شناسهٔ خبر: 80035423 - سرویس بین‌الملل
نسخه قابل چاپ منبع: دفاع پرس | لینک خبر

الگوبرداری ورشو از کی‌یف

لهستان در چارچوب طرح «سپر شرقی» اقدام به استقرار چهار تیپ نظامی در مرزهای شرقی و شمال شرقی خود کرده و فضای کشور را کاملا به فضایی جنگی تغییر داده است.

صاحب‌خبر -

گروه بین‌الملل دفاع‌پرس: در تاریخ بیست و ششم شهریور ماه، ساکنان شهرستان‌های شرقی لهستان هشدارهایی درباره تهدید حملات هوایی دریافت کردند. پروازها در فرودگاه‌ها موقتاً متوقف شد، در مدارس دانش‌آموزان از کلاس‌ها به مکان‌های امن‌تر منتقل شدند و کار گذرگاه‌های مرزی متوقف شد. جنگنده‌های نیروی هوایی لهستان نیز در واکنش به حمله هوایی روسیه به هوا برخاستند، اما حریم هوایی این کشور نقض نشده بود. چنین صحنه‌هایی مدت‌هاست که برای لهستان عادی شده است؛ لهستانی که هر حمله روسیه به اهدافی در غرب اوکراین را تهدیدی مستقیم برای امنیت ملی خود می‌داند.

لهستان و روسیه

در همان روز، «دونالد توسک» نخست‌وزیر لهستان، در پیام ویدیویی به شهروندان لهستان اظهار داشت که روسیه نیازی به عبور از مرز لهستان ندارد، چون پیش‌تر جنگ ترکیبی را برعلیه ورشو آغاز کرده است. وی همچنین در مجلس لهستان در رابطه با «حملات ترکیبی» روسیه علیه کشورهای حامی اوکراین هشدار داد. توسک «محتمل‌ترین سناریو» برای ماه‌های آینده را ارائه کرد و اواخر پاییز و زمستان را بحرانی‌ترین لحظه جنگ خواند و حوادث پهپادی، خرابکاری و اطلاعات نادرست را ابزارهای «جنگ ترکیبی» روسیه دانست. 

نخست‌وزیر لهستان همچنین تاکید کرد که هدف روسیه از حمله، اثبات نمایشی بودن ماده ۵ پیمان آتلانتیک شمالی در رابطه با دفاع جمعی میان اعضای ناتو است. «کارول ناوروتسکی»، رئیس‌جمهور لهستان نیز با فراموش کردن رقابت‌های حزبی خود با نخست‌وزیر این کشور، بر لزوم مقابله با جنگ ترکیبی روسیه تاکید و از تمامی جریان‌های سیاسی لهستان خواست که با فراموش کردن اختلافات، در مقابل خطر بزرگ روسیه متحد و منسجم باشند.

اظهارات نخست‌وزیر لهستان بر اطلاعاتی استوار بود که از رئیس سیا دریافت کرده بود. تاریخ سخنرانی توسک نیز به هیچ عنوان تصادفی نبود: این سخنرانی در تاریخ ۱۷ سپتامبر ایراد شد که یادآور تاریخ حمله شوروی به لهستان بود، این تطابق تاریخی، روسیه را به عنوان تهدیدی دائمی و وجودی برای افکار عمومی لهستان برجسته خواهد کرد.

در اسناد رسمی سیاست خارجی لهستان، روسیه به‌عنوان دولتی توصیف می‌شود که نه‌تنها در صورت تجاوز نظامی گسترده احتمالی، بلکه در سطح اقدامات «زیرآستانه‌ای»، یعنی رویدادهایی که به‌طور رسمی تحت تعریف تجاوز قرار نمی‌گیرند، اما اثر بی‌ثبات‌کننده دارند، تهدیدی برای امنیت ملی لهستان است. در موارد «زیرآستانه‌ای»، لهستان روی نشان دادن همبستگی بازیگران منطقه‌ای حساب می‌کند.

