مجموعهای از تحولات اتفاق افتاد که نهتنها رژیم صهیونیستی، بلکه تصویر و ادعای سلطه غرب بر منطقه را نیز تحت تأثیر قرار داد. نخستین مسأله، فرو ریختن افسانه شکستناپذیری اسرائیل بود. یک گروه آزادیبخش کوچک، با امکانات و سلاحهای محدود، توانست با طراحی و اجرای یک عملیات مؤثر، ارتش اسرائیل را غافلگیر و آن را با چالش جدی مواجه کند. این مسأله برای اسرائیل و متحدان غربی آن بسیار مهم بود؛ زیرا نشان داد یک نیروی کوچک نیز میتواند با برنامهریزی دقیق، ارتشی را که سالها بهعنوان یکی از قدرتمندترین ارتشهای منطقه معرفی شده، غافلگیر کند و به چالش بکشد. اسرائیل پس از آن نیز وارد یک چالش بسیار بزرگ شد و با وجود عملیات گسترده، همچنان نتوانسته به یک نتیجه نهایی و پایدار در غزه دست پیدا کند. دومین مسأله، ضربهای بود که به تصویر قدرت اطلاعاتی موساد وارد شد. سالها این تصور ایجاد شده بود که موساد و دستگاههای اطلاعاتی اسرائیل بر تحولات امنیتی منطقه، بهویژه در سرزمینهای فلسطینی، اشراف کامل دارند و میتوانند تحرکات گروههای مختلف را رصد و شناسایی کنند. اما غزه، با وجود مساحت بسیار محدود خود، توانست برای یک عملیات گسترده و مؤثر آماده شود؛ عملیاتی که دستگاه اطلاعاتی اسرائیل از ابعاد و زمان دقیق آن اطلاع نداشت. این مسأله نشاندهنده وجود شکافهای جدی در دستگاه اطلاعاتی اسرائیل بود و تصویری را که از قدرت اطلاعاتی و اشراف کامل این دستگاه ساخته شده بود، با چالش مواجه کرد. این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که پس از چنین رخدادی، ادعاهای مربوط به اشراف اطلاعاتی مطلق اسرائیل دیگر نمیتواند مانند گذشته برای همه باورپذیر باشد. مسأله سوم، ضربه به تصویری بود که اسرائیل طی دههها از خود بهعنوان یک نظام دموکراتیک و دارای ارزشهای حقوق بشری در منطقه ارائه کرده بود. در جریان جنگ غزه، تصاویر و گزارشهای گستردهای از کشته شدن غیرنظامیان، کودکان، حمله به بیمارستانها، مدارس و مراکز سازمان ملل و دیگر اقدامات مورد مناقشه منتشر شد. این تحولات باعث شد تصویر ساختهشده از اسرائیل بهعنوان یک رژیم متکی بر ارزشهای دموکراتیک و حقوق بشری با چالش جدی مواجه شود. در واقع، هزینههای بسیار زیادی که طی سالها برای بازسازی چهره اسرائیل، آمریکا و دیگر قدرتهای غربی صرف شده بود، تحت تأثیر وقایع غزه قرار گرفت. از این منظر، یکی از ابزارهای مهم قدرت غرب، یعنی استفاده از مفهوم حقوق بشر برای ایجاد مشروعیت بینالمللی، با چالش مواجه شد. همزمان، ادعای شکستناپذیری ارتشهای غربی و ارتشهای آموزشدیده و مجهز به فناوری غربی نیز با پرسشهایی جدی روبهرو شد. پیامد دیگر جنگ غزه، کاهش مشروعیت اسرائیل در میان بخشهایی از نخبگان، دانشگاهیان و افکار عمومی جهان بود. در بسیاری از دانشگاههای بزرگ جهان، دانشجویان و استادان در حمایت از مردم فلسطین به میدان آمدند و در مواردی این اعتراضات برای آنان هزینههایی نیز به همراه داشت. این مسأله نشان داد که موضوع فلسطین صرفا یک مسأله محدود به خاورمیانه نیست و در میان بخشهایی از جامعه دانشگاهی و نخبگان جهان نیز به یک مسأله مهم تبدیل شده