شناسهٔ خبر: 80019595 - سرویس بین‌الملل
نسخه قابل چاپ منبع: فرارو | لینک خبر

بحران میان اسرائیل و متحدان غربی

تکرار سناریوی ۱۹۸۰ در خاورمیانه

کاهش تمرکز واشنگتن بر مناقشه اسرائیل و فلسطین، فرصت تازه‌ای برای افزایش نقش دیپلماتیک اروپا ایجاد کرده است. حمایت بریتانیا، کانادا و چند کشور اروپایی از اقدامات محدودکننده علیه شهرک‌های اسرائیلی نشان می‌دهد فاصله اروپا و آمریکا در این پرونده در حال افزایش است. با این حال، اختلافات داخلی اتحادیه اروپا همچنان مانع اصلی شکل‌گیری سیاستی مشترک است. موفقیت اروپا به توانایی آن در هماهنگی سیاسی، اقتصادی و دیپلماتیک بستگی دارد.

صاحب‌خبر -

فرارو–  آزریل برمانت، پژوهشگر ارشد مسائل بین الملل در مؤسسه روابط بین‌الملل پراگ

به گزارش فرارو به نقل از نشریه فارن پالیسی، با کاهش تمرکز واشنگتن بر مناقشه اسرائیل و فلسطین، اروپا بار دیگر در برابر یک فرصت تاریخی قرار گرفته است؛ اما آیا این بار کشورهای اروپایی می‌توانند از اختلافات داخلی عبور کرده و ابتکار عمل دیپلماتیک خود را به نتیجه برسانند؟

تصمیم اخیر بریتانیا برای ممنوعیت واردات کالا از شهرک‌های اسرائیلی در کرانه باختری، با حمایت کانادا و ۱۱ کشور اروپایی، یکی از جدی‌ترین بحران‌ها میان اسرائیل و متحدان غربی آن در چند دهه اخیر را رقم زده است. این اقدام در شرایطی صورت گرفت که از نگاه دولت‌های اروپایی، خشونت شهرک‌نشینان و گسترش شهرک‌سازی‌ها در کرانه باختری ادامه دارد و دولت آمریکا نیز واکنش مؤثری به این روند نشان نداده است.

اسرائیل واکنش تندی به تصمیم لندن نشان داده و دولت کارگر بریتانیا را متهم کرده است که تحت تأثیر جناح چپ حزب و رأی‌دهندگان مسلمان قرار گرفته است. با این حال، دامنه حمایت از اقدامات تنبیهی علیه اسرائیل تنها به بریتانیا محدود نیست و همراهی کانادا و مجموعه‌ای از کشورهای اروپایی نشان می‌دهد که مسئله را نمی‌توان صرفاً با ملاحظات سیاست داخلی بریتانیا توضیح داد.

اروپا در برابر خلأ واشنگتن

این تحولات یادآور دوره‌ای از تاریخ دیپلماسی خاورمیانه است که در آن اروپا در واکنش به کاهش نقش آمریکا، تلاش کرد مسیر مستقلی را برای اثرگذاری بر روند صلح دنبال کند. نمونه مهم این وضعیت به سال ۱۹۸۰ و دولت جیمی کارتر بازمی‌گردد.

در آن زمان، آمریکا درگیر بحران گروگان‌گیری در ایران بود و کارتر بخش قابل توجهی از سرمایه سیاسی خود را برای پیشبرد توافق صلح میان مصر و اسرائیل و بازگرداندن صحرای سینا به مصر صرف کرده بود. اگرچه دولت کارتر از مذاکرات مربوط به خودمختاری فلسطینیان حمایت می‌کرد، اما موضع واشنگتن درباره تشکیل یک دولت مستقل فلسطینی بسیار محدودتر از خواسته‌هایی بود که بعدها در اروپا مطرح شد.

این اختلاف نگاه در ژوئن ۱۹۸۰ به صدور «اعلامیه ونیز» از سوی جامعه اقتصادی اروپا منجر شد. کشورهای اروپایی در این سند بر حق تعیین سرنوشت فلسطینیان تأکید کردند، مشارکت سازمان آزادی‌بخش فلسطین در مذاکرات آینده را مطرح کردند و شهرک‌سازی‌های اسرائیل را مانعی جدی بر سر راه روند صلح دانستند. واشنگتن با این ابتکار موافق نبود و دولت کارتر به اروپایی‌ها هشدار داد که سیاست‌هایشان نباید روند مذاکرات کمپ دیوید را پیچیده‌تر کند. با این حال، کشورهای اروپایی مسیر خود را ادامه دادند.

چرا اروپا از آمریکا فاصله گرفت؟

اختلاف اروپا و آمریکا در آن دوره تنها به مسئله نفت یا فشار کشورهای عربی محدود نبود. اگرچه نگرانی درباره امنیت انرژی اروپا و قیمت نفت در تصمیمات برخی دولت‌ها نقش داشت، اما عوامل ژئوپلیتیکی و حقوقی نیز اهمیت داشتند.