از سوی دیگر، مفهوم «منطقه خاکستری» نیز به تازگی وارد گفتمان سیاسی لهستان شده است؛ تقریباً هر رویدادی که در مرز شرقی لهستان رخ می‌دهد، با این مفهوم توضیح داده می‌شود. هر اتفاقی اعم از کشف یک شیء ناشناس، خرابکاری در راه‌آهن یا پرواز هواپیمای شناسایی در حریم هوایی بین‌المللی، به‌عنوان عنصری از راهبرد جنگ ترکیبی روسیه تفسیر می‌شود.

رویکردی که لهستان در پیش گرفته است از این نظر راحت است که تقریباً نیازی به اثبات ندارد؛ اگر حادثه به روسیه نسبت داده شود، این وجود تهدید دائمی روسیه را تأیید می‌کند؛ اگر نسبت دادن اتفاقات به روسیه نیز ممکن نباشد، این با پیچیدگی دشمن و «اقدامات زیرآستانه‌ای» او توضیح داده می‌شود.

نکته دیگری که در رویکرد لهستان نسبت به روسیه خودنمایی می‌کند، تغییر در موضع‌گیری‌های لفظی مقام‌های این کشور در قبال روسیه است. سران لهستان که تا پیش از این درباره حمله احتمالی روسیه صحبت می‌کردند، اکنون هفته‌هاست که معتقدند روسیه با اقدامات خود، جنگی ترکیبی را برعلیه لهستان آغاز کرده است. همچنین بخشی از جامعه نظامی این کشور نیز به صورتی کاملا جدی، احتمال حمله نظامی روسیه را قطعی ارزیابی می‌کنند.

هدف دولت فعلی لهستان از بزرگنمایی تهدید روسیه، ترساندن مردم و ایجاد اتحاد در میان آنان حول محور دولت در پیش از انتخابات پارلمانی سال آینده است. هر حزب مخالفی که به انتقاد از سیاست‌های حزب حاکم یا شخص توسک می‌پردازد، توسط دولت لهستان به وحدت شکنی و حرکت در جهت اهداف روسیه متهم می‌شود.

از سوی دیگر، اعلام وضعیت جنگی در لهستان، بسیج جامعه را آسان‌تر و هزینه‌های نظامی سرسام‌آور را مشروع می‌کند. از تیرماه، لهستان با آغاز پروژه «سپر شرقی»، اقدام به استقرار چهار تیپ نظامی در مرزهای شرقی و شمال شرقی خود کرده است. چنین افزایش نیرویی به این معناست که لهستان بالاترین تمرکز نظامی در تاریخ خود را تجربه کرده و فضای کشور خود را کاملا به فضایی جنگی تغییر داده است.

این حجم از تمرکز بر امور نظامی و تلقین فضای جنگی در لهستان، اقدامات بعدی دولت لهستان را نیز توجیه می‌کند. نخستین نتیجه این امر، تغییر قواعد کاربرد سلاح در هوا به شمار می‌رود. در ششم مهرماه، «توماش شیمونیاک» معاون وزیر دفاع لهستان اعلام کرد که قوانین جدید هوانوردی لهستان که در فضای جنگی اعمال شده است، به خلبان یا فرمانده عملیاتی اجازه می‌دهد که بر پایه داده‌های راداری درباره انهدام شیء متخاصم به صورت مستقل و بدون احتیاج به هماهنگی تصمیم گرفته و دست به اقدام مقتضی بزند. این تصمیم نه‌تنها خطر انهدام اشتباه هوانوردها را بالا می‌برد، بلکه دستکاری دولت‌ها در مفهوم صلح و جنگ را نیز عادی‌سازی می‌کند.

بزرگنمایی تهدید روسیه منحصر در سیاست داخلی لهستان نیست، بلکه این رویکرد خود را در سیاست خارجی لهستان نیز نشان می‌دهد، در همین زمینه، تقاضای «رادوسواف شیکورسکی» وزیر امور خارجه لهستان مبنی بر برگزاری رزمایش‌های نظامی در استان کالینیگراد با رویکرد تهاجمی، سیگنالی در جهت تمایل لهستان به بزرگنمایی تهدید روسیه برای سراسر اروپا به شمار می‌رود.

