بهگزارش قدس آنلاین، در روز ۲۱۹ جنگ، نخستین پاسخ عملی به پرسش دیروز داده شد. کمیته عالی پیمان مکه پس از نشست اضطراری ریاض تصمیم گرفت تعهدات دفاع جمعی را فعال کرده و زمینه استقرار سریع نیروها و قابلیتهای نظامی پاکستان و ترکیه در عربستان را فراهم کند. وزیر دفاع پاکستان نیز گفته نیروهای پاکستانی در مأموریتهای پشتیبانی و شناسایی مشارکت دارند، هرچند عملیات رزمی زمینی فعلاً برعهده نیروهای سعودی و یمنی است.
الجزیره این تحول را نخستین اجرای عملی پیمانی توصیف کرده که در ماه آگوست امضا شد. در بیانیه مشترک نیز بهصراحت از «اجرای عملی تعهدات دفاع جمعی» و فراهم کردن نیرو و ظرفیت نظامی سخن رفته است. پیمان مکه تلاش میکند فقط یک امضا نباشد، اما هنوز معلوم نیست دقیقاً چه چیزی خواهد شد.
دفاع از عربستان؛ نه جنگ در یمن؟
همین ابهام مهمترین ویژگی وضعیت فعلی است. پاکستان تأکید کرده مأموریتش دفاعی است. دستگیرخان، مقامهای نظامی و وزیر دفاع این کشور میان حفاظت از خاک عربستان و ورود به عملیات علیه انصارالله در داخل یمن تمایز گذاشتهاند. درباره ترکیه حتی جزئیات کمتری وجود دارد و استقرار عملی نیروهای ترک هنوز به همان روشنی پاکستان تأیید نشده است.
این مرزبندی برای اسلامآباد ضروری است. پاکستان در سال ۲۰۱۵ نیز حاضر نشد مستقیماً وارد جنگ یمن شود و پارلمان این کشور بر بیطرفی تأکید کرد، اما شرایط امروز دشوارتر است. فرودگاههای جازان و نجران هدف قرار گرفتهاند. انصارالله همچنین از حملات تازه به تأسیسات و فرودگاههای سعودی خبر داده است. وقتی حمله داخل خاک عربستان رخ میدهد، خط میان «دفاع از عربستان» و «جنگ با عامل حمله» باریکتر میشود.
میانجی با یونیفرم
این مسئله برای پاکستان حساسیت دیگری هم دارد. همان کشوری که اکنون در چارچوب پیمان مکه در مأموریت شناسایی و دفاع از عربستان مشارکت میکند، یکی از کانالهای اصلی میان تهران و واشنگتن نیز هست. آنتونیو گوترش امروز در اسلامآباد حضور دارد و سازمان ملل صراحتاً گفته یکی از محورهای مذاکرات او، نقش پاکستان در میانجیگری میان ایران و آمریکاست.
پاکستان اکنون در موقعیتی غیرمعمول قرار گرفته است. هم میانجی جنگ ایران و آمریکاست و هم شریک نظامی مهم کشوری که در یکی از اصلیترین جبهههای مرتبط با این جنگ میجنگد.
الجزیره به نقل از تحلیلگران نوشته اگر نقش پاکستان به دفاع هوایی، حفاظت از زیرساختها و شناسایی محدود بماند، حفظ این دو نقش همچنان ممکن است؛ اما ورود مستقیم به عملیات علیه انصارالله، اعتبار بیطرفی اسلامآباد را پیچیدهتر میکند. این همان نقطهای است که ایران با دقت دنبال خواهد کرد.
مسئله برای ایران، فقط انصارالله نیست
مؤسسه مطالعات خاورمیانه، پیش از فعال شدن پیمان نوشته بود ارزش واقعی توافق مکه میتواند نه در مادهای شبیه «دفاع جمعی ناتو»، بلکه در ایجاد نهادها، هماهنگی نظامی و سازوکارهای عملیاتی مشترک باشد. اتفاقات دو روز اخیر دقیقاً همان فرضیه را وارد مرحله اجرا کرده است. مرکز عربی واشنگتن نیز پیشبینی کرده بود اهمیت پیمان بیش از واکنش نظامی فوری، در «نهادینه کردن همکاری، تجمیع قابلیتها و افزایش قابلیت همکاری نظامی» سه کشور خواهد بود.
اگر این روند تثبیت شود، محیط راهبردی پیرامون ایران بهتدریج تغییر میکند. عربستان دیگر فقط بر چتر آمریکا تکیه نمیکند، بلکه شبکهای از شرکای منطقهای با قابلیتهای متفاوت ایجاد میکند. با این حال، هنوز نشانهای وجود ندارد که ترکیه و پاکستان خواهان تبدیل این ساختار به یک بلوک صریح ضدایرانی باشند. هر دو کشور همچنان روابط مستقیم با تهران دارند و پاکستان حتی پیشنهاد ایران برای گفتوگوی سیاسی با انصارالله را به نشست پیمان مکه منتقل کرده بود. بنابراین یکی از مسائل اصلی برای ایران، جلوگیری از تبدیل یک پیمان دفاع از عربستان به یک معماری علیه ایران است.
شروع آزمون پیمان مکه
یک روز پیش، مسئله این بود که آیا پیمان مکه میتواند از بیانیههای سیاسی فراتر برود. امروز بخشی از پاسخ روشن شده است. پاکستان وارد مأموریت پشتیبانی شده، ترکیه تعهد به مشارکت در اقدامات دفاع جمعی داده و عربستان برای نخستین بار توانسته حمله به خاک خود را به فعال شدن رسمی یک پیمان سهجانبه تبدیل کند.
اما آزمون واقعی تازه از اینجا شروع میشود. اگر مأموریت در حفاظت از عربستان متوقف شود، پیمان مکه یک سازوکار بازدارندگی منطقهای باقی میماند. اگر نیروهای اعضا وارد جنگ یمن شوند، ماهیت توافق تغییر خواهد کرد و پیامد آن مستقیماً به موازنه قدرت در منطقه خواهد رسید. پیمان مکه از روی کاغذ بلند شده است ولی هنوز معلوم نیست تا کجای میدان راه خواهد رفت.