است. این وضعیت را حتی میتوان در عرصه ورزش نیز مشاهده کرد. در بسیاری از ورزشگاهها و مسابقات ورزشی، پرچم فلسطین و حمایت از مردم فلسطین به یکی از جلوههای مهم اعتراضات عمومی تبدیل شده است. این مسأله از منظر مشروعیت بینالمللی اهمیت دارد؛ بهویژه برای رژیمی که دههها تلاش کرده بود برای خود مشروعیت بینالمللی ایجاد کند. پیامد دیگر، تأثیر جنگ غزه بر روند عادیسازی روابط اسرائیل با کشورهای عربی و طرح «صلح ابراهیم» بود. روندی که پیش از جنگ با جدیت دنبال میشد، پس از تحولات غزه با موانع و فشارهای جدی مواجه شد و کشورهای عربی نیز در فضای افکار عمومی خود با محدودیت بیشتری برای ادامه این روند روبهرو شدند. اگر تحولات چند دهه گذشته را در کنار وقایع غزه قرار دهیم، میتوان گفت بخشی از دستاوردهایی که اسرائیل طی سالها برای ایجاد مشروعیت، تثبیت جایگاه بینالمللی و ایجاد تصویر قدرت و برتری اطلاعاتی و نظامی به دستآورده بود، در نتیجه این جنگ با چالش جدی مواجه شده است. در داخل اسرائیل نیز پیامدهای جنگ قابل توجه بوده است. اقتصاد با مشکلات جدی مواجه شده، دستگاههای امنیتی و اطلاعاتی با چالشهای مهمی روبهرو شدهاند و مسأله امنیت همچنان یکی از دغدغههای اصلی این رژیم است. یکی از نشانههای تداوم این نگرانی، ادامه درگیریها و حملات متقابل است. حتی پس از گذشت مدت طولانی از آغاز جنگ، اسرائیل همچنان از احتمال حملات نیروهای فلسطینی نگران است. این مسأله نشان میدهد از نگاه اسرائیل، تهدید امنیتی ناشی از غزه بهطور کامل برطرف نشده است. در نهایت، میتوان گفت یکی از پیامدهای مهم جنگ این است که اسرائیل با وجود وارد کردن خسارتهای سنگین به غزه و مردم فلسطین، نتوانسته مسأله مقاومت و تهدید امنیتی را بهطور کامل از میان ببرد. حتی میتوان استدلال کرد که مجموعه این تحولات، زمینههای جدیدی برای شکلگیری و تداوم مقاومت در نسلهای آینده فلسطینی ایجاد کرده است. به بیان دیگر، اگرچه جنگ هزینههای بسیار سنگینی برای مردم غزه به همراه داشته، اما همزمان مجموعهای از چالشهای نظامی، اطلاعاتی، سیاسی، حقوقی، اقتصادی و مشروعیتی را نیز برای اسرائیل ایجاد کرده است؛ چالشهایی که آثار آنها میتواند فراتر از خود غزه و در سطح منطقهای و بینالمللی ادامه پیدا کند.
∎زخم غزه بر چهره اسرائیل و آمریکا
شرایط امروز غزه را میتوان از دو زاویه مورد بررسی قرار داد. از یک زاویه، واقعیتهای مربوط به هزینههای انسانی و مادی جنگ قابل انکار نیست. در این جنگ، شمار زیادی از مردم فلسطین شهید و مجروح شدهاند، ساختمانها و زیرساختهای غزه بهشدت تخریب شده و بسیاری از شخصیتها، رهبران و فرماندهان ارزشمند فلسطینی نیز جان خود را از دست دادهاند. اینها واقعیتهایی است که پس از عملیات «طوفان الاقصی» و جنگ متعاقب آن رخ داده و نمیتوان آنها را نادیده گرفت. اما در کنار این زاویه، باید به ضرباتی که اسرائیل در جریان این جنگ متحمل شده نیز توجه کرد.
شرایط امروز غزه را میتوان از دو زاویه مورد بررسی قرار داد. از یک زاویه، واقعیتهای مربوط به هزینههای انسانی و مادی جنگ قابل انکار نیست. در این جنگ، شمار زی...
صاحبخبر -