شناسهٔ خبر: 80019748 - سرویس استانی
نسخه قابل چاپ منبع: ایسنا | لینک خبر

جشنواره‌ای که صداها در آن گم شد

«سی‌وهشتمین جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان در چهارمین روز برگزاری، با انتقادهایی درباره کیفیت و تنوع آثار و ضعف‌های اجرایی و رسانه‌ای روبه‌روست؛ چالش‌هایی که صداهای کودک را در جشنواره کم‌رنگ کرده است.»

صاحب‌خبر -

پیمان شاه‌سنایی، عکاس خبری، در یادداشتی درخصوص سی‌وهشتمین جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان که در اصفهان در حال برگزاری است، نوشته است: «چهار روز از سی‌وهشتمین جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان در اصفهان گذشته و تنها یک روز تا پایان آن باقی مانده است؛ اگرچه الان برای داوری نهایی کارنامه این دوره زود است، اما برای دیدن نشانه‌های یک رویکرد و سنجش کیفیت اجرا، انتخاب آثار و نسبت جشنواره با مخاطب اصلی‌اش زمان کافی وجود داشته است. آنچه در این چهار روز بیش از هر چیز خودنمایی می‌کند، نه کمبود برنامه، بلکه فاصله‌ای است که میان "جشنواره کودک" به عنوان یک مفهوم فرهنگی و آنچه در عمل در اصفهان در حال وقوع است، شکل گرفته است.

جشنواره‌ای با ۳۸ دوره سابقه نباید صرفاً با تعداد فیلم‌ها، نشست‌ها، کارگاه‌ها و مراسم سنجیده شود. پرسش اساسی‌تر این است که این حجم برنامه تا چه اندازه به یک تجربه فرهنگی منسجم برای کودک و نوجوان تبدیل شده است. اگر قرار است کودک و نوجوان محور چنین رویدادی باشند، نخستین معیار موفقیت باید رضایت و احساس تعلق همین مخاطبان باشد، نه صرفاً پرشدن جدول برنامه‌ها. از همین زاویه، واکنش برخی داوران و خبرنگاران کودک و نوجوان این دوره قابل تأمل است. آنان در گفت‌وگوهای خود از غلبه فضای جنگی، خشونت و روایت‌های تلخ در بخشی از آثار گلایه کرده‌اند و حتی کیفیت برخی فیلم‌ها را پایین‌تر از دوره‌های گذشته دانسته‌اند. این سخنان را نمی‌توان به سادگی کنار گذاشت؛ زیرا اگر مخاطب اصلی جشنواره در نخستین مواجهه با آثار، احساس کند جهان او در میان روایت‌های تکرارشونده بزرگسالان گم شده است، یک مسئله محتوایی جدی شکل گرفته است. البته پرداختن به جنگ و مقاومت، نه تنها مغایر با هویت فرهنگی کشور نیست، بلکه می‌تواند موضوعی ارزشمند برای سینمای کودک و نوجوان باشد. مسئله، اصل موضوع نیست؛ مسئله زبان روایت، تنوع موضوعی و جایگاه کودک در این روایت‌هاست. کودک می‌تواند جنگ را بفهمد، درباره آن پرسش کند و با پیامدهایش آشنا شود، اما سینمای کودک نمی‌تواند تمام جهان کودک را به جنگ تقلیل دهد. کودکی که باید در سینما تخیل، دوستی، خانواده، امید، شادی، کشف، ماجراجویی، مدرسه، فناوری و مسائل روزمره خود و ... را نیز ببیند، اگر با مجموعه‌ای از روایت‌های مشابه و سنگین مواجه شود، طبیعی است که احساس کند جشنواره از جهان او فاصله گرفته است.

مسئله دیگر، کیفیت برخی آثار است. وقتی تعدادی از عوامل فیلم‌ها از تولید عجولانه و آماده‌سازی در واپسین روزها سخن می‌گویند، این پرسش جدی مطرح می‌شود که آیا جشنواره همچنان نقش ویترین بهترین تولیدات سینمای کودک را ایفا می‌کند یا به محلی برای عرضه آثاری تبدیل شده است که به هر دلیل، فرصت کافی برای رسیدن به استانداردهای حرفه‌ای نداشته‌اند. جشنواره معتبر باید به تولید باکیفیت کمک کند، نه اینکه ضعف‌های چرخه تولید را در روزهای برگزاری آشکار کند.

