحات ادبی تحت هدایت او در دهههای اخیر، کانون پیوند میان ادبیات بومی خطه جنوب و جریانهای نوگرای شعر معاصر فارسی به شمار میرفت و نقشی موثر در ثبت و پرورش صداهای تازه ادبی در جنوب داشت.
از آثار مکتوب و شاخص امید غضنفر میتوان به چهار مجموعه شعر و کتابهایی چون «سینما شعر»، «مرثیهای برای بودشدهها» و «فریمهای شهر نگاتیو» اشاره کرد؛ علاوه بر این، صدها یادداشت، جستار پژوهشی و گزارش ادبی از او در مطبوعات استانی و سراسری به یادگار مانده است.
به زودی جزئیات مراسم تشییع و خاکسپاری این شاعر فقید اطلاعرسانی میشود.