شناسهٔ خبر: 80020944 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: ایسنا | لینک خبر

«شورای عالی هنر و ادبیات» قرار است چه کار کند؟

هر بار که نهادی تازه در یک حوزه شکل می‌گیرد، در کنار مأموریت‌های جدید، نسبت آن با ساختارهایی که پیش‌تر در همان حوزه فعال بوده‌اند نیز اهمیت پیدا می‌کند. به تازگی نیز خبر تاسیس «شورای عالی هنر و ادبیات» اعلام شد که پرسش‌هایی درباره ماهیت و کارکرد آن مطرح شده است.

صاحب‌خبر -

رضا عموزادی - مدیر هنر، رسانه و فضای مجازی ستاد فرهنگی - اجتماعی شورای عالی انقلاب فرهنگی - در یادداشتی با عنوان «شورای عالی هنر و ادبیات؛ حل مسئله یا افزودن یک لایه جدید به حکمرانی فرهنگی؟» که به صورت اختصاصی در اختیار ایسنا قرار داده، به مسئله تاسیس این شورای جدید پرداخته و نوشته است:

«تشکیل «شورای عالی هنر و ادبیات» به ریاست معاون اول رئیس‌جمهور و با پیشنهاد وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، در ظاهر با هدف تقویت سیاستگذاری، حمایت از هنر و ادبیات و حل مسائل بین‌دستگاهی این حوزه مطرح شده است؛ اما فارغ از نیت و اهداف اعلام‌شده، یک پرسش اساسی در برابر این تصمیم قرار دارد: این شورا دقیقاً چه مسئله‌ای را حل خواهد کرد که شورای هنر (شورای عالی انقلاب فرهنگی) و سایر ساختارهای تخصصی موجود قادر به حل آن نیستند؟ پاسخ روشن به این پرسش، پیش از توسعه مأموریت این شورا ضروری است؛ چراکه مسئله حکمرانی فرهنگی در کشور لزوماً کمبود شورا نیست، بلکه در بسیاری از موارد، تعدد مراجع تصمیم‌گیر، هم‌پوشانی مأموریت‌ها و مشخص نبودن زنجیره مسئولیت و اجراست.

شورای هنر ذیل شورای عالی انقلاب فرهنگی، مأموریت سیاستگذاری، هماهنگی و پیگیری مسائل حوزه هنر را بر عهده دارد و برای برخی حوزه‌های تخصصی نیز سازوکارهای اجرایی و سیاستی مشخصی وجود دارد. بنابراین، ایجاد یک شورای عالی جدید با عنوان «هنر و ادبیات»، بدون تعیین دقیق نسبت حقوقی، سلسله‌مراتبی و کارکردی آن با ساختارهای موجود، می‌تواند به ابهام در مرجع تصمیم‌گیری منجر شود.

مسئله اصلی، صرفاً افزایش تعداد شوراها نیست. خطر مهم‌تر آن است که چند مرجع، هم‌زمان مدعی سیاستگذاری، هماهنگی یا تصمیم‌گیری در یک حوزه شوند و در نتیجه، پاسخگویی کاهش یابد. در یک نظام حکمرانی کارآمد باید دقیقاً مشخص باشد چه نهادی سیاستگذاری می‌کند، چه نهادی تصمیم می‌گیرد، چه دستگاهی مسئول اجراست، چه نهادی نظارت می‌کند و در صورت اجرا نشدن مصوبات، مسئولیت متوجه کدام مرجع است. در غیر این صورت، تعدد شوراها می‌تواند به جای حل مسئله، به پراکنده شدن مسئولیت‌ها منجر شود. ضمن آنکه این لایه جدید ممکن است هزینه‌هایی همچون تضعیف جایگاه ساختارهای تخصصی موجود، افزایش ابهام در سلسله‌مراتب تصمیم‌گیری، تحمیل هزینه‌های هماهنگی مجدد میان دستگاه‌ها و حتی ایجاد زمینه برای تعارض منافع و توزیع غیرشفاف قدرت تصمیم‌گیری را به همراه داشته باشد.