در بخش بین‌الملل، فاصله میان عنوان و تجربه واقعی جشنواره حتی بیشتر به چشم می‌آید. شرایط دشوار سفرهای بین‌المللی و محدودیت‌های موجود در کشور، واقعیتی انکارناپذیر است و نمی‌توان برگزارکنندگان را بابت همه این محدودیت‌ها مسئول دانست. اما "بین‌المللی بودن" صرفاً به حضور چند فیلم خارجی یا نمایش پیام ضبط‌شده کارگردانان و داوران محدود نمی‌شود. حتی در شرایطی که امکان حضور فیزیکی میهمانان خارجی وجود ندارد، ارتباط زنده برخط با آنان می‌توانست بخشی از خلأ ارتباطی این بخش را جبران کند. استفاده غالب از پیام‌های ویدئویی ضبط‌شده، این پرسش را باقی می‌گذارد که بخش بین‌الملل این دوره تا چه اندازه توانسته از سطح نمایش آثار خارجی به سطح تعامل بین‌المللی برسد. مقایسه با جشنواره بین‌المللی فیلم "جیفونی" در همین نقطه اهمیت پیدا می‌کند. تفاوت جیفونی با یک جشنواره معمولی کودک در تعداد برنامه‌ها یا جلوه‌های تبلیغاتی آن نیست؛ تفاوت اصلی در تعریف مخاطب است. در جیفونی کودک تنها تماشاگر نیست، بلکه در مرکز تجربه جشنواره قرار دارد و مشارکت او در داوری، گفت‌وگو و فضای کلی رویداد به هویت جشنواره معنا می‌دهد. این همان نقطه‌ای است که جشنواره کودک ایران نیازمند بازاندیشی جدی است: آیا کودک در اینجا واقعاً صاحب جشنواره است یا صرفاً یکی از گروه‌های مخاطب آن؟

از منظر اجرایی نیز سی‌وهشتمین دوره با تناقضی آشکار روبه‌روست؛ برنامه‌ها آن‌قدر فشرده و پشت سر هم طراحی شده‌اند که فرصت نفس‌کشیدن برای مخاطب و رسانه باقی نمی‌ماند. برگزاری همزمان نشست‌های خبری فیلم‌ها در دو مکان جداگانه و با فاصله قابل توجه، در حالی که از رسانه‌ها خواسته شده بود یک خبرنگار و یک عکاس معرفی کنند، (تعدادی از رسانه‌ها عکاس و خبرنگار بیشتری معرفی کرده‌اند) عملاً پوشش همزمان رویدادها را غیرممکن می‌کند. رسانه نمی‌تواند در یک لحظه در دو سالن حضور داشته باشد و جشنواره نیز نمی‌تواند از رسانه انتظار پوشش کامل داشته باشد، اما ابزار آن را فراهم نکند. مشکل زمانی جدی‌تر می‌شود که اطلاع‌رسانی درباره برنامه‌ها نیز با همین نظم پیش نرود. در مواردی، خبرنگاران، داوران کودک و نوجوان و خبرنگاران نوجوان تا آخرین لحظات از برنامه دقیق خود اطلاع نداشتند. این مسئله شاید در ظاهر یک نقص ساده اجرایی به نظر برسد، اما در یک جشنواره حرفه‌ای، زمان‌بندی و اطلاع‌رسانی دقیق بخشی از زیرساخت رویداد است، نه یک امر حاشیه‌ای.

خانه جشنواره (سالن اجلاس اصفهان) نیز اگرچه از نظر ظاهری ظرفیت مناسبی دارد، اما برای فعالیت رسانه‌ای حرفه‌ای آماده نیست. محدودیت فضا در نشست‌های خبری، کمبود صندلی، مشکلات صوتی، کمبود پریز برق و نبود فضای کار مناسب، شرایطی ایجاد کرده که خبرنگار به جای تمرکز بر محتوای نشست، بخشی از انرژی خود را صرف پیدا کردن جای نشستن، اتصال تجهیزات و دسترسی به امکانات اولیه می‌کند. ضعف اینترنت و آنتن تلفن همراه نیز مسئله‌ای نیست که بتوان از کنار آن به سادگی گذشت. این مشکل پیش از آغاز جشنواره به مسئولان منتقل شده بود و وعده رفع یا تقویت زیرساخت ارتباطی داده شد، اما در عمل در بخش‌هایی از خانه جشنواره همچنان امکان دسترسی مناسب به اینترنت و حتی آنتن تلفن همراه وجود نداشت. در دوره‌ای که خبر، عکس و ویدئو باید در کوتاه‌ترین زمان منتشر شود، چنین ضعفی عملاً بخشی از مأموریت رسانه‌ای جشنواره را مختل می‌کند. در همین میان، نحوه اختصاص فضای رسانه‌ای نیز پرسش‌برانگیز است. در حالی که برای رسانه شهرداری فضای مشخص و مناسبی پیش‌بینی شده، دیگر رسانه‌ها با امکاناتی بسیار محدودتر مواجه بوده‌اند. جشنواره‌ای با این سابقه و جایگاه باید میان همه رسانه‌های رسمی حاضر، استانداردی حداقلی و عادلانه برای فعالیت حرفه‌ای ایجاد کند.