از سال ۲۰۲۲، لهستان می‌کوشد که نقش عقبه اصلی نظامی و همزمان خط مقدم ناتو را برای خود تثبیت کند. این کشور در سال جاری و به بهانه خطر حمله روسیه ۲۰۱ میلیارد زلوتی (حدود ۵۵ میلیارد دلار) از بودجه دولتی و صندوق فرابودجه‌ای حمایت از نیروهای مسلح برای دفاع برداشت کرده که این مبلغ معادل  ۴.۸ درصد تولید ناخالص داخلی است. لهستان نیروهای مسلح خود را نوسازی کرده و همکاری با آمریکا و کره جنوبی را کلید زده است. همچنین ورشو میلیاردها دلار برای تجهیزات نظامی و تقویت مرز شرقی خود اختصاص داده است.

با این وجود، سیاست نظامی‌سازی لهستان، اگرچه منافعی همچون پیروزی آسان در انتخابات، سرکوب کردن هرگونه انتقاد به بهانه شرایط حساس و باز شدن دست دولت در تغییر قوانین و دریافت بودجه را دارد، اما تبعاتی ناخوشایندی را نیز برای دولت به همراه آورده است. افزایش بی‌رویه پرسنل نظامی که بدون انجام کاری مفید، حقوق دریافت می‌کنند و خرید اجباری و بی‌دلیل صنایع نظامی که قسمتی از بودجه لهستان را از بین برده و توان این کشور را برای مشارکت مناسب در پروژه‌های نظامی اروپا را کاهش می‌دهد، از جمله این تبعات ناخوشایند است.

علاوه بر این، تب نظامی کنونی و سرعت بالای تسلیح ارتش لهستان از طریق تأمین تسلیحات از آمریکا، وابستگی راهبردی و حیاتی به سرویس‌دهی بعدی تجهیزات آمریکایی ایجاد می‌کند. از سوی دیگر، واشنگتن به متحدان خود وام‌های هدفمند با شرط خرید سلاح آمریکایی می‌دهد و این امر باعث وابستگی تام و تمام زیرساخت‌های نظامی لهستان به آمریکا خواهد شد که این امر، امکان ایفای نقش موثر در پروژه‌های اروپایی را از ورشو سلب می‌کند.

نقطه آسیب‌پذیر دیگر ساختار تأمین مالی لهستان است. حدود ۳۵ تا ۳۹ درصد هزینه‌های نظامی از ابزارهای صندوق تأمین می‌شود که بدهی آن تا پایان ۲۰۲۶ می‌تواند به ۳۹ میلیارد دلار برسد و بار بازپرداخت آن در ۲۰۲۷ تا ۲۰۳۱ بر بودجه دولتی می‌افتد. به عبارت دیگر، دولت فعلی لهستان در حال فروش آینده است و در صورت باقی ماندن حزب حاکم بر قدرت در سال‌های آینده، با چالش‌های اقتصادی بسیار گسترده‌ای رو‌به‌رو خواهد شد.

نکته قابل توجه دیگر این است که با وجود تلاش مقام‌ها برای نظامی‌سازی جامعه، طی سال‌های ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۶ در لهستان روند معکوسی مشاهده می‌شود؛ جامعه لهستان دچار رخوت و سستی شده و به وضوح از تداوم جنگ روسیه و اوکراین که سایه تهدید نظامی را بر لهستان گسترده کرده دچار نفرت و انزجار هستند. آخرین نظرسنجی‌ها نشان داده است که تنها ۲۷ درصد از مردم لهستان به نبرد با روسیه حتی در صورت مورد هجوم واقع شدن تمایل نشان می‌دهند.

با این حال، ورشو از اصرار بر تداوم رویکرد اخیر خود دست بر نمی‌دارد، ارائه تصویر دولتی در خط مقدم «جنگ ترکیبی» با روسیه به اروپا تاکنون موجب جلب کمک‌های مالی و تسلیحاتی بسیاری برای لهستان شده و ورشو نمی‌خواهد که از این کمک‌های بادآورده چشم‌پوشی کند. سیاست زلنسکی در زمینه سرکیسه کردن سران ترسوی اروپایی، به مذاق سایر کشورها نیز خوش آمده و دونالد توسک را به الگوبرداری از زلنسکی واداشته است.

انتهای پیام/ 999

∎​