نکته مهم دیگر، ترکیب و جایگاه حوزه ادبیات در این شورا است. ادبیات، صرفاً یکی از شاخه‌های هنر نیست؛ بلکه حوزه‌ای مستقل با زنجیره ارزش، ذی‌نفعان و اقتضائات سیاستی خاص خود است. در حوزه زبان و ادبیات فارسی، نهادهایی همچون فرهنگستان زبان و ادب فارسی، وزارت آموزش و پرورش و وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، در فرآیند تولید، آموزش، ترویج و مصرف ادبیات نقش‌های بنیادین دارند. بنابراین، اگر جایگاه این نهادها در ساختار جدید متناسب با وزن و مأموریت ملی حوزه ادبیات تعریف نشود، این خطر وجود دارد که ادبیات عملاً در حاشیه هنر قرار گرفته و به ضمیمه‌ای از سیاستگذاری هنری تبدیل شود. این مسئله صرفاً یک ایراد در ترکیب اعضا نیست، بلکه می‌تواند نشان‌دهنده نوعی اولویت‌بندی نهادی باشد که در نهایت بر خروجی‌های سیاستی شورا نیز اثر خواهد گذاشت.

شورای جدید باید چه مأموریتی داشته باشد؟

مهم‌ترین مزیت بالقوه شورای عالی هنر و ادبیات، حضور معاون اول رئیس‌جمهور و در نتیجه، برخورداری از ظرفیت هماهنگ‌سازی دستگاه‌های مختلف است. بنابراین، مأموریت این شورا بهتر است به جای تولید سیاست‌های موازی، بر حل گره‌های بین‌دستگاهی و تسهیل اجرای سیاست‌های مصوب متمرکز شود. برای این منظور، پیش از آغاز مأموریت شورا باید یک تقسیم نهادی انجام شود و مأموریت‌ها، اختیارات، مصوبات و عملکرد ساختارهای موجود در حوزه هنر و ادبیات احصا شود. همچنین لازم است نسبت حقوقی و کارکردی شورای عالی هنر و ادبیات با شورای هنر (شورای عالی انقلاب فرهنگی) به‌طور صریح مشخص شود و مرز میان سیاستگذاری، تنظیم‌گری، هماهنگی و اجرا روشن باشد.

از مهم‌ترین مزیت‌های بالقوه این شورا، حضور پررنگ نهادهای تخصصی، حرفه‌ای و نمایندگان صنوف هنری است که می‌تواند زمینه انتقال مستقیم مسائل، مطالبات و واقعیت‌های میدان هنر به سطح سیاستگذاری و تصمیم‌گیری را فراهم کند و به تصمیمات شورا واقع‌بینی و پشتوانه کارشناسی بیشتری ببخشد. با این حال، این مشارکت نباید با مسئولیت و اختیار حاکمیتی خلط شود. نمایندگان صنوف می‌توانند در شناسایی مسائل، ارائه دیدگاه‌های تخصصی و انتقال مطالبات نقش مؤثری داشته باشند، اما تصمیم‌گیری نهایی باید بر اساس منافع عمومی، اسناد بالادستی و مسئولیت‌های قانونی دستگاه‌های حاکمیتی صورت گیرد.

مسئله اصلی، شورا نیست؛ حکمرانی است

تشکیل شورای عالی هنر و ادبیات را نباید صرفاً با این معیار سنجید که آیا تشکیلات جدیدی ایجاد می‌کند یا خیر. پرسش اصلی این است که این شورا چه مسئله واقعی و حل‌نشده‌ای را برطرف می‌کند و چه ارزش افزوده‌ای به نظام حکمرانی فرهنگی کشور می‌افزاید؟ اگر این شورا با اختیارات روشن، مأموریت محدود و قابل سنجش و بدون ورود موازی به قلمرو شورای هنر و شورای عالی انقلاب فرهنگی، بتواند گره‌های واقعی بین‌دستگاهی را باز کند، می‌تواند به ظرفیتی مؤثر در حکمرانی فرهنگی تبدیل شود. اما اگر مرز وظایف روشن نباشد، مأموریت‌ها با ساختارهای موجود هم‌پوشانی داشته باشد و حوزه ادبیات نیز در سایه هنر قرار گیرد، تشکیل شورا نه‌تنها الزاماً به حل مسائل هنر و ادبیات منجر نخواهد شد، بلکه ممکن است یک لایه دیگر به معماری پرلایه و گاه ناکارآمد حکمرانی فرهنگی کشور اضافه کند.»

در این زمینه بخوانید: 

شورای عالی هنر و ادبیات تشکیل شد

به گزارش ایسنا، هیئت وزیران در جلسه ۱۱ شهریور ۱۴۰۵ تشکیل شورای عالی هنر را تصویب و در هشتم مهر آن را ابلاغ کرده است. بنابر اعلام خبر اولیه، احکام اعضای این شورا با امضاء معاون اول رئیس جمهور صادر خواهد شد و دبیرخانه آن در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مستقر خواهد بود.

انتهای پیام

∎​