بخش مستند نیز نتوانسته آن‌گونه که انتظار می‌رفت جایگاه خود را پیدا کند. اگر قرار است مستند در جشنواره کودک و نوجوان حضور داشته باشد، باید از منظر فرم و محتوا نیز با مخاطب کودک ارتباط برقرار کند. تکرار مضامین سنگین جنگی بدون تنوع روایی کافی، نه تنها به هویت مستقل بخش مستند کمک نکرده، بلکه می‌تواند یکی از دلایل استقبال محدود از این بخش باشد. اما شاید یکی از جدی‌ترین فرصت‌های ازدست‌رفته این دوره، نسبت جشنواره با اصفهان باشد. اصفهان صرفاً یک سالن یا نشانی در جدول برگزاری نیست. شهری است با پیشینه‌ای کم‌نظیر در هنر، معماری، موسیقی و فرهنگ. با این حال، سهم این هویت در برنامه‌های جنبی جشنواره آن‌قدر که انتظار می‌رود محسوس نیست. حتی در مراسم مربوط به بخش بین‌الملل و کوتاه و مستند، به جای استفاده از ظرفیت موسیقی اصفهان، از گروهی برای اجرای موسیقی نواحی دیگر کشور استفاده شد. موسیقی اقوام ایران ارزشمند است، اما چنین انتخابی این پرسش را ایجاد می‌کند که چرا جشنواره‌ای که اصفهان را به عنوان میزبان خود برگزیده، از ظرفیت فرهنگی همین شهر برای معرفی اصفهان به مهمانان استفاده نکرده است.

در نهایت، سی‌وهشتمین جشنواره هنوز تمام نشده و انصاف حکم می‌کند نتایج نهایی، آثار برگزیده، میزان استقبال و دستاوردهای پایانی آن نیز در قضاوت نهایی لحاظ شود. اما آنچه در چهار روز نخست دیده شده، مجموعه‌ای از نشانه‌های پراکنده نیست؛ این نشانه‌ها در کنار یکدیگر تصویری از جشنواره‌ای ارائه می‌کنند که در بخش‌هایی بیش از اندازه گرفتار "برگزاری" شده و از "تجربه جشنواره" فاصله گرفته است. جشنواره کودک اگر قرار است پس از ۳۸ دوره همچنان اثرگذار باشد، باید یک بار دیگر از خود بپرسد برای چه کسی برگزار می‌شود. پاسخ این پرسش نباید در جدول برنامه‌ها، تعداد نشست‌ها یا تعداد فیلم‌ها جست‌وجو شود؛ پاسخ باید در واکنش کودکی پیدا شود که از سالن سینما بیرون می‌آید و احساس می‌کند آنچه دیده، بخشی از جهان او بوده است. جیفونی از همین نقطه درس مهمی برای جشنواره ایران دارد: جشنواره کودک زمانی به یک جریان فرهنگی تبدیل می‌شود که کودک را موضوع جشنواره نداند، بلکه او را صاحب تجربه جشنواره بداند.

سی‌وهشتمین دوره در اصفهان هنوز برای اصلاح مسیر فرصت دارد؛ اما اگر قرار باشد نقدهای این چهار روز تنها پس از پایان جشنواره شنیده شوند، بخش مهمی از فرصت یادگیری از خود رویداد از دست خواهد رفت. مسئله امروز، نفی جشنواره یا نادیده گرفتن زحمات برگزارکنندگان نیست؛ مسئله این است که رویدادی با ۳۸ دوره سابقه، شایسته استانداردی بالاتر از "برگزار شدن" است. جشنواره کودک باید دیده شود، اما مهم‌تر از آن، باید شنیده شود؛ و نخستین صدایی که باید شنید، صدای خود کودکان و نوجوانان است.»

انتهای پیام

∎​