اروپایی‌ها بر نقش حقوق بین‌الملل و حق تعیین سرنوشت فلسطینیان تأکید داشتند. از سوی دیگر، برخی دولت‌های اروپایی بر این باور بودند که حل‌نشدن مناقشه اسرائیل و فلسطین به بی‌ثباتی منطقه کمک می‌کند و می‌تواند زمینه را برای گسترش جریان‌های اسلام‌گرا و نفوذ شوروی فراهم کند. بنابراین، ابتکار اروپا را نمی‌توان صرفاً واکنشی اقتصادی به بحران انرژی دانست. این اقدام در عین حال تلاشی برای افزایش نقش مستقل اروپا در سیاست خاورمیانه بود.

تجربه لبنان؛ زمانی که اروپا فشار بیشتری وارد کرد

نمونه دیگر جنگ لبنان در سال ۱۹۸۲ است. پس از حمله اسرائیل به لبنان و محاصره بیروت، دولت رونالد ریگان در ابتدا از رویارویی مستقیم با دولت مناخیم بگین خودداری کرد. پس از کشتار صبرا و شتیلا، فشارهای بین‌المللی علیه اسرائیل افزایش یافت.

ریگان طرحی برای ایجاد نوعی خودگردانی فلسطینی ارائه کرد و خواستار توقف شهرک‌سازی‌ها شد، اما در برابر مخالفت دولت اسرائیل عقب‌نشینی کرد. در مقابل، بریتانیا و برخی کشورهای اروپایی اقدامات سخت‌تری از جمله تحریم تسلیحاتی و توقف همکاری‌های مالی با اسرائیل را در پیش گرفتند. این تجربه نشان می‌دهد که اروپا در دوره‌هایی که واشنگتن از اعمال فشار بر اسرائیل خودداری کرده، تلاش کرده است با ابزارهای اقتصادی و دیپلماتیک بر روند تحولات اثر بگذارد.

بازگشت اروپا به میدان

اکنون شرایط بار دیگر در حال تغییر است. طرح صلح دولت ترامپ برای غزه که با تبلیغات گسترده مطرح شده بود، در حال کم‌رنگ شدن است. همزمان، توجه دولت آمریکا به بحران ایران و نزدیک شدن انتخابات میان‌دوره‌ای باعث شده است مسئله کرانه باختری در اولویت پایین‌تری قرار گیرد.

در چنین شرایطی، اروپا بار دیگر با خلأیی مواجه شده است که می‌تواند آن را به فرصتی برای افزایش نقش دیپلماتیک تبدیل کند. البته اتحادیه اروپا هنوز در استفاده از اهرم اقتصادی خود محتاط است. این اتحادیه بزرگ‌ترین شریک تجاری اسرائیل محسوب می‌شود، اما اختلافات داخلی میان کشورهای عضو مانع از شکل‌گیری سیاستی یکپارچه شده است.

با این حال، افزایش اقدامات مستقل کشورهای اروپایی می‌تواند نشان دهد که این وضعیت در حال تغییر است. حتی بنیامین نتانیاهو در سال ۲۰۲۵ از نوعی «انزوا» برای اسرائیل سخن گفته و بر ضرورت افزایش خودکفایی اقتصادی و نظامی کشور تأکید کرده بود؛ اظهاراتی که به‌عنوان نشانه‌ای از نگرانی اسرائیل نسبت به احتمال افزایش فشارهای خارجی تفسیر شده است.

آیا اروپا می‌تواند خلأ آمریکا را پر کند؟

یکی از انتقادهای قدیمی به اروپا این است که اتحادیه اروپا، به دلیل اختلافات داخلی، توانایی تبدیل شدن به یک بازیگر واحد و مؤثر در مناقشه اسرائیل و فلسطین را ندارد. این انتقاد پس از حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ نیز مطرح شد.

با این حال، تجربه تاریخی نشان می‌دهد که اروپا در دوره‌هایی که واشنگتن از نقش فعال خود فاصله گرفته، توانسته است ابتکارهای مستقلی را مطرح کند. اکنون نیز با کاهش تمرکز آمریکا بر روند صلح و افزایش تنش در کرانه باختری، کشورهای اروپایی می‌توانند بار دیگر تلاش کنند نقش خود را از یک بازیگر اقتصادی به یک بازیگر فعال‌تر دیپلماتیک ارتقا دهند.

مسئله اصلی اما میزان توانایی اروپا برای تبدیل فشارهای سیاسی و اقتصادی به یک راهبرد منسجم است. اگر کشورهای اروپایی بتوانند درباره ابزارهای مشترک فشار، مسئله شهرک‌سازی‌ها، راه‌حل دو دولتی و جایگاه فلسطینیان در مذاکرات به هماهنگی برسند، فضای جدیدی برای دیپلماسی ایجاد خواهد شد. در غیر این صورت، اختلافات داخلی اروپا همچنان یکی از مهم‌ترین موانع تبدیل این فرصت به ابتکاری مؤثر خواهد بود.

در نهایت، تجربه دهه‌های گذشته نشان می‌دهد که نقش اروپا در خاورمیانه تا حد زیادی به میزان حضور یا غیاب آمریکا وابسته بوده است. هرچه واشنگتن از روند سیاسی فاصله بیشتری بگیرد، فضای بیشتری برای تحرک اروپا ایجاد می‌شود؛ اما اینکه این فضا به یک ابتکار صلح پایدار تبدیل شود، به اراده سیاسی و میزان هماهنگی کشورهای اروپایی بستگی خواهد داشت.

نویسنده : آرزیل برمانت
∎​